به گزارش اصفهان زیبا؛ «انسانهای ایرانی، توده نیستند؛ مردماند؛ چه بسا ملت؛ هرچند گاهی خودمحور» جان کلام این یادداشت همین است. مردم ایران آن جمعیت انبوه منفعلی نیستند که فقط به فکر قیمت خوردوخوراک زندگیشان باشند و به هیچ چیز دیگر فکر نکنند. برای ایرانیها اینکه در فلان روستای چند قاره آن طرفتر دنیا چه اتفاقی افتاده تا اینکه سیاستهای کشورشان درباره فلان رده سنی چطور تنظیم شده، مهم است.
آنها میخواهند از ریز تا درشت اخبار را زیر نظر داشته باشند و در گام بعدی «تحلیل و تبیین» هم میکنند؛ امری همهگیر که به آنجا رسیده که شایع است تحلیلهای فلان خط تاکسی کدام طرفی است و خط دیگر، کدام جهتی.
برخی میگویند این یعنی تخصصگرایی در میان ایرانیها جا نیفتاده است و به نظرشان هرکسی هرکاری را میتواند بکند؛همانطور که خانم فلانی، برای فلان درد، تجویز میکند و آقای مغازهدارِ لبنیات هم تحلیل سیاسی میکند.این یادداشت بهدنبال نسبتدادن چنین رفتارهایی به تخصصگرایی یا فقدانش نیست؛ بلکه میخواهد از امر مهمترِ نبودِ «ساختارمندی» سخن بگوید.
ساختارهای بدون مرجعیت
در جامعه ایرانی به هر دلیلی فرهنگ مردم اینطور است که در خصوص وقایع بیتفاوت نیستند و اتفاقا این موضوع بهخودیخود نشانه یک جامعه متعالی است،جامعهای که مردم آن اهل تفکرند و اینطور نیست که بهراحتی بتوان چیزی را به آنها تحمیل یا از آنها اخذ کرد.
اما سوی دیگر ماجرا به موقعیتی برمیگردد که این مردم در تفکراتشان به خودمحوری برسند، بخواهند یکتنه از ریز تا درشت ماجرا را تحلیل و تبیین کنند و درنهایت، با دلیلتراشیهایشان، تصمیمهای شخصی بگیرند و به دیگران اعتنایی نکنند. آن وقت است که سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ همانند آنچه در روزهای گذشته اتفاق افتاد و با اعلام خبر آتشبس یا «سکوت در صحنه نبرد نظامی»، برخی مردم با بیاعتمادی به بیانیه یکی از مهمترین نهادهای جامعه، بهدنبال رد یا تأیید آن توسط شخص رهبر انقلاب بودند.
چنین مثالی بیانگر آن است که جامعه ما اگرچه در بسیاری ساحات توانسته به یک نظام خودمتکی تبدیل شود، اما در ساحت مردمی، همچنان دچار نوعی فرد گرایی است؛ یعنی متأسفانه ولایتپذیری از ساختارها در مردم نهادینه نشده است و به هر دلیلی ازجمله عدم اعتماد به برخی مسئولان، مردم ترجیح میدهند به تصمیمهای ناشی از تفکرات خودشان اعتنا کنند یا متکی به اشخاص باشند.
خروجی چنین رفتارهایی منجر به این میشود که در مواقع بحرانی همچون روزهای گذشته که به انسجام مردمی حول یک محور نیاز است، این مهم دچار خدشه میشود و حتی ممکن است دستاوردهای سایر ساحتها نیز زیر سؤال برود.
پیامد کلانتر چنین منشی این است که اگرچه برچسب توده به جامعه ما اطلاق نمیشود، اما بعید نیست که از جامعهبودگی فاصله بگیریم و به خردهگروههای مختلف برسیم.
از این جهت مهم است که پایبندی به ساختارها و عبور از خودمحوری و فردگرایی در روزهای بعد از جنگ موردتوجه جدی قرارگیرد و امیدواریم از دستاوردهای این جنگ، بلوغ مردم در این زمینه نیز باشد.



