به گزارش اصفهان زیبا؛ در این روزهای مهم و حساس، طراحان گرافیک اصفهانی در کنار مردم برای بیان ارادت به ایران و انقلاب اسلامی به میدان آمدهاند. آنها، با حضور پررنگ در تجمعات مردمی میادین اصلی شهر به واسطه تولیدات گرافیکی با مضامین ملی و انقلابی به دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی میپردازند.
در دنیای امروز که هنر و طراحی به عنوان زبان جهانی ارتباطات شناخته میشوند، اهمیت ترویج هویت ملی و فرهنگ بومی بیش از پیش احساس میشود. اصفهان، به عنوان یکی از مراکز فرهنگی و هنری ایران، همواره در زمینههای مختلف هنری پیشگام بوده است. در این راستا، رویداد اخیر اصفهانی فرصتی منحصر به فرد برای هنرمندان فراهم کرد تا با تبادل افکار و ایدههای خلاقانه، آثار جدیدی را خلق کنند.
مجتبی مجلسی، طراح اصفهانی درباره خودجوش بودن حرکت «پای کار ایران ایستادهایم» به «اصفهانزیبا» میگوید: «در برخی برهههای زمانی تصمیمگیریها و برنامهریزیها کاملا براساس اتفاقات و حوادث شکل میگیرد و هیچکس نمیتواند برنامهریزی قبلی داشته باشد. این روزها هم ما اتفاقاتی را به چشم دیدیم که نمیشد پیشبینی کرد و برای همین هیچ برنامهریزی هم نداشتیم.
منظور من از این اتفاقات، جنگ و درگیری نظامی نیست، ما هیچگاه حتی فکرش را هم نمیکردیم خیابانها و میادین شهر در زیر موشکباران و تهدید از طرف دو ابرقدرت نظامی بزرگ و بیرقیب و بیش از چند ده کشور دیگر و مزدوران داخلی، بیش از چند هفته از حضور مردم در سراسر کشور پر شود و همه متحد و یکصدا ایران را فریاد بزنند.»
هیچ دستوری برای انجام این کار نداشتیم
مجلسی اضافه میکند: «طراح گرافیک همیشه سعی دارد به نیاز مخاطب پاسخ بدهد و در این ایام که ما از حضور مردم شگفتزده شدهبودیم، اقلام تبلیغاتی و گرافیکی از رسانههای مجازی به اقلام فیزیکی مورد نیاز مردم در تجمعها و موکبها تغییر پیدا کرد. براساس این تغییر نیاز مخاطب بود که تصمیم گرفتیم با دوستان اقلام فیزیکی مورد نیاز را اعم از پلاکارد، کلیشه، پوستر و پارچهنوشته را فراهم کنیم. این تصمیم هیچ دستور و سفارشدهندهای هم نداشت.
اگر انجام هم نمیدادیم هیچکس خردهای نمیگرفت. چون دوستان، طراحان گرافیکی بودند که نهایت میدان عملشان، کیبورد و موس و قلمنوری است. تا امروزی که با شما گفتوگو میکنم، دوستان پای اینکار بودهاند. به میزانی که میتوانستیم از خود بچهها و حوزههنری اصفهان، پارچه و رنگ و قلممو و… تهیه کنیم، جمع شدیم و شروع به کار کردیم. مشارکت دوستان بسیار عالی بود، هم در تولید و هم در توزیع بین موکبهای سطح شهر.»
«وحدت» و «وطن»؛ محور شعارهای ما
مجلسی درباره متن اقلام گرافیکی و مضامینی شعارهای مورداستفاده بیان میکند: «یکی از تمایزهای کتیبههایی که دوستان آیه کار کردند، همین مضامین و شعارها بود. از بعد از شهادت رهبری و احساس جدیتر جنگ برای مخاطب، شاهد طیفهای متفاوتتری از مردم در سطح خیابانها بودیم. شعارها و برنامههای موکب و سخنرانیها شاید برای این مخاطب حس همراهی چندانی نداشت.
