به گزارش اصفهان زیبا؛ عصر امروز که به عصر تغییر و تحولات سریع و گسترده معروف بوده، پدیدههای جدیدی را با خود بههمراه آورده است؛ مفاهیمی که متناسب با دنیای امروز کاربرد پیدا کردهاند و درواقع پیشتر اصلا نیازی به آنها نبود. ازجمله آنها میتوان به «شتابدهندهها» اشاره کرد.
مفهوم و سازوکار جدیدی که در چند دهه اخیر در جوامع رواج پیداکرده و اگرچه میتوان نمونههای تقلیلیافته آن را در گذشته هم مشاهده کرد، به شکل امروزینش پدیدهای جدید است؛
برنامه، سازمان یا محیطهایی که با شعار تسریع رشد و توسعه کسبوکارهای نوپا ازجمله در حوزه فرهنگی و در مدتزمان کوتاهتر به میدان آمدهاند. صادق امینی، رئیس خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان (شعبه مرکز ملی نوآوری و خلاقیت اشراق)، یکی از فعالان این حوزه در اصفهان است. او در گفتوگو با «اصفهانزیبا»، به ماهیت شتابدهندههای فرهنگی، سابقه آنها در اصفهان، حوزههای فعالیتشان و خدماتی که ارائه میدهند، اشاره میکند.
برای شروع، توضیحی درباره ماهیت شتابدهندهها بدهید.
اگر بخواهم تخصصی صحبت کنم، ماهیت شتابدهنده، حمایت از نوآوری و کسبوکارها برای تسریع رشد آنهاست. نقش این مراکز از ابتدا این بود که در کنار دانشگاهها ایجاد شدند تا تیمهای دانشجویی، تشکلهای علمی و نخبگان بتوانند با کمک اعضای هیئتعلمی یا استادان طراز اول، یک رشته خاص از دانش خود را عمیقا مطالعه کنند و به میدان جامعه بیاورند.
در ایران وضعیت چطور است؟
در ایران، ابتدا اصفهان پیشتاز و پیشران بود. قبل از اینکه اصلاپارکهای علم و فناوری در کشور راه بیفتد، حوالی سال ۸۳ یا ۸۴، شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان دقیقا با همین نقش شتابدهنده شروعبهکار کرد. آن زمان چون واژه «پارک علم و فناوری» هنوز رایج نبود، به «شهرک علمی و تحقیقاتی» معروف شد و همچنان با همین برند شناخته میشود. خوشبختانه این شهرک همچنان ازلحاظ کمی و کیفی رتبه خوبی در کشور دارد و فکر میکنم الان حدود ۷۵۰ شرکت دانشبنیان یا بیشتر آنجا مستقر هستند.
این تعریفی که بیان کردید بیشتر ناظر به حوزههای فنی و صنعتی بود؛ در حوزه فرهنگی هم شتابدهنده داریم؟
حوالی سال ۹۰ یا ۹۱ بود که موضوع شتابدهنده فرهنگی و اجتماعی هم در کشور کلید خورد و اتفاقا باز هم اصفهان در این حوزه پیشران بود؛ به این صورت که همان سالها، یکیدو تعامل و رویداد و شتابدهنده مستقل دانشگاه هنر اصفهان شکل گرفت.
شتابدهندههای فرهنگی را چطور تعریف میکنید؟
کارهای فرهنگی بخش عمدهای در حوزه ترویج، تبلیغ، امور اجتماعی، خانه، مدیریت و… دارند و شتابدهنده فرهنگی میخواهد به این امور شتاب بدهد. وقتی جامعه ما و اقتضاهای نسلها تغییر میکند، مثلا در حوزه آموزش میگویند برای یادگیری عمیق باید به سراغ آموزش خُرد بروید؛ یعنی همانطور که غذا از دیس برنج به ساندویچ و بعد به فینگرفود تبدیل میشود، آموزش هم باید اینطور خرد شود. این تحول را مخاطب ما در حوزه اجتماع، فرهنگ، سیاست و اقتصاد هم از ما میخواهد.
یعنی شتابدهنده فرهنگی اینجا وارد میشود تا به نهادها کمک کند؟
دقیقا؛ باید به آن مؤسسه آموزشی، شرکت خلاق یا کانون فرهنگی کمک کند و آنها را زود به مقصد برساند. یک مؤسسه یا کانون، خودش بهتنهایی نمیتواند همه زیرساختها را فراهم کند. شتابدهنده، زیرساختهای اولیه، برندسازی و تعاملهای لازم را فراهم میکند؛
در واقع، شتابدهنده یک جورهایی مثل مادر عمل میکند. مادر وقتی فرزندش بزرگ میشود، یک جور دهش بیمنت دارد. میگوید: تو رشد کن. اصلا لازم نیست به من دینی داشته باشی؛ ولی خدماتی متناسب با نیاز روز جامعه و حتی جلوتر از آن ارائه بده.
