گفت‌وگوی «اصفهان‌زیبا» با امیر شیخ‌جبلی، کارگردان تئاتر موزیکال «هیوا» درباره این نمایش و چالش‌های تولید آن

چگونه از کودکان، قهرمان بسازیم؟

تئاتر موزیکال «هیوا» تازه‌ترین نمایش امیر شیخ‌جبلی، کارگردان و مدرس باسابقه تئاتر، اثری خیال‌انگیز و پرجنب‌وجوش است که مخاطبان کودک و نوجوان را به سفری شگفت‌انگیز در دل دنیای کتاب‌ها می‌برد.

تاریخ انتشار: 10:09 - یکشنبه 16 آذر 1404
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
چگونه از کودکان، قهرمان بسازیم؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ تئاتر موزیکال «هیوا» تازه‌ترین نمایش امیر شیخ‌جبلی، کارگردان و مدرس باسابقه تئاتر، اثری خیال‌انگیز و پرجنب‌وجوش است که مخاطبان کودک و نوجوان را به سفری شگفت‌انگیز در دل دنیای کتاب‌ها می‌برد.

در این نمایش، هیوا، دخترکی جسور و خیال‌پرداز که رؤیای قهرمان شدن در کتاب داستان خودش را دارد، وارد جهان جادویی کتابخانه‌اش می‌شود و همراه با کاغذهای مچاله‌شده‌ای که همیشه خط‌خطی‌شان می‌کرد، برای نجات طبیعت از چنگ دیو خشکسالی، «اپوش»، گام برمی‌دارد. «هیوا» در قالبی موزیکال، با تلفیق حرکت، عروسک و تصویر، مخاطبان را با مفاهیم دوستی و شجاعت و مهربانی همراه می‌کند.

این اثر به سفارش «سوره امید حوزه هنری کودک و نوجوان» تولید شده و با بازی امیر حسن‌پور اصفهانی، محسن عمادی، میترا آقایی، پارمین پورابراهیم و سایان جوانبخت روی صحنه رفته است. موسیقی نمایش با همکاری محمدرضا علیقلی و پیمان فروتن شکل گرفته و گروهی پرتعداد از هنرمندان بخش فرم و عروسک‌گردانی، جلوه‌های تصویری، نور، صحنه و دکور در کنار کارگردان به خلق فضایی فانتزی کمک کرده‌اند.

امیر شیخ جبلی، کارگردان این نمایش، با بیش از پنجاه اثر در گونه‌های خیابانی، صحنه‌ای، پانتومیم، معلولین و کودک و نوجوان، یکی از چهره‌های فعال تئاتر اصفهان است. او با پیشینه تحصیلی در ادبیات نمایشی و پژوهش هنر، سال‌هاست که در کنار تولید آثار متعدد، به آموزش تئاتر برای کودکان و نوجوانان پرداخته و مقالات پژوهشی‌اش در حوزه سایکودرام نیز در کنگره‌ها و سمینارهای تخصصی تقدیر شده‌اند.شیخ‌جبلی اکنون مدرس دانشگاه و مدیرمسئول آموزشگاه هنرهای نمایشی «سایه» است و «هیوا» را می‌توان یکی از تازه‌ترین و متفاوت‌ترین تجربه‌های او در پیوند موسیقی، حرکت و روایت برای نسل نوجوان دانست. در ادامه گفت‌وگوی اصفهان‌زیبا با این کارگردان را می‌خوانید.

چه انگیزه‌ و دغدغه‌هایی شما را به سمت انتخاب این موضوع برای تولید نمایش هدایت کرد؟

دغدغه من پرداختن به «قهرمان‌سازی سالم در کودکان» بود؛ قهرمان‌هایی که نه براساس قدرت‌های عجیب، بلکه با جرئت، تصمیم‌گیری و باور به توانایی‌های خودشان ساخته می‌شوند. به همین دلیل، سفر هیوا سفری فانتزی، اما درونی است؛ نمایشی که از دل کودک شروع می‌شود و دوباره به خودش برمی‌گردد.در نهایت، انتخاب این موضوع نتیجه ترکیب چند مسیر بود: تجربه‌ تئاتر کودک، شناخت نیازهای نسل جدید، علاقه شخصی من به فانتزی شاعرانه و البته تمایل به ساخت جهانی که کودک و بزرگسال هر دو بتوانند با آن ارتباط بگیرند. روند شکل‌گیری «هیوا» مسیری آرام اما عمیق بود؛ از یک ایده کوچک درباره «رؤیای قهرمان شدن»، تا خلق دنیایی که در آن هر کودک می‌تواند هیوا باشد.