براساس همین مخاطبسنجی، شعارها و مضامینی که روی وحدت و وطن تمرکز داشتند در کتیبهها رنگ بیشتری گرفت و همین امر باعث شد بازخوردهای بهتری داشته باشیم و استقبال بیشتر؛ مثل شعارهایی از قبیل مردم علاج در وطن است”، “ایران خونمه”، “در روح و جان من، میمانی ای وطن” و… .
تقریبا همه کارهای تولیدشده، همان شب بین موکبهای سطح شهر توزیع میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. سعی کردیم یک پراکندگی خوبی داشته باشیم، گرچه محدودیتها و کمبودها را نمیشود نادیده گرفت.»
گرافیست اصفهانی ادامه میدهد: «اولین مکانی که ما برای نوشتن کتیبهها استفاده کردیم گالریهای سعدی حوزه هنری بود در عمارت سعدی که از اتفاق نمایشگاه نشانهنوشتههای “ایران” از خود بچهها روی دیوارهای همان گالری بود. بعد از چند روز به دلیل نزدیکی مکانهایی مثل استانداری و… مجبور شدیم جانب احتیاط را رعایت کنیم و به مکان دیگری برویم.
دو روز بعد آن مکان هم اطرافش مورد اصابت قرار گرفت و داشتیم برای مکان سوم هماهنگ میشدیم که مکان سوم هم همین مشکل را پیدا کرد و مصادف شد با سحر 19 ماه مبارک رمضان و خبر رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای.
به دو دلیل یکی نداشتن مکان جدید و دیگری تجمع مردم اصفهان در میدان امام در ساعت 14 همان روز، به این نتیجه رسیدیدم که اگر قرار است در این زمان کوتاه بتوانیم کاری صورت دهیم که به تجمع مردم اصفهان برسد، جایی جز ساختمان سعدی نداریم. کسی فکرش را نمیکرد در زمانی که تمام میدان امام اصفهان، پر از جمعیت است اتفاقی بیفتد.»
روز انفجار، در عمارت سعدی چه گذشت؟
مجلسی درباره انفجار خیابان استانداری در مجاورت حوزه هنری انقلاب اسلامی هم میگوید: «از صبح، دوستان مشغول به کار شدند و حدود نزدیکیهای ساعت 15 در حالیکه برخی دوستان در حیاط عمارت و برخی در سالن گالری عمارت مشغول کار بودند، صدای مهیب و موج انفجار شدیدی همه را به خود آورد. تمام شیشهها خرد شدند و درها از جا درآمدند و موج انفجار خیلی از دوستان را روی زمین پرت کرد.
از آسمان ترکش و سنگ میبارید. بعد از چند ثانیه بهت و سکوت، فریادها شروع شد و همه را به سمت میدان امام هدایت کردیم. احتمال برخود مجدد بسیار زیاد بود و هنوز صدای جنگنده به گوش میرسید. با اینحال نباید تلاش دوستان زیر این موشکباران حیف و میل میشد. با چند نفر از دوستان، علیرغم تمام خطراتی که داشت، دوباره رفتیم و از زیر خردهشیشهها، کتیبه و بومهایی را که برای تجمع آماده شده بود، بیرون آوردیم و به دست مردمی که در میدان امام مثل کوه ایستاده و خم به ابرو نیاورده بودند، رساندیم. کارمان که تمام شد تازه ابعاد این انفجار برایمان واضحتر میشد. هنوز بچهها موج انفجار از گوش و سرشان خارج نشده و لباسهایشان پر از گرد و غبار بود.
تازه مغازههای داخل میدان را هم میشد دید که شیشههایشان کاملا خرد شده بود و این یعنی موج انفجار تا میدان تاریخی امام هم رسیده است. سعی کردیم با حل شدن در آرامش مردمی که در میدان امام حضور دارند، آرامش را به بچهها، خصوصا خواهرانی که از دل این اتفاق بیرون آمدند، برگردانیم. دیدن کتیبهها و بومها و دستنوشتهها و کلیشهها در دل این جمعیت خستگی و استرس را از جانمان بیرون کرد.»
