گزارشی از برگزاری جشن تکلیف‌های خانگی با حضور تیم‌های اجراکننده

مهمانِ جشنِ «تکلیف»

از عنوان کار معلوم است که می‌خواهم چه بگویم؛ من مهمان یک جشن «عبادت» شده بودم. شاید ظاهر کار تفاوت چندانی با جشن تکلیف زمان خودم نداشت؛ همان تزیینات و مهمان‌ها که نهایتا کمی به‌روزتر شده بود؛ اما خب من هیچ‌وقت مجری جشن تکلیف نداشتم.

تاریخ انتشار: 11:50 - سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 10 دقیقه
مهمانِ جشنِ «تکلیف»

به گزارش اصفهان زیبا؛ از عنوان کار معلوم است که می‌خواهم چه بگویم؛ من مهمان یک جشن «عبادت» شده بودم. شاید ظاهر کار تفاوت چندانی با جشن تکلیف زمان خودم نداشت؛ همان تزیینات و مهمان‌ها که نهایتا کمی به‌روزتر شده بود؛ اما خب من هیچ‌وقت مجری جشن تکلیف نداشتم.

درواقع دوران ما این‌طور بود که حضور مجری و اجرای نمایش و دستگاه صوت و این‌جور چیزها منحصر به جشن‌های مدارس بود. گمانم این نبود که روزی جشن تکلیف‌های خانگی هم چنین شکل‌وشمایلی بگیرد و حتی به گفته عزیزی به «صنعت جشن تکلیف» تبدیل شود!

آن‌طور که از برخی مادران شنیدیم، در سال‌های اخیر جشن‌های تکلیف خانگی با حضور گروه‌های اجراکننده رونق گرفته است؛ به این صورت که در ابتدایی‌ترین حالت، یک مجری در مراسم حاضر می‌شود و گاه با همکاری نمایشگران دیگر یا ملزومات صوتی و تصویری، اجرایی برای حاضران که عموما کودکان هستند، دارد؛ پدیده‌ای که می‌تواند ضریب پیدا کند و به عبارتی، به «بازار کاسبی جشن‌تکلیف» با تکلف و هزینه‌های گزاف و البته بی‌معنایی همراه شود؛ هرچند نمی‌توان با الصاق یک برچسب، همگان را با یک عینک نگاه کرد و از همین جهت گزارش پیش ‌رو گفت‌وگو با گروه‌هایی است که اتفاقا تأکیدشان بر محتوا به‌جای زرق‌وبرق‌های مادی است. «اصفهان‌زیبا» به سراغ اشخاصی رفته که نیتشان از حضور در مراسم‌ جشن‌تکلیف را مبتنی‌بر رسالت فرهنگی‌شان می‌دانند و تلاش می‌کنند بنیادهای نظری دین را به زبان کودکان ارائه کنند. قضاوت و داوری درباره درستی یا نادرستی و پیامدهای مثبت و منفی چنین فعالیت‌هایی به‌عهده مخاطب است.

سه بال برای پرواز

فرزانه دوستی‌فر
عضو گروه فرهنگی «سه بال»

مسیر فعالیت حرفه‌ای من، سیری معکوس اما هدفمند داشته است. کارم را از ۱۳۸۶ به‌عنوان کارشناس فرهنگی در دانشگاه اصفهان آغاز کردم؛ اما هرچه پیش‌تر رفتم، احساس کردم برای ایجاد تغییر بنیادین در تربیت، باید به سال‌های آغازین زندگی بازگردم. پس از دانشگاه، به دبیرستان آمدم و سپس آن‌قدر عقب رفتم تا به دبستان و پیش‌دبستانی رسیدم؛ جایی که دریافتم کار تربیتی، ریشه‌دارتر و قوی‌تر انجام می‌شود. اکنون به‌عنوان راهبر تربیتی در مدرسه‌ای تحول‌گرا مشغولم و همین تجربه‌ها، چشمانم را به روی خلأهای فعالیت‌های فرهنگی کودکان باز کرد.

