چطور با خستگی و اضطراب و اندوه ناشی از جنگ مقابله کنیم؟

با غم خود چه کنیم؟

حالا نزدیک به 5 روز از اعلام آتش‌بش و توقف حملات اسرائیل به ایران گذشته است؛ حملات ناگهانی که 12 روز تمام ادامه داشت و موجی از غم و اضطراب را به جامعه تحمیل کرد و باعث شد تا شهروندان لحظات پرتنش و پر از واهمه‌ای را تجربه کنند که شاید تا پیش از این برای خیلی‌هایشان غیرقابل تصور و باورنشدنی بود؛ انگار که دچار کابوس شده باشند!

تاریخ انتشار: 09:41 - یکشنبه 8 تیر 1404
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
با غم خود چه کنیم؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ حالا نزدیک به 5 روز از اعلام آتش‌بش و توقف حملات اسرائیل به ایران گذشته است؛ حملات ناگهانی که 12 روز تمام ادامه داشت و موجی از غم و اضطراب را به جامعه تحمیل کرد و باعث شد تا شهروندان لحظات پرتنش و پر از واهمه‌ای را تجربه کنند که شاید تا پیش از این برای خیلی‌هایشان غیرقابل تصور و باورنشدنی بود؛ انگار که دچار کابوس شده باشند!

از آغاز جنگ تا پایان آن، فشارهای روانی بسیاری بر افراد تحمیل شد؛ ترس از ادامه‌دار شدن جنگ، به شهادت رسیدن بسیاری از شهروندان و آینده نامعلوم و… همه دست به دست هم دادند تا گروه‌های مختلفی از جامعه آسیب ببیند.

حالا و در شرایطی که جنگ به خاتمه رسیده است، اما هنوز بسیاری از افراد نتوانستند فشار ناشی از این بحران را تاب بیاورند و به وضعیت پیش از جنگ برگردند؛ اتفاقی که البته چندان دور از ذهن نبود و انتظار آن می‌رفت.

سهیل رحیمی، متخصص روان‌شناسی و عضو هئیت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» از راهکارهایی می‌گوید که منجر به تامین سلامت روان افراد در دوران پس از جنگ می‌شود.

حدود 5 روز از پایان حملات اسرائیل به ایران گذشته است؛ بحرانی ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی که مسلماً تبعات بسیاری را بر جای گذاشته است و باعث شده تا هنوز پس از توقف جنگ، بسیاری از افراد با اضطراب و ترس و خستگی ناشی از آن کنار نیایند و نتوانند همچون روزهای گذشته، فعالیت‌های خود را از سر بگیرند. در این شرایط چگونه افراد می‌توانند سلامت روان خود را به دست آورند و اضطراب ناشی از آن را رها کنند؟

پاسخ به این سوال را با جمله‌ای که اخیراً رئیس‌جمهور به آن اشاره کرد، شروع می‌کنم؛ امیدوارم این جنگ چشم ما را بازکرده باشد. به تعبیر من روان‌شناس، این جمله به آن معناست که جنگ چیز خوبی نیست و با خودش مسائل و مشکلات زیادی را برای جامعه ایجاد می‌کند.

صدها تن کشته و خانواده‌های بسیاری سوگوار می‌شوند و داغی بر داغ‌های دیگر اضافه می‌شود.

در این شرایط، افراد دچار خستگی روان می‌شوند که البته طبیعی است. بر اساس نظریه‌ها افراد در مواجه با چنین بحران‌هایی ابتدا مقاومت بسیار شدیدی از خود نشان می‌دهند و بدن‌شان به‌شدت در برابر این حملات تمایل دارد، مقاومت و تاب‌آوری خود را افزایش دهد.

وقتی که حملات به اتمام رسید،دیگر زمان بازسازی است. پس افراد نباید انتظار داشته باشند، پس از جنگ به‌سرعت به شرایط قبلی خود بازگردند، بلکه باید به خود فرصت بدهند تا بدن دوباره به حالت پیش از جنگ بازگردد.

