به گزارش اصفهان زیبا؛ گروه تئاتر هیدن این بار مهمان شهر اصفهان شدهاند. این گروه با اعضای جوانش نشان داده که توانایی اجرای تئاترهای حرفهای و نو را دارند و میتوانند جریانسازی کنند. آنها با نگاه و ابزارهای جدید سراغ نادیدنیهایی رفتهاند که چشم نمیتواند آنها را ببیند و این نادیدنیها را با شیوه جدید مطرح کردهاند.
اگر من نبینم، تو میتوانی خیانت کنی؟
نمایش تحسینشده هیدن به کارگردانی کوروش شاهونه، تهیهکنندگی سجاد افشاریان و کامران کریمی و نویسندگی کوروش شاهونه و ریحانه رضی در تالار فرشچیان روی صحنه است. این نمایش که از ۲ مرداد شروع شده، به دلیل استقبال زیاد به سانسهای ویژه کشید و تا ۲۱ مرداد هر شب روی صحنه میرود.
تئاتر هیدن یکی از نمایشهای موفق پایتخت است که در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ مورد پسند مخاطبان و منتقدان قرار گرفته بود. حالا بعد از دو سال مخاطبان اصفهانی توانستهاند آن را تماشا کنند. این گروه تاکنون موفق به گرفتن جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن با بازی ریحانه رضی از جشنواره بینالمللی فجر و جشن حافظ و جایزه بهترین بازیگری زن از جشن خانه تئاتر شده است.
دیدن یا ندیدن؟
هیدن (پنهان) داستان یک خیانت است. یک حادثه هولناک نه چندان جدید، البته با زاویه دیدی متفاوت. شخصیت اصلی نمایش (ژانت) زنی نابینا با نیازهای ویژه است. همسر او (میت) از موقعیت خاص زن سوءاستفاده و پای زن دیگری را به خانه باز میکند. میت خیال میکند ژانت متوجه این موضوع نیست؛ اما زن جدا از حس بینایی با کمک شهود زنانه خود تغییرات را درک میکند. اطرافیان با در نظر گرفتن موقعیت خاص و با هدف آسیب نرساندن به او این راز کثیف را پنهان نگه میدارند. اما ژانت که خطر فروپاشی زندگیاش را حس کرده از این راز پرده برمیدارد.
هیدن داستان دیدن و ندیدن نیست، بلکه صحنه دیدن یا ندیدن است. جمله تبلیغاتی این تئاتر گویای این مسئله است: «انسانهایی که حقیقت را کتمان میکنند، نابینا هستند». با وجود اینکه داستان بیشتر بر جنبههای درونی و خانوادگی خیانت تأکید دارد، در اینجا با جنبه اجتماعی خیانت مواجه هستیم. شخصیتهای فرعی رد پای کمی در صحنه دارند، اما با پنهان کردن این موضوع به بهانه جلوگیری از بدتر شدن شرایط و ترحم نسبت به زن از مسئولیت اجتماعی خود طفره میروند.
اطرافیان این زن و مرد دیدنیها را نمیبیند، چون بیان این همه سیاهی برایشان دشوار است. همانطور که زن خطاب به همسرش میگوید: «خیلی خوش شانسام که میتونم این همه سیاهی رو توی تو نبینم، برعکس پدرم که نتونست». اما این سؤال کلی که میتوان آن را پرسش اصلی تئاتر داشتند مطرح است که اگر کسی قادر به دیدن نباشد، دیگران میتوانند به او خیانت کنند؟
نمایشی با کارگردانی حرفهای
نمایش با وجود روایت خطی که دارد از نظر محتوایی در دسته تئاترهای پسامدرن تلقی میشود. کوروش شاهونه از امکانات مولتی مدیا (ادغام چندرسانهای) بهره برده است و ما ترکیبی از تئاتر و سینما را مشاهده میکنیم. در دو طرف صحنه نمایشگرهایی وجود دارد که حوادث دوربین مداربسته کار گذاشته شده توسط شوهر برای مراقبت از همسرش قرار دارد و همین صفحههای نمایشگر دو نوع بازی را مقابل ما قرار میدهند؛ بازی تئاتر و سینمایی. این نمایشگرها علاوه بر تأکیدی که بر مفهوم دیدن دارند، نوعی دوگانهبینی برای مخاطب ایجاد میکند که از زاویه دید خود نمایش را نگاه میکنند یا ژانت.