در طول فرایند تمرین و تولید، با چه چالش‌ها و محدودیت‌هایی روبه‌رو شدید؟

این کار برگرفته از آلبوم موسیقی «هیوا»، ساخته محمدرضا علیقلی است و تهیه‌کننده تأکید بر استفاده و محتواسازی مناسب بر اساس آلبوم مذکور را داشت؛ به همین دلیل، ایجاد زمینه‌های لازم به لحاظ فرم و محتوا بسیار چالش‌برانگیز شده بود. ایجاد فضایی فانتزی و پرتحرک با استفاده صرف از آن آلبوم امکان‌پذیر نبود و راهکار این شد که قطعه‌های دیگر موسیقی به مجموعه اضافه شود. از طرفی، ایجاد فرم و شکل و طراحی صحنه متناسب با محتوا، نیاز به دقت بالا و آزمون‌وخطا داشت.
بر همین اساس، ایده‌ها می‌بایست پیاده‌سازی و تست می‌شدند تا به یک کل منسجم برسیم. البته برای ایجاد شخصیت‌های جذابی که کودک امروزی با آنها ارتباط بگیرد، به دلیل وجود رسانه‌های دیداری که کودک در اختیار دارد، می‌بایست بسیار هوشمندانه عمل نمود تا بتوان این مخاطب خاص را تا پایان همراه کرد و در او اثر گذاشت.

درباره ساختار روایت، اگر نمایش را با صحنه‌هایی از سکانس طبقه چهارم آغاز می‌کردید، چه تغییری در ریتم و میزان جذب مخاطب ایجاد می‌شد؟

شاید از همان لحظات اول وارد اوج فانتزی و هیجان می‌شد؛ اما این خطر را هم داشت که پیوند احساسی با «هیوا» کمی دیرتر شکل بگیرد؛ چون هنوز مقدمات و جهان‌پردازی آرام و شاعرانه ابتدای کار ارائه نشده بود و کودکان با صحنه‌ای شلوغ و خیال‌انگیز فورا همراه می‌شدند. می‌شود گفت عمق داستان و مسیر شخصیتی هیوا ممکن بود برایشان دیرتر روشن شود. شروع نمایش با یک صحنه فانتزی و طنزآلود، فضای کلی کار را به سمت کمدی‌اکشن کودکانه می‌برد؛ درحالی‌که روایت فعلی اجازه می‌دهد نمایش از لحن شاعرانه شروع شود و به‌تدریج اوج بگیرد.

وقتی نمایش در دقیقه اول از اوج آغاز شود، صحنه‌های آرام‌ترِ بعد از آن ممکن است برای کودک احساس کُندی ایجاد کند. در نتیجه، انتخاب ما شروع تدریجی‌تر بود؛ زیرا می‌خواستیم قبل از ورود به فانتزی، زمین واقعیت را محکم کنیم. برای من مهم بود که مخاطب ابتدا با هیوا و نیازهای او آشنا شده و بعد وارد دنیای خیال شود تا سفر معناییِ او ملموس‌تر باشد. شروع از طبقه چهارم یک انتخاب جسورانه است؛ اما ممکن بود عمق احساسی مسیر قهرمان را کم‌رنگ‌تر کند. در نهایت ترجیح دادم تعادل میان تعلیق و آشنایی‌سازی برقرار بماند.

اگر امکان داشت دو عنصر تازه به نمایش اضافه کنید، چه بصری، چه روایی و چه تکنیکی، کدام‌یک از این موارد می‌توانست بیشترین تأثیر را در ارتقای کیفیت کار شما داشته باشد؟

باید امکانات و شرایط سالن‌های تئاتر را در نظر گرفت. در زمان تولید، ایده‌هایی به ذهن می‌رسد؛ ولی وقتی به تجهیزات و امکانات موجود در سالن‌هایی که اساسا برای تئاتر طراحی نشده فکر می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که به سمت عناصری برویم که می‌تواند مؤثر باشد؛ مثلا استفاده از جلوه‌های بصری دیجیتال که فضای برخی آثار را می‌تواند جذاب‌تر و مخاطب کودک را عمیق‌تر در داستان غرق کند.
پس می‌توان گفت از عناصری که نیاز به امکانات سخت‌افزاری دارد، به‌اجبار فاصله می‌گیریم و به جای آن، با گنجاندن موسیقی و صداهای محیطی زنده به حرکات بازیگران به‌صورت واکنشگر، به همراه جلوه‌های نوری ترکیبی از جذابیت بصری و تعاملی بودن، روایت را که به انتقال پیام داستان کمک کنند، ایجاد می‌کنیم.

