فرهنگ، سنگر نامرئی ملت‌هاست

اصفهان؛ پایتخت امنیتِ برآمده از فرهنگ

حتما همه‌ ما این حدیث نورانی را شنیده‌ایم که «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان»؛ «دو نعمت هستند که قدرشان دانسته نشده است: سلامتی و امنیت»؛ این کلام عمیق و ارزشمند پیامبر اکرم(ص) راه‌نشان ما در اهمیت و جایگاه والای امنیت و سلامتی در جامعه، به‌رغم مغفول‌ماندن آن‌ها از دیدگان است.

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۶ - سه شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
اصفهان؛ پایتخت امنیتِ  برآمده از فرهنگ

به گزارش اصفهان زیبا؛ حتما همه‌ ما این حدیث نورانی را شنیده‌ایم که «نعمتان مجهولتان الصّحة و الامان»؛ «دو نعمت هستند که قدرشان دانسته نشده است: سلامتی و امنیت»؛ این کلام عمیق و ارزشمند پیامبر اکرم(ص) راه‌نشان ما در اهمیت و جایگاه والای امنیت و سلامتی در جامعه، به‌رغم مغفول‌ماندن آن‌ها از دیدگان است. امنیت بستری است که در آن می‌شود به علم و توسعه پرداخت؛ می‌توان آموزه‌های روشن و صلح‌آمیز اسلام را فراگرفت و می‌توان به بشریت خدمت کرد؛ نعمت عظیم اما بی‌صدایی که برای نگه‌داشتن پرچمش هر روزه جان‌های شریفی در سکوت به شهادت می‌رسند تا امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پایدار بماند.

از سوی دیگر فرهنگ در اندیشه معمار گران‌قدر انقلاب، امام خمینی(ره)، سایه‌ای از نبوت و عنصر هویت‌بخش و متمایزکننده ملت‌هاست؛ همچنین به تعبیر ایشان فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت بوده و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیای فرهنگی امکان‌پذیر است؛ باوجوداین، ستون‌های فرهنگ روزنامه‌ها همچنان خوانده نشده باقی می‌ماند؛ سرویس‌های فرهنگ خبرگزاری‌ها به‌رغم کارکردن شبانه‌روزی همچنان در حاشیه قرار می‌گیرد و فرهنگ هنوز در برخی مجامع به‌عنوان حاشیه اقتصاد و سیاست شناخته می‌شود.

آرامش امروز اصفهان اما یک تلاقی فیروزه‌ای میان این دو پدیده بااهمیت اما ناشناخته است، امنیتی که نه از دل هیاهو و اضطراب، بلکه از دل فرهنگ غنی و روح هنر در جامعه برمی‌خیزد.

به تعبیر برخی کارشناسان، اصفهان دماسنج تغییرات سیاسی کشور است و همواره در بزنگاه ها مردم اصفهان، هماهنگی، وحدت و مواضع صحیحی اتخاذ می‌کنند و با هوشیاری تمام به جای بازیگری در نمایشنامه‌های دشمن، زمین بازی خاص خود را برای مطالبه‌ها ترسیم می‌کنند و به سادگی تسلیم جریان‌های سطحی و زودگذر نمی‌شوند؛ اما چرا این اتفاق می افتد و دلیل مطلوبیت شاخص‌های امنیتی در استان اصفهان چیست؟ گوشه‌ای از پاسخ را شاید بتوان در مقوله‌ای به نام فرهنگ جست‌وجو کرد؛ چیزی که در اصفهان هنوز در متن زندگی مردم و در متن روح حاکم بر جامعه است.

فرهنگ، هسته مرکزی امنیت ملی است

نسبت فرهنگ و امنیت ملی، نسبتی موشکافانه و دقیق است که در سال‌های اخیر با تحولات ناشی از فروپاشی نظام دوقطبی (مارکسیست_لیبرال) و پایان دوران جنگ سرد بیش‌ازپیش موردتوجه قرار گرفته است؛ تاجایی‌که فرهنگ به‌عنوان هسته‌ای‌ترین رکن امنیت شناخته می‌شود و غالب بحران‌های امنیتی جدی با پیوست‌های فرهنگی همراه‌اند.