این زمان چقدر طول خواهد کشید؟ مسلماً برای افراد مدت‌زمان متفاوت خواهد بود، درست است؟

این مسئله به میزان تاب‌آوری افراد بستگی دارد. تاب‌آوری مجموعه‌ای از مهارت‌ها و نگرش‌ها و توانمندی‌هایی است که هر انسانی در مواجه با مشکلات از خود نشان می‌دهد. در این مواجه باید دید افراد چه میزان از این مهارت‌ها را کسب کرده‌اند. در کوتاه‌مدت استفاده از تمام راه‌های کاهش استرس و اضطراب مثل مدیتیشن، ریلکس کردن،خلوت‌گزینی، کتاب‌خوانی همراه بامعنا و آرامش آموزی می‌تواند موثر باشد.

آیا ممکن است افرادی تا سالیان سال با پیامدهای این بحران دست‌وپنجه نرم کنند و نتوانند به زندگی عادی خود بازگردند؟

بله باید توجه داشت که جنگ با سوگ متفاوت است؛ چرا که در سوگ، فرد تنها یک نفر را ازدست‌ می‌دهد و اگر ظرف مدت شش ماه، فرد نتواند به روزهای پیشین برگردد، باید از مداخلات روان‌شناسی بهره ببرد؛ درحالی‌که جنگ، بحرانی بسیار بزرگ با پیامدهای بی‌شماری است.

به‌خاطر همین افراد ممکن است دچار اختلال پس از سانحه شوند. برای همین، در این شرایط مداخلات روان‌شناسی باید خیلی زودتر صورت بگیرد و سعی کنند به زندگی عادی باز گردند؛ در این مواقع زمانی وجود ندارد و باید خیلی سریع درمان را شروع کرد.

متأسفانه بعد از چنین بحران‌هایی معمولاً با موجی از خودکشی‌ها روبه‌رو هستیم؛ برای همین هم تأکید می‌کنیم که مداخلات روان‌شناسی و درمان خیلی زود (حداکثر دو ماه) صورت بگیرد. هر کسی که احساس می‌کند، آسیب‌دیده‌ دیده، باید به مشاور مراجعه کند.

در طی حملات 12 روزه اسرائیل به ایران، بیش از 600 نفر به شهادت رسیدند و خانواده‌های زیادی عزیزان خود را از دست دادند یا خانه و کاشانه آنها ویران شد. این افراد چگونه به‌مرور می‌توانند زندگی خود را از نو بسازند و با سوگ خود کنار بیایند؟

به این افراد توصیه می‌شود، حتماً هر چه زودتر از خدمات حرفه‌ای روان‌شناسی استفاده کنند؛ چرا که اگر مراجعه آن‌ها به روان‌درمانگر به تعویق بیفتد، قطعاً دچار اختلال استرس پس از سانحه می‌شوند و این درد همراهشان باقی می‌ماند.

در جامعه، ممکن است با بحران‌های زیادی روبه‌رو شویم که باعث انباشت استرس و اضطراب و وفوران ناگهانی آن‌ها ‌شود؛ همین هم می‌شود که افراد در مواجه با مشکلات کوچک نیز به هم می‌ریزند و نمی‌توانند مواجه درستی با آن‌ها داشته باشند.

در این میان، نهادها و سازمان‌های حمایتی چگونه می‌توانند مسیر را برای مراجعه افراد آسیب‌دیده به روان‌شناس و مشاور هموار کنند؟

در بسیاری از سازمان‌ها همکاران ما مشغول به کار هستند که باید از ظرفیت آن‌ها استفاده شود و دستگاه‌ها امکان ارائه خدمات رایگان برای کارکنان خود را مهیا کنند.

سازمان نظام روان‌شناسی و دولت و سازمان‌هایی مثل بنیاد شهید و نیروهای مسلح و… باید شرایطی را فراهم کنند تا روان‌شناسان با هزینه بسیار پایین خدمات درمانی را به افراد ارائه دهند؛ درواقع دولت باید برای سلامت روان مردم هزینه کند. در حال حاضر، بیشترین آسیب را خانواده نیروهای مسلح متحمل شده‌اند؛ بنابراین مراکز مشاوره باید در نهادهای مختلف فعال شوند.