در کار با بازیگران برای مخاطب کودک و نوجوان، از چه شیوه‌ها و تمرین‌هایی استفاده کردید تا ارتباط مؤثرتر و باورپذیرتری شکل بگیرد؟

در طول تقریبا دو دهه گذشته که تمرکز بیشتری در آموزش و تولید اثر تئاتر برای کودک داشته‌ام، برای ایجاد ارتباط مؤثر با مخاطب کودک و نوجوان، همیشه تمرکزم روی تمرین‌هایی بوده که بدن و صدا را تقویت می‌کرد و بازیگران را قادر می‌ساخت تا واکنش‌ها و احساسات شخصیت‌ها را شفاف و قابل فهم منتقل کنند. تقریبا همه بازیگران و عوامل تولیداتم افرادی هستند که در سیستم آموزشی خودم تجربه و مهارت لازم را دیده‌اند و در روند آموزشی که برای آنان تدوین نموده‌ام، سعی کرده‌ام از بازی‌های بداهه‌پردازی، تمرین‌های پانتومیم و تعامل مستقیم با اشیا و محیط استفاده کنیم تا حرکت و گفتار طبیعی‌تر و جذاب‌تر شود.همچنین، از تمرینات گروهی برای افزایش هماهنگی و ریتم و ایجاد انرژی در صحنه بهره برده تا بازیگر بتواند هم‌زمان با کودک در سطح هیجانی و تخیلی ارتباط برقرار کنند. این روش‌ها باعث شد اجراها زنده‌تر، پویاتر و ملموس‌تر برای مخاطبان خردسال و نوجوان باشد.

بازیگران کودک و نوجوان و همچنین بازیگران حرفه‌ای بزرگسال اصفهانی، چقدر تمایل به اجرای تئاتر موزیکال دارند و برای رشد استعدادشان چه پیشنهادهایی دارید؟

باید دو دسته و گروه را ارزیابی نمود؛ بازیگران کودک برای کودک و بازیگران بزرگسال که در این قبیل نمایش‌ها برای کودک نقش دارند. تجربه سال‌ها فعالیتم در این زمینه نشان می‌دهد بازیگران کودک و نوجوان اصفهانی معمولا علاقه‌مندتر به تجربه تئاتر موزیکال هستند؛ چون ترکیب بازی و موسیقی و حرکت برایشان جذاب و هیجان‌انگیز است و فرصت بروز خلاقیت و توانایی‌های چندجانبه را فراهم می‌کند؛ اما معمولا بازیگران بزرگسال به دلیل ناتوانی در اجرا یا برداشت غلطی که در تعریف بازیگری دارند، ‌گمان می‌کنند این نوع تئاتر در خور و شأن آنان نیست و از این ژانر فاصله می‌گیرند؛ درصورتی‌که توانایی و ارتقای توانایی‌هایی مانند ارائه و بروز هیجانات هم‌زمان صدا، ریتم و بیان بدنی، افزایش مهارت‌های کار گروهی و تعامل صحنه‌ای، امکان تجربه اجراهای کوتاه و تمرینات بداهه تا اعتمادبه‌نفس و انعطاف‌پذیری هنری‌شان افزایش یابد. حرکت به سمت این رویکرد باعث می‌شود استعدادهایشان در عرصه بازیگری به شکل واقعی شکوفا شود.

همکاری با آهنگسازان و طراحان موسیقی در تئاتر موزیکال چه محدودیت‌هایی دارد؟

در تئاتر موزیکال، همکاری با آهنگسازان و طراحان موسیقی بسیار اثرگذار است؛ هرچند معمولا با محدودیت‌هایی مانند زمان‌بندی، هماهنگی با ریتم و فضای صحنه و همچنین بودجه روبه‌رو هستیم. به‌طور کلی، تنوع موسیقیایی و ایده‌های خلاقانه کیفیت آثار موزیکال را افزایش می‌دهد.