این طراح اصفهانی در پاسخ به این سوال که بیعتنامه با رهبر سوم انقلاب اسلامی، توسط کدام تشکلات هنری به امضا رسیده است و چه از تعداد هنرمند متن بیعتنامه را امضا کردهاند نیز میگوید: «مراکز و نهادهای مختلفی در این روزها متنهای بیعت با رهبری جدید را منتشر کردهاند.
مجموعه مردمی نهضت پوستر انقلاب اسلامی که متشکل از 17 تشکل در شهرها و استانهای کشور است و مجمع طراحان گرافیک انقلاب اسلامی آیه یکی از این اقمار است که همان صبح انتخاب و اعلام رهبری یک متن با امضای 17 تشکل منتشر کرد.
امضای هر تشکل به نمایندگی هزاران عضو فعال این تشکلها محسوب میشود. حوزه هنری نیز به عنوان یک نهاد مرتبط با هنرمندان، یک بیعت نامه منتشر کرده است که بیش از سه هزار هنرمندان به عنوان شخصیتهای حقیقی پای آن را امضا کردهاند و در حال تکمیل است.»
مجلسی درباره هدف کلیدی بیعتنامه هنرمندان اصفهانی اظهار میکند: «بیعت یک سنت اسلامی است و نتیجه قبول یک فکر و اندیشه است. پذیرش این فرآیند توسط نخبگان فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی راه را برای پذیرش آن برای عموم مردم هموارتر میکند.»
هرگز نمیخواهم امیدم ناامید شود
همچنین بیتا گیاهچین، از هنرمندان حاضر در کارگاه طراحان حوزه هنری اصفهان میگوید: «صبح دهمین روز از شروع جنگ، روزی که قرار بود مردم اصفهان برای بیعت با رهبرشان به میدان نقش جهان بیایند و ما در حال آماده کردن تدارکاتی برای مراسم بودیم، عمارت سعدی تبدیل شده بود به جبهه فرهنگ و هنر و هنرمندان عزمشان را جزم کردهبودند تا به نحو احسن پلاکاردهای مراسم ظهر را آماده کنند، همه در هیاهوی انجام کارها بودند، پلاکاردها یکییکی آماده شده و وسط حیاط حوزههنری چیده شده بود.
عکس دسته جمعی را با بچهها گرفتیم و حالا قرار بود پلاکاردها را به داخل میدان امام ببریم و به دست مردم برسانیم. از بین دیوارهای عمارت سعدی مردم را میدیدیم که از انتخاب رهبرشان خوشحال هستند و صدای الله اکبر مردم، میدان امام را پر کردهبود. اما…، آنها بازهم خوشیمان را تاب نیاوردند.»
گیاهچین ادامه میدهد: «ساعت ۱۴:۲۵بود که صدای انفجار بلند شد و سنگ و خاک بود که روی سرمان میبارید، گیج بودیم و زمان آنقدر کم که فرصتی برای فکر کردن باقی نمانده بود و همه وحشتزده به جایی امن پناه میبردیم. تمام شد…، صدای انفجارهای پیدرپی تمامشد.
به خاطر نمیآورم چقدر زمان گذشت، ولی تمام شد و مردم وسط میدان امام ایستاده بودند و دعای الهی عظمالبلا را میخواندند، همه آرام شده بودیم. از وقتی یادم میآمد، مردم کشورم در همه صحنهها حاضر بودند و با شجاعت تمام حماسه آفریده بودند.
بغضهای این روزهایم را که شاخ و برگهایشان با شدت بیشتری در حال رشد است، با زهرخندی از ریشه میزنم، خستهام، اما هرگز نمیخواهم امیدم ناامید شود.»



