به گزارش اصفهان زیبا؛ در سایه جنگ، در جنگ و در روزهای پس از جنگ که زندگی از مدار همیشگی خود به بیرون پرتاب میشود، مفهوم تابآوری چون کلیدی طلایی خودنمایی میکند تا از مسیرش معنایی نو به زیست و زمانه پرآشوبمان دهیم و انعطافپذیر شویم.
یکی از بسترهای پرظرفیتی که میتواند این مفهوم را در وجود کودکان، بهعنوان گروهی آسیبپذیر از جامعه گرفتار در جنگ تقویت کند، قصهگویی ازسوی بزرگسالان است. رابطه تابآوری و قصه جهانی پررمزوراز دارد که میتوان از زوایای گوناگون آن را بررسی کرد. «اصفهان زیبا» با هدف واکاوی ظرفیت قصه و نقش آن در افزایش تابآوری کودکان با یکی از قصهگویان شهر هزارداستان اصفهان و یک روانشناس کودک گفتوگو کرده است که در ادامه تقدیم میشود.
معجزهای به نام قصه
محبوبه صفدریان، قصهگوی کودک و نوجوان، میگوید: «ابتدا دوست دارم قبل از پرداختن به جهان قصه از اهمیت دوره کودکی بگویم. کودکی یکی از مراحل مهم زندگی هر فردی است، بهطوری که اغلب کارشناسان باور دارند ریشه بسیاری از مشکلات بزرگسالی به دوره کودکی بازمیگردد. در کنار این، کودکان در برابر بلایای طبیعی یا بحرانهایی چون جنگ آسیبپذیرترند.»
او با درنگ در این نکته که تأثیرپذیری از بحرانها بنا به علل و عوامل گوناگون بین گروههای سنی مختلف متفاوت است، ادامه میدهد: «مسائلی چون تجربههای شخصی و خانوادگی، سن، سطح اضطراب و تفاوتهای فردی موجب میشود که میزان تأثیرگذاری بحرانها از کودکی به کودکی دیگر متفاوت باشد. اما آنچه بیش و پیش از همه در بحرانها و چگونگی اثرگذاری بر کودک مهم محسوب میشود، نوع واکنش بزرگسالان و دیگر اطرافیانش به بلایا و مصائب است. وقتی خود والدین حین و پس از حادثهای استرس شدیدی را تجربه میکنند، قطعا نمیتوانند برای بچهها محیط حمایتی و امنی را بیافرینند.»
این قصهگوی کودک با ورود به دنیای قصه، ویژگیها و پیوندهایش با مسئله تابآوری بیان میکند: «قصه همواره معجزهگون بوده است؛ اما شاید روزهای بحرانی یکی از آن بزنگاههایی باشد که بیش از پیش اعجازهای خود را آشکار سازد. قصه منبعی غنی، خلاق، لذتبخش و شیوه ابزاری آسان و در دسترسی است که والدین یا بزرگسالی دیگر میتواند از طریق آن با کودک ارتباط برقرار کند.»
روتین قصهگویی از یاد نرود
صفدریان سپس خاطرنشان میکند: «همین پیوند کودک و والدین از مسیر قصه که در روزهای نخست تولد با لالایی آغاز میشود، تأثیر شگرفی بر جهان کودک، خصوصا در مراحل بحرانی زندگی دارد. بنابراین، قصه یکی از عوامل حفاظتکننده کودک در مراحل حساس زندگی است که میتوان بازی و نقاشی را هم به آن افزود. قصه ورودی عوامل استرسزا را کاهش و تعاملات اجتماعی بچهها را افزایش میدهد. حفظ روتین کودک و نوجوان در روزهای بحرانی اهمیت فراوانی دارد؛ ازاینرو، یکی از این روتینهای مهم میتواند تعریف قصههای شبانه باشد.»
او با تأمل در این نکته که کودک در پناه قصه میتواند حالوهوایی امن و بهدوراز قضاوت را تجربه کند، توضیح میدهد: «وقتی کودک در چنین بستری دل به قصه میسپارد، میتواند هیجاناتش را بدون ترس و نگرانی به زبان بیاورد. همین مسئله و مجموع ویژگیهایی که برای قصه برشمردم، نقش مهمی بر فزونی تابآوریاش دارد.»
این قصهگوی کودک سپس با گریز به سه رکن قصهگویی که قصهگو و مخاطب و قصه است، تأکید میکند: «قصه وقتی بر تابآوری مخاطب میافزاید که خود قصهگو آرامش و طمأنینه داشته و از مهارتهای کافی برخوردار باشد. در این شرایط است که کودک میتواند رفتارهای تهاجمیاش را کاهش دهد و باز بهسوی تابآوری حرکت کند. از طرفی، در قصههای کودکانه همهچیز، از گل و درخت و حیوانات تا اشیا همگی شخصیت دارند. کودک با کنجکاوی و تکیه بر خیالپردازی میتواند ماجراهای تمامی موجودات را پشتسر بگذارد. همین ویژگی نیز بر توانایی حل مسئله مخاطب و تابآوریاش تأثیر عمیقی دارد.»
