به گزارش اصفهان زیبا؛ تالار اشرف، یکی از شاهکارهای دوران صفویه در اصفهان، امروز در دسترس عموم مردم نیست؛ این در حالیاست که انتظار میرود هر شهروند اصفهانی بتواند با میراث و بناهای سرزمین خود روبهرو شود.
یکی از شاهکارهای بیبدیل دوران صفوی در اصفهان، تالار اشرف است. دوران صفویه اوج شکوه و شکوفایی هنر در تاریخ ایران به شمار میآید؛ دورهای که جلوههای هنری در تمامی ابعاد کاربردی و تزیینی به کمال رسیدهاند.
تالار اشرف، بهعنوان نمونهای برجسته از این دوره، نقوشی زیبا و استادانه را در قالب هنرهای مختلف چون گچبری، آجرچینی، نقاشی دیواری و کاشیکاری در خود جای داده است و جلوهای ماندگار از ذوق و توانمندی هنرمندان صفوی را به نمایش میگذارد.این تالار باشکوه در شهر اصفهان، خیابان باغ گلدسته، غرب خیابان استانداری و در محدوده باغ استانداری واقع شده است.
تالار اشرف در منطقه دولتخانه، در کنار دیگر کاخها و تالارهای تاریخی مانند تالار سرپوشیده، کاخ هشتبهشت، کاخ پشت مطبخ و تالار تیموری قرار دارد که در گذشته بهمنظور سکونت پادشاه و حرم سلطنتی مورد استفاده
قرار میگرفت.
زمانی زیباترین تالار به انبار علوفه تبدیل شد!
در اواخر دوره قاجار، تالار اشرف مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت تا بخشی از شکوه تاریخی خود را بازیابد. با این حال، در اوایل جنگ جهانی اول، بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی، این تالار کاربرد اصلی خود را از دست داد و به انبار علوفه تبدیل شد.
همچنین، یکی از واحدهای نظامی در آن مستقر گردید. جالب آن که در طی این سالها، تزیینات سقف تالار با لایهای از گچ پوشانده شد؛ اقدامی که شاید در ابتدا ناآگاهانه به نظر میرسید، اما در واقع به حفظ نقوش زیبا و ارزشمند تالار کمک شایانی کرد و آن را از آسیبهای احتمالی زمان مصون نگه داشت.
چرا این تالار را «اشرف» نامیدند؟
علی خدادادی، سید ابوتراب احمدپناه و نینا صفیخانی در مقالهای با عنوان «بررسی نقش مایههای تالار اشرف اصفهان» درباره علت نامگذاری این تالار چنین مینویسند:«نام تالار اشرف به دلیل استفاده فراوان از ورقههای طلا در تزیینات این بنا انتخاب شده است. در هنر سنتی ایرانی، ورقههای طلا با روشی خاص تهیه میشدند: سکههای اشرفی طلا بین پوست آهو قرار داده شده و با پتک به اندازهای کوبیده میشدند که به صورت لایهای نازک قابل استفاده در طلاکاری درآید. به همین دلیل، احتمالاً نام «اشرف» برگرفته از کاربرد گسترده ورقههای اشرفی در تزیینات تالار بوده است.»
نقوش گیاهی و هندسی منحصر به فرد در تالار اشرف
این تالار که زمانی محل سکونت پادشاه و حرم سلطنتی او بوده است، شامل تالار اصلی و دو اتاق در دو سوی آن است که رو به سمت جنوب ساخته شدهاند. نقوش به کار رفته در تزیینات تالار اشرف را میتوان در دو گروه اصلی دستهبندی کرد: نقوش گیاهی و طبیعی یا تجریدی شامل درخت سرو، گلدان و گیاه، گل و بوته، اسلیمی و ختائی و نقوش هندسی شامل ستارههای چندپر یا شمسه، کادر محرابی، اشکال هندسی منظم و نامنظم، بته جقه، طنابهای درهم بافته، چلیپا و…
این نقوش در کنار رنگهای متنوع و ترکیب طلایی و لاجوردی، جلوهای ویژه و بسیار زیبا به تالار بخشیدهاند. علاوه بر نقشهای مستقیم که جلوههای رنگارنگ طبیعت را به داخل بنا میآورند، این طرحها دارای تلویحات نمادین و مفاهیم فرهنگی عمیق نیز هستند، که بیانگر ذوق و هنر استادان صفوی در خلق این شاهکار معماری میباشد.
