به گزارش اصفهان زیبا؛ روشن شهر در محله شهرک زاینده رود در محدودە جنوبشرقی شهر اصفهان واقـع شده است و از شمال بـا جـاده روشندشت-جوزدان و کوی ولیعصـر محـدود شده اسـت و در مجـاورت محله پینارت قـرار دارد.
عصرِ یکی از روزهای سردِ آخر آذر است و راهروی نیمهتمام مسجد علیبنابیطالب(ع) در روشنشهر گرما و روشنی دلنشینی دارد، گرمایی که نه از بخاری و روشنی که نه از بنای ناتمام، بلکه از حضور زنانی میآید که قدمبهقدم وارد میشوند. بوی چای تازهدم در فضا میپیچد و صدای آرام ورقخوردن قرآن، با سلام و احوالپرسی بانوان درهم میآمیزد.
هرکدام با چادری ساده آمدهاند و نگاهی پر از امید و دستی که باری از مسئولیت، نذر یا دلمشغولی را با خود آورده است. اینجا مسجدی است که شاید هنوز بیرونش کامل نشده، اما درونش سالهاست با همت و حضور همین بانوان، جانگرفته و نفس میکشد.
اینجا مدیریت برنامهها بر دوش بانوان است. خانمها نظام و سلیمانی، مسئول کلاسهای قرآنی، اردوها و خیریهٔ مسجد هستند. همه چیز داوطلبانه و با همکاری همه بانوان، با دلوجان و بدون دریافت کوچکترین حقالزحمهای انجام میشود. هرکدام سهمی در این مسیر روشن دارند و همین تقسیم مسئولیت، حس توانمندی و اعتمادبهنفس را در میان آنها تقویت کرده است. پای صحبت یکی از خادمان و بنیانگذاران فعالیتهای فرهنگی مسجد مینشینم. آمنه شیخی، معلم بازنشسته، در گفتوگو با «هممحله» روایت همدلی و همراهی بانوان در کانون فرهنگی مسجد علیبنابیطالب(ع) روشنشهر را بیان میکند. سالهاست که با همراهی و همکاری بانوان محل، چراغ همکاری، آموزش و نشاط در این مسجد روشن نگه داشته شده است.
او از روزهایی میگوید که با همت سایر خواهران دلباخته و عاشق اهلبیت(ع) جمعهای خودمانی کوچک کمکم بزرگ شد و با نظمگرفتن فعالیتها، یکی از اتاقهای راهروی مسجد، جایی که هنوز صیغه مسجد برایش خوانده نشده بود، به کلاسها اختصاص پیدا کرد. مسجد در حال ساخت بود؛ داخل آماده، بیرون ناتمام. همان بخش، با اجازه آیتالله حسن امامی مشخص شد و امروز آن اتاق، قلب تپنده برنامههای فرهنگی و قرآنی مسجد است؛ سهشنبهها و چهارشنبهها و گاهی دو تا سه روز در هفته، بانوان دور هم جمع میشوند؛ با اشتیاق، بانظم و با دلهایی پر از انگیزه.
برنامهها یکیدو تا نیست. کلاسهای تدبر در قرآن، امامزمانشناسی، نشستهای فرهنگی و «خانه سلامت» هرکدام بخشی از این مسیر هستند. چهارشنبهها، مسجد حالوهوای دیگری دارد. یکی از بانوان داوطلب، مسئول هماهنگی میشود و با کمک شهرداری ناحیه4، پزشک یا مشاوری دعوت میشود تا بانوان محله بتوانند بیواسطه و در فضایی امن و صمیمی، دغدغههای سلامتی خود را مطرح کنند.
شبکهای از بانوان همراه این کانون فرهنگی هستند؛ از استادان دانشگاه اصفهان تا پزشکان بیمارستان خانواده که بدون هیچ چشمداشتی، وقت و دانش خود را در اختیار این جمع میگذارند.
خدمت به مردم؛ با هم و برای هم
اردوهای تفریحی، جشنهای مناسبتی و برنامههای فرهنگی، رنگ و جان دیگری به فعالیتها داده است. «خانه سلامت» ابتدا با سهچهار نفر شروع شد؛ جمعی کوچک و صمیمی؛ اما اشتیاق بانوان، دهانبهدهان چرخید. هرکس تجربه خوبش را برای دیگری گفت و کلاسها جان گرفتند؛ ۴۰ نفر، ۵۰ نفر و گاهی حتی ۶۰ نفر.
