علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، شنبه، بیستم اسفند 1401، در نشست خبری پایان سال در سالن همایش خانه مشروطیت، علاوه بر ارائه گزارشی از اقدامات یکساله در شهرداری به پرسشهای خبرنگاران پاسخ داد.
ینجا چهارباغ، سینما فلسطین و جوانانی که در روز دوم جشنواره برای دیدن فیلم «کت چرمی» آمدهاند. ساعت ۱۷:۴۵ دقیقه است و هنوز ۴۰ دقیقه مانده به شروع فیلم. آنگونه که شنیدهام، این فیلم جزو فیلمهای محبوب علاقهمندان به سینماست و تجمع جوانان مقابل گیشه این موضوع را ثابت کرده است.
«چهـاربـاغ» مـوضوعی است که میـز فرهنگ شهرداری اصفهان این روزها موردتوجه و بررسی ویژه قرار داده است؛ مکانی که قدمت آن به دوره صفویه و سلـطنـــت شـــاهعبـاس بـــازمــیگــردد ومیتواند تجلیگاه هویت و تاریخ شهر باشد. چهارباغ حالا چندسالی است که به پیادهراه تبدل شده و قرار است شکل و شمایل گذرگاه فرهنگی به خود بگیرد. گفته […]
نمِ باران بهاری رد انداخته بر تن نازک و لطیف گلهای آلاله و رُز و شببو که همچون فرشی رنگارنگ، گلهبهگله چهارباغ گسترده شده و چشمنوازی میکنند. جرعه آبی رهاشده در جوی میان چهارباغ و صدای تلطیفشدهاش میپیچد لابهلای ازدحام جمعیت. درختان قد علم کردهاند و شاخههای نازکشان به هم گرهخورده است. بهار پاورچینپاورچین خودش را به چهارباغ رسانده و همه زورش را میزند تا در آخرین روزهای فروردینماه رخنماییکند.
چهارباغ زیبا این روزها به محلی برای گعدههای کوچک دوستانه و جمعهای خانوادگی تبدیل شده است؛ پیادهراهی چشمنواز و دوستداشتنی در مرکز شهر که محل تلاقی آدمهای بالانشین و پاییننشین شهر است. کافههای رنگارنگ و متحرک، گالریها، پاساژهای تجاری، حضور نوازندگان خیابانی و از همه مهمتر، فستفودیها و اغذیهفروشیها چهرهای جدید و متفاوت با گذشته از این بافت شهری به تماشا گذاشته است؛ بافتی که به بازنمایی سبک زندگی و دلمشغولیهای روزانه ساکنان شهر میپردازد.
شاید بتوان گفت گذر چهارباغ عباسی شاهرگ حیاتی در میان فضاهای شهری اصفهان است؛ گذری تاریخی و صاحب جایگاهی مهم در اصفهان که از عهد صفوی تاکنون کارکردها و هویتهای متعددی برای آن ایجاد شده و بیشک در زندگی و تعاملات شهری مردم اصفهان نقشی اثرگذار داشته است؛ چنانکه امروز شهروندان اصفهانی همچنان با دقت و حساسیت فراوان، تغییر و تحولات چهارباغ را دنبال میکنند و این گذر تاریخی را که سهم مهمی در خاطرات جمعی و هویت آنها در اصفهان دارد، میراثی ارزشمند و از آن خود میدانند.
رئیس اداره طرحهای منطقهای معاونت شهرسازی و معماری شهرداری اصفهان در رابطه با طرح پیرایش شهری در مناطق 15گانه گفت: پیرایش شهری با هدف افزایش خوانایی منظر شهر، تقویت، هویت، معنا و کاهش ناهمگونیهای بصری ازنیمه دوم سال 98 برای 15 محور در 15 منطقه شهرداری در دستور کار معاونت شهرسازی و معماری قرار گرفت.
شوق به گردش در سرزمین علم و دانش و پیمایش مسیری برای کسب دانش ساختمانی مدارس ایرانی و آشنایی با بهترین این نمونهها، شناخت منطقه باستانی «گندیشاپور»، آشنایی با فضاهای مدرسه از «حجره» تا «مدرَس»، کشف رموز مدرسه «خان شیراز»، تماشای زیباییهای مدرسه «غیاثیه خرگرد» و ویژگیهای ساخت مدرسه «آقابزرگ کاشان» سبب شد تا مسیری جذاب را برای گردشگری معماری این هفته معرفی کنیم.
هر جهان، وجهههای خاص خویش را داراست؛ «جهان سنت» وجوهی دارد و «جهان مدرن» وجوهی دیگرگونه. این وجوه، در علم، دین، هنر، سبک زندگی و… مشهودند، اما شاید بتوان عنوان داشت اساسیترین وجه تمایز این دو جهان، تمایز «انسان» برآمده از هر عصر است؛ بدین معنا که «خواجه حافظ شیرازی» و «مهدی اخوان ثالث» علیرغم همصنف بودن، متعلق به دو جهان متمایزند؛ همانگونه که «هراکلیت» و «کانت» نیز هم. حافظ، مخلوق جهان سنت است و در عین حال خالق آن؛ همانگونه که کانت برخاسته از عصر مدرن است و همزمان، تداومبخش آن. به عبارت رساتر، هر جهان، انسان مختص خویش را دارد.
ممکن است بسیاری از ما با شنیدن واژه مبلمان شهری تنها به یاد سکوها یا نیمکتهایی بیفتیم که گاه و بیگاه در نقاطی از شهر به آنها برمیخوریم. اما واقعیت آنجاست که اینها تنها بخشی از مبلمان شهری محسوب میشوند. به گستره وسیعی از وسایل، نمادها، بناهای کوچک و بزرگ، دستگاهها و حتی فضاهای با کاربری مشخص در شهر، مبلمان شهری میگویند. اکنون ممکن است از خودمان بپرسیم آیا سطل آشغال، تندیسها، خردهبناها، قسمتهای مختص نشستن و گفتوگو، آبنماها و بسیاری چیزهای دیگر هم جزئی از مبلمان شهری محسوب میشود؟ با این تعریف کلی و وسیع، بله.
غمهسرایی پرندگان، همهمه شیرین رهگذران، صدای شرشر آب و وزش باد در میان شاخسار درختان؛ این صدای آشنای این روزهای چهارباغ است. صدایی که با تصویری یگانه و بیمانند همراه میشود. نهری مصفا در میان گذرگاهی باستانی که درختان پرتعداد همچون نگینی آن را در میان گرفتهاند. چهارباغ از روزی که شاهعباس کلنگش را به زمین زد تا امروز بارها چهره عوض کرده و زخم تاریخ بر گوشهگوشه آن دیده میشود؛ اما همچنان ایستاده و آغوش گشوده تا دوچرخههایمان را زین کنیم و از سیوسهپل تا دروازه دولت آن را رکاب بزنیم.
در اواسط دوران قاجار، در زمان حکمرانی ناصرالدین شاه و حکومت پسرش ظلالسلطان، بر اصفهان زن و شوهری فرانسوی برای مدت یک ماه گذارشان به اصفهان افتاد. شوهر این زن امتیاز اکتشاف از آثار تاریخی خوزستان را از دولت گرفته بود. ماجرای حضور آن دو نفر در اصفهان این بود که در سال 1881 م/ 1298 ق مارسل دیولافوای فرانسوی، که مهندس راه آهن این کشور بود، برای انجام مطالعاتی در سبک معماری ساسانی راهی ایران شد. او از راه قفقاز و آذربایجان وارد ایران شده، پس از عبور از شهرهای بین راه، به تهران رسید.