مفاهیم عمیق فرهنگی اعتقادی در لابلای نقشنگارههای اشرف
بررسی تخصصی نقوش تالار اشرف برای اولین بار در پژوهشی ارزشمند توسط علی خدادادی، مدرس دانشگاه هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی، سید ابوتراب احمدپناه، استادیار دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس، و نینا صفیخانی، پژوهشگر این دانشگاه، صورت گرفته است.
این پژوهشگران در این مطالعه نشان میدهند که نقوش به کار رفته در تالار اشرف صرفاً جنبه تزیینی ندارند، بلکه علاوه بر ارائه جلوههای بصری، به مفاهیم عمیق فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی دوره صفویه اشاره میکنند و ویژگیهای زندگی و باورهای آن دوران را آشکار میسازند.
تالار اشرف بازدید عموم ندارد!
در حال حاضر، تالار اشرف یکی از بناهای استانداری اصفهان محسوب میشود و به عنوان فضایی برای پذیرایی و برگزاری جلسات با مهمانان خارجی استفاده میشود؛ دسترسی عموم به این تالار امکانپذیر نیست و این موضوع همواره با انتقادهایی از سوی مردم همراه بوده است.
به منظور بررسی این موضوع، با مسعود نیکآیین، مدیرکل تشریفات استانداری اصفهان، گفتوگو کردیم. او در پاسخ به خبرنگار «اصفهانزیبا» میگوید: «بخشی از تالار اشرف در دست مرمت است و در حال حاضر، این تالار تنها برای ملاقاتها و هیئتهای خارجی استفاده میشود.»
بازدید از بناها؛ تجربهای فراتر از دیدن
هر بنا برای خود شناسنامه و هویتی منحصر به فرد دارد؛ تالار اشرف با کاخ هشتبهشت یکی نیست و هر یک رازها، داستانها و ناگفتههای مختص خود را دارند. هر اثر تاریخی، هر تالار و هر کاخ، علاوه بر اینکه نمایانگر دوره و سبک معماری خاص خود است، بازتابی از باورها، فرهنگ و زندگی روزمره مردمان آن دوران نیز به شمار میآید.
این انتظار به جایی است که هر شهروند و ایرانی بتواند با میراث و بناهای سرزمین خود روبهرو شود، از شنیدهها و روایتهای دیگران عبور کند و خود از نزدیک آنها را ببیند، لمس کند و تجربه کند. چنین مواجههای، وقتی بیواسطه و مستقیم باشد، قدرتی فراتر از مشاهده صرف دارد و میتواند درک و شناخت انسان نسبت به محیط پیرامون، تاریخ، سرزمین و حتی خود فرد را تغییر دهد.
در این برخورد نزدیک با بناها، انسان به تفکر و تأمل وا داشته میشود؛ او میاندیشد که در مختصات جغرافیای جهان کجا ایستاده است؟ جایگاهش در تاریخ و فرهنگ این سرزمین چیست؟ و نسبت او با این آثار، این هنر و این میراث جاودان چه معنایی دارد؟ چنین تجربهای، مسئولیت فرد در قبال حفاظت و پاسداری از این میراث را یادآوری میکند و به او انگیزه میدهد تا بیش از پیش قدر سرمایههای تاریخی و فرهنگی را بداند.
بیراه نیست اگر بگوییم مواجهه مستقیم با آثار تاریخی، فرصتی است برای کشف خود و گذشته، برای درک پیوندی عمیق میان انسان و مکان، و نیز برای احیای حس تعلق و هویت در برابر هنر و تاریخ این سرزمین.