من هم گاهی میترسم
صفدریان با ذکر این نکته که بچهها در بستر قصهگویی میآموزند با ترسها، استرسها و تردیدهایشان مواجه شوند، یادآور میشود: «وقتی برای کودک یا نوجوان قصه تعریف میکنیم، در یک نقطه از داستان، ناگهان شروع به گفتن خاطره یا رخدادی از زندگی روزمرهاش میکند؛ ماجرایی که شاید هرگز تعریف نکرده است. درواقع، قصه برای بچهها پناهگاه امنی است که میتوانند در آن بهدور از سرزنش و تنبیه حرفشان را بزنند. گویی قصه دست نوازش مهربانی بر سر کودک ماست.»
او با اشاره به این موضوع که تایید و پذیرش احساسات واقعی کودک در مسیر قصهگویی و افزایش تابآوریشان اثرگذار است، اظهار میکند: «وقتی کودک میگوید من میترسم، نباید گفت “نترس، چیزی نیست، ترس ندارد”. باید با او همراه شد و پاسخ داد “من هم گاهی میترسم”. بر این اساس، استفاده درست از ظرفیت و ویژگیهای قصه میتواند به تابآوری منجر شود.»
این قصهگوی شهرمان میافزاید: «حذف و سرکوب احساسات بچهها بیگمان مضر است. داستانهایی که بتوانند به شناسایی و نامگذاری احساسات کودک منجر شود، بسیار مفید است و میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری آنان داشته باشد. همچنین قصههایی که نزدیک به تجربه بحران مخاطب مثل جنگ باشد، بسیار کاربردی است. اما نمیتوانم داستان مشخصی را نام ببرم؛ چون بسته به سن فرد، ویژگیهای محیطی و عوامل متعدد دیگر باید قصه را برگزید. انتخاب قصه نادرست، چهبسا شرایط را بحرانیتر کند.»
قصه و طلوع نور و امید
صفدریان با نظر به پیشینه قصهگویی در بین ایرانیان بیان میکند: «فرهنگ ایرانی گنجینهای پربار از قصههایی است که نسلبهنسل، سینهبهسینه به دستمان رسیده است. وقتی حرف از قصهگویی میزنیم، باید به یاد آوریم که روزگاری پدربزرگها و مادربزرگهای ما شبهای دراز و تاریک و سرد زمستانی را با قصهگویی پشتسر میگذاشتند. قصه در فرهنگ ما همواره پنجرهای رو به تابآوری و نور گشوده است؛ از قصههای شاهنامه گرفته تا حکایتهای بوستان و گلستان و کلیلهدمنه.»
او با تأمل در ظرفیت قصههای ایرانی میگوید: «همین قصهها بستری ارزشمندند تا مفاهیم شهادت، وطندوستی، مقاومت و پیروزی را به کودکانمان یاد بدهیم. نمونه درخشان آن، داستان آرش کمانگیر است که جانش را در راه ایرانمان فدا کرد، اما نگذاشت بدخواهان این سرزمین به آمالشان برسند. این را هم فراموش نکنیم که قصه فقط برای بزنگاههایی چون بلایای طبیعی یا جنگ نیست. در بسیاری مواقع، مشکلات و دردهای کودک تازه با عبور از بحران خودنمایی میکند و اینجاست که باید بار دیگر خود را در آغوش قصهها رها کنیم.»
رشد پس از سانحه
افروز افشاری، روانشناس کودک و عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان، میگوید: «تابآوری در تعاریف روانشناسی متغیری است که هم در جهان بزرگسالان و هم در دنیای کودکان معنا مییابد و مصداق دارد. تابآوری به این معناست که هر فرد در زمان بروز رخدادها و موقعیتهای بحرانی چقدر توان رویارویی دارد و چقدر میتواند از پس آنها بربیاید. به بیان دیگر، تابآوری، عوامل ایجادکننده مشکلات زندگی را از بین نمیبرد؛ بلکه افراد را قادر میسازد تا بر چالشها و ناملایمات غلبه کنند و زندگی را ادامه دهند.»
او با نظر به مفهوم تابآوری ادامه میدهد: «تابآوری حتی گاهی با مسئله رشد پس از سانحه پیوند پیدا میکند. درواقع، وقتی فرد تابآور با موقعیت دشواری، مثل شرایط سخت خانوادگی یا بحرانهای اجتماعی مانند جنگ، بیماریهای تهدیدکننده حیات یا مواردی دیگر روبهرو میشود، چه میزان توان بازگشت به وضعیت پیش از آن مصائب را دارد.»
