واکاوی نحوه مواجهه جوادالائمه با جریان‌های فکری و سیاسی متفاوت در جامعه اسلامی و جلوگیری از تفرقه مسلمین

سیره امام‌جواد(ع) و مسئله مهم هم‌گرایی

ظهور و حضور اندیشه‌های متنوع و متعدد فکری و فرهنگی در جهان اسلام پس از رحلت رسول‌الله(ص) تا به امروز، چالش مسئله هم‌گرایی امت اسلام را رقم زده است.

تاریخ انتشار: 11:51 - یکشنبه 27 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
سیره امام‌جواد(ع) و مسئله مهم هم‌گرایی

به گزارش اصفهان زیبا؛ ظهور و حضور اندیشه‌های متنوع و متعدد فکری و فرهنگی در جهان اسلام پس از رحلت رسول‌الله(ص) تا به امروز، چالش مسئله هم‌گرایی امت اسلام را رقم زده است.

دوره امامت امام‌جواد(ع) (۲۰۳-۲۲۰ق) نیز فصل رونق فرقه‌گرایی، جریان‌سازی فکری، قیام‌ها، شورش‌های داخلی و تعرض‌های خارجی علیه خلافت اسلامی بود. فعالیت این گروه‌ها در شبهه‌افکنی، جامعه اسلامی را در معرض تهدیدهای فراوان قرار داده بود.

یکی از این چالش‌ها، تفرقه امت واحده بود. مواجهه امام‌جواد(ع) با عوامل تفرقه‌انگیز نقش بسزایی در تقویت و ایجاد هم‌گرایی داشت.

بر این اساس و با توجه به اهمیت وحدت و هم‌گرایی در جامعه امروز ایران، «اصفهان‌زیبا» مصاحبه‌ای را با خانم دکتر زهرا سلیمانی‌شیخ‌آبادی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان، ترتیب‌ داده است تا مؤلفه‌های راهبردی هم‌گرایی از منظر امام‌جواد(ع) بیشتر واکاوی شده و الگویی جامع برای افزایش وحدت و یکپارچگی در جامعه مسلمین ارائه شود.

شرایط دوران حیات امام‌جواد(ع) چگونه بود که وحدت امت اسلامی در معرض تهدید قرار گرفت؟

شرایط سیاسی جامعه اسلامی پس از آشکارشدن ماهیت بنی‌عباس، تغییر کرد و مبانی خلافت عباسی در هماوردی با مکتب امامت رنگ باخت؛ لذا خلفای عباسی مجبور شدند برخلاف ادعاهای قبلی، مانند امویان دو اصل راهبردی را در تقابل با مکتب ائمه(ع) پیش گیرند: اول، ایجاد شبهه در مکتب ائمه(ع) و دوم، ایجاد فرقه‌های انحرافی در راستای مشغول‌داشتن این فرق با یکدیگر و ایجاد تفرقه میان شیعیان.

در چنین فضایی، امام خود را موظف به مبارزه با این ریشه‌ها می‌دانست و باید مکتب امامت و هم‌گرایی امت را حفظ می‌کرد. هرچند ایشان در سنین کودکی به امامت رسید و قبول امامت ایشان در سن کم برای عموم مردم مشکل‌ساز بود، با توجه به مرجعیت کنشگران در جامعه و تأثیر آنان بر مواضع توده‌ها، امام در مواجهه با تردید خواص به رفع شبهه‌ها و تبیین مسئله امامت پرداخت. آن حضرت علاوه‌بر دفع شبهه‌ها و تنویر افکار پيرامون تعالیم اسلامی درزمینه توحید، رسالت، امامت و قرآن، درصدد ایجاد هم‌گرایی بود و بدون هرگونه توهین، تحقیر و ایجاد حساسیت مذهبی، به تبیین و تصحیح برخی باورهای اهل‌سنت نیز می‌پرداخت.

ماهیت و حدود هم‌گرایی از منظر حاکمیت اسلامی را تبیین کنید.