دکتر محمدرحیم عیوضی در کتاب ارزشمند خود با عنوان «تحولات فرهنگی و سناریوهای آینده امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» یکی از اصلی‌ترین اهداف امنیت ملی در هر کشور را حفاظت از دستاوردها و ارزش‌های محوری و اساسی مردم آن کشور می‌داند و استدلال می‌کند که به همین خاطر رابطه فرهنگ و امنیت دوسویه به‌شمار می‌آید؛ چراکه از یک سو، از کارکردهای اصلی هر حکومتی امنیت‌بخشی به جامعه برای تداوم زندگی اجتماعی و حفظ همبستگی ملی در آن جامعه است و از سوی دیگر، لازمه امنیت ملی، امنیت اجتماعی، امنیت عمومی و امنیت داخلی است که به امنیت فرهنگی اتکا دارند.

به همین خاطر حفظ امنیت فرهنگی، حفاظت از امنیت ملی را ممکن می‌کند و تحولات فرهنگی از تأثیرگذارترین مؤلفه‌ها در امنیت ملی است. در عصر ارتباطات، فرهنگ‌های قوی‌تر در یک جنگ تمام‌عیار فرهنگی به‌دنبال غلبه بر فرهنگ‌های ضعیف‌ترند و مهم‌ترین رقابت این عصر، رقابت فرهنگی است. رقابت امروز فرهنگ ایرانی‌اسلامی ما بافرهنگ غرب است که به‌دنبال ترویج ارزش‌های مادی‌گرایانه و اندیشه‌های سکولار، سعی می‌کند بر فرهنگ ما غلبه کند و به‌نوعی می‌توان گفت فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را نشان می‌دهد.

امنیت فرهنگی؛ سدی در مقابل استعمار اقتصادی و سیاسی

رونالد جفرسون، یکی از رؤسای اسبق ایالات متحده آمریکا نیز بر آن است که محیط فرهنگی نه‌تنها بر شکل انواع مختلف رفتار دولت تأثیرگذار است، بلکه تعیین‌کننده ویژگی اصلی دولت‌ها، یعنی هویت آن‌هاست. در یک محیط تعاملی، دولت نیز به‌عنوان یک کنشگر در روند تعاملی کارگزار ساختار می‌کوشد ساختارهای فرهنگی را حفظ‌کرده، تغییر دهد یا بازتعریف کند؛ بنابراین در این تعامل، امنیتِ ملیِ دولت، متأثر از امنیت جامعه و فرهنگ است و عناصر فرهنگی یا نهادی محیط داخلی دولت، ازجمله هنجارها، هویت دولت را شکل می‌دهند و همین بر تعریف امنیت ملی اثر می‌گذارد.

هرگونه تغییر در محیط فرهنگی در مقوله اهداف، تهدید به امنیت ملی را دگرگون می‌کند. محیط فرهنگی، به دلیل تعریفی که از «ما» ی جمعی به دست می‌دهد، «دیگریِ» تعارض‌آمیز یا مسالمت‌آمیز را تعریف کرده و بدین ترتیب بسیاری از سیاست‌ها را مشروع یا نامشروع قلمداد می‌کند.

تا اینجا فرایند اثرگذاری فرهنگ بر امنیت ملی را دانستیم؛ اما چگونه تعاملی بافرهنگ می‌تواند امنیت ملی ما را در سطح مطلوب خود حفظ کند و درخشان‌بودن نقش فرهنگ در استان اصفهان چگونه توانسته است مطلوبیت شاخص‌های امنیتی در استان را رقم بزند؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها شاید بهتر باشد به مقوله «جهانی‌شدن» بپردازیم؛ فرایندی که در طی آن مرزهای جهانی در زمینه‌های مختلف سیاست، اقتصاد و فرهنگ فرومی‌ریزد و به‌موجب آن رویدادهای اجتماعی سرزمین‌های دوردست با منافع محلی سرزمین دیگری گره می‌خورد و مشارکت جمعی به‌خصوصی را فراهم می‌کند.

