دیدن انیمیشن «نگهبانان خورشید» خارج از بخش مسابقه جشنواره امسال و مواجهه دوباره با برخی ایرادات رایج که در بسیاری از انیمیشنهایمان تکرار میشود مرا بر آن داشت تا درباره آثار پویانمایی و مخاطب کودک بنویسم و کمی عمیقتر به مواجهه کودکان با سینما فکر کنم.
«اسکورت» دوّمین تجربه یوسف حاتمیکیا در سینمای بلند داستانی است. فیلمی که از حیث داستان و کارگردانی، با فیلم اوّلِ او فاصله بسیاری دارد و در جایگاه بهتر و جدّیتری میایستد.
دوره چهلوچهارمِ رویداد سینماییِ فجر امسال در حالی آغاز به کار کرد که جامعه ایران، مثل بسیاری از سالهای دیگر، درگیرِ بحرانهای فراگیر و فرساینده است.
نخستین فیلمِ بلندِ سعیدِ زمانیان، کارگردانِ نامآشنای فیلم کوتاه، اثری است شلخته و سرگردان که پروندههای بسیاری را میگشاید و پیش از رسیدگی، آنها را رها میکند.
صحبت درباره فیلم «قایقسواری در تهران» را باید از نامش شروع کرد؛ نامی که هیچ ارتباطِ معناداری با داستانِ فیلم ندارد.
فیلم «زندهشور» دربارف موضوع پرتکرارِ سینمای داستانی و مستندِ ایران است: لحظه اعدام. این پدیده همواره واجد نوعی رازآلودگی و جذّابیتِ پنهان است که آدمها دوست دارند از چگونگی و کمّ و کیفش سر در بیاورند؛ گرچه همزمان از آن ترس و واهمه دارند.
فیلمِ جدیدِ بابک خواجهپاشا، تلاشی است ناموفق برای روایتکردنِ داستانی در دلِ ویرانیها و آوارگیهای غزه. خواجهپاشا ویرانیها و آوارگیها را انصافا خوب و طبیعی نشان میدهد، ولی داستانی برای روایت ندارد.
ابراهیم مرادی، فیلمساز اهل اصفهان، امسال با فیلم مستند جدید خود به اسم «ماجو» در جشنواره سینما حقیقت حضور داشت.
در میدان تولیداتِ سینمایی ایران، هنوز یکی از مهمترین نیروها و بازیگرانِ اثرگذار، دولت است.
فیلم «مرجان» آخرین ساختۀ کارگردانِ اصفهانی، میلاد بنیطباست که به تازگی در سینماها به نمایش در آمده است. این فیلم دربارۀ دختری به نام مرجان است که در یک خانوادۀ مردسالار زندگی میکند و از حق انتخاب و تصمیمگیری برای زندگی شخصی خود، مثلاً انتخاب همسر، محروم است.
شاید در ابتدای ظهور سینما، انسان در برابرِ خود چیزی بیش از یک صنعتِ پیچیدۀ تفننی و ماجراجویانه که عمدتا جنبۀ فراغت و سرگرمی داشت، مشاهده نمیکرد؛ اما در زمانِ کوتاهی سینما به ابزاری بدل شد که شاید مهمترین راهِ نرم و غیرمستقیم برای حاکمسازیِ هژمونی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را پیشِ روی قدرتها قرار داد.
اواخر نوروز، در کنار پل خواجو، مردی شیرازی نزدیک میشود و میگوید: «زایندهرود را پس کی باز میکنند؟ ما به هوای آب اومدیم اصفهان. الان چندروزه منتظریم تا باز کنن؛ ولی هنوز خبری نیست!»