در تعاریف جامعه‌شناسی، هم‌گرایی، فرایندی است که سبب می‌شود گروهی از مردم در قلمروی جغرافیایی معین، از روی رغبت و نه زور و فشار به احساس مشترکی درزمینه حقوق و رفتار متقابل دست یابند و این امر به‌صورت تدریجی حاصل می‌شود. جامعه‌شناسان برای تبیین هم‌گرایی، مفاهیم نسبتا متنوع، اما قرین به مفهوم هم‌گرایی را در متون علمی به‌کار می‌گیرند، مفاهیمی همچون ائتلاف، به معنای تراکم اجتماعی‌عاطفی یک گروه یا حد عالی همبستگی عاطفی و گاه مفاهیمی رقیق‌تر همچون همنواگرایی به معنی تسلیم‌شدن به عقاید، مقررات، هنجارها و الگوهایی که معرف اخلاق اجتماعی یا نظام ارزش‌های یک گروه است. سطح مشارکت اعضا در امور مرتبط با گروه، با درجه همبستگی عاطفی یا درجه پیوستگی اعضا به گروه، تناسب مستقیم دارد و کنش‌های متقابل و وابستگی‌های متقابل را در گروه افزایش می‌دهد.

هم‌گرایی مذهبی در اسلام نیز ناظر بر رفتار متعهدانه متقابل مذاهب اسلامی به‌منظور صیانت از اصول مشترک اسلامی است. در این رابطه، مؤلفه‌ها و سیاست راهبردی برای مصونیت هم‌گرایی شامل اصل احترام مذاهب به یکدیگر برای پوشاندن خلأهای موجود، برائت از تندروها، نهادینه‌کردن ایده تأکید بر مشترکات و مباحثه بر مفترقات، مهار تنش‌ها و پرهیز از دشنام پیروان مذاهب در خصوص یکدیگر باید موردنظر باشد؛ لذا ادبیات حاکم بر جامعۀ هم‌گرا مبتنی‌بر کرامت انسان‌ها و نفی تحقیر و توهین است. اخلاق در جامعه هم‌گرای اسلامی، طرد افراد بی‌اخلاق را به‌همراه ندارد؛ بلکه باید جامعه را در مسیر آموزش هم‌گرایی قرار دهد و با این ادبیات نوعی انعطاف در آحاد ملت برای همزیستی مسالمت‌آمیز ایجاد کند.

با توجه به پژوهش‌هایی که انجام داده‌اید، مؤلفه‌های هم‌گرایی از منظر امام‌جواد(ع) در بزنگا‌ه‌های دوگانگی را شرح دهید.

امام‌جواد(ع) با توجه به جریان‌های سیاسی آن روز و نیز ظهور مکاتب فکری متعدد، تمام تلاش خود را برای هم‌گرایی و تقویت بنیان‌های امت ‌واحده به کار گرفت. از واکاوی نوع مواجهه ایشان با پدیده هم‌گرایی، می‌توان مؤلفه‌های منتهی به افزایش وحدت از منظر ایشان را چنین برشمرد:

تصحیح باورهای کلامی توأم با احترام

از مسائل مهم در ایجاد و حفظ هم‌گرایی، رفتار سنجیده توأم با احترام است. چنانچه قرآن می‌فرماید: «مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن» (نحل/۱۲۵). از خصوصیات جدال احسن این است که از کلام زشت و بی‌ادبی اجتناب کرده و به مقدسات طرف مقابل توهین نکرده و او را به دشمنی و لجبازی وادار نکند. از موضوع‌هایی که اسباب بهانه‌جویی‌ برای واگرایی در زمان ائمه(ع) بود، نوع مواجهه با خلفای اوليه بود.

ائمه(ع) با رعایت ملاحظه‌های مذهبی، به اصحاب خود درباره خلفا سفارش به سنجیده‌گویی می‌کردند و بر احترام به اصحاب رسول‌الله(ص) تأکید داشتند؛ مثلا در مباحثه‌ امام‌جواد(ع) با یحیی‌بن‌اکثم (م۲۴۲ق) پیرامون احادیث چالشی اهل‌سنت درباره فضایل شیخین (ابوبکر و عمر)، امام ضمن رعایت احترام با استدلال‌های عقلی و عرضه روایات به قرآن و سنت، برخی روایات واردشده درباره آنان را رد کرد. نقل است که از ایشان درباره «روایت فضل خلیفه اول» پرسش شد، روایتی که بر اساس آن، خداوند رضایت خود را از ابوبکر اعلام کرد و رضایت او را از خدا جویا شد.