با این حساب، شتابدهندههای فرهنگی حوزههای بسیار متفاوتی را پوشش میدهند. با توجه به اینکه اصفهان همیشه به سبقه فرهنگی و هنریاش شناخته میشده، شتابدهندههای فعال در اصفهان چه حوزههایی را پوشش میدهند؟
اولین نکته قابلذکر، نگرش اقتصادی مبتنیبر تربیت اقتصادی است که در دانشگاه اصفهان توسط مجموعهای شکل گرفت؛ بهطورمثال، از آنجا که امروز در سبک زندگی رایج، کمی پرمصرف هستیم و دچار مصرفگرایی شدهایم، این مجموعه مفهومی مثل قناعت را به واسطه نشر کتاب برای جامعه معرفی کرده و یک نگرش فرهنگی با بُعد اقتصادی مشخص است.
من اینطور برداشت میکنم که ما حتی وقتی از شتابدهندههای فرهنگی صحبت میکنیم، آن جنبه اقتصاد فرهنگ مدنظر است. برگردم به پرسش قبل؛ بهجز این مجموعه دیگر چه مراکزی و در چه حوزههایی مشغول هستند؟
در خود دانشگاه اصفهان مجموعههای دیگری هم هستند که البته هنوز ثبت رسمی نشدهاند و به همین خاطر بهتر است فعلا به آنها نپردازیم؛
اما موضوع دیگر، دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان است که یک شتابدهنده برمبنای اشاعه ارزشهای فرهنگیمذهبی مشغول به کار است. ساختار این مجموعه هم به این صورت است که زیرمجموعه «دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه» بوده؛ نه «سازمان تبلیغات اسلامی». یعنی یک شبکه یا مرکز به نام «مرکز ملی نوآوری و خلاقیت اشراق» توسط معاون وقت علم و فناوری ریاستجمهوری، رسماکارش را شروع کرد. همزمان با افتتاح «اشراق» در قم، دو شعبه رسمی دیگر هم افتتاح شد: یکی «خانه فناوریهای فرهنگی اصفهان» که بنده مسئولیتش را بهعهده دارم و شعبه دیگر در مشهد.
بهطورمثال، برای نشر ارزشها که بیان کردید، مجموعه شما چه حوزههایی را پوشش میدهد؟
اگر کسی بخواهد در حوزههایی که بیشتر مرتبط با خدمات حوزه علمیه و نهاد روحانیت است، فعالیت کند، از او حمایت میشود؛ مثلا مجموعه در حوزه پاسخگویی به احکام، ترویج خیرات و وقف، مراسم مذهبی و هیئت و حتی آموزش فعال است. الان در حوزه آموزش حدود پنجشش تیم بازیساز جدی یا گیمیفیکیشن وجود دارند که بهصورت تخصصی، اعتبار شرکت خلاق خود را از معاونت فناوری ریاستجمهوری گرفتهاند.
اگر مجموعهای بخواهد به شما مراجعه کند، باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا تحت حمایت شما قرار گیرد؟
بسیاری از شتابدهندههای دانشگاهی، شرطی به نام تحصیلات تکمیلی مرتبط دارند؛ یعنی در تیم باید حداقل یک نفر با تحصیلات تخصصی مرتبط حضور داشته باشد؛ اما ما سعی میکنیم مواردی مثل اینکه فرد الان دانشجو باشد یا نباشد، آقا باشد یا خانم، سنش کم باشد یا زیاد را در پذیرش دخیل ندانیم. شتابدهنده باید کمک کند تیمی شکل بگیرد که برای کشور در چرخه حکمرانیِ مسئلهمحور، حل مسئله کند. امروز ما هم چالش اقتصادی داریم و هم فرهنگی. دولت نمیتواند مستقیماپاسخ بدهد؛ اما میتواند حمایت کند که استارتاپهایی شکل بگیرند و نیازهای جامعه را پاسخ دهند و در دل آن، تابآور شوند و خودشان درآمد داشته باشند.