طراحی صحنه هیدن سبک مینیمالیستی و ساده دارد. فضایی یکدست سفید و نوری روشن. خانهای که همه ابعاد آن مستطیلی شکل است و انگار روی یک زمین خطکشیشده قرار گرفته و شخصیتها روی خطوط مشخص حرکت میکنند. این فضا را میتوان نمایانگر درونی ذهن زن دانست. برای او همهچیز سفید و خالی است. حتی وسایل خانه هم خیالی هستند و به صورت خیالی جابهجا میشوند و فقط در دوربین مداربسته اشیا جان میگیرند که این هم نشانهای از ذهنیت نداشتن از واقعیت برای ژانت است.
مرز بین واقعیت و خیال
ما فقط سه وسیله را میبینم که در صحنه واقعاً وجود دارند که بار دراماتیک کلی نمایش را به دوش میکشند: «کنترل تلویزیون، تابلو نقاشی و چاقوی کیک بری». کنترلی که در ابتدا نشانه کنترل کردن زن توسط مرد است با این تفسیر که مرد دنیا را میبیند و بخشی از آن را نمابهنما توضیح میدهد یا دستکاری میکند. تابلو نقاشی روی دیوار که کج است و نشانه کاستی در نظم درونی خانه و اینکه زن، قادر به صاف نگه داشتن و تنظیم آن نیست و در نهایت چاقوی کیکبری که وسیلهای برای پایان رساندن این سیرک و رهایی زن.
طراحی لباس هم در خدمت صحنه آمده و فضای سیاه و سفید دارد. زن در ابتدا سیاهپوش و نیازمند در نیمه دوم سفیدپوش میشود. شوهرش در ابتدا یکدست سفید و پاک است، اما در انتها نیمی سیاه و نیمی سفید میشود و حالتی خاکستری رنگ را به ذهن مخابره میکند.
موسیقی خارجی که برای نمایش انتخاب شده متناسب با حال و هوای آن است. موسیقی هیجانانگیز و کمی خشن که از قبل شروع نمایش در سالن بخش میشود و نوید یک اجرای پر تنش را به مخاطب میدهد. در نقاط اوج داستان بالا میگیرد و التهاب و نگرانی را به بیننده منتقل میکند؛ البته ناگفته نماند که به علت صدای زیاد کمی باعث سر درد میشود.
بازیگران حرفهای این نمایش بازیهای حساب شدهای دارند؛ مخصوصاً ریحانه رضی به خوبی نقش انسان نابینا را اجرا میکند و لحظهای از نقش خود بیرون نمیآید. کوروش شاهونه هم به جای حمید رحیمی بازیگر نقش مرد ظاهر میشود و بازی خوبی ارائه میدهد.
تنها نقطه ضعف نمایش در حضور و بازی مأمور اورژانس است که به زن کمکی میکند تا حقیقت را بفهمد. کاراکترسازی این شخصیت غیرواقعی و اغراقآمیز میشود و متن را دچار کاستی میکند.
نمایش هیدن تلاشی برای نشان دادن نادیدنیها
حضور تئاترهای حرفهای پایتخت در اصفهان موضوعی است که بسیار کم با آن روبهرو هستیم.
هیدن در سال سوم اجرا به اصفهان رسید. مخاطبان اصفهان از اجراهای خوب استقبال میکنند و از حضور کم تئاترهای کشوری در اصفهان ناراضی هستند. گروههای تئاتر به دلیل هماهنگیهای زیاد و مسائل دیگر کارهای خود را به این شهر نمیآورند و شاید مسئولان هم زیاد پیگیر این مسئله نیستند و این وسط تماشاگر اصفهانی از دیدن این آثار محروم میشوند.