امام در ابتدای پاسخ‌گویی، ضمن احترام با جمله «من منکر فضل آنان نیستم»، با استناد به حدیث نبوی مبنی‌بر عرضه روایات به قرآن و سنت برای تشخیص صحت و سقم آن، به آیه ۱۶ سوره «ق» اشاره کرد و علم به خشنودی و ناخشنودی ابوبکر را برای خداوند امری محرز دانست و عقلا این روایت را محال معرفی کرد. حضرت ضمن درنظرگرفتن حساسیت جامعه و احترام شیخین، فضایل ساختگی را برنتافته و با تدبیری صحیح مستند به اصول و باورهای طرف مقابل آن را رد کرد و ازطرفی، با ارائه رأی صواب خود، راه را بر هرگونه اختلاف بست و زمینه هم‌گرایی را فراهم ساخت.

عدم تنش در مناسبات سیاسی

امام‌جواد(ع) همیشه با استدلال‌ها و پاسخ‌هایی که در مجالس خلفا در گفت‌وگو با علمای دایه‌دار ارائه می‌داد، برتری و حقانیت خود را برای رهبری سیاسی اسلام ثابت می‌کرد؛ اما در مواجهه با رخدادهایی که ضد حکومت عباسیان اتفاق می‌افتاد، همراهی نمی‌کرد.

وقایعی همچون شورش بابک و مازیار، شورش خوارج در سیستان به رهبری حمزه آذرک، تشکیل دول مستقل اسلامی در آفریقا، قیام‌های غیرعلوی مانند قیام ضدایرانی نصربن‌شبث، قیام صاحب الزنج در بصره، ناآرامی‌های سیاسی در مصر به‌علت سیاست‌های خشونت‌بار استانداران عباسی، فعالیت‌های جریان شعوبیه و ‌فشارهای بیرونی از حکومت روم، باعث نشد تا امام رفتاری واگرایانه از خود نشان دهد.

عدم تأیید و بهره‌برداری سیاسی از شورش‌ها، قیام‌ها و جریان‌های ملی‌گرا حتی اگر در پی تضعیف خلافت عباسی و حکومت مرکزی بود، ازآنجاکه یا خلاف مبانی اسلام یا مبتنی‌بر نژاد‌پرستی بود و رهاوردی جز واگرایی نداشت، موردتأیید ایشان قرارنگرفت. درست است که خلافت، غصب شده بود؛ ولی در نظر امام مهم‌تر از خلافت، حفظ امنیت و هم‌گرایی امت اسلام بود؛ حتی اگر این امر با ماندن خلافت غاصب تحقق می‌یافت.

اجبار امام به ازدواج با ام‌الفضل، فراخواندن ایشان به بغداد برای افزایش کنترل و برپایی جلسه‌های مناظره، نمونه‌هایی از تلاش خلفا برای به‌چالش‌کشیدن جایگاه امام در جامعه بود؛ اما حضرت هیچ‌گاه برخورد تند و اقدام سیاسی یا اعتراضی نشان نداد؛ بلکه همراهی با حاکمیت به‌منظور حفظ هم‌گرایی مسلمانان و امت اسلامی را به نمایش گذاشت.

در روایتی ذکر شده است که امام‌جواد(ع) برای استقبال از مأمون، به‌سوی شام روانه شد. عمل استقبال بر روابط دوستانه و نزدیک دلالت دارد؛ لذا حتی اگر این دوستی صرفا جنبه ظاهری داشته، نشان از تلاش امام در تنش‌زدایی با حاکمیت بوده است.

حُسن خُلق

کنش امام‌جواد(ع) در تمامی جلسه‌های مناظره، پرهیز از درشت‌گویی‌ و تخریب بود. در مناظره امام‌جواد(ع) با ا‌بن‌اکثم، وقتی مأمون طرح پرسش از سوی امام برای ابن‌اکثم را درخواست می‌کند، امام رو به یحیی می‌فرماید: «آیا بپرسم؟» این رفتار امام به‌علت رعایت حال او بعد از شکست در مناظره قبلی است. ادب و وقار امام سبب شده بود ایشان در برابر همگان، حتی مخالفان و رقبا، به نرمی برخورد کند.

هم‌گرایی نیازمند نرمی و خوش‌گفتاری برای چیره‌شدن بر ادبیات رقیبان است. آن حضرت بعد از طرح سؤال فقهی خود و ناتوانی ابن‌اکثم از پاسخ‌گویی، بدون تحقیر و کوچک‌ترین اشاره‌ای به ضعف او، ابعاد مسئله را برایش شرح داد.

