به گزارش اصفهان زیبا؛ حادثههای تلخ جنگ رمضان، یکی یکی جلوی چشمانش میآید و میرود، از «هفتون» تا «خانهاصفهان» و «شیخ صدوق جنوبی»، از «شهرک صنعتی جی» تا «اُپتیک»، از «پایگاه هشتم شکاری» تا «توپخانه 44» و …!
«عماد صالحی»؛ که رئیس اداره عملیات معاونت امداد و نجات استان اصفهان است، میگوید: «سر هرعملیاتی که میرفتیم، آنچه که میدیدیم، تلخ بود و دردناک!» فرقی نداشته اصابت در دل شهر باشد یا در یک سایت نظامی، یا حتی جایی مثل شهرک صنعتی، آنها در هرصورت باید عملیات امداد و نجات را در سریعترین زمان ممکن انجام میدادند با وجود اینکه «گاهی حتی هواپیماهای دشمن هنوز در منطقه حضور داشتند…» و یک دقیقه دیر یا زود رفتنشان، میتوانست جان نیروهای امداد و نجات را هم به خطر بیندازد.
اصابت در هفتون یا همان خیابان معراج دردناکترین اصابت در اصفهان به لحاظ آواربرداری بعد از اصابت است که عماد صالحی از آن میگوید و عنوان میکند: هم تعداد تلفات خیلی زیاد بود، هم آواربرداری نزدیک به 48 ساعت زمان برد. او البته از یک لحظه خوب و امیدبخش در آواربرداری منطقه هفتون هم میگوید.
لحظهای که خانمی بعد از نزدیک به هشت ساعت از زیرآوار زنده بیرون آمد و البته این درحالیست که متاسفانه شوهر و پسر این خانم به شهادت رسیده و پیکرشان زودتر پیدا شده بود. صالحی میگوید: این خانم را سگهای تجسس یا همان زندهیاب هلالاحمر پیدا کردند و سپس با همکاری آتشنشانی، مردم، بسیج و هلالاحمر زنده از زیرآوار بیرون آمد. او عنوان میکند: افزایش تجمع و تراکم منازل در منطقه هفتون و تخریب همزمان 5 خانه مسکونی به صورت همزمان، حجم آوار این منطقه را به شدت بالا برده بود. از طرف دیگر اینکه ما به طور دقیق آماری از تعداد افراد زیرآوار مانده نداشتیم، کار در آن منطقه هم سخت شده بود.
رئیس اداره عملیات معاونت امداد و نجات استان اصفهان البته معتقد است هر کدام از عملیاتها و محلهای اصابتی که در زمان جنگ رمضان در آن حاضر شدهاند، سختی خودش را داشته است. به طور مثال در یکی از سایتهای نظامی هرچند عملیات آواربرداری نداشتهاند اما عملیات امداد و نجات و انتقال مصدومان و شهدای آن منطقه بسیار سنگین و زمانبر بوده به طوری که سنگینترین عملیات امدادی هلال احمر در جنگ رمضان در آن سایت بوده است.
حتی هواپیماهای دشمن در حین عملیات امداد و نجات به صورت مداوم بالای سربچهها در رفت و آمد بود که همین موضوع کار امدادرسانی را بسیار هولناک وترسناک کرده بود. صالحی اصابت تلخ دیگر را اصابت بمب در خانه اصفهان عنوان میکند؛ اصابتی که همزمان با هفتون و نیمه شب ششم فرودین 1405 در این منطقه رخ داد و باعث به شهادت رسیدن چهار کودک معصوم در کنار هم شد.« صحنه بسیار تلخی بود وقتی با پیکر چهار کودکی که در آغوش همدیگر خوابیده بودند، و یکی از آنها هم عروسکش را به بغل گرفته بود، مواجه شدم.»
او حالا از حضور نیروهای امداد و نجات هلال احمر در حادثه تلخ و البته دردناک شهرک صنعتی جی میگوید وقتی جان بسیاری از کارگران بیگناه در یک لحظه پودر شد و رفت توی هوا…. «عملیات امداد و نجات و حضور نیروهای ما در شهرک صنعتی جی از حدود ساعت 3 بعدازظهر شروع شد و تا ساعت حدود 7 بعدازظهر طول کشید. ما در آن منطقه تخریب نداشتیم. عملیات ما بیشتر عملیات انتقال اجساد و مصدومان بود.» صالحی حالا از یک معجزه هم میگوید، معجزهای که اگر نبود، شاید جان بسیاری از نیروهای هلال احمر هم دود شده بود و رفته بود توی هوا…. «به محض اینکه در شهرک صنعتی جی عملیات ما تمام شد، دوباره هواپیماها برگشتند و دوباره بمبها بر سرشهرک خراب شدند.»
و پایان عملیاتهای تیم امداد و نجات هلالاحمر اصفهان میشود 104 عملیات امداد و نجات با حدود 300 تیم عملیاتی در جنگ رمضان. صالحی میگوید: در این جنگ نزدیک به 900 نفر نجاتگر داوطلب و کادر ما درگیر این عملیاتها بودند که حدود800 نفر آنها آقا و کمتر از 100 نفر خانم بودند.
تعداد شهدای هلالاحمر در جنگ 12 روزه 5 شهید است که دو نفر از این شهدا به نامهای شهید «علیاکبر میرمحمدی» از شهرضا (پایگاه مهیار) و «مجتبی ملکی» از نطنز از استان اصفهان بودهاند. صالحی میگوید: شهید ملکی از نجاتگران هلال احمر اصفهان بود که در یک عملیات در استان تهران و در روزی که صداوسیما مورد اصابت قرار گرفت به شهادت میرسد. همچنین سیدعلیاکیر میرمحمدی از نجاتگرهای هلالاحمر اصفهان در شهرضا بود که هنگام شرکت در یک عملیات به همراه بسیج به شهادت میرسد. سمیه ابواسحاقی از خوانسار، ابوالفضل دهنوی از مبارکه و حمیدرضا جهانبخش از تیران و کرون نیز از دیگر اعضای باسابقه هلالاحمر اصفهان هستند که هرسه در جنگ رمضان به شهادت میرسند و عماد صالحی تاکید میکند که این سه نفر نیز از نجاتگران باسابقه و حرفهای ما در تیم امداد و نجات بودند.