در جشن‌ها و مناسبت‌های مرسوم، یک آسیب جدی توجه‌ام را جلب کرد: انفعال کودکان!ما عادت کرده‌ایم در جشن‌هایی مثل روز مادر یا پدر، تالارهای آن‌چنانی بگیریم، شخصی را بیاوریم و بچه‌ها صرفا تماشاگر باشند. ما لقمه‌های آماده را در دهان کودک می‌گذاریم و ناخواسته بال پرواز را از او می‌گیریم؛ به همین خاطر تصمیم گرفتیم این روند را تغییر دهیم. در مدرسه برای جشن‌ها، محوریت را به خود بچه‌ها سپردیم؛ از ایده‌پردازی و تزیینات گرفته تا پذیرایی و مسئولیت‌های اجرایی.

این نگاه انتقادی، به‌ویژه در «جشن تکلیف» یا «جشن عبادت» پررنگ‌تر شد. دیدیم که این مراسم غالبا به یک نمایش ظاهری تبدیل شده است؛ روحانی می‌آید، سخنرانی می‌کند، بچه‌ها دست می‌زنند و تمام. تمرکز اغلب هم بر حفظ حجاب و نماز است؛ درحالی‌که فلسفه جشن تکلیف، جشن گرفتن برای یک «توانمندی» جدید است. ما این سن را جشن می‌گیریم؛ چون کودک به ظرفیت و توانمندی خاصی برای ارتباط با خداوند رسیده است؛ نه صرفا برای دیکته‌کردن بایدها و نبایدها.

برای پر کردن این خلأ و تبدیل جشن‌های نمایشی به رویدادهای تربیتی عمیق، گروه «سه بال» شکل گرفت. ما همکاران سابق بر این باوریم که ارتباط مؤثر با کودک نه از طریق تشویق و تنبیه، بلکه با معجزه سه ابزار کلیدی ممکن می‌شود:

«بازی»، «قصه» و «نمایش». تمام موقعیت‌های تربیتی را با این سه ابزار می‌چینیم؛ قصه‌ای که کودک در آن شنونده فعال است و نمایشی که خود، بازیگر آن است.
فعالیت‌های گروه «سه بال» روی سه ضلع متمرکز است: کودک، والدین و مربی. از یک سال گذشته به‌صورت متمرکز روی بازتعریف مناسبت‌های مذهبی و ملی کار کردیم. برای ما مهم است که مثلا در ایام محرم، مهدکودک صرفا جایی برای سرگرم کردن و نگهداری بچه‌ها نباشد؛ بلکه با استفاده از همان سه بال (بازی، قصه و نمایش) مفاهیم عمیق به آن‌ها منتقل شود.

شیوه کار ما «اتاق فکر» محور است و از نسخه‌های کلیشه‌ای پرهیز می‌کنیم؛ چه برای یک جشن‌تکلیف خانگی و فردی و چه برای یک مراسم مدرسه‌ای، ابتدا بافت فرهنگی آن خانواده یا مجموعه، چالش‌ها و علایق کودک را بررسی می‌کنیم؛ حتی پیش از اجرا با خود کودک گفت‌وگو می‌کنیم تا مفاهیم را نه به‌صورت دیکته‌شده، بلکه با شناخت توانمندی و چالش‌های او و البته تکیه بر «خداجویی فطری» او بیدار کنیم.

در اجراهای ما خبری از رقص نور و صداهای بلند نیست؛ تمام وسایل، ساده و دم‌دستی هستند؛ اما محتوا غنی و تعاملی است. ما قصه تکلیف و تاج بندگی را متناسب با زیست کودک بازتعریف می‌کنیم. حاصل این نگاه، برگزاری ۱۰ تا ۱۵ اجرای موفق و متفاوت در یک سال گذشته بوده که هدفشان تبدیل جشن عبادت به نقطه آغازی آگاهانه برای زیست معنوی کودک بوده است.

