هانگژو شانزدهمین خواهرخوانده اصفهـان شــد»؛ با آغاز پاییز امسال علی قاسمزاده و یائو گائویان، شهرداران اصفهان و هانگژو با امضای تفاهمنامه خواهرخواندگی عزم خود را برای ایجاد همکاریهای جدید و تبادل تجربیات در حوزههای مختلف شهری جزم کردند …
شاید چند سالی است که نوک پیکان منتقدان مباحث شهرسازی به سمت عمودی شدن و ارتفاع سازی در شهر اصفهان رفته است و نقدهایی از ساختوسازهای بیضابطه در بعضی از مناطق شهری شده باشد.
شیراز، اصفهان و یزد هر سه دارای جایگاه ویژهای در میان گردشگران داخلی و خارجی هستند؛ ازاینرو تفاهمنامه طلایهداران گردشگری میتواند موجب تقویت همکاریها و افزایش شمار گردشگران بینالمللی شود.
در غربیترین نقطه شهر اصفهان و در جوار کوه سید محمد و امامزاده بابرکت آن محلهای کوچک با قدمتی بزرگ وجود دارد، محله دهنو که به آن «باغ نو» هم میگویند سرزمینی که در گذشته بیش از هرچیز به باغهای فراوان و محصولات کشاورزی معروف بوده است.
برنامههای مجموعه فرهنگی 800نفری روشنا در محله دهنو که با استقبالی خوب نهتنها از طرف نوجوانان محله، بلکه نوجوانان سایر محلههای اصفهان روبهرو شده بود، سبب شد تا به گفتوگو با زهرا محمدی، یکی از مسئولان این مجموعه، بپردازیم.
با قدمزدن در محله دهنو همان ابتدای ورودی محله یک فرهنگسرای نوساز به نام سراج که زیر 10 سال است تأسیس شده با نما و قد و قامتش در میان خانههای قدیمی توجه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
«زهرا رضازاده، دانشآموز هنرستان تربیتبدنی سما دانشگاه آزاد خمینیشهر، قهرمان مسابقات بینالمللی کاراته سوچی روسیه شد»؛ این خبری بود که چندی پیش در رسانهها دستبهدست شد.
قدیمیترین جمع فرهنگی و هنری محله دهنو یک محفل هنری با نام خود محله است؛ محفلی که با حضور در محله به فعالیتهای گوناگون هنری مانند موسیقی، شعر، اجرا و… میپردازد و اکنون پس از گذشت چندین سال برنامههای آنها متوقف نشده و به فعالیت ادامه میدهد.
محمد عمرانی یکی از اهالی دهنوست. او در سال گذشته برای شناخت بیشتر این محل، مطالبی بالغ بر 100 شماره تحت عنوان دهنوشناسی نوشته و در کانال محلی دهنو به نام «باغ نو» منتشر کرده است.
برای شناختن محلهای قدیمی راهی خیابان کاشانی شدم تا جستوجویم در محله را از ابتدای محله شروع کنم؛ جایی که تابلوی خیابان نصبشده و روی آن نوشته «جامی غربی».
در دنیای مدرن امروزی، شاید مطالعه تاریخ گذشته مکانها و محلهها کاری غیرضروری باشد، ولی واقعیت این است که تاریخ هر مکان بهعنوان آیینهای برای گذشته عمل میکند و هویت یک جامعه به تاریخ و فرهنگ آن وابسته است.
صبحها پدران سعدی و حافظ میخواندند و ظهرها شاهنامه. مادران هم با لالاییهای حزنانگیز فرزندان را با دنیای شاعرانه آشنا میکردند.