دل نوشته
هیچ‌آب (بخش اول)
۱۷:۰۳ - یکشنبه ۴ تیر ۱۴۰۲

هیچ‌آب (بخش اول)

نسیم، گلبرگ‌های ریز شب‌بو را از شاخه می‌کند و در هوا می‌پاشید. هوا پر بود از عطر گل‌های بهاری. جریان آب باعجله از بین پله‌های سنگی می‌گذشت و صدای دل‌انگیز آن به گوش می‌رسید.

یاس خوش‌خبر
۱۷:۳۵ - شنبه ۳ تیر ۱۴۰۲

یاس خوش‌خبر

ناگهان نگاهش قفل شد توی باغچه؛ روی درخت یاس رازقی کنار حوض؛ همان که محمد ۱۸ ساله‌اش قبل از رفتن به جبهه به دست خاک سپرد و گفت: یادگاری.

روی کوک انتظار
۱۳:۴۳ - پنجشنبه ۱ تیر ۱۴۰۲

روی کوک انتظار

انگار که کوکش کرده باشند! هر روز ساعت دو بعدازظهر پشت پنجره می‌ایستد و با چشم‌های منتظرش خاطرات را درو می‌کند.