اغلب آهنگسازان که با شما همکاری می‌کنند، اهل شهر اصفهان هستند یا از نقاط مختلف کشور در کنارتان نقش‌آفرینی می‌کنند؟

من سال‌ها با همکار اصفهانی‌ام، پویا فرهنگ‌پژوه، در زمینه آهنگسازی همکاری کردم؛ اما ایشان به‌دلیل درآمد پایین این حرفه از کار فاصله گرفت. پروژه «هیوا» نخستین تجربه همکاری‌ام با دیگر همکار اصفهانی، پیمان فروتن و استفاده از آلبوم ساخته‌شده محمدرضا علیقلی بود که با وجود چالش‌های جدی، خروجی موفقی داشت.

در بیشتر پروژه‌ها از تیم حرفه‌ای و هماهنگ خودم در طراحی صحنه، موسیقی، نور و… استفاده می‌کنم؛ تیمی که قرابت فکری بیشتری با من دارد و می‌تواند ایده‌هایم را دقیق‌تر اجرا کند.اما در «هیوا» شرایط متفاوت بود. چون موسیقی پیش از درام در اختیارم قرار گرفت و قطعات نیز پیوستگی نداشتند، ساخت روایت مناسب را دشوار می‌کرد. در مجموع، ترجیح می‌دهم از ابتدا با تیم ثابت و خلاق همراه باشم؛ اما همیشه شرایط مانند پروژه «هیوا» قابل کنترل نیست و باید برای وضعیت‌های جدید آماده بود.

جایگاه تئاتر کودک در شرایط امروز جامعه و در شهر اصفهان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ فکر می‌کنید این تئاتر تا چه اندازه توانسته سهمی در رشد فرهنگی و عاطفی و تخیل کودکان شهر اصفهان و شهرهای دیگر داشته باشد؟

این تئاتر فضایی امن برای تجربه خلاقیت و همدلی و یادگیری غیرمستقیم فراهم و به کودکان کمک می‌کند تا توانایی‌های تخیلی و اجتماعی‌شان تقویت شود. ظرفیت‌ها بیشتر از این است؛‌ اما اجراهای باکیفیت و خلاقانه نشان داده‌اند که حتی در شرایط کنونی می‌توان تأثیر عمیق و ماندگاری بر این مخاطب حساس و ویژه گذاشت.گروه‌هایی در اصفهان در تلاش‌اند تا چراغ تئاتر را برای این گروه از مخاطبان زنده نگه دارند؛ اما ایجاد شرایط و امکانات لازم برای عرضه محصولاتشان محدود بوده و هست؛ تاجایی‌که چالش اطلاع‌رسانی به مخاطبان یکی از دغدغه‌های خاص ما شده و متأسفانه جایگاه‌های اطلاع‌رسانی شهری مانند صداوسیما، شهرداری، آموزش و پرورش و… آنطور که بایسته و شایسته است، شرایط را فراهم نمی‌کند.

تجربه نشان داده که مخاطبان از اثر خوب و با مضامین تربیتی همیشه استقبال کرده و همین نوعی تبلیغ است. مخاطبان ما همیشه گله دارند که چرا دیر خبردار شده‌اند. جالب آنکه حتی از شهرهای دیگر برای تماشای نمایش‌های ما در اصفهان حاضر می‌شوند و آن هم فقط از طریق فضای مجازی که خودمان در بستر برخی پیام‌رسان‌ها ایجاد کرده‌ایم که آن هم چالش‌های خود را دارد.

بازخورد و واکنش کودکان و خانواده‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همیشه در تولید آثارم در این ژانر سعی کرده‌ام در نظر بگیرم که کودک به همراه خانواده یا خانواده به همراه کودک، لذت همراهی داشته باشد. هدفم این است که بزرگ‌ترها فقط همراه کودک نباشند و با کودک درون خود همراه هیجانات تئاتر شوند. در این نمایش نیز خوشبختانه بازخورد کودکان و خانواده‌ها بسیار مثبت و دلگرم‌کننده بود. کودکان با شخصیت‌ها و فضای فانتزی نمایش تعامل داشتند و واکنش‌هایشان نشان‌دهنده ارتباط واقعی با داستان بود و خانواده‌ها هم از فضای نمایش پیام‌های آموزشی و همراهی با کودکان در طول نمایش رضایت داشتند. این استقبال به ما انگیزه داد تا روی جزئیات اجرا و تعامل صحنه‌ای بیشتر تمرکز کنیم.