حسین مدنی، مجسمه‌ساز معروف در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» روایت می‌کند: چگونه با آهن می‌توان اثر هنری خلق کرد؟

روح هنر اصفهان در پیکر بی‌جان آهن‌پاره‌ها

تندیس‌های آهنی حسین مدنی‌بروجنی در هتل عباسی اصفهان، نمایشی از ضایعات فراموش‌شده فلزاتی است که به آثاری زنده بدل شده‌اند، آثاری که روایتگر حیات، مقاومت و زیبایی هستند و پیام‌آور این نکته‌اند که هنر از دلِ فراموشی، زندگی می‌آفریند.

تاریخ انتشار: 16:49 - چهارشنبه 10 اردیبهشت 1404
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
روح هنر اصفهان در  پیکر بی‌جان آهن‌پاره‌ها

به گزارش اصفهان زیبا؛ تندیس‌های آهنی حسین مدنی‌بروجنی در هتل عباسی اصفهان، نمایشی از ضایعات فراموش‌شده فلزاتی است که به آثاری زنده بدل شده‌اند، آثاری که روایتگر حیات، مقاومت و زیبایی هستند و پیام‌آور این نکته‌اند که هنر از دلِ فراموشی، زندگی می‌آفریند.

در جهانی که مصرف بی‌پایان و انباشت بی‌وقفه، معیارهای پیشرفت تلقی می‌شود، آهن‌ها و فولادهای فراموش‌شده در چرخه‌ای تکراری از ذوب و بازسازی محو می‌شوند؛ اما در دستان یک هنرمند، همین قطعات خاموش و فرسوده جان دوباره می‌گیرند و به پیکره‌هایی بدل می‌شوند که قصه‌ای از حیات، مقاومت و دگرگونی را روایت می‌کنند.

نمایشگاه تندیس‌های آهنی حسین مدنی‌بروجنی، مجسمه‌ساز و مرمتگر آثار هنری که این روزها در هتل عباسی اصفهان برگزار شده، یادآور این حقیقت است که هنر حتی از دل فراموشی نیز می‌تواند زندگی بیافریند.این هنرمند که در کارنامه پربار خود بیش از 40 نمایشگاه داخلی و بین‌المللی دارد، در آثارش از موادی استفاده می‌کند که روزی در خدمت صنعت بوده‌اند، اما امروز با زبان هنر، روایتگر جهانی تازه شده‌اند. هر اثر در این نمایشگاه، آمیزه‌ای از زخم و زیبایی است؛ شاهکاری زاده از متروکه‌های صنعتی که روح هنر در آن دمیده شده است.

اینجا آهن دیگر سرد و بی‌جان نیست؛ چراکه با لمس گرم دست‌های هنرمند، به موجودیتی زنده و ماندگار تبدیل شده است.«اصفهان‌زیبا» در گفت‌وگویی صمیمی با حسین مدنی‌بروجنی به روایت شکل‌گیری آثار، سرچشمه‌های الهام و داستان‌هایی پرداخته که در پسِ هر تکه آهن و هر پیچِ خمیده نهفته است.

چه شد که به ساخت تندیس‌های آهنی علاقه‌مند شدید؟ این ایده چگونه در ذهن شما شکل گرفت؟

من از ۱۳۵۴ نقاشی را به‌صورت خودآموخته و در دل طبیعت آغاز کردم. عشق به هنر، من را به فراگیری اصول آن نزد استادان هنرستان هنرهای زیبا و دانشگاه هنر تهران سوق داد. در کنار نقاشی، همواره به مجسمه‌سازی نیز علاقه‌مند بودم و با مواد مختلف کار کرده‌ام. درنهایت، به کار با آهن و جوشکاری روی آوردم و نخستین مجسمه‌های رئال خود را با این ماده ساختم.

پس از سال‌ها تجربه، مسیرم به استفاده از ضایعات و قطعات فلزی هدایت شد. از ۱۳۷۰ به‌طورجدی به ساخت تندیس‌های آهنی گرایش پیدا کردم و در این مسیر، از آثار استادان بزرگی همچون پرویز تناولی و توکل اسماعیلی (مش‌اسماعیل) که از پیشگامان هنر تندیس‌های فلزی در ایران هستند، الهام گرفتم. باتکیه‌بر تجربه و سال‌ها کار مستمر، نمایشگاه‌های متعددی برگزار کردم و حاصل این تلاش‌ها، نمایشگاهی است که امروز حدود ۳۰ اثر از من در آن به‌نمایش‌درآمده؛ آثاری که در ۲۵ سال گذشته خلق و گردآوری شده‌اند.

چرا برای ساخت این تندیس‌ها، آهن را به‌عنوان ماده اولیه انتخاب کردید؟

ازآنجایی‌که با جوشکاری و فلزکاری آشنایی داشتم، به‌طور طبیعی به کار با آهن گرایش پیدا کردم. پیش‌تر، مجسمه‌هایم را با گچ و گل می‌ساختم؛ اما این مواد رضایت مرا جلب نمی‌کرد؛ به همین دلیل به‌دنبال موادی بودم که ماندگارتر باشد و بتواند احساس و انرژی نهفته در کار هنری را به شکلی ماندگار منتقل کند.