از هفت آسمان تا تاج بندگی

زهرا ابوطالبی
مدیر گروه فرهنگی «نورالهدی»

داستان شکل‌گیری گروه فرهنگی «نورالهدی» به ۱۳۹۴ بازمی‌گردد؛ روزهایی که من دانشجوی دانشگاه معارف در رشته علوم‌تربیتی بودم. در آن دوران، با نگاهی به فضای فرهنگی شهر اصفهان، یک خلأ بزرگ و محسوس توجه‌ام را جلب کرد. احساس کردم جای فضایی اختصاصی، شاد و درعین‌حال پرمغز برای جشن‌تکلیف دختران در فعالیت‌های فرهنگی سطح شهر به‌شدت خالی است. تقریبا الگوی مشخص و مدونی که بتواند این روز مهم را برای یک دختر ۹ساله خاطره‌انگیز کند و هم‌زمان بار تربیتی داشته باشد، وجود نداشت.

همین دغدغه باعث شد دست‌به‌کار شوم. با استادانم در دانشگاه مشورت کردم؛ طرح و برنامه‌ای ریختم و ابتدا به‌صورت آزمایشی برای دختران ۹ساله اقوام و دوستان اجرا کردم. بازخوردها مثبت بود و همین انگیزه‌ای شد تا نواقص را برطرف کنیم و کار را جدی‌تر ادامه دهیم. امروز که با شما صحبت می‌کنم، گروه ما کاملا «آتش‌به‌اختیار» است که در پاسخ به دغدغه‌های فرهنگی، بدون وابستگی سازمانی، فعالیت خود را گسترش داده است.

برنامه محوری و اولیه ما «هفت آسمان» نام داشت. در طراحی این برنامه، تمرکز ما بر این بود که کارهایی را که یک دختر ۹ساله در آستانه تکلیف باید درباره آن‌ها آگاهی داشته باشد، نه با زبان خشک و نصیحت‌گونه، بلکه در قالب بازی، مسابقه، شعر و قصه به او آموزش دهیم. یکی از نکته‌های کلیدی در این طراحی، «خاطره‌انگیزکردن حجاب» بود. ما نمی‌خواستیم حجاب صرفا یک پوشش اجباری به نظر برسد؛ بنابراین سناریو را طوری چیدیم که در فواصل مختلف برنامه و بین قسمت‌های شاد، تکه‌تکه حجاب دخترخانم کامل شود: یک بار روسری؛ بار دیگر ساق دست و درنهایت چادر.

با گذشت زمان و کسب تجربه، متوجه چالش‌های جدیدی شدیم. معمولا در جشن‌های تکلیف، علاوه‌بر کودکان، خانواده‌ها شامل مادران، مادربزرگ‌ها و گاهی معلمان مدرسه نیز حضور دارند؛ پس فضای جشن باید به‌گونه‌ای مدیریت می‌شد که هم برای بچه‌ها جذابیت داشته باشد و هم بتواند خانواده‌ها را همراه کند؛ چراکه همراهی و حس خوب مادر، مستقیما بر کیفیت حس دختر اثر می‌گذارد.

برای حل این مسئله، شوخی‌ها، خنده‌ها و هم‌خوانی‌هایی را به برنامه اضافه کردیم. سرودهایی تولید کردیم که در فضای مجازی منتشر می‌شد؛ بچه‌ها با علاقه آن‌ها را حفظ می‌کردند و در طول جشن با ما هم‌خوانی داشتند. این تعامل دوطرفه، فضای خشک مجلس را می‌شکند.