در تعبیر مالکوم واترز، تحول ناشی از جهانی‌شدن بیشتر دلالت فرهنگی دارد و امنیت ملی نیز به دلیل اتصافش از فرهنگ ملی متحول می‌شود. پیتر جی. کاتزشتاین به‌همراه همکاران خود در پژوهش‌ها، الگوی امنیتی مبتنی بر فرهنگ ملی را در جهان امروز متفاوت می‌بیند و بر این عقیده است که در جهان امروز با متحول‌شدن فرهنگ جهانی با مفهومی به نام امنیت جهانی مواجه‌ایم.

جهانی‌شدن؛ فرصت یا امپریالیسم فرهنگی؟

برخی فرهنگ‌ها در پدیده جهانی‌شدن منفعلانه برخورد می‌کنند و ویژگی‌های خاص خود را ازدست می‌دهند. نظریه‌های امپریالیسم فرهنگی بر همین تأکید دارند که فرهنگ عملی اصیل و سنتی، در بسیاری از بخش‌های جهانی در زیر انبوهی از فراورده‌های فریبنده تجاری و عمدتا ذیل فرهنگ آمریکایی مدفون و فراموش می‌شود؛ باوجوداین، ایران اسلامی و در اینجا منحصرا استان اصفهان در مقابل این سیلابِ فرهنگ‌زدا رویکرد فعالانه اتخاذ کرده و با بازآفرینی و بازتولید نقوش هنری خود به‌عنوان کالاهای فرهنگی یا کالاهای روزمره در مقابل این تهاجم ایستادگی کرده است.

امپریالیسم فرهنگی از طریق سلطه فرهنگی تلاش می‌کند هژمونی خود را بر سایر جوامع تحکم ببخشد؛ به همین دلیل هم است که باتکیه‌بر قدرت‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و تبلیغی‌‌اش، باورها، ارزش‌ها و رفتار مطلوب خویش را بر سایر جوامع تحمیل کرده و هویت فرهنگی گروه مقابل را تضعیف و تخریب می‌کند.

گواین ویلیامز معتقد است: سلطه همه چیز را در برمی‌گیرد. برای توفیق در این امر باید ساختاری داشته باشد که نحوه زندگی و سبک تفکر خاص خود را ترویج کند و استنباطی ویژه از واقعیات را در تمام جامعه و نهادهای اجتماعی و زندگی سیاسی و فردی شخص اشاعه دهد.

بهترین مواجهه با پدیده جهانی‌شدن فرهنگ، اتخاذ رویکرد «گزینش با آگاهی و انتخاب است»؛ همان رویکردی که جامعه و برنامه‌ریزان فرهنگی در استان اصفهان در مقابل فرهنگ غیرخودی نشان داده‌اند و مؤلفه‌های مثبت و کارآمد آن را به منظومه فرهنگی خود افزوده‌اند و مؤلفه‌های ناکارآمد آن را دور رانده‌اند و قسمت‌های جذب‌شده را بافرهنگ اصیل خود یکپارچه ساخته‌اند.

نه تقابل، نه تعصب! فرهنگ ایرانی بر رویکرد تعامل استوار است

رویکرد دیگری که در استان اصفهان درباره جهانی‌شدن فرهنگ اتخاذ می‌شود، رویکرد تعاملی و نه تقابلی است. در این رویکرد، اصفهان به‌عنوان جغرافیای مهمی در عرصه هنر و اندیشه با شیوه‌های مختلف گردشگری، صنایع‌دستی، ارتباطات بین‌المللی و جشنواره فیلم کودک‌ونوجوان با سایر فرهنگ‌ها تعامل می‌کند؛ این کار علاوه‌بر صدور فرهنگ ایرانی‌اسلامی به سایر ملت‌ها، هویت خود را نیز برای مردمش تثبیت می‌کند.
رویکرد تقابلی در برخی کشورها وجود دارد که دیدگاه اصلی آن ازاین‌قرار است:

هرگونه مواجهه و دادوستد بافرهنگ غرب را غلط می‌دانند و باتعصب هرچه‌تمام‌تر دست رد به تمامی فرهنگ‌های دیگر می‌زنند و گمان می‌کنند که اعتلایشان تنها در دوری‌گزینی از غرب است.

