تأملی بر پیوند فیلم و کتاب از نگاه بنفشه رسولیان

سینمای اقتباسی از ادبیات کودک و نوجوان جذاب، عمیق و آموزنده

اگر دنیای هفت‌رنگ سینما و دنیای هزارتوی ادبیات کودک و نوجوان دست در دست یکدیگر بگذارند، جهانی نو در عرصه هنر خلق می‌شود که رنگ‌ها و ماجراهای سینما و کتاب را یکجا به مخاطبش هدیه می‌دهد.

تاریخ انتشار: 12:22 - پنجشنبه 12 مهر 1403
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
سینمای اقتباسی از ادبیات کودک و نوجوان  جذاب، عمیق و آموزنده

به گزارش اصفهان زیبا؛ اگر دنیای هفت‌رنگ سینما و دنیای هزارتوی ادبیات کودک و نوجوان دست در دست یکدیگر بگذارند، جهانی نو در عرصه هنر خلق می‌شود که رنگ‌ها و ماجراهای سینما و کتاب را یکجا به مخاطبش هدیه می‌دهد. سینمای اقتباسی از ادبیات کودک و نوجوان که می‌توان آن را هنری مستقل دانست، تأثیرات مثبت و چالش‌های خاص خود را دارد که آن‌ها را در گفت‌وگو با بنفشه رسولیان، از نویسندگان نام‌آشنای ادبیات کودک و نوجوان بررسی کرده‌ایم.

به ‌نظر شما سینمای اقتباسی از ادبیات داستانی کودک و نوجوان یک هنر مستقل است؟

قطعا سینمایی که از دل کتاب‌های کودک و نوجوان متولد می‌شود، هنری مستقل است. این هنر ظرفیت ارزشمندی برای معرفی ادبیات به کودکان و نوجوانان است.

نقدی هم می‌توان به آن داشت؟

نقدی که می‌توان به سینمای اقتباسی وارد کرد، تأثیر منفی آن بر روند کتاب‌خوانی جامعه است؛ یعنی پس از تولید یک فیلم یا سریال بر اساس یک کتاب کودک یا نوجوان ممکن است جامعه به دیدن فیلم اکتفا کند و دیگر آن را نخواند. کتاب‌های «هری‌‌پاتر» در ایران به همین سرنوشت دچار شدند؛ مخصوصا اینکه حجمشان بسیار بود؛ درحالی‌که یک فیلم می‌تواند خوانندگان آن را بیشتر کند. صف‌های خرید و امضای این کتاب جی کی رولینگ معروف است. وقتی بچه‌ها در اروپا و آمریکا فیلم‌های «هری‌پاتر» را دیدند، اعتراض کردند که چرا داستان فیلم با ماجراهای کتاب فرق دارد. وقتی فرهنگ کتاب‌خوانی قوی باشد، تفاوت فیلم و کتاب هم درک می‌شود. این موضوع با برنامه‌ریزی و صرف هزینه به سرانجام می‌رسد. به فرهنگ‌سازی نیاز است.

کدام فیلم اقتباسی از ادبیات کودک و نوجوان را در ایران موفق‌تر می‌دانید؟

به‌ نظرم «قصه‌های مجید» یک اثر ماندگار است؛ به‌ غیر از آن، متأسفانه هیچ اثر فاخری را نمی‌توانم نام ببرم.

آیا این فقر به ضعف ادبیات کودک و نوجوان مربوط می‌شود؟

متأسفانه ادبیات کودک و نوجوان ایران در سال‌های اخیر رو به سمت ترجمه دارد. همین مسئله باعث شده است فیلم‌سازان نیز علاقه‌ای برای اقتباس از آثار ادبیات کودک و نوجوان ملی نداشته باشند. صریح بگویم چون اصلا این بخش از ادبیات ما دیده نمی‌شود. در دوسه‌ دهه اخیر آثار متعددی به زبان فارسی خلق شده است که ظرفیتی مشابه «قصه‌های مجید» دارند؛، اما دیده نشده‌اند. در حال حاضر، هزینه‌های انتشار کتاب سرسام‌آور است.