محتوای برنامه ما نیز به‌مرور پخته‌تر شد. ما روی مسائلی دست گذاشتیم که شاید در آموزش‌های رسمی مدارس کمتر به آن‌ها پرداخته می‌شود یا برای کودک گنگ است؛ برای مثال، مسئله «تقلید». خیلی از دخترها اصلا نمی‌دانستند تقلید چیست و چرا باید از ۹سالگی مرجع تقلید داشته باشند. ما سعی کردیم با بازی و گفت‌وگو این مفهوم را برایشان جا بیندازیم. درباره اصول دین، فروع دین و بایدهای دینی صحبت کردیم. مسائلی مثل نماز، حجاب و احترام به والدین را که بچه‌ها کلیاتش را می‌دانند، با نگاهی عمیق‌تر و جزئی‌تر بررسی کردیم؛

مثلا، به‌جای اینکه فقط بگوییم نماز بخوان، درباره اهمیت نماز اول وقت و انس با خدا حرف زدیم. همه این‌ها در قالب سناریوهای مختلف اجرا می‌شود. قبلا برنامه «هفت آسمان» حدود یک‌ساعت‌ونیم زمان می‌برد؛ اما الان سناریوهای متنوعی داریم که به‌طور متوسط بین یک ساعت تا یک‌ساعت‌وده‌دقیقه طول می‌کشد.

به مرور زمان، فعالیت گروه ما از جشن تکلیف فراتر رفت و مناسبت‌های مذهبی و ملی دیگر مثل جشن روز دختر، روز مادر و عید غدیر را هم پوشش دادیم؛ اما در مسیر برگزاری جشن‌های تکلیف، با آسیب فرهنگی جدی مواجه شدیم: «تجمل‌گرایی». متأسفانه مشاهده می‌کردیم که خانواده‌ها هزینه‌های هنگفتی بابت کرایه وسایل جشن، دکور، استند و بادکنک‌آرایی می‌پردازند. فضا داشت به‌سمت سفره‌های عقد و جشن‌های اشرافی می‌رفت که با روح معنوی جشن‌تکلیف منافات داشت؛ تصمیم گرفتیم این بخش را هم به خدمات گروهمان اضافه کنیم؛ اما با دو هدف مشخص: اول اینکه، خانواده‌ها بتوانند با هزینه بسیار کمتر این وسایل را تهیه کنند و دوم اینکه، طراحی دکورها را به سمت فضایی معنوی و دخترانه ببریم و از آن سبک‌های نامتعارف فاصله بگیریم.

ما می‌خواستیم «سبک‌سازی» کنیم و نشان دهیم زیبایی در سادگی و تناسب با مفهوم جشن است؛ در همین راستا، یک شبکه حمایتی غیررسمی هم شکل دادیم. با تعدادی از بانوان کارآفرین که در حوزه کسب‌وکارهای خانگی فعالیت می‌کردند و دغدغه‌مند بودند، مرتبط شدیم، بانوانی که گل‌سر، گیفت‌های جشن تکلیف، هدایای فرهنگی، کیک و دسر درست می‌کردند.بدون هیچ چشمداشت مالی، این افراد را در کانال‌های ارتباطی خودمان به خانواده‌ها معرفی کردیم تا هم از اشتغال خانگی حمایت شود و هم خانواده‌ها بتوانند ملزومات جشن را از افراد امین و با قیمت مناسب تهیه کنند؛ البته تأکید می‌کنم که این افراد مستقل از گروه ما هستند و ما فقط نقش تسهیلگر و معرفی‌کننده را داریم.

نکته بسیار مهم دیگری که در تجربه‌های این چند سال به آن رسیدم، نقش «مشارکت» در اثرگذاری تربیتی است. همیشه به خانواده‌هایی که از من مشورت می‌خواهند، پیشنهاد می‌دهم که سعی کنید بچه‌ها را در فرایند آماده‌سازی جشن دخیل کنید. اینکه شما یک دکور آماده بچینید و یک مجری دعوت کنید بیاید و برود، اثرش خیلی کمتر از این است که خودِ دخترخانم در تزیین اتاقش مشارکت کند، ستاره‌ها را بچسباند یا مثلا اگر می‌خواهد به دوستانش گیفت بدهد، خودش بنشیند و با دیدن آموزش، آن گل‌سر یا هدیه را بسازد. هرچقدر بچه‌ها در کاری نقش داشته باشند، احساس تعلق‌خاطر بیشتری به آن پیدا می‌کنند.