پس برای پذیرش ابتدایی، صرفاداشتن یک ایده خوب و تخصص نسبی در آن حوزه، فارغ از تحصیلات دانشگاهی، کافی است؟
ما فرد را که پذیرش میکنیم، در جلسههای مربیگری سه بخش را ارزیابی میکنیم: اول، میزان نوآوری در ایده؛ اینکه چقدر نو است؟ خیلی وقتها افراد تصور میکنند ایدهشان نو است؛ اما وقتی با یک مشاور یا منتور مواجه میشوند، درمییابند که پیشتر هم کار شده است؛ به همین خاطر ما رقبا را به او معرفی میکنیم و میگوییم در مالزی، در تهران، در دانشگاه اصفهان و…کارهایی شبیه به شما انجام شده است؛ آیا اینها را میدانی؟ مورد دوم، تابآوری و پیوست اقتصادی است. گاهی ایده نو است؛ ولی ساختارش طوری چیده نشده که بتواند هزینههای خودش را در بیاورد؛ بر این اساس، حدود ۱۷ مدل درآمدی برای خدمات فرهنگی متصور هستیم. سومین مورد که البته افراد عمدتا نمیدانند، این است که فرد باید روحیه تشکیلاتی داشته باشد. بعضی وقتها فردی میآید که فردمحور است و فقط میگوید: «من»، «ایدهام محرمانه است»، «روش کارم را هیچکس نباید بداند؛ فقط خودم».
ما این افراد را پذیرش نمیکنیم؛ فرد باید بتواند تیمسازی کند.
فرض کنیم گروهی با ایدهای درزمینه ترویج معارف دینی، با این سه ویژگی مراجعه کردهاست؛ شما دقیقا چه خدماتی در اختیارش قرار میدهید؟
فردی که وارد شتابدهنده میشود، برای خودش یک مکان و دفتر کار میخواهد. ما به آنها دفتر میدهیم. اگر ابتدای کار یک نفر باشد، فضای اشتراکی کار به او میدهیم. تا امروز کسی نبوده است که در ۱۲ ماه اول هزینه پرداخت کرده باشد. در ادامه، فرد به مربی نیاز دارد؛ یعنی کسی که این کسبوکار را میداند و پیر این راه است؛ همچنین به مشاور حقوقی، بیمه و مالیات برای ثبت رسمی تشکلش نیاز دارد. مهمتر از اینها، به هدایتکننده نیاز دارد. هدایتکننده میآید و از دل همین فرد، متناسب با استعدادها و علایقش، کسبوکارش را رشد میدهد.
معمولا اصطلاح هدایت کننده را برای فعالیتهای بازاریابی، اقتصادی وصنعتی میشنویم؛ ولی الان داریم در ژانر فرهنگ صحبت میکنیم. شما هدایتکننده فرهنگی با هدایتکننده اقتصادی را حائز تفاوت مبنایی میدانید یا صرفا موضوع و سوژه کار متفاوت است؟
خیلیها فکر میکنند تفاوت دارد؛ اما از نگاه من، هدایت در حوزه فرهنگ با صنعت هیچ تفاوتی نمیکند. مدل هدایتکننده یک مدل درست، اثباتشده و مؤثر است و موضوعش نمیتواند آن را دچار تغییر کند. ممکن است یک هدایتکننده ، طلبه نباشد؛ فقط اقتصاد خوانده و بازار را بشناسد و بیاید یک تیم طلبگی را هدایت کند.
پرسش قبل را ادامه دهیم. بهجز مکان، مربی و هدایتکننده، چه خدمات دیگری ارائه میدهید؟
خدمت دیگر، شبکهسازی و برندینگ است. فرض کنید فردی میخواهد بیاید در روزنامه اصفهانزیبا با یک مدل نوآورانه کار کند. اگر همین الان به شما مراجعه کند یا به نهادی دولتی مثل ارشاد، کسی او را نمیشناسد. ما میآییم برایشان مکاتبات و نامهنگاریها را انجام میدهیم که شتابدهنده ما این تیم را بهعنوان تیمی نوآور پذیرش کرده است. ما کمک میکنیم اگر اول کار برندی ندارند، چیزی را از دست ندهند. خدمت دیگر اینکه، برخی از داورهای خود ما در اصفهان، داورهای رسمی معاونت فناوری ریاستجمهوری هستند؛ یعنی اگر یک تیم فرهنگی رسانهای در اصفهان داوری و تأیید شد که نوآوری کافی دارد، وقتی پروندهاش برای معاونت علمی ریاست جمهوری میرود، چون داور آن رشته همین فرد است، دیگر نیاز به جلسه داوری و ارائه دوباره در تهران نیست و این باعث تسریع کار میشود.
