از سوی دیگر، مسائل مرتبط با حوادث سال 88 و فاصله گرفتن طیفی از اصلاحطلبان با حاکمیت فرصت کافی را به آنان نمیداد تا بتوانند دغدغههای اصلاحگرایانه خود را به اجرا بگذارند، بنابراین بهترین تصمیم قبل از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری سال 96 حمایت از شخصیت و دولتی بود که بتواند قسمتی از سیاست عادیسازی رابطه با قدرت را همانند چهار سال قبل دنبال کند. اصلاحطلبان در ماههای اخیر به وضوح انتقادات خود به شخص روحانی را اعلام کردند. وزیران روحانی توانی برای پاسخدادن به مطالبات شهروندان ندارند، نزدیک شدن روحانی به اصولگرایان و بر زمین ماندن برخی از خواستههای سیاسی نیز در گفتارهای انتقادی اصلاحطلبان به صورت مشخص بیان شد.
به نظر میرسد انتقاد به دولت و شیوه سیاستورزی روحانی را میتوان از دریچهای دیگر نگریست، در واقع دولت روحانی با انتخاب شعار و گفتمان «اعتدال» و تبیین این موضوع در یک جمله از سوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی «اعتدال کم خواستن نیست، بلکه کمکم خواستن است» تکلیف خود را در قبال مطالبات شهروندان و راهکارهای سیاسیون اصلاحطلب مشخص کرد. با توجه به کنشهای سیاسی حسن روحانی در گذشته و انتخاب شماری از چهرههای سیاسی برای به دست گرفتن سکان وزارتخانهها و انتخاب مشاورانی با تفکرات نزدیک به محافظهکاران نمیتوان از چنین جمعی توقعی دیگر داشت.
نخـستین و واپـسین دغـدغه اعتدالگرایان به شیوه سیاستورزی متفاوت آنان باز میگردد.
اعتدالیون میخواستند بدون ایجاد حساسیت، سوءتفاهم و دورشدن از بسیاری حاشیهها، مطالبات موجود در سطح جامعه را به سوی قدرت حواله دهند و پاسخ مثبت دریافت کنند. در واقع با پیشهکردن اعتدال، متعادل بودن، دور شدن از هیجانات و اسیر دست رادیکالها نشدن در پی حل برخی از مشکلات برآمدند. اینکه شماری از کارگزاران دولت در سالهای نخست دولت یازدهم کوشش کردند تا از دل شعارهای تبلیغاتی گفتمانی متفاوت از دولتهای پیشین به مخاطبان ارائه بدهند، به مسئله سیاستورزی متفاوت آنان بازمیگردد. صاحب این قلم در یادداشتی با عنوان «درباره رویکردهای روحانی» سال 1397 نوشت: «حسن روحانی یا هر کدام از رئیس دولتهای گذشته قبل از آنکه محقق، پژوهشگر دینی، آشنا با دانش فلسفی و مهندسی باشند یا دستی بر آتش هنر داشته باشند، سیاستمدار به معنای واقعی کلمه هستند. سیاستمداران بیش از هر مسئلهای دغدغه حفظ نظم موجود، در اختیار داشتن اهرمهای قدرت سیاستگذاری و اجرایی، همراه بودن چهرههای سیاسی و حفظ ارتباط با سایر بخشهای قدرت و سایر قوا را دارند، رویکردی که گاه با محافظهکاری یا مصلحتسنجی شناخته میشود.» به بیانی دیگر، نهتنها حسن روحانی بلکه هر شخصیت سیاسی که کرسی ریاستجمهوری را در اختیار بگیرد، جانب جایگاه قانونی و قدرت را خواهد گرفت.
سخنگفتن درباره اعتدال سرانجام به این نقطه خواهد رسید که نمیتوان آنچه را به عنوان مطالبه و حتی با رویکرد «کمکم خواستن» مطرح میشود، جامه عمل پوشاند. در این خواستن، نماینده مطالبهگران در ساختار قدرت قرار گرفته و قرار است نیازها و خواستههای شهروندان را با روش اعتدال نمایندگی کند. از سویی دیگر و در طرف مقابل این شیوه سیاستورزی، بخش دیگری از ساختار کلان قدرت قرار دارد که با توجه به فهم خود از وضعیت جامعه مطالبات مطرحشده را پاسخ داده یا آن را به زمانی دیگر حواله میدهد. بیتردید در این خواستنها و نشدنها و دنبال کردن مطالبهها، جریان اعتدال به دلیل حضور در قدرت، در نهایت به سوی قدرت و همراه با آن خواهد بود.
به عبارتی دیگر قدرتمداران به واسطه قرارگرفتن در ساختار قدرت بیش از آنکه نماینده خواستههای بر زمینمانده باشند، نماینده قدرت قانونی هستند؛ بنابراین و حتی زمانی که سیاست «کمکم خواستن» دنبال میشود، یک سیاستمدار، الزامات بودن و مانایی قدرت را مدنظر قرار داده و میدهد.