تغییر مهم دیگری که در اجراهایمان دادیم، پررنگ‌کردن نقش مادر بود. اوایل، خودم در حین برنامه لباس‌های حجاب دختر را تنش می‌کردم؛ روسری‌اش را می‌بستم و چادرش را سرش می‌کردم؛ اما بعد احساس کردم فضایی که بین مادر و دختر هست، از نظر بُعد احساسی خیلی قوی‌تر از فضایی است که منِ مجری می‌توانم ایجاد کنم؛ برای همین، سناریو را تغییر دادم: حالا از مادر می‌خواهم بیاید؛ با دستان خودش روسری و ساق‌دست را بپوشاند؛ چادر را سر دخترش کند و درنهایت «تاج بندگی» را روی سرش بگذارد. آن لحظه‌ای که مادر و دختر همدیگر را در آغوش می‌گیرند و اشک و لبخندشان قاطی می‌شود، اثرگذارترین بخش جشن است؛ حتی پای مادربزرگ‌ها را هم به میان کشیدیم تا با دعای خیرشان، نوه را راهی این مسیر معنوی کنند.امروز که با شما صحبت می‌کنم، گروه ما بدون هیچ‌گونه تبلیغات رسمی و حتی بدون داشتن صفحه اینستاگرام، تنها با تکیه بر کیفیت کار و رضایت مخاطبان، رشد کرده است. خانواده‌هایی که کارمان را دیدند، ما را به دیگران معرفی کردند.

اوایل سالی سه‌چهار اجرا داشتیم؛ اما الان حجم درخواست‌ها آن‌قدر زیاد شده که گاهی به هفت‌هشت اجرا در هفته می‌رسد.تیم ثابت اجرایی ما اکنون حدود هفت نفر است؛ اما افراد دیگری هم هستند که به‌صورت متغیر با ما همکاری می‌کنند. نگاه من به این کار، انحصاری نیست. اعلام کرده‌ام و باز هم می‌گویم که اگر کسی دغدغه فعالیت در این زمینه را دارد، اما نمی‌داند محتوا و اجرا را چطور پیش ببرد، حاضرم تمام تجربه‌ها، سناریوها، بازی‌ها و قصه‌هایی را که طراحی کرده‌ایم، به‌صورت رایگان در اختیارش بگذارم. هدف من این است که خانواده‌ها، چه در سطح اقتصادی پایین و چه بالا، بتوانند از این برنامه‌ها استفاده کنند و این شادی حلال و معنوی گسترش پیدا کند.

در بحث هزینه‌ها هم تلاشمان بر رعایت انصاف بوده است. در حال حاضر تا پایان امسال، هزینه اجرای برنامه جشن تکلیف در شهر اصفهان حدود یک‌میلیون تومان است. اگر خانواده‌ها بخواهند مواردی مثل گروه سرود، عکاس، فیلم‌بردار یا دکور خاصی اضافه کنند، هزینه‌ها جداگانه محاسبه می‌شود؛ اما درمجموع فکر می‌کنم با رقمی حدود سه‌میلیون تومان می‌توان یک جشن تکلیف کامل، آبرومند و خاطره‌انگیز برگزار کرد. تمام تلاش گروه نورالهدی این بوده است که نشان دهد می‌توان جشنی شاد، جذاب و عمیق برگزار کرد؛ بدون آنکه گرفتار تجملات شد یا محتوا را فدای ظاهر کرد.

پاسخ به چراهای دین با زبان کودکی

فاطمه‌زهرا ضیایی
مدیر محتوا و عضو هیئت‌مدیره مؤسسه «دختران باغ بهشت»

12 سال است که مؤسسه فرهنگی «دختران باغ بهشت» مشغول به کار بوده و در این مدت، تمام تمرکز ما بر دنیای دختران پنج تا ۱۴ سال بوده است.
ما در این سال‌ها مسیرهای متنوعی را پیمودیم؛ از برگزاری جشن‌های فصلی و قراردادی برای ارگان‌ها و مدارس گرفته تا حضور در خانه‌ها.
افتخار ما این است که برای اولین‌بار در اصفهان، ایده برگزاری «جشن‌های تکلیف خانگی» را اجرایی کردیم.

