به گزارش اصفهان زیبا؛ مسجد خاتمالانبیا با محوریت هیئت محبان حضرتعلیاکبر(ع) و همراهی پایگاههای بسیج و کانون فرهنگی شمیم یاس در سالهای اخیر توانسته است فراتر از کارکرد سنتی مسجد، به یکی از تلاشگران مؤثر در زیست فرهنگی و اجتماعی محله همتآباد تبدیل شود؛ جریانی که با تکیهبر خانوادهمحوری، میداندادن به جوانان و پاسخگویی به مسائل واقعی مردم محله شکل گرفته است.
محله همتآباد اصفهان یکی از محلههای در حال تغییر در جنوب شرقی شهر اصفهان و در منطقه۶ شهرداری است. این محله از شمال با خیابان قائممقام فراهانی و خیابان آیتالله ارباب، از جنوب با خیابان لاوی و بزرگراه همت و از غرب با خیابان سجاد و میدان شهید لاوی محدود شده است و با محلههای تختفولاد، کولهپارچه و آبشار مجاورت دارد.
درِ مسجد خاتمالانبیای محله همتآباد که باز میشود، فقط وارد یک فضای عبادی نمیشوی؛ قدم به زیستبومی میگذاری که نسلها در آن کنار هم نفس میکشند؛ جایی که نام هیئت محبان حضرت علیاکبر(ع)، پایگاههای بسیج برادران و خواهران شهید باهنر و کانون فرهنگی شمیم یاس سالهاست باهم گرهخورده و هویتی متفاوت برای محله ساخته است.
اینجا برنامهها فقط برای «یک قشر خاص» طراحی نشدهاند. از همان ابتدا، نگاه مجموعه بر خانوادهمحوری استوار بوده؛ برنامههایی که پدر و فرزند، مادر و دختر، نوجوان و سالمند را کنار هم مینشاند؛ مراسمی که نهتنها نسلها را از هم جدا نمیکند، بلکه بهعمد آنها را به گفتوگو و همراهی دعوت میکند. شاید به همین دلیل است که مراسم هفتگی، مناسبتی و سالانه هیئت که سالانه چهار تا شش بار برگزار میشود، حالوهوایی شبیه یک گردهمایی خانوادگی بزرگ دارد.
جوانان، ستونهای حرکت این مجموعهاند. از طراحی برنامهها و مدیریت اجرایی گرفته تا ارتباطگیری در فضای مجازی و جذب مخاطبان جدید، بخش زیادی از بار فعالیتها بر دوش آنهاست. انگیزهشان نه از سر اجبار، بلکه حاصل اعتماد است، اعتمادی که به آنها داده و حالا تبدیل به تعهد شده است. همین اعتماد، جوانها را پای کار نگهداشته و باعث استمرار برنامهها شده است.
میدانداری جوانان در برنامههای فرهنگی مسجد
در شبهایی که مسجد خاتمالانبیا میزبان برنامههاست، تفاوت را میشود از همان حیاط مسجد حس کرد. صدای خنده نوجوانها با سلامعلیک سالمندان درهم میآمیزد و جوانها بیآنکه کسی از آنها بخواهد، مشغول نظمدادن، خوشامدگویی و آمادهسازی فضا هستند. اینجا مرزی میان نسلها کشیده نمیشود؛ همه در یک جریان مشترک نفس میکشند و هرکدام نقشی دارند که دیده میشود و معنا دارد.
اما آنچه مسجد خاتمالانبیا را از بسیاری مساجد دیگر متمایز میکند، جرئت سپردن میدان به نوجوانان است. استفاده از نیروهای اجرایی و حتی مداحان نوجوان در مراسم و برنامههای بزرگ، در نگاه اول شاید غیرمرسوم به نظر برسد؛ اما نتیجهاش شگفتانگیز است. نوجوانانی که به جای تماشاگربودن، در متن اجرا قرارگرفتهاند، امروز به سرمایههای انسانی هیئت تبدیل شدهاند، سرمایههایی که دیده شدهاند، رشد کردهاند و حالا خودشان دیگران را جذب میکنند.
نوجوانان مسجد، فقط تماشاگر یا مخاطب نیستند؛ برخی از آنها مسئول اجرا هستند؛ بعضی پشت سیستم صوت و برخی در صفوف نظمدهی و حتی روی جایگاه مداحی حضور دارند. شورشان خام و گذرا نیست؛ هیجانی است آمیخته با مسئولیت. وقتی مداح نوجوانی با صدایی که هنوز رنگ جوانی دارد، جمع را همراه میکند، برق نگاه همسنوسالهایش نشان میدهد که این فضا، صمیمی است؛ جایی که میشود خودت باشی و رشد کنی.
