به گزارش اصفهان زیبا؛ تحولات اخیر پیرامون آتشبس و وضعیت تنگه هرمز، بار دیگر اهمیت پیوند میان قدرت میدانی و دیپلماسی را در تعیین سرنوشت منازعات نشان داده است. در شرایطی که نشانههایی از تغییر در رفتار طرف مقابل مشاهده میشود، پرسش اصلی این است که روند پیشرو چگونه رقم خواهد خورد و چه عواملی در تحقق مطالبات ایران نقش تعیینکننده خواهند داشت؟
بر اساس ارزیابیها، پذیرش اصول و رئوس خواستههای ملت ایران از سوی دشمن متجاوز، نتیجه مستقیم مبارزات نیروهای مسلح با پشتوانه مردم مؤمن بوده است. با این حال، مرحله مهمتر از این پس، فرآیند تحقق «بیانیه دهمادهای» و تبدیل آن به توافقات اجرایی است.
در این مسیر، صرف اعلام آتشبس کافی نیست، بلکه وجود قدرت واقعی برای اعمال فشار بر طرف مقابل، شرط اساسی موفقیت به شمار میرود. در این چارچوب، دو اهرم مهم در کنار توان نظامی قابل توجه است؛ نخست، اعمال حاکمیت و تنظیم تشریفات عبور از تنگه هرمز، که به عنوان یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی انرژی، ظرفیت بالایی در ایجاد فشار اقتصادی دارد؛ و دوم، ذخایر اورانیوم غنیشده که به عنوان یک عامل راهبردی میتواند در معادلات قدرت نقشآفرین باشد. بهرهگیری هوشمندانه از این دو اهرم، در کنار قدرت عملیاتی، میتواند زمینه تحقق کامل مطالبات را فراهم کند.
در غیر این صورت، دشمن با سابقهای طولانی در بدعهدی، ممکن است با وعدههای مبهم و تعهدات غیرشفاف، از اجرای کامل توافقات طفره رود. در نهایت، آنچه میتواند تضمینکننده موفقیت در این مسیر باشد، حفظ توازن قدرت با اتکا به پشتیبانی مردمی است. حضور فعال جامعه، در کنار بهرهگیری از فرصتهایی همچون تنوعبخشی به بازارهای فروش نفت، نقش بنیادینی در تبدیل توافقات به نتایج ملموس و پایدار خواهد داشت.