فلسفه و اساس کار ما بر یک حقیقت انکارناپذیر استوار است: کودک امروز، کودکِ شنیدنِ صرفِ «بکن و نکن» نیست.
نسل جدید به‌دنبال دلیل و منطق است. بر همین مبنا، تلاش کردیم در قالب‌های جذاب و غیرمستقیم مانند بازی، شعر، نمایش خلاق، مصاحبه و عروسک‌گردانی، به «چرایی» احکام و دستورهای خداوند بپردازیم.

ما به جای دیکته‌کردن دین، زیبایی و حکمت آن را با زبان هنر به بچه‌ها می‌چشانیم.
برای اجرای این رسالت، تیمی حرفه‌ای و کامل را گرد هم آورده‌ایم؛ از پنج مجری توانمند و چهار عروسک‌گردان (تن‌‌پوش و دستی) گرفته تا بازیگرانی که با گریم و لباس‌های خاص تیپ‌سازی می‌کنند؛ به همراه تیم طراحی دکور و عکاسی.

حتی در طراحی لباس‌ها وسواس به خرج داده‌ایم تا پوشش‌ها هم‌زمان «پوشیده» و «جذاب» باشند و تمامی تجهیزات، از دکور تا سیستم صوت، متعلق به خود مجموعه است.
در بخش هزینه‌ها نیز نگاهمان منعطف و خانواده‌محور است.

بسته‌های ما برای جشن‌های خانگی معمولا بین ۱,۵ تا ۲,۵ میلیون تومان و برای مدارس (با توجه به نیرو و تجهیزات بیشتر) تا شش میلیون تومان متغیر است؛ بااین‌حال، اولویت ما توان مالی خانواده‌هاست و بارها پیش آمده که در صورت عدم استطاعت مالی، مراسم را در قالب «نذر فرهنگی» و با کمترین هزینه برگزار کرده‌ایم تا هیچ کودکی از شیرینی این جشن محروم نماند.

«سدنا» سجده‌گاه بندگی است

محدثه صالحی‌خواه
مجری گروه «سدنا»

آغاز مسیر حرفه‌ای من به ۱۳۹۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که هم‌زمان با تحصیل در رشته علوم‌تربیتی، کار با کودکان را در قالب کلاس‌های قرآن و اردوهای فرهنگی تجربه کردم. دغدغه‌ام همواره حفظ و تقویت ارتباط با دنیای کودکان بود؛ اما با شیوع کرونا و مجازی‌شدن آموزش‌ها و همچنین تغییر شرایط زندگی شخصی و افزایش تعداد فرزندانم، ناگزیر شدم برای مدتی از فعالیت‌های بیرونی فاصله بگیرم.

این دورانِ دوری، اگرچه به معنای قطع ارتباط فیزیکی با کلاس و مدرسه بود، فرصتی شد تا فعالیت‌هایم را به‌سمت مطالعات و پژوهش‌های خانگی سوق دهم و بُعد نظری کارم را تقویت کنم. همیشه در ذهنم این ایده را می‌پروراندم که هم‌زمان با 9‌سالگی دخترم و رسیدن او به سن تکلیف، بتوانم آموخته‌ها و ایده‌هایم را به مرحله بروز و ظهور برسانم.