خوش‌رویی و منش آرام امام در مقابل مخالفان، غیر از آنکه روشی برای مدیریت هم‌گرایی در جامعه بوده، نوعی وظیفه الهی از روی لطف و شفقت است تا مردم برای رسیدن به کمال‌ هدایت شوند. مسلما بازتاب حُسن خلق امام در جامعه، سبب جذب افراد، رویش بیشتر و ریزش کمتر بوده است.

از صفات مهم در هر هدایتگر هم‌گرایی، نرمش و انعطاف در برابر كسانى است كه تخلفى از آن‌ها سرزده و بديهى است شخصى كه در این مقام قرارگرفته اگر تندخو، غيرقابل‌انعطاف و فاقد روح گذشت باشد، مردم از گرد او متفرق مى‏شوند و از وظيفه هدایت بازمى‏ماند. تأثیر رفتار منعطف امام‌جواد(ع) سبب شد تا در جریان گفت‌وگو تعابیر ابن‌اکثم درباره امام، به‌مرور محترمانه‌تر شود و او از غرور و اطمینان اولیه در خصوص برتری خود، دست بردارد.

تمسک به قرآن و سنت

تأکید امام‌جواد(ع) بر قرآن و بهره‌گیری از آن به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های راهبردی، بهترین استفاده از ظرفیت اجتماعی در توجه‌دادن به دورنمای امت واحده بوده است. توجه به محوریت قرآن در سیره امام‌جواد(ع) به حدی است که لقب «ترجمان قرآن» به ایشان داده شد؛ به‌عنوان نمونه، امام‌جواد(ع) در پاسخ به پرسش فردی که از ایشان درباره معنی کلمه «واحد» پرسید، فرمود: «کسی که اجتماع زبان‌ها بر او به یگانگی است؛ چنانکه خدا می‌فرماید: “و اگر از آنان (مشرکان) بپرسى چه كسى آنان را خلق كرده، مسلماً خواهند گفت‏ خدا” (زخرف/ ۸۷).» با توجه به وجود اختلاف‌های کلامی در زمان حضرت به‌ویژه حول محور توحید، ایشان در این روایت با استناد به قرآن سخن خود را موردتأیید عموم مسلمانان قرار داد.

قرآن به‌عنوان محتوای اصیل اسلام و یکی از مؤلفه‌های راهبردی امام در هم‌گرایی، حرکت آن حضرت را تسهیل می‌کرد. نمونه دیگر آنکه وقتی امامت امام‌جواد(ع) به‌دلیل سن کم ایشان از سوی شیعیان به چالش کشیده شد، این شبهه را با استناد به قرآن و نبوت انبیای گذشته در کودکی، ‌ پاسخ داد (یوسف/ ۲۲؛ مریم/ ۱۲) و استبعاد و انکار منتقدان درباره امامت خود را بی‌مورد اعلام کرد و با این استدلال خود را مصداق دریافت علم و حکمت در کودکی معرفی کرده و به این چالش در مسیر هم‌گرایی شيعيان پاسخی متقن داد.

استناد امام به قرآن از سویی و تأیید محتوای نطق خود با مُهر سنت رسول‌الله(ص) از سوی دیگر، تأثیر کلام حضرت را دوچندان می‌کرد؛ مثلا ایشان درباره روایتی که ابن‌اکثم آن را منسوب به رسول‌الله(ص) برشمرد و مبنی بر این بود که «اگر من به پیامبری مبعوث نمی‌شدم، عمر مبعوث می‌شد»، با استناد به آیه ۷ سوره احزاب، که هیچ‌کدام از پیامبران حتی لحظه‌ای به خداوند شرک نورزیدند، بیان داشتند: پس چگونه ممکن است خداوند برخلاف پیمان خود کسی که بیشتر عمرش مشرک بوده (قبل از ظهور اسلام)، به پیامبری برگزیند؟ مگر نشنیدید که رسول‌خدا(ص) فرمود: من به پیامبری برگزیده شدم، درحالی‌که آدم ‌هنوز آفریده نشده بود.

نهمین امام شیعیان این‌چنین ساختگی‌بودن روایت بیان‌شده توسط ابن‌اکثم را نمایان کرد. استناد حضرت به اصول و اعتقادهای مشترک بین مذاهب اسلامی، بدون ایجاد اختلاف، منجر به نزدیکی مسلمانان به یکدیگر و به تعبیری، هم‌گرایی بیشتر می‌شد.

