تندیسهای آهنی حسین مدنیبروجنی در هتل عباسی اصفهان، نمایشی از ضایعات فراموششده فلزاتی است که به آثاری زنده بدل شدهاند، آثاری که روایتگر حیات، مقاومت و زیبایی هستند و پیامآور این نکتهاند که هنر از دلِ فراموشی، زندگی میآفریند.
هنر و صنعت در مرزهایی، فصل مشترکهای زیبایی دارند. البته که علم حقوق به تعیین این مرزها نپرداخته است؛ بلکه آنها را در فرض شناختهشدهای پذیرفته که این شناخت را نیز به کارشناسان و جامعه هنری و صنعتی به شکلی که برای حقوقدان ها روشن باشند، واگذار کرده است.
حتی ممکن است یک اثر هنری، کاملا صنعتی باشد و یک اثر صنعتی، کاملا هنری. تلفیق این دو نیز ممکن است. به عنوان مثال یک خودرو در ابعاد مالکیت فکری در طراحی، ایده و طرح منتهی به خلق اثر تجسمی است که هم از باب ایده و هم از باب تجسم ایده، در هر دو صورت تحت لوای حمایتی قانون است. در دادههای فنی نیز از باب مالکیت فکری به همان صورت حمایت حقوقی دارد.
گاهی در آثار هنری با مسئله خلق مشترک و خلق مرکب مواجه هستیم. آنچه در تعاریف هنری و حقوقی ممکن است به صورت اشتباه ارائه یا دریافت شود، همین افتراق یا شباهت این دو است. علاوه بر مباحث حقوقی و قانونی مربوط به هر دوی این مفاهیم و عبارات، در مباحث تکنیکی هنری نیز مجالهای بسیار گستردهای در این زمینهها وجود دارند که مجامع هنری و منتقدان و مدرسان و مؤلفان هر حوزه به تفصیل به آن پرداختهاند. اما در مباحث حقوقی باید با نیمنگاهی به ابعاد تکنیکی و تخصصی در هنر به وجوه تشابه و تفاوت آثار هنری مشترک و مرکب پرداخت.
وقتی سخن از انحصار است، با مفهومی مواجه هستیم که منحصر و محدود به حصار مالکیت برای یک یا چند نفر به شکل تعیین شده و مشخص است. انحصار از ریشه حصر و حصار و چارچوب است. یعنی کسی حق ندارد به محدوده حصارکشیشده تعدی کند. متعاقب از این تعریف در حقوق مالکیت انحصاری با نوعی از حقوق مالکیت مواجه هستیم که نقض آن مستوجب کیفر یا جبران خسارت به نفع صاحب انحصار است.
مایت از آثار در حوزه مالکیت فکری، فقط شامل آثار هنری نیست. بلکه آثار علمی و حتی غیر علمی اما در حوزه فکر، ایده و تخیل یا حتی مستند هم به شرطی که نتیجه ابتکار و دانش و خلاقیت پدید آورنده باشند، در این دایره حمایتی جای دارند. به طور کلی مالکیت فکری به عنوان شکل دیگری از مالکیت در مقایسه با مالکیت مادی، با اینکه مانند نوع اول، نتایج و جنبههای مالی و مادی هم دارد اما در اصل و در ماهیت خود، مالی و مادی نیست.
شاید عجیب به نظر برسد که نقشههای جغرافیایی در گروه آثار هنری مشمول چتر حمایتی قانون قرار داشته باشند. اما در حقیقت، این برای برخی گونهها صدق میکند. در عین حال با نظر به سال تصویب قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال چهل و هشت خورشیدی و با نگاهی تاریخی و تفسیر عمومی این بخش از قانون یادشده در مورد نقشههای جغرافیایی، همچنین بررسی جملات بهکاررفته در این خصوص و سایر مواد قانونی نزدیک به آن، شاید بتوان نتیجهگیری عقلانی در باره علت شمول برخی نقشههای جغرافیایی در رده آثار هنری انجام داد.
آثار هنری مشترک، آثاری هستند که توسط دستکم دو پدیدآورنده یا بیشتر از دو نفر خلق شده باشند. این آثار با آثار هنری ترکیبی تفاوت دارند؛ زیرا در آثار هنریترکیبی، با ترکیب چند هنر مواجه هستیم و این آثار لزوما قرار نیست توسط چند نفر خلق شده باشند. اما همانگونه که عنوان کردیم در آثار هنری مشترک، فارغ از ترکیبیبودن یا نبودن اثر، با چند پدیدآورنده مواجه هستیم. در این میان از نظر حقوقی چنانچه با عوامل دیگری مثل ناشرها، چاپخانهها، استودیوها و نظایر این مواجه باشیم، مسئله پیچیدهتر نیز خواهد بود.