این روانشناس سپس بیان میکند: «به غیر از توان مقابله با شرایط دشوار، برخی افراد پس از رویارویی با مسائلی همچون بیماریهای جدی، مشکلات مالی، بحرانهای اجتماعی و نمونههای دیگر، تغییری را در معنای زندگی تجربه میکنند که به آن رشد پس از سانحه گفته میشود. در تحقیقات جدید، این موضوع نیز بسیار موردتوجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر، افراد تابآور پس از پشتسر گذاشتن بحرانها حتی میتوانند معنای سطح بالاتری را در آن اتفاق پیدا و به زندگی با نگاهی نو و به شیوه جدید و سازگارانهتری توجه کنند.»
کودکان خردسال و تابآوری
افشاری با تأمل در پیوند متغیر تابآوری و دوره کودکی خاطرنشان میکند: «توانایی کودک در تابآوری به مسائلی چون سن عقلی و تحول شناختی او بازمیگردد. کودکان زیر سن دبستان از نظر تحول شناختی در سطحیاند که تابآوری آنها اغلب تحتتأثیر محیط بیرونی است. نمیتوان از تابآوری کودک با توجه به منابع درونروانی صحبت چندانی کرد. اما درخصوص کودکان دبستانی و البته نوجوانان بیشتر میتوان به منابع روانشناختی درونی آنان اشاره کرد. قدرت تفکر، تنظیم هیجانات و عواطف و روشهای مقابله مناسب و معنای زندگی ازجمله آن منابع روانشناختی درونیاند.»
او با درنگ در این نکته که عوامل درونی و بیرونی متعددی بر تابآوری کودک یا هر فردی تأثیرگذار است، تصریح میکند: «از عوامل درونیای که میتوان نام برد، قدرت فرد در تنظیم هیجاناتش است. درواقع، تأثیر افکار و هیجانهای کودک بر رفتارهای او یکی از مشخصههای درخور تامل در مسئله تابآوری است. حمایتهای خانوادگی و اجتماعی و محیط ایمن نیز ازجمله عوامل اثرگذار بیرونی
در تابآوری است.»
این روانشناس کودک با تمرکز بر مسئله تابآوری و جهان کودکان زیر دو سال و سنین پیشدبستانی توضیح میدهد: «تابآوری این گروه سنی در بزنگاهی چون جنگ بستگی عمیقی به محیط ایمن و نحوه برخورد و واکنش بزرگسالان دارد. هیچگونه اخبار بحرانی نباید به این گروه سنی منتقل شود. واکنش والدین باید مدیریتشده باشد. اگر اضطراب و تنشهایی در درون والدین وجود دارد، آنها هستند که باید خودشان را آرام کنند و مدیریت هیجانی داشته باشند. بنابراین، در مواجهه با کودکان خردسال نمیتوان انتظار داشت که خودش تابآوری را در وجودش افزایش دهد و این مسئله بر عهده والدین است.»
قهرمان تابآور یعنی کودک تابآور
افشاری با درنگ در جهان کودکان بالای دو سال یادآور میشود: «پس از سالهای پیشدبستانی، با توجه به سطح شناختی، توانایی در تشخیص و ابراز هیجانها، قدرت کلامی بهتر، توان استدلال و فهم بیشتر موضوعات، خودکنترلی بهتر و آموزشهای دریافتی از طریق محیط خانواده و مدرسه، راحتتر میتوان از تابآوری و انتظار پدیداری آن در کودک صحبت کرد.»
او با اشاره به این نکته که یکی از راهکارهای افزایش تابآوری در کودکان قصهگویی و قصهدرمانی است، اظهار میکند: «برای کودکان میتوان قصههایی انتخاب کرد که در آن قهرمان داستان از پس بحرانها برمیآید، شرایط دشوار را پشت سر میگذارد و در جریان یک موضوع دشوار، عاملیت خود را حفظ میکند. به بیان دیگر، شخصیت اصلی داستان بهجای قربانی نقش قهرمان را به خود میگیرد. در اینجاست که کودک میتواند با قهرمانهای توانمند و تابآور همانندسازی کند.»
این روانشناس کودک با تأکید بر اینکه قصه یک الگوسازی غیرمستقیم بهوجود میآورد، تبیین میکند: «قصه میتواند به آفرینش معنا منجر شود. کودک یاد میگیرد که در دل رویدادهای پرآشوب هم میتوان معنایی آفرید و به سرانجامی مثبت رسید. حتی در زمان قصهگویی روایتهایی به میان میآید که کودک میتواند با احساسات فروخورده و سرکوبشده خود، بهطور غیرمستقیم و بافاصله مواجه شود؛ ازاینرو، مقاومت او کمتر میشود و آن مفاهیم را بهتر میتواند بپذیرد.»
در جستوجوی قصههای پرآبوتاب
اکنون، در بازهای که کودکان ایران زیبا در یکقدمی عواقب نازیبای جنگاند، در یکقدمی پیامدهایی هستند که نسبتی با جهان نرم و نازک بچگی ندارد، باید دید بزرگسالان چقدر از ظرفیتهای گوناگون قصه برای تعالی تابآوری فرزندانشان بهره خواهند برد و حتی چقدر قصههای خاکخورده و ازیادرفته ایرانی را با نگاهی تازه و از نو کشف خواهند کرد؟



