به گزارش اصفهان زیبا؛ آفاران یکی از محلههای قدیمی شهرداری منطقه۲ اصفهان است که از یک سمت به جاده قدیم رهنان یا همان شهیدان فعلی و از سمت دیگر به میدان جمهوری میرسد.
برای آشنایی با گذشته محله آفاران نزد آقای حسین سلطانی، یکی از قدیمیهای ساکن محله رفتیم. او به کتاب جاودانهها؛ یادنامه شهدای محله آفاران که با تلاش حسینعلی محمدی جزئی در مورد آفاران نوشته شده است اشاره کرد.
آنچه میخوانید، برخی از نوشتههای کتاب در خصوص محله قدیمی آفاران است.
وجهتسمیه آفاران
چند تعبیر از لفظ آفاران در بین مردم وجود دارد. در گذشته آفاران و برزان مانند ید واحد بودند. برزان از دو جزء تشکیل شده است: برز و ان؛ محل عرضه و بازار ابزارآلات دامداری و کشاورزی که در لغتنامه دهخدا هم به این موضوع اشاره شده است.
اما در خصوص چرایی واژه آفاران، در لابهلای نقلقولها و شنیدارها به چند تعریف یا تعبیر و تأویل میرسیم که به مشهورترین آنها بهاختصار اشاره میشود.
میگویند واژه آفاران از سه جزء ترکیب یافته است: «پَ، ر، ان» که رویهمرفته آپاران تلفظ میشود.در بررسی و تجزیه ترکیب کلمه آپادانا نیز همینگونه تجزیهسازی میشود.
شایان ذکر است؛ این امر در زبان فارسی شایع و متداول است؛بنابراین اَپ به معنی آب است و جزء دوم «را» حرف زینت شناخته میشود و جزء سوم «ان» همان الف و نون نسبت است که به مکان و کثرت دلالت دارد.
دومین دیدگاه این است که فاران همانا آفاران شده یعنی آ به فاران اضافه و گفتهشده که اقتباس از دعای سمات است (و فیِ جَبل”فاران” بِرَبَوات المقدسین). در سرزمین شامات و فلسطین کوهی قرار دارد که نقل است محل مناجات حضرتعیسی(ع) و جایگاه مرتفع قدسیان بوده است.
اما نقلقول دیگری که درباره آفاران وجود دارد، آبِ باران است. میگویند در مقطعی از زمان چنان بارشی در این خطه جاری شد که جریان آب باران پیرزنی را با خود برد و مردم همه باهم گفتند: آب بارون پیرزن را برد. پس تکرار این حرف شد آباران و همراه لهجه محلی تکرار آبارون و باء به فاء فارسی تبدیل شد و درنهایت به آفاران رسید که به گویش محلی به آن آفارون میگویند.
البته خیلیها معتقدند که این نقلقولها صحیح نیست؛ بهخصوص اینکه پای پیرزنی هم در بین است؛ پس افسانهای بیشتر نیست. اما دلیل دیگر نامگذاری محله به نام آفاران این است که کلمه فار مخفف زیادی یا وفور است و کلمه فَوَران که به دلیل وجود چشمهساران و چاه است، نشاندهنده آب بسیار و همواره در حال جوشش و فوران از دل زمین بوده است. درنهایت «آ» به ابتدا اضافه شد و با الف و نون نسبت در انتها لفظ کامل «آفاران» شکل گرفت.
ردی از چشمه در خطه و سربلوک ماربین و حوالی آن
در سرزمین و دشت ماربین که همواره با اراضی غیرهمسطح و ناهمواری و پستیوبلندیهای زیادی مواجه بوده، بهویژه در نزدیکی سربلوک هفتم اصفهان؛ دو چشمه نسبتا بزرگ و چندین چشمه کوچک در حد آبشخور حیوانات بوده است. اولین چشمه گانداژ بوده که در صحرای برزان و جاوان قرار دارد و دومی در دل صحرای کساره که این چشمه از عجایب دوران بوده است.
اما آنچه مسلم است تا حدود ۵۰ سال گذشته این دو چشمه وجود داشته است.
افسانههای آفاران
از پیران و کهنسالان کشاورز شنیدهشده است که رهگذران صدای عجیب و وحشتناکی از اعماق چشمه کساره میشنیدند؛ تا جایی که در بین اهالی محل شایع شده بود این چشمه محل زندگی اجنه آبزی است.
جریان آب در آفاران
جریان آب در کی یا مادی شمسآباد و مادی فردوان از این چشمه مشروب میشد و گفتهشده کشاورزان شاهد بودند که در اواسط ماه گاهی آب تا چند صد متر برعکس جریان داشته و به سمت مبدأ سرچشمه روان میشده است.
برحسب احتمالات این پدیده همان جزرومد است؛ البته صدای قابلشنیدن هم ناشی از برگشت آب به محل ورود چشمه بوده که برخورد آبهای درحرکت و آبهای راکد صدای وحشتناکی را ایجاد کرده است.
شترگلوها در بلوک ماربین
شترگلوها؛ از ابتکارهای زمان صفویه و با رهنمودهای شیخبهایی در بلوک ماربین به اوج خود رسیده است.
جوی آب را بهاصطلاح به شکل پیاده و سواره ایجادکرده و ابتدای این جویها را مانند گلوی شتر میساختند که به همین نام، یعنی شترگلو معروف شده است. این شترگلوها با توجه به موانع جلوی آب و غیرهمسطح بودن و بهمنظور هدایت آب بهسمت بالا شترگلوها ساخته شده است که مهندسی خاص خود را دارد و هنوز هم بخشی از آن در محله آفاران قرار دارد.
اولین شترگلو در ابتدای کوچه فیض و دومی در ضلع غربی محله و مرز آفاران و برزان بوده که البته بخشی از آن باقیمانده است.