در کنار این شور جوانانه، حضور سالمندان رنگ دیگری به مسجد میدهد. آنها با آرامش و تجربهشان، تکیهگاه معنوی این جمعاند؛ کسانی که با نگاه رضایتآمیزشان، مسیر را تأیید میکنند و با خاطرههایشان، ریشهها را یادآور میشوند. نشستن نوجوان کنار پیرمردی که سالها پای همین مسجد نمازخوانده، تصویری است که کمتر در قابهای رسمی دیده میشود؛ اما روح مسجد خاتمالانبیا را دقیقا همین تصویر میسازد.
جواد جمشیدی، از فعالان این مجموعه میگوید: «هیئت و مجموعه فرهنگی مسجد خاتمالانبیا در طول سال و در تمام مناسبتهای ملی و مذهبی و ولادتها، اعیاد، شهادتها و مناسبتهای ملی ازقبیل دهه فجر و راهپیمایی ۲۲بهمن و روز قدس از درب مسجد برنامه دارد؛ همچنین برپایی ایستگاههای صلواتی و فرهنگی درب مسجد در مناسبتهای مختلف و برنامههای اجتماعی مثل مشارکت فعال در زمان کرونا و رفع آلودگی تا کمکهای معیشتی و شب یلدا ازجمله این فعالیتهاست.»
استمرار برنامههای جوانان یکی از اصول خدشهناپذیر کانون است. «ما فقط برنامه مقطعی نداریم؛ ارتباط را با جوانان حفظ میکنیم». این ارتباط، هم در فضای واقعی شکل میگیرد و هم در فضای مجازی. گروهها و کانالها، در کنار گروههای دوستیِ کوچکتر که زیر نظر رابطان فرهنگی فعالیت میکنند، شبکهای انسانی ساختهاند که نوجوان و جوان را رها نمیکند.
روایت یک جریان فرهنگی مداوم
جمشیدی میگوید: «مسیر ارتباط با نسل امروز بیچالش نیست. سطحیگرایی و زمانبربودن فضای مجازی، یکی از مهمترین دغدغههاست. پاسخ کانون انکار یا حذف این فضا نبوده، بلکه جایگزینسازی هوشمندانه است: دعوت از سخنرانان جوان، جلسههای تعاملی، پرسشوپاسخهای صریح و ایجاد پیوند از طریق دوستان. اینجا کسی بهخاطر پرسش یا حتی نقدش طرد نمیشود؛ تضارب آرا نه تهدید، بلکه فرصتی برای رشد تلقی میشود.»
نقش اجتماعی مسجد هم پررنگ است. در مقابله با فقر، محصولات تعاونی با کمک خیرین محلی تهیه و گاه رایگان بین اهالی توزیع شده است. در حوزه اعتیاد، کار از «فرهنگسازی» شروع میشود و تا همراهی افراد در حال ترک و دعوتشان به مراسم هیئت ادامه مییابد؛ مسیری آرام، انسانی و بدون قضاوت.
حضور بانوان نیز فقط نمادین نیست. پایگاه بسیج خواهران شهید باهنر با برگزاری برنامههایی مثل جزءخوانی قرآن در ماه رمضان و کلاسهای آموزشی و فرهنگی، نقش فعالی در ارتقای اجتماعی محله ایفا کرده است.
این همنشینی نسلها، شوروهیجان را از سطح احساسات لحظهای بالاتر برده و آن را به یک تجربه ماندگار تبدیل کرده است، تجربهای که در آن، نوجوان انگیزه میگیرد، جوان اثر میگذارد و سالمند احساس تعلق و امید میکند و بانوان نقشآفرین هستند. شاید راز پویایی این مسجد همین باشد: هیچ گروهی در آن احساس تنهایی و رکود نمیکند.
جمشیدی به یکی از زیباترین خاطرهها اشارهکرده و با لبخند تعریف میکند: «آشنایی سادهای در قافله عزاداری شهادت حضرتزهرا(س) به معرفی یک خانواده سادات برای امر خیر انجامید و ازدواجی در روز عید غدیر رقم خورد. سال بعد، همان زوج بههمراه چند دوست مجرد دیگر به قافله بازگشتند. “ممنون لطف مادر این خانوادهایم.”»
مسجد خاتمالانبیا به آینده نگاهی جسورانه دارد. ایدۀ تشکیل کمیتههای تخصصی، از پزشکان و وکلا گرفته تا گروههای ورزشی و فنیمهندسی، برای حل مسائل محله همتآباد که نیاز به عملیاتیشدن دارد، نشان میدهد هدف فقط برگزاری مراسم در مسجد نیست؛ بلکه ساختن یک قطب فرهنگیاجتماعی است.
آرزویی که هیئتامنا برای 10 سال آینده دارند، استمرار همین مسیر است: حضور فعال همه نسلها در کنار خانواده و ارتقای محله در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ورزشی.شاید رمز هماهنگی و موفقیت این کانون و مسجد در یک جمله خلاصه شود: بازگشت به فطرت مشترک انسانها و وحدت حول محبت اهلبیت(ع). همین محور مشترک است که مسجد خاتمالانبیای محله همتآباد را از یک ساختمان، به یک «قلب تپنده» برای محله تبدیل کرده است.



