به گزارش اصفهان زیبا؛ در پی توافق اخیر میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان با میانجیگری ایالات متحده آمریکا، منطقه قفقاز جنوبی وارد مرحلهای حساس و پیچیده از تحولات ژئوپلیتیکی شده است.
توافقی که محوریت آن کریدور زنگزور بهعنوان یک مسیر ترانزیتی کلیدی میان آذربایجان و ترکیه است و به نظر میآید نهتنها ساختار توازن قدرت منطقهای را بازتعریف میکند، بلکه موقعیت استراتژیک ایران در شمالغربی مرزهای خود را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. چراکه مطمئناً حضور فعال واشینگتن در این فرایند و تلاش برای تثبیت مسیرهای ترانزیتی جدید با اهداف اقتصادی و امنیتی، نشاندهنده افزایش نفوذ آمریکا در قفقاز و همزمان محدود شدن ظرفیت ایران در اثرگذاری بر تحولات منطقهای است.
به عقیده کارشناسان، تحولات اخیر قفقاز علاوه بر بازتعریف نقش بازیگران سنتی منطقهای، چالشهای پیچیدهای برای سیاست خارجی ایران ایجاد کرده است؛ از یک سو، امکان بهرهگیری از مسیرهای ترانزیتی و فرصتهای اقتصادی جدید برای تهران محدود میشود و از سوی دیگر تغییرات در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی مرزهای شمالغربی، نیاز فوری به بازنگری در استراتژیهای دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی ایران را الزامی میکند.
از نگاه دیگر، توافق جدید بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان بیش از آنکه صرفاً یک مسئله مرزی باشد، بخشی از یک معادله ژئوپلیتیک گسترده است که منافع قدرتهای جهانی و منطقهای را در شمال ایران، قفقاز و حتی آسیای میانه بازتعریف میکند و ضمن کاهش موقت تنشهای نظامی میان باکو و ایروان، در بستری از رقابتهای کلان آمریکا، ناتو، روسیه، چین و ایران قابل تحلیل است و البته پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن، سیاست داخلی ایران و وحدت گفتمانی نخبگان کشور را نیز در معرض آزمون قرار میدهد.
سه سطح از توافق درون قفقاز
محمدعلی بصیری، عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان در گفت وگو با «اصفهان زیبا» ابعاد تأثیرگذار توافق اخیر ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر موقعیت ایران در منطقه بررسی و چارچوبی تحلیلی برای سیاستگذاریهای آتی در این خصوص ارائه کرده است. این کارشناس امور بینالملل میگوید: «برای درک دقیق این توافق باید آن را در سه سطح مورد بررسی قرار داد؛ یا بهعنوان مسئلهای داخلی میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان، یا در چارچوب تحولات منطقه قفقاز، و حتی در سطح رقابت بینالمللی میان آمریکا و شرکایش با رقبایی مانند روسیه، چین و ایران.»
ژئوپلیتیکزدایی از ایران
بهگفته بصیری طی ۴۵ سال گذشته، آمریکا و متحدانش در پی ژئوپلیتیکزدایی و محاصره ایران بودهاند تا جایگاه جغرافیای سیاسی ایران را مهار و تضعیف کنند و اقدام تازه در قفقاز امتداد همان روند است. او ادامه می دهد: «آمریکا از خلیجفارس تا کشورهای عربی، ترکیه، عراق و پاکستان حضور دارد و اکنون قصد این را دارد که در کشورهای واقع در شمال ایران نیز حضور پیدا کند ؛ جایی که به نوعی برای تهران حیات خلوت و محل تنفس بوده است. رویکردی که احتمالاً به آسیای میانه، بهویژه ترکمنستان و ازبکستان، نیز تسری مییابد تا فشار ژئوپلیتیکی و ترانزیتی بر ایران افزایش یابد. البته در سطح درونقفقازی شاید این رویکرد به کاهش یا مدیریت بلندمدت تنش میان ایروان و باکو هم منجر شود.»
این استاد دانشگاه اصفهان از بعد امنیتی نیز توافق ارمنستان و جمهوری آذربایجان را بررسی میکند و میافزاید: «همانطور که میدانید گسترش ناتو به شرق پس از فروپاشی شوروی برای مهار روسیه و ذیل آن چین و ایران ادامه داشته است. از طرفی تجربه گرجستان با واکنش مسکو و تجربه اوکراین با وجود مینسک به جنگ کشیده شد. اکنون نیز که روسیه درگیر اوکراین است، آمریکا و ناتو از مسیر قفقاز پیش میآیند؛ حتی شنیده میشود در بلندمدت عضویت دو کشور قفقازی در ناتو مطرح باشد؛ یعنی حرکت از جنوب روسیه بهجای غرب آن. باید دید واکنش مسکو تقابل است یا سکوت.»