در برخی از این شترگلوها بهوسیله گاوهای قدرتمند، دلوهای بسیار بزرگ آب را از چاه یا جویهای زیرین به جوهای فوقانی که مخزن شترگلو بوده است، انتقال میدادند. به آن گاوها هم ورزآب میگفتند.
از دیگر دلایل نامگذاری این محله به نام آفاران این است که از واژه اوستایی چاهها و چشمهها برداشته شده است؛ به عبارتی، آفاران نام مکانی است که در آن چاههای زیادی قرار دارد.
حدود یا جغرافیای آفاران
بر اساس گفته مرحوم حاج مصطفی رضایی و پدرشان که از بزرگان بودند و با توجه به اظهارات مرحوم حاج رضا سلطانی، معروف به رضا سرطاق و مصاحبه با حاج حسینعلی بنکدار، منطقه مسکونی این روستا بالغبر ۹۰ جریب با احتساب اراضی کشاورزی بوده است و باغات آن بالغبر ۴۰۰ جریب و ۱۰ طاق و اول سربلوک منطقه ماربین که شامل ۳۰ پارچه آبادی بوده بهحساب میآید.
این روستا از شمال به جاده قدیم رهنان که به آن شهیدان میگویند و از سمت بال مرغ و اراضی کشاورزی یا صحرای عمران که بعدها توسط شهرداری نهالستان یا همان قلمستان فعلی شده و آببند فردوان و صحرای کساره تا ابتدای کوجان و گلبینه و از شمالغربی به قسمتی از جاده قدیم رهنان با همجواری قبرستان ماهران و دکان قلی برزان تا انتهای دار خدنگ و چهارراه لاساری محدود است.این منطقه از شرق به میدان جمهوری و انتهای باغ فیروزه جامی کوچک تا بیشه یا همان حوض شاهنامه ابتدای جاوان یا خیابان کهندژ میرسد.
محله فاضل یا همان در باغ شاه سابق حدود ۷۰ سال پیش در توسعه شهری از آفاران جدا شد و در برخی از نقشهها به نادری معروف است.
قبرستان محله
در ضلع شمالی محله، قبرستان بوده که در مجاورت آن تپه موشی و غسالخانه و گورستان روستای ماهران قرار داشته است. در توسعه شهری اثری از آن نیست و در زمان تغییر کاربری به مجتمع آموزشی، ورزشی و حسینیه تبدیل شده است.
بیش از ۲۰ باغستان وسیع و چندین حلقه چاه بزرگ و عمیق در این محل بوده که با احداث خیابان خرم و مرزبندی شهید خرازی و صمدیه غربی بهکل نابود شده است.
بناهای تاریخی محله آفاران
از بناهای تاریخی محل میتوان به دو ساختمان گچبری، آیینهکاری، کاشیکاری، معرق و ساختمان طاق و چشمه آن که متأسفانه در توسعه شهری از بین رفتهاند، اشاره کرد.
مسجد بزرگ آفاران با قدمت بالای ۲۰۰ سال از بناهای قدیمی محله است. این مسجد بنا به پیشینه مذهبی مردم این روستا طی سه دوره توسعه و گسترش یافته است و این اواخر پس از تکمیل ساختمان آن توسط مداح و ذاکر اهلبیت مرحوم حاج محمدعلی ابراهیمی، معروف به بلبل نام قمر بنیهاشم بر این مسجد نهاده شد. این مسجد از قدیم یکی از مراکز فرهنگی و قرآن در محل بوده و هست.
مرحوم حجتالاسلام سید حسین فقیهی اولین امامجمعه این مسجد بود و در حال حاضر حجتالاسلام سید محسن فقیهی در آن اقامه نماز میکند.
مسجد جوادالائمه نیز که بین آفاران و برزان واقع شده است، از دیگر مراکز مذهبی و فرهنگی محل بهشمار میآید که در این مسجد نیز مرحوم حاجآقا حسین مرتضوی از استادان قرآن و مؤلف کتابهای قرآن و عترت، لغات قرآن و دعاهای قرآنی و این اواخر حاجآقا حسین مرتضوی اقامه نماز جماعت میکردند.
یخچال و آبانبار
یخچال و آبانبار آفاران از بناهای فرهنگیاجتماعی محله است که هر دو در کنار امامزاده و زیر بازارچه قرار دارند، با دیوارهای بلند و گلی و حوضچههایی که آب را به یخچال هدایت میکردهاند.
همچنین سقاخانه کربلاییکریم و دو برج کبوتر از بناهای دیگر تاریخی این محله بوده که در حال حاضر تنها یک کبوترخانهها در کنار آتشنشانی قلمستان برجایمانده است.
بقعه شاهزاده عبدالله
این امامزاده مأمن مردم مؤمن این منطقه است.در خصوص شجرهنامه آن یک سنگنوشته موجود است که نسبت امامزاده را به جعفر طیار، عموی پیامبر میرساند. این امامزاده پایگاهی برای ترویج فرهنگ دینی و قرآنی بوده و هست.
مادیهای آفاران
با اشاره به بلوک ماربین که شامل ۳۰ پارچه آبادی میشود و با توجه به تقسیم آب زایندهرود توسط شیخبهایی، این آبادیها هرکدام دارای حقابه بودند و بهوسیله مادی و جویها، آب را به تمام مناطق روستا میرساندند و در اطراف آفاران در امتداد مادی شمسآباد و فردوان و نهرهای محلی آبگیری میشدند.
این جویها به شکلی طراحی شدهاند که همیشه آب در آنها جریان داشت و درنهایت به مادیهای اصلی میرسید. این طراحی باعث طراوت و سرسبزی و خوشآبوهوایی این منطقه بوده است.



