صدرعاملی در ۲۲ آذر ماه ۱۳۳۳ در خانوادهای روحانی و مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. اگر چه تحصیلات او که در رشته جامعه شناسی در جنوب فرانسه مشغول آن بود نیمه کاره رها شد و در همان مقطع دیپلم ماند؛ اما او از هفده سالگی و در همان دوران تحصیل خبرنگاری و گزارشگری میکرده و به قول خودش مهمترین خبر قرن یعنی تنها گزارش مستند تصویری و مصاحبه روحالله خمینی در پرواز انقلاب ۵۷ را ثبت نموده و به شهرت رسید و به ایران برگشت.
وقتی سالن تاریک میشود و تصویر بر پرده سپید میافتد، گریزگاه ما از رخدادها و آوارها آغاز میشود. حالا ماییم و تصویر و نور و رنگ و یک خیال خوش؛ با سینماست که ما تا فراسوی رؤیاها میرویم. تا خود خود خود آرزو، آرزویی که تنها در سینما شکل بیشکلش را به رخ میکشد.
سینما هنوز هم حال خوشش را از آدمی دریغ نکرده است، چنان جادو میکند و آدمی را زیر و زِبر میکند که دلت میخواهد تا ابد در نبرد تن به تنِ نور و تاریکی و رنگ، دل ببازی و بخندی و بچرخی و بغض کنی.
منصورنورپور رئیس انجمن سینماداران ایران و سینما قدس اصفهان در 85 سالگی و به علت کرونا درگذشت و صبح دیروز درباغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. روایتی کوتاه از شرح عاشقی او بر سینما و داستان سینماسازی و سینماداری اش را در گفتگو با برادرش مسعود نورپور بخوانید.
هفت سال از رفتنش گذشته است؛ اما عجیب که نه تصویرش از ذهن شهر پاکشده و نه جای خالیاش پر. زاون قوکاسیان متولد 7 اردیبهشت 1329 در اصفهان بود. تا زنده بود جز در هوای شهرش نفس نکشید و جز به آبادانیاش نیندیشید و البته که موفق هم شد نام و نشان اصفهان را پیش روی جهانی بگذارد. هر چند رفتنش به قول احمد طالبینژاد چون رفتن زایندهرود، ریشه خیلی چیزها را در شهر خشکاند و باعث شد اصفهان به قوت و قدرت قبل در نظرها نباشد، اما برکات حضورش آنقدر هست که هنوز و هر بار بخشی از آن را از تاریخ بیرون بکشی و به امید گرفتن برگی برای آینده پیش چشم بنشانی.
شبکه نمایش خانگی تا ابتدای نیمه دوم دهه 90، حالوروز چندان خوشایندی نداشت. برنامهریزی میانمدت این مدیوم برای پا گذاشتن به عرصه تولید، عملا به شکست انجامیده بود و تمام رزومه درخشان خود را معطوف به ابتدای دهه 90 و تولیداتی چون «قلب یخی» میدید. در میانه دهه 90، این مدیوم با یک پسرفت آشکار، به همان رسالت چند دهه قبل خود یعنی انتشار فیلمهایی که اکران عمومی خود را به پایان رسانده بودند، بازگشت.
تصویر اصفهان در زمان رضاشاه تصویر شهری است صنعتی با تعداد زیادی کارخانه که چرخ آنها با کار و تلاش کارگران میچرخید. تعدد کارخانهها جمعیت کارگری اصفهان را روزبهروز افزون میکرد. شرایط کاری سخت در کارخانهها، ساعات طولانی کار و درآمد اندک، مجالی برای تفریحات گسترده و گرانقیمت برای کارگران باقی نمیگذاشت، الّا سینما که خیلی زود تفریح و سرگرمی موردعلاقۀ کارگران شد. سینما تفریحی به نسبت ارزان بود. اگرچه کارگران سهمی از صندلیهای لژ یا درجهیک نداشتند، اما با بلیتهای ارزانترِ صندلیهای درجهدو میتوانستند مهمان سالنهای تاریک سینما بشوند.