به گزارش اصفهان زیبا؛ بسیاری از هنرمندان اصفهان، با وجود استعداد بالا، به دلیل مشکلات گردشگری، خشک شدن زایندهرود و ناآگاهی از فروش آثار، با شکست اقتصادی روبهرو هستند. از اینرو، این هنرمندان نیازمند حمایت جدی و سازوکارهای پیوند با بازار جهانی هستند.
در میان هنرمندان اصفهان، کسانی هستند که تنها به خلق اثر مشغول نیستند، بلکه به جانبخشی دوباره به میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین میاندیشند. پژمان فاتحی، هنرمند و منبتکار خلاق اصفهانی، از جمله هنرمندانی است که مرز میان تزیین و معنا را درهم شکسته و با هنر خود، فرهنگ ایرانی را بازتاب میدهد.
او برخلاف جریان رایج بازار که منبتکاری را تنها به جنبهای تزیینی و تجاری محدود میکند، تلاش دارد تا هر اثر، روحی از هویت، روایت و اندیشه را جاری کند.
او با نگاهی فرهنگی و تاریخی، به سراغ موضوعاتی میرود که در دل آنها «داستان» نهفته است؛ از تاریخ و معماری اصفهان گرفته تا اسطورههای شاهنامه و مفاهیم ملی و معنوی ایران. همین تمایز در نگاه، او را از بسیاری از همصنفانش متمایز کرده و آثارش را به جلوههایی از گفتوگوی چوب با فرهنگ بدل ساخته است.در آثار او میتوان ردپای ادبیات فارسی، پهلوانها و جوانمردان ایرانی، موسیقی سنتی و دغدغههای هویتی را دید.
او با چوب سخن میگوید و صدای سخنش از فرهنگ و تاریخ این سرزمین برمیخیزد. از منبت تنبکی که روایتگر اصفهان و زایندهرود است تا تختهنردی که داستان زال و رودابه را زنده کرده، همه نشان از پیوندی ژرف میان هنر و هویت ایرانی دارند.
اصفهان زیبا در گفتوگویی با پژمان فاتحی، به دنیای نگاه و اندیشه این هنرمند وارد شده تا از زبان او درباره مسیر، آثار و دغدغههایش بشنویم.
فاصله از منبت تجاری؛ حرکت به سوی معنا و روایت
پژمان فاتحی، هنرمند منبتکار، با بیان اینکه تلاش میکند از جریان رایج منبتکاری در بازار فاصله بگیرد، میگوید: «من سعی دارم از روال عادی کار منبت که صرفا جنبه زیباییشناسی دارد فاصله بگیرم، چراکه اغلب آثار منبت در بازار تنها برای تزیین چوب به کار میروند. اگر به بازار مبل سر بزنید، متوجه میشوید که بیشتر آثار منبت، جنبه تزیینی دارند و روایت یا پیشینه فرهنگی در آنها دیده نمیشود.»
او با اشاره به دغدغههای فرهنگی و اجتماعی خود ادامه میدهد: «تلاشم بر این است که کار منبت را به سمت یک فعالیت فرهنگی سوق دهم. هر اثری که خلق میکنم، روایتی در دل خود دارد و معمولا به تاریخ و هویت ملی گره میخورد. اجازه نمیدهم که کارهایم تنها به ظاهر تزیینی محدود شوند، بلکه میخواهم حامل معنا، فرهنگ و هویت باشند.»
پیوند علاقه ادبی و تاریخی با هنر منبت
فاتحی در ادامه با اشاره به پیشینه شخصی خود در زمینه ادبیات و تاریخ اظهار میکند: «من اهل مطالعه ادبیات و تاریخ هستم و علاقه زیادی به حوزههای فرهنگی و هنری دارم. همین علاقه سبب شد که به سمت هنر منبتکاری بیایم. از دوران کودکی این کار را انجام میدادم و به مرور زمان متوجه شدم که این هنر نقطه قوت من است.»
این هنرمند با اشاره به پیشینه خانوادگی خود در عرصه منبتکاری میگوید: «در خانواده ما افراد زیادی در این حرفه فعالیت دارند. دایی من نیز در همین زمینه مشغول بود و من کار خود را نزد او آغاز کردم. ایشان در حوزه مبلمان فعالیت میکردند و من هم حدود ۱۵ سال در صنعت مبلمان، منبت انجام میدادم.»
روایت ایران و اصفهان در آثار پژمان فاتحی
او درباره نمونههای شاخص آثار خود بیان میکند: «تاکنون روی سه تنبک کار کردهام که هر یک موضوع و الهام متفاوتی داشته است. اولین تنبک با طرحهای اسلیمی و ختایی اجرا شد که برگرفته از نقوش فرشهای ایرانی بود. دومین اثر با موضوع زورخانه شکل گرفت؛ ورزشی که نماد فرهنگ و پهلوانی ایرانی است.»