برائت از افراط‌‌‌گرایی اسلامی

یکى از آفاتى که گریبان‌گیر همه مذاهب و مکاتب، اعمّ از الهى و غیرالهى، در طول تاریخ بوده، پدیده غلو و افراط‌گرایى است. این آفت در طول تاریخ اسلام نیز همواره منجر به خلط واقعیت و حقیقت، بدگمانی و تکفیر مسلمین در خصوص یکدیگر و درنتیجه واگرایی امت شده است.

قرآن مسئله غلو در دین را مطرح کرده و با خطاب «اى اهل كتاب! در دين خود غلو نكنيد» (نساء/ ۱۷۱)، از یهودیان و مسیحیان مى‌خواهد دست از غلو بردارند و عُزیر(ع) و عیسى(ع) را از حد، بالاتر نبرند. رسول‌خدا(ص) غلو را عامل اصلی در نابودی امت‌ها و ادیان پیشین معرفی کرد و مسلمانان را از آن برحذر داشت. ادعای اصلی غلات مبنی‌بر الوهیت رسول‌خدا(ص) و ائمه(ع)، با آموزه‌های اسلام در تضاد واضح و آشکار است.

داعیان این تفکر در پوشش دوستی اهل‌بیت، باورهای خود را ترویج می‌کردند؛ لذا مبارزه با عقاید غلات و روشنگری در جامعه اسلامی، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ائمه(ع) تبدیل شد. روش مواجهه امام‌جواد(ع) با غُلات در دو محور کلی قابل مشاهده است: روشنگری و برخورد قاطعانه. امام در مرحله اول مواجهه با غلات از روش تعامل، مباحثه و مناظره بهره برد.

شناساندن اصحاب حقیقی امام‌جواد(ع) یکی از مسیرهایی بود که تکلیف مردم را در این خصوص روشن می‌کرد؛ علاوه‌براین، روشنگری‌های امام در معرفی غلات به جامعه و یادآوری مرام و مسلک صاحبان این جریان در دوره‌های قبل، باعث تصحیح تفکرات جامعه اسلامی و خصوصا تصور نادرست اهل‌سنت که با تبلیغات مسموم غالیان، موضع‌گیری‌ منفی علیه شیعه و امام شیعیان پیدا کرده بودند، می‌شد و نهایتا هم‌گرایی در جامعه را بهبود می‌بخشید. از دیگر روش‌های روشنگری امام‌جواد(ع)، تبيين جایگاه رسول‌الله(ص) و ائمه(ع) بود. روشنگری درباره حدوحدود مقام پیامبر و امام، بسیاری از تصورات غلط در خصوص ائمه(ع) را تصحیح و زمینه نزدیکی باورها و هم‌گرایی درباره جایگاه ائمه را فراهم می‌کرد.

جوادالائمه(ع) در مرحله دوم مواجهه با غالیان، قاطعانه عمل کرد. لعن غلات ازجمله این روش‌ها بود. دستاویزقراردادن الوهیت ائمه و سوءاستفاده از نام و موقعیت آن‌ها، سبب ‌شد برخی از غلات به‌منظور دستیابی به مال و منال، خود را پیامبر و منصوب از طرف ائمه(ع) معرفی کنند.

غلات با این بهانه، اموال مردم را به تاراج می‌بردند و آنان را گمراه می‌کردند؛ لذا لعن علنی غلات، به‌منظور منزوی‌کردن ایشان در جامعه صورت می‌گرفت. از دیگر برخوردهای قاطعانه با غلات، دستور قتل آنان بود. حساسیت موضوع غلات و جدیت امام‌جواد(ع) در مواجهه با این گروه به جایی رسید که دستور کشتن ایشان صادر شد.

در روایتی، امام با اعلام بیزاری از غلات، خون آنان را حلال دانست و فرمود: «دو تن از غلات به نام‌های ابوالسمهری و ابن‌ابی‌الزرقا به هر طریقی باید کشته شوند.» غالیان، علاوه‌بر جعل روایت، انتساب باورهای دروغین به امام و مخدوش‌کردن چهره شیعه، مسبب انحراف و اختلافی در امت می‌شدند که تنها با ازبین‌رفتن ایشان، آن انحراف و اختلاف از بین می‌رفت. آگاهی از ویژگی‌های خُلقی افراط‌گرایان و شناخت شرایط اجتماعی و فرهنگی امت عامل قاطعیت در این رفتار فرهنگی اجتماعی برای دفع آفت‌های هم‌گرایی بود.