مجتبی بنی اسدی
خجالت ندارد از اینکه پسرهایت رویت را زمین زدند!
12:36 - دوشنبه 30 تیر 1404

خجالت ندارد از اینکه پسرهایت رویت را زمین زدند!

سلام بر یزید! هیچ وقت فکر نمی‌‌کردم روزی برسد که ابتدای نامه‌ای که من نگارنده‌اش هستم، بر یزیدنامی سلام بدهم. حالا هم اگر ناراحت نمی‌شود، در ادامه نامه، عبدی بصری یا بن‌ثبیط صدایت بزنم. به‌خداقسم دلم رضا نمی‌شود اسم آن ملعون را به‌قلم بیاورم.

اگر جای تو بودم، حسین را رها می‌کردم!
10:47 - شنبه 28 تیر 1404
نامه‌ای به بَشیر بن عَمْرو حَضرَمی کِندی

اگر جای تو بودم، حسین را رها می‌کردم!

سلام مرد یمنی! برشی از زندگی‌ات را خواندم و کیف کردم. حرفی که به حسین زدی، آن‌قدر اعلا بوده که در زیارت‌الشهدا هم آمده. یعنی مردمی که بعد صدها سال بخواهند شهدا را زیارت کنند، حرف‌هایت در روز عاشورا را زمزمه می‌کنند.

روی زن‌های کوفه را سفید کردی!
13:21 - شنبه 21 تیر 1404
نامه‌ای به اُم‌وهب ‌بنت‌ عبد

روی زن‌های کوفه را سفید کردی!

سلام مادر وَهب! نامه‌نویسی به زن‌ها آداب خودش را می‌طلبد. یک‌بار به‌ مادرم، دوبار به همسرم و دوسه‌بار به عمه‌هایم نامه نوشته‌ام. وقتی برای زن‌های دوروبرم می‌نویسم، چندان سخت‌ نمی‌گیرم به خودم و قلم. هر چه بیاید روی کاغذ، همین می‌شود نامه.

تو که معصوم از خطا نبودی!
13:06 - پنجشنبه 12 تیر 1404
نامه‌ای به ضرغامة‌بن‌مالک تغلبی، از یاران امام حسین (ع)

تو که معصوم از خطا نبودی!

سلام ضرغامه خان! اینکه تقدیر در پیشانی آدم چه‌ها نوشته، جز خدا کسی خبر ندارد. حالا این را رفاقتی می‌گویم. تو فکر کن «از نوادگان قبیله‌ای عربِ جاهلی که در نجد عربستان پاگرفته، و احتمالاً دخترها را هم زنده‌به‌گور می‌کرده، سنگ‌قبری در آسمانی‌ترین جای این زمینِ خاکی پیدا می‌شود که روی آن حک شده ضرغامة‌بن‌مالک تغلبی».

واقعاً! ما اهل کوفه نیستیم؟
10:33 - سه‌شنبه 10 تیر 1404
نامه‌ای به سعیدبن‌عبدالله حنفی

واقعاً! ما اهل کوفه نیستیم؟

سلام آقاسعید! تو در آسمان‌هایی و ما در جایی که شیطان همیشه در کمین است. بگذار با تو خودمانی باشم. شاید که باب رفاقتی شد. بله! قبول دارم. من کجا، تو کجا.

صدایت ماندگار باد آقامحسن!
13:07 - شنبه 7 تیر 1404

صدایت ماندگار باد آقامحسن!

سلام آقامحسن! دروغ نگفته باشم، اول قصدم این بود برای آقاکاظم بهمنی نامه بنویسم. آخر او شعر را نوشته «مردم خدا مراقب ماست.» ولی هر چه کم‌وزیادش کردم، دیدم در نامه به او باید از تو بنویسم. پس اول نامه آقاکاظم را خط زدم و نوشتم آقامحسن.

برای خودم متأسفم، سردار!
15:16 - سه‌شنبه 3 تیر 1404
وقتی چهره‌ حضرت آقا را قاب تلویزیون، با ابهت و اقتدار دیدم، گفتار حماسی‌ِ امیدآفرینش را به‌ گوش شنیدم

برای خودم متأسفم، سردار!

آدم‌ها برای من دو دسته‌اند؛ آن‌هایی که زیبا می‌خندند و زشت و این یک قرارداد بین من و دلم است که هرکه زیبا می‌خندند، برایم دوست‌داشتنی می‌شود و شما، در همین دسته‌اید. دوست ندارم با نوشتن اسم زشت‌خنده‌ها، نامه‌ را خراب کنم. ولی یکی‌اش را بخواهم مثال بزنم، همان کسی است که سرزمین اشغالی در چنگ او گرفتار است. بگذریم!

این پول، ارزش دارد؟
15:06 - چهارشنبه 28 خرداد 1404
این است مرام راننده کامیون‌ها؟

این پول، ارزش دارد؟

نامَرد؛ همین! چاره‌ای جز این نیست که بی‌سلام شروع کنم نامه را. حیف اسم آن‌ بالاسری که بیاید اول نامه‌ای که باید به تو نوشته شود. حیف! حیف این کاغذ و قلمی که صرف نوشتن به تو می‌شود.

قدرتِ اشک‌ مظلوم
16:10 - دوشنبه 26 خرداد 1404
نامه‌ای به دختربچه‌ اهل غزه

قدرتِ اشک‌ مظلوم

سلام دخترجان! بی‌مقدمه می‌نویسم برایت. فریادهای مظلوم تو را که شنیدم دلم می‌خواست فیلم را بگیرم جلوی دخترم و بگویم «ببین بابا! این دختری که صداش رو می‌شنوی، داره برای موشک‌های ما دعا می‌کنه که بره بخوره توی سر دشمن.» اما ترسیدم.

عمر گل کوتاه است؛ مثل رفیق نیمه‌راه
11:45 - سه‌شنبه 20 خرداد 1404
حس و حال یک گل‌فروش در شهر

عمر گل کوتاه است؛ مثل رفیق نیمه‌راه

سلام آقای گل فروش. غلط نکنم هر کسی که توی این شهر زندگی می‌کند، وقتی از مقابل گل‌فروشی‌ات رد می‌شود، نگاهی به مغازه‌ات می‌کند و با خودش می‌گوید «هی…! کاش منم توی این هوا نفس می‌کشیدیم.»

رنج جداشدنی نیست
15:44 - شنبه 17 خرداد 1404
لذت رنج

رنج جداشدنی نیست

سلام بچه‌ها. اگر بخواهم با شما روراست باشم، امروز که برنامه امتحانی را نگاه کردم، به خودم گفتم «تموم شد ها. فقط دو سه تای دیگه مونده.» و برای خودم برنامه ریختم که بیست‌ودوم خرداد به‌بعد چه فیلم‌هایی ببینم، چه‌ها بنویسم، کدام کتاب‌های نیمه‌تمامم را بخوانم…

نقد عملکرد سازمان جهانی بهداشت در راستای سوء مصرف دخانیات
12:56 - شنبه 10 خرداد 1404
به مناسبت روز جهانی بدون دخانیات

نقد عملکرد سازمان جهانی بهداشت در راستای سوء مصرف دخانیات

سلام به سازمان جهانی بهداشت. این نامه به ساختمان شما پست می‌شود. ولی می‌خواهم به دست آن بابایی برسد که روزهای جهانی را مصوب می‌کند که برود توی تقویم. این نامه یادآوری این قضیه است که نامگذاری ۱۰ خرداد همان ۳۱ می به عنوان «روز جهانی بدون دخانیات»، تأثیر چندانی بر هدفی که مشخص کرده‌اید، ندارد.