از چند وقت قبل تا الان در اخبار، فضای مجازی، بازار، پشت تلفن، میوهفروشی، تاکسی، رادیو، سر سفره و هرجایی که گذرمان به آن میافتاد، حرف بر سر انتخابات آمریکا بود. هیجان و چشمانتظاری ما مردم ایران برای تعیین سرنوشت چهارساله کشوری در آن سر دنیا، به نظر عجیب و دور میآمد. اما اینطور نبود. ما چنان درگیر این انتخابات شده بودیم که خودمان هم باورمان شده بود سرنوشت آنها به سرنوشت ما گره خورده است؛ اینکه نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، چنان نقششان در ذهن ما ایرانیها محکم شده بود که برای خودشان طرفدارانی در ایران هم جمع کرده بودند. در این گزارش هم من سراغ نوجوانان رفتم تا ببینم آنها چقدر درگیر این انتخابات شده بودند؟ آیا جدیجدی آینده اقتصادی، فرهنگی و ملی ما در دست یک آدم در آن سر دنیا است؟ اصلا انتخابات آمریکا چه فرقی با انتخابات ما دارد؟
فهم و تحلیل پدیدههای دنیای امروز براساس زاویه نگاه مخاطبان، نویسندگان و تحلیلگران شکل و ترسیم میشود. آنچه بهعنوان تحلیل نهایی از سوی پژوهشگران به مخاطبان در حوزههای مختلف ارائه میشود، دقیقا به عینک و نظریهای بازمیگردد که آنان روی چشم میگذارند و وقایع جهان را با آن مینگرند. بدون درنظرداشتن زاویه دید تحلیلگران مخاطب تنها با اطلاعاتی انبوه سروکار دارد، اما این همه در نگاه مردم تفاوت دارد.
از ابتدای شکلگیری دولت دوم حسن روحانی انتقاد جریان اصلاحات به کارگزار اصلی دولت دوازدهم هموزن اصولگرایان ولی از منظری دیگر است. اصلاحطلبان سرمایه اجتماعی خویش را در خدمت روحانی قرار دادند و حال از دولت او به دلیل اتخاذ رویکردهای غیراصلاحطلبانه انتقاد میکنند، نقدهایی که به حوزههای مختلف از قبیل وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باز میگردد. به نظر میرسد بخشی از نقدهای امروز به دلیل دور شدن از فضای سالهای 92 و 96 انجام میگیرد. با فاصلهگرفتن از رویدادهای گذشته و قرار گرفتن در زمان حال سادهتر میتوان به نقد تصمیمگیریها و سیاستهای دولت پرداخت. نمیتوان از یاد برد که سال 92، محمدرضا عارف شانس رأی آوری چندانی نداشت، احتمالا مجموع آرای او چیزی در حدود پنج الی شش میلیون رأی میشد و در نهایت سکان دولت یازدهم به دست اصولگرایان میافتاد.
یکی از پدیدههایی که با آن روبهروییم کثرت سخنان مسئولان و مدیران است. این کثرت شامل سخنان طولانی و رنجآورتر از آن، تکراری است. سخنرانیهای اکثر مسئولان کشور فاقد حرف جدید و تازه بوده و در بیشتر موارد، تکرار حرفهای کلی و کلیشهای وقت سخنرانان را پر میکند. افراد حرفهای میتوانند باکمی دقت تشخیص دهند که سخنران حرف خاصی برای گفتن ندارد و فقط در رودربایستی قرارگرفته که سخن بگوید یا برای زینت مجلس دعوتشده و سخنانش جنبه زینتی دارد.