بصیری با اشاره به پیامدهای داخلی این توافق برای ایران عنوان میکند: «در بستر این توافق شکاف جدی در ایران شکل گرفته است؛ یک جریان، ازجمله دولت و حامیانش، آن را به نوعی کوچک و کمخطر میداند و معتقد است کریدور زنگزور مرز شمالی ایران را نمیبندد و صرفاً پل ارتباطی است؛ چهبسا با کاهش تنش، ثبات و ورود سرمایهگذاریهای غربی همراه شود. در مقابل، جریان دیگری این روند را تهدیدی جدی تلقی میکنند و بر حساسسازی با همراهی روسیه و چین، بسیج رسانهای و دیپلماتیک و حتی اقدام نظامی در صورت لزوم تأکید دارند. از نگاه این قشر با استناد به سوابق امنیتی حضور آمریکا در پروژههای مشابه و پیامدهای آن در مناطق دیگر، این مسیر میتواند به ناامنسازی ایران یا تقویت تجزیهطلبی در شمال کشور منجر شود.»
این عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان طی یک جمعبندی در این باره میگوید: «در سطح بینالمللی، این حرکت بخشی از رقابت جدی غرب و شرق برای یکقطبیکردن جهان است. ناتو میکوشد نظم مطلوب خود را تعمیم دهد؛ نمودهایش را در غزه، اوکراین و حملات به محور مقاومت و ایران میبینیم. در نهایت سادهانگاری درباره قفقاز خطرناک است و ناامنشدن آن برای ایران و نیز برای روسیه، بهعنوان حامی نظم چندقطبی، تهدیدی جدی است.»
ضرورت اجماع نخبگان در خصوص توافق ارمنستان و جمهوری آذربایجان
بصیری در ادامه بر ضرورت اجماع نخبگان کشور در خصوص توافق ارمنستان و جمهوری آذربایجان تأکید میکند و میگوید: «دوگانهسازیهایی نظیر بیاهمیتخواندن موضوع یا تصویرکردن کشور در آستانه فروپاشی امنیتی، در شرایط کنونی مفید نیست.
کشور بهتازگی تجربه جنگ ۱۲روزه با اسرائیل را پشتسر گذاشته و در وضعیتی نیمهجنگی است. باید دیدگاههای سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و نظامی بهصورت رسمی در شوراهای تصمیمگیری مطرح و بر اساس منافع و امنیت ملی به وحدت رویه منتهی شود. اگر جمعبندی آن است که موضوع خطرناک است، برنامه سازمانیافته از دیپلماسی تا امنیتی و نظامی لازم است و اگر برعکس، باز هم باید اجماع ساخت تا هماهنگ و مطمئن پیش برویم.»
الزام به رایزنی فشرده ایران با طرفهای توافق
این استاد دانشگاه اصفهان از سرنوشت توافق هم میگوید: «پیشتر نیز با میانجیگریهای مختلف، توافقهایی میان ایروان و باکو امضا شد اما نپایید. ممکن است این یکی هم سرنوشتی مشابه بیابد، اما این بار اراده جدیتری از سوی آمریکا در میان است و ناتو پشت ماجراست؛ بازیگرانی که نشان دادهاند برای گسترش نفوذ، از تمام ظرفیتهای اقتصادی، نظامی و امنیتی استفاده میکنند. بنابراین دستکم گرفتن این توافق خطرناک است و باید احتمال دوام بیشتر آن را داد.»
بصیری با اشاره به مسیر پیشرو تأکید میکند: «اگر حضور آمریکا و شرکتهایش پررنگ شود، بیتردید برای ایران و حتی روسیه مزاحمتهایی ایجاد خواهد شد. بااینحال، اکنون زمان اقدام جدی و رایزنی فشرده با طرفهای توافق است تا اجرای آن متوقف یا دستکم با افزودن شروط امنیتی و منطقهای، از هزینههای احتمالی کاسته شود؛ نه اینکه تصور کنیم این توافق مثل موارد قبلی به خودیِ خود دوام نخواهد آورد.»
نقش ترکیه و صورتبندی رقابت سهجانبه
او به نقش آنکارا در این توافق هم اشاره می کند و ادامه میدهد: «این توافق تمامقد به نفع ترکیه و در راستای پروژه پانترکیسم است. عملاً با سه جریان رقیب مواجهیم: غرب و ناتو با عضویت ترکیه در یک سو؛ روسیه با پیشینه ۱۵۰ ساله حضور در قفقاز در سوی دیگر و ایران با سابقهای دوهزارساله. اجرای توافق به سود آمریکا، ناتو و ترکیه و به زیان روسیه و ایران تمام میشود. ارمنستانِ تضعیفشده نیز برای بهبود امنیت و اقتصاد، به سمت عادیسازی با آمریکا، ترکیه و ناتو رفته و پاشینیان با همین منطق پیش میرود.»
بصیری همچنین در پایان به توجیه پاشینیان در رابطه با این توافق با جمهوری آذربایجان که آن را به نفع ایران دانسته می پردازد و میگوید: «اینکه نخستوزیر ارمنستان میگوید توافق به نفع ایران است، باید در میدان آزموده شود.
ممکن است چنین گزارهای صرفاً برای کاهش حساسیت تهران مطرح شده باشد. ایران نباید با یک جمله تبلیغاتی قانع شود؛ باید دقیق بررسی کند که این توافق واقعاً به نفع او هست یا نه. اگر پاسخ مثبت است، همراهی میکند و اگر نه، باید مسیر دیگری برگزیند.»