این رقم رفتارها باعث می‌شود فرهنگ بومی و اصیل آن منطقه به‌تدریج دچار رکود شود و با دورافتادن از تحولات جهانی و سایر فرهنگ‌ها، پویایی و خلاقیت از آن جداشده و با گذشت زمان خود آن فرهنگ نیز از معرفت و معنا تهی شود. ایران و ایرانیان از دوران باستان تا کنون همواره رویکرد تعاملی اتخاذ کرده‌اند و فرهنگ غنی خود را در جهانِ جدید ارتقا داده‌اند.

در رویکرد تقابلی، سایر فرهنگ‌ها تهدید تلقی می‌شود و آنچه برای خود است، همواره آسیب‌پذیر انگار می‌شود؛ درحالی‌که فرهنگ ایرانی‌اسلامی ما از حیث غنا جایی برای نگرانی پیرامون آسیب‌پذیری باقی نمی‌گذارد. باوجوداین، نمی‌توان دچار غرور و کم‌کاری شد و نمی‌توان غفلت را با تعامل هوشمندانه یکی دانست. در جهانِ پس از انقلاب انفورماتیکی و الکترونیکی که با توسعه رسانه‌های اطلاعاتی همراه‌اند، هر لحظه شاهد یک تهاجم تمام‌عیار فرهنگی و نه یک مواجهه ساده و عاری از تهاجم هستیم.

در این شرایط بیداری و هوشمندی بالأخص در طبقه نخبگان نسبت به پاسداشت ارزش‌های فرهنگی و تاریخی ملی باید شبانه‌روزی و دائمی باشد و نخبگان به عنوان دیده‌بان‌های جامعه باید دلسوزی و آینده‌نگری بیشتری دراین‌باره داشته باشند؛ حال آنکه، حتی امروز شاهدیم که برخی نخبگان هویت و تمدن خود را فرودست می‌خوانند و مرعوب برخی هویت‌های خودساخته و کم‌تاریخ در دنیا می‌شوند که به‌رغم نداشتن پشتوانه به دلیل ثروت، قدرت و معاهده‌های سیاسی سعی در زدودن تفاوت‌های زیبای فرهنگی سرتاسر دنیا دارند تا از این طریق با حاکم کردن رفتار خود بر جوامع، سودهای بازرگانی و منافع خود را در مرز جغرافیایی آن‌ها دنبال کنند.

اصفهان؛ الگوی ارتقای امنیت ملی از طریق امنیت فرهنگی

رابطه امنیت ملی و فرهنگ البته بسیار عمیق‌تر و پیچیده‌تر از موارد مطرح‌شده در این یادداشت است؛ باوجوداین، با حفظ امنیت فرهنگی می‌توان امنیت سایر حوزه‌های حکمرانی را نیز حفظ کرد و فرهنگ می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد.

جالب است توجه کنیم که حتی امنیت فرهنگ غذایی هم می‌تواند از ایجاد چالش امنیتی و خدشه‌دارشدن استقلال یک ملت پیشگیری کند؛ چراکه برخی تجارب عینی در داخل و خارج کشور نشان داده است استحاله کامل فرهنگی، حتی در فرهنگ غذایی، با نیاز به کالاهای غذایی که در آن اقلیم قابل‌دستیابی نیست، می‌تواند وابستگی و چالش امنیتی در بلندمدت ایجاد کند.

استان اصفهان با تکیه بر هویت فرهنگی و پاسداری پررنگ از ارزش‌ها، نمادها، هنر و تاریخ ملی و حکمرانی حداکثری آن بر روح جامعه درزمینه مطلوبیت مؤلفه‌های امنیتی نیز درخشیده است. الگوی حفظ امنیت فرهنگی که در استان اصفهان موفق عمل کرده است می‌تواند قابل صدور به استان‌های مختلف و سایر ملل باشد و موجب می‌شود با هزینه‌های کمتر از خسارت‌های کلان امنیتی پیشگیری شود؛ درضمن حفظ آرامش جامعه، ارزش‌افزوده قابل صدور، توسعه گردشگری و تسهیل روابط دیپلماتیک و گسترش اخلاق جهانی به موجب فراگیری منش ایرانی‌اسلامی نیز به دست می‌آید.