این هنرمند دغدغهمند ادامه میدهد: «سومین تنبک با محوریت تاریخچه شهر اصفهان طراحی شده است. در این اثر، دغدغهام نسبت به میراث تاریخی، آب اصفهان و زایندهرودی که خشکیده، بازتاب یافته است. در بخش پایینی این اثر نیز نقش پلهای تاریخی اصفهان کار شده که به شکلی نمادی است از توجه من به هویت و معماری این شهر.»
فاتحی میافزاید: «روی بدنه تنبک، آثار تاریخی اصفهان را کار کردهام تا نشان دهم این ساز و ریشهاش متعلق به اصفهان است. در واقع، هدفم این بود که از طریق هنر منبت، پیوند موسیقی، تاریخ و هویت فرهنگی این شهر را بازآفرینی کنم.»
بازآفرینی شاهنامه در قالب منبت
او درباره یکی دیگر از آثار مورد علاقهاش میگوید: «یکی از کارهایی که برایم اهمیت زیادی دارد، کاری است که با الهام از شاهنامه طراحی کردهام. در این اثر، داستان زال و رودابه را با هنر منبت به تصویر کشیدهام؛ روایتی که بخشی از هویت ملی ما را نشان میدهد.»
او اضافه میکند: «بسیاری از کشورهای خارجی از داستانهای شاهنامه الهام گرفتهاند و بر اساس آن آثار هنری، انیمیشن یا کارتون ساختهاند، در حالیکه بسیاری از مردم ما از خاستگاه ایرانی این روایتها بیاطلاع هستند. هدفم این بود که در حد توان و با تکیه بر هنر منبت، شاهنامه را بازآفرینی کنم و از این طریق، نوعی مانور فرهنگی برای معرفی ریشههای ادبی و هنری ایران انجام دهم.»
هزینه صادرات برای هنرمندان زیاد است
فاتحی در سخنان خود با اشاره به انتظاراتش از مسئولان میگوید: «انتظار من این است که موضوع گردشگری، بهویژه در شهر اصفهان، تقویت و جدیتر پیگیری شود. اصفهان شهری است که ریشهاش در تاریخ و فرهنگ این سرزمین تنیده شده و زمانی میتواند در مسیر رونق گردشگری قرار گیرد که به آثار تاریخی و میراث فرهنگی آن توجه شود و زایندهرود دوباره جان بگیرد. زنده شدن این رود نهتنها برای طبیعت و مردم شهر حیاتی است، بلکه در جذب گردشگر و معرفی چهره واقعی اصفهان نیز نقش مهمی دارد.»او میافزاید: «در زمینه صادرات آثار هنری هم لازم است حمایتهای بیشتری از هنرمندان صورت گیرد. بسیاری از هنرمندان با وجود توان و ذوق بالا، در مسیر صادرات آثار خود با هزینههای سنگینی روبهرو میشوند. اگر مسئولان بتوانند این مسیر را هموارتر کنند و بخشی از هزینهها را کاهش دهند، زمینه برای معرفی و حضور جهانی هنر ایرانی بسیار فراهمتر خواهد شد.»
چالشهای هنرمندان در حوزه اقتصادی و تجاریسازی
فاتحی در بخشی از سخنان خود به مشکلات پیشروی هنرمندان اشاره میکند و میگوید: «یکی از چالشهای اساسی این است که بسیاری از هنرمندان با اصول بیزینس، فروش و تجاریسازی آثار خود آشنا نیستند. به نظر من باید در این زمینه آگاهی بیشتری به آنها داده شود، زیرا بخش زیادی از هنرمندان روحیه درونگرا دارند و معمولاً از دایره کارگاه یا محیط شخصی خود فراتر نمیروند. همین مسئله باعث میشود ارتباط مؤثر با بازار و مخاطب نداشته باشند.»
ضرورت حمایت دولت در پیوند هنرمندان با بازار
او خاطرنشان میکند: «دولت میتواند با برنامهریزی و ایجاد سازوکارهای مشخص، مسیر آگاهیبخشی اقتصادی به هنرمندان را فراهم کند. برگزاری نشستها، دورههای آموزشی و گردهماییهایی که هنرمندان را در کنار هم قرار دهد، میتواند بسیار مؤثر باشد. اگر این آشنایی و آگاهی ایجاد نشود، بسیاری از هنرمندان با وجود استعداد و توان هنری بالا، از نظر اقتصادی دچار شکست میشوند. بنابراین، حمایت و پیگیری دولت در این زمینه اهمیت زیادی دارد.»