این استقبال غافلگیرکننده بود؛ اما نشان داد بانوان چقدر تشنه فضاهای سالم، امن و معنوی هستند؛ جایی که هم یاد بگیرند و هم احساس تعلق داشته باشند.
وقتی نوبت جشنها میرسد، کانون فرهنگی مسجد رنگ دیگری به خود میگیرد. گاهی بیش از 100 بانو، مهمان سفرهای میشوند که هیچ بودجه و کمک مالی رسمی پشت آن نیست. همه چیز مردمی است؛ از دل خود بانوان. نمونهاش جشن روز زن و میلاد حضرت فاطمهزهرا(س) بود که فقط یک پیام در گروه عمومی مسجد گذاشته شد: «هرکس نذری دارد، بیاورد.» نذرها یکییکی رسیدند؛ یکی کیک، یکی میوه، یکی هزینه. پنجمیلیون تومان خرج میشود؛ بیآنکه ریالی از جایی طلب شده باشد.
این مشارکت، فقط کمک مالی نیست؛ حس تعلق و همدلی همه بانوان محله است که جشن را ماندگار میکند. کانون فرهنگی علیبنابیطالب(ع) روشنشهر، نه وابسته به نهادی است و نه منتظر بودجهای. استقلال، یکی از اصول اصلی این مجموعه است؛ فقط برای برخی هماهنگیهای فرهنگی، ارتباطی با شهرداری منطقه4 وجود دارد؛ خیریه هم دارند و با صدقات ماهانه، سبد کالا و قربانی به نیازمندان کمک میکنند. هیئتامنایی همراه این مسیر است تا امور با نظم و شفافیت پیش برود و همدلی بین مرد و زن در هیئتامنا، میوه شیرین نظم و رونق در فعالیتها داده است.
برای رونق بیشتر کلاس امامزمانشناسی، ایدهای ساده اما خلاقانه شکل گرفت: صندوق قرضالحسنه. هر نفر ماهی صدهزار تومان. حالا ۵۰ نفر عضو صندوق هستند. هر ماه، بهقیدقرعه، پنج نفر وام یکمیلیونی میگیرند؛ فقط با یک شرط: حضور در کلاس. نتیجه شگفتانگیز بود؛ جمعیت از ۶۰-۷۰ نفر، به حدود ۸۰ نفر رسید؛ حضور مستمر، انگیزه بیشتر و ارتباطی عمیقتر میان بانوان.
اما بخش دلنشینتر این طرح، شرط معنوی وام است. هرکس وام میگیرد، باید به نیت برکت امامزمان(عج)، چیزی برای خودش بخرد: ساعت، انگشتر یا هر وسیله شخصی دیگر و آن را به کلاس بیاورد؛ اشیایی کوچک، اما سرشار از معنویت و رضایت. این کار فضای خاصی ایجاد کرده است؛ صمیمی، معنوی و پر از حس خوب. بانوان باذوق، وسیلهای را که با کمک وام خریدهاند، نشان میدهند و این اشتراک، دلها را به هم نزدیکتر کرده است.
در ماه رمضان، فعالیتها پررنگتر هم میشود. کلاس قرآن هر روز برقرار است. به همه شرکتکنندگان در کلاس قرآن در پایان ماه مبارک رمضان هدیهای تعلق میگیرد؛ حتی به دخترخانمهایی که همراه مادرانشان میآیند، در پایان ماه مبارک و در اردوی جمکران، برای شروع مدرسه هدیهای کوچک اما بهیادماندنی اهدا میشود، هدیهای که خاطره مسجد را در دل نسل جدید ماندگار میکند. در پایان کلاسها وقتی راهروی مسجد کمکم خلوت میشود و صدای صحبتها جای خود را به سکوتی آرام میدهد، هنوز این باور و اعتقاد موج میزند که همه این کارها فقط برای خدمت به مردم است؛ با هم و برای هم و بدون وابستگی به نهاد یا سازمانی. مسجد علیبنابیطالب(ع) روشنشهر، امروز فقط یک ساختمان در حال ساخت نیست؛ خانهای است برای بانوانی که میخواهند رشد کنند، یاد بگیرند، خدمت کنند و در کنار هم محلهای زندهتر و مهربانتر بسازند. درهای کانون فرهنگی مسجد علیبنابیطالب(ع) روشنشهر به روی همه باز است و منتظر همراهیهای نوآورانه و بیشتر همه بانوان و اهالی محل.



