خاطرات
خاطرات مشترک دو همرزم انقلابی حجت‌الاسلام احمد سالک و استاد اکبر پرورش +تصاویر خاص در سفر چین و بنگلادش
13:14 - یکشنبه 13 اردیبهشت 1405

خاطرات مشترک دو همرزم انقلابی حجت‌الاسلام احمد سالک و استاد اکبر پرورش +تصاویر خاص در سفر چین و بنگلادش

ساعت 9 شب صدای درب خانه به صدا درآمد. آقای قرائتی بود. به من گفت مهمان می‌پذیرید؟ گفتم: قدم مهمان روی چشم. بعد آقای پرورش از پشت ماشین آمدند. سلام و علیک کردیم. آقای پرورش و خانواده‌شان مضطرب بودند. تشریف آوردند داخل و از همان روز با هم همسایه شدیم؛ حدود 15 سال

از فیلم می‌ترسیدم
10:13 - چهارشنبه 21 شهریور 1403
سینماگردی به روایت «خاطرات پسربچه شصت‌ساله»

از فیلم می‌ترسیدم

«عجیب‌ترین چیز دنیا سینما بود. البته تا وقتی‌که انسان به کره ماه نرفته بود. آدم‌ها آن‌قدر بزرگ می‌شدند که نگو. حرف می‌زدند و ما همه را می‌شنیدیم.

«این سرباز امام زمانه!»
11:10 - شنبه 19 فروردین 1402
مروری بر خاطرات شهید «محمد اعرفی»:

«این سرباز امام زمانه!»

بابا راضی نمی‌شد، به هیچ شکلی. حق هم داشت. محمد پسر اولشان بود. مادر که خیالش راحت بود پدر رضایت نمی‌دهد، خیلی با محمد بحثی نمی‌کرد. تا اینکه پدر آن خواب را دید. محمد از آن خواب خبری نداشت.