به گزارش اصفهان زیبا؛ «تاکسیدرمی» در فجر چهلوسوم که فیلم کُمدی کم به خود ندیده است، میتواند جایگاه متفاوتی داشته باشد. اما این فیلم هم از عارضه دستپاچگی و شتابزدگی عاری نیست. مشکلی که سینمای کمدی به آن دچار است، بمبارانکردن مخاطب با شوخیها و لحظات بهظاهر بامزه است. بهشکلی که داستان و توجیههای روایی و ابعاد و مراحل پلات، در این میان از دست رفته و گُم میشوند. فیلم در هر لحظه سعی میکند بامزه باشد و ناگزیر، در لحظات بسیاری خندهدار نخواهد بود و بیمزه میشود. این مهم است که مخاطب فرصت نفسکشیدن در طول فیلم داشته باشد و بتواند قطعات روایت را بهخوبی بازشناسد و در کنار هم بچیند.
قصه فیلم که وامگرفته از یک داستان واقعی است، درباره یکی از برادران ناتنی محمدرضا پهلوی، یعنی عبدالرضا پهلوی است. کسی که در عرصه سیاست گوشهنشین و کمرنگ بود و بیشتر وقت و دلمشغولیاش صرف شکار و تاکسیدرمی میشد. فیلم از جایی شروع میشود که پهلویها دارند بساط خود را جمع میکنند که از ایران بروند و عبدالرضا که مورد بیمهری برادر قرار گرفته، نمیداند در میان این مردم خشمگین و انتقامجو چه کند. «تاکسیدرمی» تا حدی میخواهد سیروسفر درونی شخصیت را برای ما ترسیم کند و ناکامیهای متوالی او را به بار بنشاند.
«تاکسیدرمی» سعی کرده است با آوردن عناصر غیررئال و فانتزی در فیلم، فضایی جدید خلق کند که البته چنین کاری میکند و خود را در مقایسه با بخش زیادی از کمدیها متمایز مینماید. این فیلم با طمأنینهای که در قصهگویی خود دارد، چندان تقلبی و باسمهای جلوه نمیکند؛ اگرچه قدرتمند و نافذ هم نیست. اما مشخص نیست این عناصر فانتزی دقیقاً قرار است چه نقشی در فیلم داشته باشند. وقتی با فیلمی رخبهرخ میشویم که در آن شخصیتهای عجیب و غریبهای وارد داستان میشوند که گویی مال این جهان نیستند، این حضور باید تأثیر و حاصلی در روند قصه داشته باشد. «تاکسیدرمی» شخصیت غریبه موعظهگری را در خود دارد که مشخص نیست قرار است چه کند. او پیشگوست؟ یا یک پیر خردمند و گمگشته؟ او با تکرار این حرفهای تکراری در هر حضورش، چه خلل یا تغییری در مسیر زندگی عبدالرضا ایجاد میکند؟ درواقع عبدالرضا هیچ عبرت یا ارادهای به دست نمیآورد. او در انتهای فیلم همان نگونبختی است که در ابتدای آن بود.
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، حذف و زدودن شخصیت غریبه پرسهزن و برخی تخیلات عبدالرضا، هیچ تغییری در روند فیلم ایجاد نخواهد کرد. این عناصر صرفاً دکورها و رویههایی هستند تا رنگولعاب فیلم را افزون کنند؛ ولی بودونبودشان تفاوتی در جایی ایجاد نمیکند. اما صرف همین دکورها قابل توجه و جاهطلبانه هستند و لااقل از نظر بصری اندک حظی به مخاطب میدهند.
باید بر این موضوع ارج نهاد که تهیهکنندهای حاضر است برای یک فیلم کمدی خارج از جریان اصلی هزینه کند و فیلم را در لوکیشنهایی خارج از شهر، مثل جنگل و تونل و رود و جاده فیلمبرداری کند و برای وقت و چشم مخاطب ارزش قائل باشد.
ترکیب حسن معجونی، مجید صالحی و هادی کاظمی و بهویژه بازی خوب حسن معجونی نیز از اتفاقات خوب این فیلم بود که تماشای فیلم را قابل تحمل میکرد. «تاکسیدرمی» را باید جزئی از جریان نوگرای کمدی در سینمای ایران دانست که اگرچه گامهای اول خود را سست و نامطمئن بر میدارد، میتواند امیدهای بسیاری برای آینده خلق کند.