هزینه‌های کاغذ، تصویرگری و چاپ، ادبیات کودک و نوجوان ما را به سمتی برده که نمی‌تواند آن‌طور که شایسته است، دیده شود. ناشر ما براساس همین مشکلات ترجیح می‌دهد فقط یک هزینۀ ترجمه بپردازد. خود من از نویسندگانی هستم که کار تألیفی انجام می‌دهم و آثارم در خارج از کشور (کشورهای حوزه خلیج‌فارس) فروش خوبی داشته است.

آیا می‌توان گفت که در کنار ناشران، گروهی از سینماگران ما نیز از ادبیات فاصله گرفته‌اند و آدم‌های اهل کتاب و مطالعه‌ای مانند مرحوم کیومرث پوراحمد نیستند؟

متأسفانه باید بگویم صددرصد. من خودم معلم مقطع ابتدایی هستم و امسال سی‌وسومین سال خدمتم است. هرچه جلوتر می‌رویم، کشش بچه‌ها به سمت رسانه‌های تصویری بیشتر می‌شود و از کتاب‌خواندن فاصله‌ می‌گیرند. اگر کتابی باشد که به‌درستی علایق و سلیقه بچه‌ها را لحاظ کرده باشد، واقعا کودک و نوجوان ما جذب آن اثر می‌شود. بچه‌های این دوره بسیار به داستان‌های علمی و تخیلی و فانتزی که همراه یک فان هم باشد، علاقه‌مندند. بچه‌ها دوستدار طنز هستند؛ حتی دلشان می‌خواهد در ژانر وحشت هم مضامین فان را ببینند.

ناشران قدرتمند ما همچنان با نویسندگانی کار می‌کنند که از این خواسته نسل آلفا بی‌اطلاع هستند. هر سال که سر کلاس می‌روم، با بچه‌هایی روبه‌رو می‌شوم که خواسته‌ها و علایقشان، فکرشان و حتی دامنه لغاتشان با بچه‌های سال قبل متفاوت است. هرکس که می‌خواهد برای این نسل داستان بنویسد، باید آن‌ها را بشناسد. ناشران و نویسندگانی ادبیاتِ کودک و نوجوان ما را در دست گرفته‌اند که با این گروه آشنایی ندارند؛ در فیلم‌سازی هم همین اتفاق دارد می‌افتد. یک گروه که ثروت خاصی دارند، فیلم و سینمای خانگی ما را در دست گرفته‌اند. برای بچه‌های ما چه‌ کرده‌اند؟

نمایش فیلم اقتباسی چقدر بر آموزش، آگاهی و هویت‌بخشی این گروه می‌تواند تأثیر بگذارد؟

فیلم‌ها و انیمه‌های اقتباسی از ادبیات کودک و نوجوان، دریچه‌ای به روی یک زبان جدید هستند. منظورم از زبان طرز تفکر و تفکر انتقادی است. بسیاری از انیمیشن‌ها که شاید حدود پنج دقیقه باشند، در همین مدت کوتاه، موضوع‌های اجتماعی و ظریفی را به کودک و نوجوان آموزش می‌دهند که شاید از مسیر یک کتاب درسی محقق نشود؛ اما جذابیت دارد.

ما برای یک آموزش عمیق و روان‌شناختی در مدارسمان به تماشای فلیم‌ها و انیمه‌ها و گفت‌وگو درباره آن‌ها نیازمندیم. یک مثال بزنم: بخشی از جامعه ما بیماران، معلولان و افراد با نیازهای خاص هستند و در بین ما زندگی می‌کنند؛ مانند کودکان پروانه‌ای که خیلی‌ها اطلاع درستی از آنان ندارند. ما در کتاب‌های درسی‌مان هیچ آموزشی در این خصوص به دانش‌آموزان نمی‌دهیم. ادبیات کودک و نوجوان و فیلم‌های اقتباسی قطعا به‌منظور آگاهی از این موضوع‌ها مؤثرند.