از همان روزی که خبر رسید پیکر مطهر آقای شهید ایران و خانواده مظلومشان بناست تشییع شود، همه در تلاطم افتادند؛ در تلاطم ماندن یا رفتن. انگار عاشورایی در معرض وقوع بود و همه از خود میپرسیدند که حالا باید چه کرد؟ باید رفت و سر به جمعیت سَربازان سپرد یا باید ماند و دل به دلهای سوخته جاماندگان داد؟
خبر کوتاه بود و بیم آن میرفت که در میان سایر خبرها گم شود؛ درحالیکه اصلا خبر کوچکی نبود. مرکز اطلاعرسانی فلسطین اعلام کرده بود که هماکنون دوازدههزارو500 بیمار سرطانی در غزه هستند و پس از توقف بیشتر درمانهای شیمیدرمانی و پرتویی، هیچ درمانی دریافت نمیکنند.
حتما همه ما این حدیث نورانی را شنیدهایم که «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان»؛ «دو نعمت هستند که قدرشان دانسته نشده است: سلامتی و امنیت»؛ این کلام عمیق و ارزشمند پیامبر اکرم(ص) راهنشان ما در اهمیت و جایگاه والای امنیت و سلامتی در جامعه، بهرغم مغفولماندن آنها از دیدگان است.
من فکر میکنم هنرمند آینه است؛ یعنی آنچه حقیقت جامعه است، منعکس میکند. در شرایطی که گردوغبار جنگ، انتشار نور پیروزی را بهسختی میسر میکرد، آنچه حقیقت را به جامعه نشان داد، هنر بود.