به لطف خدا، این مسیر با تغییر فضای فرهنگی کشور و فراهم‌شدن بستر مناسب برای فعالیت‌های سرودی و نمایشی هموارتر شد. با مشاهده استقبال روزافزون از گروه‌های سرود، ما نیز به سراغ دختران هفت تا ۱۲ سال رفتیم و گروه تواشیحی را با نام «سدنا» تشکیل دادیم؛ نامی که معنای «سجده‌کنندگان» را در خود داشته و با هدف غایی ما هم‌خوانی عمیقی دارد. در کلاس‌های «سدنا»، برنامه ما فراتر از آموزش‌های معمولِ فن‌بیان و تکنیک‌های صوتی تواشیح است؛ تمرکز اصلی را بر کارهای تاریخی پیرامون شخصیت حضرت محمد(ص) و قرآن‌کریم قرار دادیم و در بُعد اخلاقی، بر تقویت «مسئولیت‌پذیری» که لازمه سن تکلیف است، تأکید ورزیدیم. احساس کردیم با وجود اینکه قرآن اصل و اساس دین است، گاهی در آموزش‌ها مورد غفلت واقع می‌شود و تمرکز بر سایر مسائل فرعی است؛ لذا بازگشت به قرآن و پیامبر را سرلوحه کار قرار دادیم.

نقطه عطف ورود ما به عرصه اجرا، دعوت یکی از بچه‌های کلاس به جشن تکلیفش بود. از آنجا که پیشینه نظری و محتوایی کار را در دوران مطالعات خانگی آماده کرده بودیم، از حدود شش ماه پیش رسما وارد برگزاری جشن‌های تکلیف خانگی شدیم. محتوای حضور ما در این جشن‌ها، چکیده و عصاره همان مفاهیمی است که در کلاس‌ها تدریس می‌کنیم؛ برای مثال، تفسیر سوره یاسین را که به‌مثابه سفر به بهشت و آشنایی با صراط مستقیم است، با استفاده از ویژگی‌های صوتی و بصری برای بچه‌ها «عینی‌سازی» می‌کنیم تا همراهی و درک بهتری داشته باشند.

روند ما در جشن‌ها، ادامه همان رابطه «مربی و متربی» است که در کلاس داریم. ما با «طرح درس» مشخص به جشن می‌رویم و نقش ما صرفا یک مجری برای خنداندن و سرگرمی نیست؛ بلکه هدف، انتقال مفاهیم دینی به زبانی جذاب و کودکانه است. این برنامه بسته به مخاطب، از اجرای خانگی تا مدرسه‌ای انعطاف‌پذیر است.

در خصوص آسیب‌شناسی این مراسم، ما بر اساس نگاه رهبر انقلاب باور داریم که جشن عبادت، یکی از واقعی‌ترین و مهم‌ترین جشن‌های بشر در طول زندگی است. به‌خاطر همین اهمیت نباید این مراسم شبیه جشن تولد یا مجالس عروسی برگزار شود.

باید جلوی اسراف‌ها و کارهایی که با روح معنوی این جشن منافات دارد، گرفته شود. لازم است جایگزین‌های اسلامی و جذاب وارد میدان شوند؛ البته شرط تأثیرگذاری این است که خودِ متولیان و برگزارکنندگان در مسیر بندگی باشند تا بتوانند فارغ از جذابیت‌های بصری، بر جان مخاطب اثر بگذارند.

هدف ما این نیست که بر زرق‌وبرق کار بیفزاییم و خانواده‌ها را متحمل هزینه‌های سنگین کنیم یا خدای‌نکرده باعث ایجاد حسرت در دل کودکان شویم؛ از سویی باید کیفیت کار به گونه‌ای باشد که توان رقابت با تولیدات رسانه‌ای روز را داشته باشد؛ حتی گاهی به خانواده‌هایی که سبک زندگی‌شان ناگزیر به‌سمت تجملات می‌رود، پیشنهاد می‌دهیم اگر نمی‌توانند جشن را ساده برگزار کنند، تغییر رویه دهند و هزینه آن را صرف کارهایی مثل مسافرت، اطعام یا تفریحاتی کنند که موردپسندِ تازه‌مکلف است.ما در این مدت کوتاه توفیق داشتیم نزدیک به شش اجرا داشته باشیم که هزینه‌های آن بسته به نوع اجرا، تقریبی بین دو تا سه میلیون تومان بوده است.