توضیحی درباره خروجی و سودآوری اقتصادی مجموعهها بدهید: اول اینکه، این سودآوری در چه سطحی است و دوم اینکه، آیا محصول مشخصی هست که بگویید به مرحله صادرات، چه داخلی و چه خارجی، رسیده باشد؟
سطح درآمد شرکتها خیلی متفاوت است. واقعیت این است که ما ۷۰درصد شکست داریم؛ یعنی فرد در همان سه ماه اولیه متوجه میشود که نمیتواند ادامه دهد. از ۳۰درصد باقیمانده، بخشی در قالب کسبوکارهای کوچک و متوسط به درآمد میرسند؛ مثلا، فردی که ماهیانه ۴۰، ۵۰ میلیون درآمد دارد، یک کسبوکار خرد راه انداخته و دیگر آن استارتاپ نوآور نیست؛ یک درصدی هم به تعبیر شما به صادرات و توسعه در بازار نزدیک میشوند؛ مثلا، شرکتی که گردش مالی یک ماهش، بیشتر از دو سالِ شتابدهنده است و به گردش چند ده میلیاردی رسیده. ما این مجموعهها را شرکت بالغ میدانیم. نمونه عینیاش شرکتی است که سال ۴۰۰ یا ۴۰۱ پذیرش شده و الان ۳۰ محصول فیزیکی مختلف دارد، با دوهزار مرکز پخش و فروش در کشور ارتباط دارد و به طرق مختلف میفروشد. اینها طبیعی هم است؛ راهاندازی کسبوکار در بازار بحرانزده اقتصادی فعلی، همت، جدیت و تمرکز لازم دارد. کسی که بخواهد دو سه کار را همزمان انجام دهد، نمیشود. این عده میشوند استارتاپهای واقعی که یکدفعه برند میشوند و مردم در زندگی روزمرهشان هم به کرات از آنها استفاده میکنند.
اگر بخواهید در کل، به میزان درآمدزایی مجموعههای فرهنگی که از دل این شتابدهندهها بیرون آمدهاند، نمرهای بدهید، آن را چطور ارزیابی میکنید؟
واقعیت این است که ما به اشتباه میگوییم حوزه فرهنگ، مثل یک کانون فرهنگی مسجد یا مؤسسه فرهنگی، نمیتواند به استارتاپ برسد یا توسعه پیدا کند و باید شغل دوم مدیرش باشد؛ اما اگر کمی آیندهپژوهی را نگاه کنیم، میبینیم که اتفاقا حوزههای علوم انسانی، مدیریت، راهبری، هدایتکنندگی و فرهنگی، آینده خیلی موفقی دارند؛ پس اگر الان بخواهیم ارزیابی کنیم، میگوییم وضعیت، متوسط ولی قابلقبول است؛ چون انتظار کمتری از آنها هست؛ اما اگر بخواهیم چشماندازی به آینده داشته باشیم، میبینیم آینده از آنِ این کارها نیز است.
به کانونهای فرهنگی و مساجد اشاره کردید؛ آیا با توجه به سابقه و هویت فرهنگی اصفهان، از کانونها، مجموعهها و فعالان فرهنگی مطرح اصفهان، مجموعهای بوده که برای ورود به این عرصه به شما مراجعه کرده باشد؟
بله؛ مثلا، از یکی از هیئتهای سرشناس اصفهان، سه تیم آمدهاند، ثبت شدهاند و دارند مسیر دانشبنیانیشان را طی میکنند.
یک آمار کلی به ما بدهید. شما که با ساختار فرهنگی اصفهان مرتبط هستید، فکر میکنید چند درصد مجموعههای فرهنگی ما، چه کلان و چه خرد، تا الان به فکر افتادهاند که در حوزه اقتصادی هم فعالیت کنند و آیا به مجموعههایی شبیه شما مراجعه کردهاند؟
در پاسخ به این پرسش باید دو درصد ارائه کنم: یک درصد زیاد و یک درصد کم. اول این است که الان بالای ۵۰درصد پذیرشهای ما، خروجیهای همان کانونها و تشکلات فرهنگی هستند؛ اما بعد دیگر آمار این است که تا الان کمتر از یکدرصد از کل تشکلها، نهادها و کانونهای فرهنگی استان به ما مراجعه کردهاند؛ یعنی اگرچه آمار ثبتی کانونهای فرهنگی و تشکلات استان، چهارهزار است و آمار مجموعههای فعال هم ۸۰۰ مورد، از این تعداد، مجموعههای بسیار کمی به ما مراجعه کردهاند و آمار تأسفبرانگیزتر اینکه کلاً مراجعه به این سمت کم بوده است.
آمار پایین مراجعه، به دلیل فقدان اطلاعرسانی و تبلیغات مؤثر نیست؟
تبلیغات و تعاملهای ما با رسانهها در چهار سال اول ابتدایی کارمان، کمی حالت چراغ خاموش داشت و الان درصدد اصلاحش هستیم؛ خصوصا که بعضا افرادی به ما پیوستند که ایدههایشان ضعیف بود؛ ولی همت داشتند و الان مؤسسه خلاق دانشبنیان دارند. در حال حاضر ما بهشدت به رسانههای مختلفی نیاز داریم که این عرصه را معرفی کنند؛ چراکه معتقدیم ۹۹درصد ظرفیت فرهنگی اصفهان میتواند دانشبنیان باشد و این، رسالت شتابدهندههای فرهنگی است که این شناسایی و همراهی را انجام دهند.