از سوی دیگر، از ضایعات فلزی که دور ریخته می‌شدند، بهره گرفتم. پیش از آن، عمدتا در سبک رئال کار می‌کردم؛ اما کم‌کم با این قطعات دورریختنی شروع به خلق آثار جدید کردم؛ تشویق استادان نیز در این مسیر بسیار مؤثر بود. آن‌ها بر این باور بودند که کار با فلزات مستعمل، به لحاظ تکنیکی و هنری، ارزشمندتر است؛ من هم به این نتیجه رسیدم که آهن، به واسطه استحکام و دوامش، بهترین ماده برای بیان هنری است؛ ماده‌ای که آثار را در برابر گذر زمان حفظ می‌کند و به اهل هنر امکان می‌دهد برای سالیان دراز از آن‌ها لذت ببرند.

آیا این فلزات دورریختنی را از جای خاصی تهیه می‌کنید یا پیش‌تر به‌واسطه فعالیت‌های دیگر در اختیار داشتید؟

عمدتا از کارگاه‌های آهنگری و مراکز ضایعات‌فروشی، مواد موردنیازم را تهیه می‌کنم. قطعاتی را انتخاب می‌کنم که در ذهنم جرقه‌ای ایجاد کنند؛ آهن‌هایی که حس می‌کنم می‌توانند به اثری هنری جان ببخشند. فرایند یافتن و انتخاب این قطعات گاه زمان‌بر است؛ زیرا علاوه‌بر جنبه فیزیکی، نیازمند تأمل و تطبیق ذهنی است تا قطعه مناسب با ایده هنری شکل بگیرد و به نتیجه مطلوب برسد.

تندیس‌های شما بیشتر چه موضوع‌هایی را شامل می‌شود؟ آیا برای ساخت آن‌ها از طبیعت و اساطیر هم الهام می‌گیرید؟

بله، بی‌شک. من بیشتر از زندگی روزمره، از انسان، حیوانات و پرندگان الهام می‌گیرم؛ همچنین از آثار کهن، همچون نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید یا مجسمه‌هایی که به دوره‌های کهن‌تر بازمی‌گردند، نیز تأثیر می‌گیرم؛ مطالعه کتاب‌های مختلف نیز در شکل‌گیری ایده‌های من نقش داشته است.

البته باید بگویم که در فرایند خلق اثر، گاهی خودِ اثر هنری من را با خودش می‌برد؛ یعنی خودِ کار هنری مسیر تازه‌ای پیش پایم می‌گذارد؛ برای نمونه، شاید با ایدۀ اولیۀ یک مرغ شروع کنم؛ اما در جریان ساخت، آناتومی و ساختار این پرنده دگرگون شود و درنهایت به شکلی تازه و متفاوت در اثر تجلی می‌یابد.

آیا آثار شما در رده آثار مفهومی هستند و به‌صورت دستی ساخته شده‌اند؟

بله؛ البته آثارم گرچه مدرن و گاه انتزاعی به نظر می‌رسند، درعین‌حال مفهومی و مشخص‌اند. در فرایند ساخت، از ابزارهایی مانند دستگاه جوش، جوشکاری و پرس استفاده می‌کنم؛ اما بیشتر تمرکز کارم بر به‌کارگیری قطعات آماده است. این قطعات را
با صیقل‌دادن، فرم‌دهی و ایجاد انعطاف در ساختارشان، به اثری هنری و زنده تبدیل می‌کنم.

اگر یکی از تندیس‌های شما می‌توانست سخن بگوید، چه می‌گفت؟

من مجموعه‌ای از آثار دارم که جنگجویان را به تصویر می‌کشد؛ فیگورهایی لاغر و نحیف که به‌ظاهر جنگجو به نظر می‌رسند، اما در درون، تهی هستند. این پیکره‌ها خود را به شمشیر و سپر آراسته‌اند؛ اما پشت این ظاهر پرطمطراق، حقیقتی پوچ و بی‌مایه پنهان شده است. آثارم در این مجموعه بی‌شباهت به داستان «دن‌کیشوت» نوشته سروانتس نیستند.»

در کنار آثار جنگجویان، مجموعه‌ای دیگر از کارهایم به تصویر مرغ‌ها و پرندگان در شکل‌ها و حالات مختلف اختصاص دارد و گروهی دیگر به پیکره انسان‌ها، انسان‌هایی لاغراندام و فرتوت. مرغ‌ها به دلیل حضور پررنگشان در اساطیر و داستان‌های کهن همواره برایم جذاب بوده‌اند.

این موجودات در فرهنگ‌ها و روایت‌های قدیمی حامل معنا و نشانه‌های نیکویی هستند؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم این فرم‌های آشنا را با استفاده از فلزات فرسوده و ضایعات آهنی بازآفرینی کنم. این انتخاب نه‌تنها به خلق اثری هنری انجامید، بلکه بُعدی تازه به آن افزود؛ به‌گونه‌ای که شاید در آینده، برای مخاطب جذاب باشد که ببیند این قطعات فلزی که زمانی بخشی از دنیای صنعتی ما بوده، چگونه در قالب اثری هنری با معنایی متفاوت، حیاتی دوباره یافته‌اند.