سرگذشت خوش‌نویسی اصفهان؛ از سپیده‌دم اسلام تا سده نهم هجری‌قمری در گفت‌وگو با استاد مهدی عطریان

سیمای پُرحرف‌وحدیث خوش‌نویسی در قاب اصفهان

تصور شهرموزه اصفهان که مسجدها و کاخ‌ها و مناره‌ها و خانه‌های خوش‌قدوقامتش، به درازنای تاریخ، نگاه‌ رهگذران را به‌سوی نور و آسمان هدایت می‌کند، بدون یاد و خاطره آثار خوش‌نویسی و خطاطان بی‌همتایش تصویری ناتمام است.

تاریخ انتشار: 11:21 - شنبه 2 خرداد 1405
مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه
سیمای پُرحرف‌وحدیث خوش‌نویسی در قاب اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ تصور شهرموزه اصفهان که مسجدها و کاخ‌ها و مناره‌ها و خانه‌های خوش‌قدوقامتش، به درازنای تاریخ، نگاه‌ رهگذران را به‌سوی نور و آسمان هدایت می‌کند، بدون یاد و خاطره آثار خوش‌نویسی و خطاطان بی‌همتایش تصویری ناتمام است. هر قابی که از گذشته نصف‌جهان در برابر دو دیده آوریم، ردی از ارقام یا الفبای فارسی و عربی در آن چشم‌نوازی می‌کند؛ نشانی که به راه‌ورسم خویش بناهای پُرشکوه را بیش‌ازپیش زینت می‌بخشد یا گوشه‌هایی از میراث دینی و ادبی و علمی سرزمینمان را هنرمندانه به حافظه می‌سپارد.

خوش‌نویسی اصفهان نه‌فقط در عصر زرین صفویه که در دوره‌های قبل از آن نیز شمایلی ستودنی و پُرحرف‌وحدیث دارد و حتی برگ‌های وزینی از تاریخ خوش‌نویسی ایران و جهان اسلام را شکل می‌دهد. «اصفهان‌زیبا» به‌منظور درنگ در مهم‌ترین تحولات و جایگاه و نقش خوش‌نویسی اصفهان از نخستین قرون اسلامی تا سده‌ نهم هجری‌قمری، یعنی قبل از عهد صفویه، با مهدی عطریان، از خطاطان پیشکسوت شهرمان، به گفت‌وگو نشسته است که در ادامه پیشکش می‌شود.

در سپیده‌دمان اسلام،‌ قدیمی‌ترین خطی که ایرانیان ازجمله مردم اصفهان بدان کتابت می‌کنند، کدام‌یک از خطوط است؟

در ابتدای ظهور اسلام، بین مردم ایران و ازجمله اصفهانی‌ها، خط پهلوی یا فارسی میانه رواج دارد. کتاب‌های علمی و سیاسی دوره‌های اشکانی و ساسانی هم به همین خط نوشته می‌شود. حتی تا قرن چهارم هجری‌قمری نیز نشانه‌هایی از کاربرد خط پهلوی در قلمرو ایران وجود دارد. خط اوستایی هم میان روحانیون زرتشتی و به‌منظور نگارش کتاب «اوستا» رایج است.

پس از آنکه مردم ایران و دیاری چون اصفهان به دین اسلام روی می‌آورند، به‌تدریج خط کوفی در سرزمینمان مورداقبال قرار می‌گیرد. به‌ویژه آنکه در طلیعه اسلام، کاتبان قرآن، این کتاب مقدس و همچنین احادیث نبوی را به کوفی تحریر می‌کنند. قرآن‌های منسوب به ائمه‌اطهار(ع) نیز که در برخی از موزه‌ها ازجمله آستان «قدس رضوی» نگهداری می‌شود، به همین خط است. خط کوفی کامل‌تر از پهلوی است و برخی نقایص آن خط ایرانی را ندارد؛ ازاین‌رو، در جامعه ما جایگاهی پیدا می‌کند.

پس از رواج خط کوفی، جهان خوش‌نویسی در بین مردم اصفهان و دیگر ایرانیان با چه تحولی روبه‌رو می‌شود؟

بعد از کوفی، خط به‌تدریج و طی قرن‌های دوم و سوم هجری‌قمری با تحولاتی روبه‌رو و به پیدایش اقلام سته منتهی می‌شود. این خطوط شش‌گانه عبارت‌اند از محقق و ریحان و ثلث و نسخ و رقاع و توقیع که مبدعشان «حسن‌بن علی‌بن مُقْله بیضاوی شیرازی» است. او یکی از ایرانیان هنرمند و از منصوبان دربار خلفای عباسی در بغداد به‌شمار می‌آید. بر این اساس، ابن‌مُقْله را صاحب مکتب خوش‌نویسی می‌نامند. این خطوط، به‌مرور میان مردم رواج می‌یابند.

تداول خط نستعلیق که به عروس خطوط اسلامی نامور است، به چه ادواری بازمی‌گردد؟

با تأکید بر این نکته که برای چنین مسائلی، فقط می‌توان زمان تقریبی ارائه داد، باید گفت که بعد از تدوین و انسجام خطوط سته، ایرانیان اندک‌اندک‌ با خطی چون تعلیق آشنا می‌شوند. جالب‌توجه اینکه مبدع این خط یا کسی که آن را قانونمند می‌کند، نسبت اصفهانی دارد. این فرد کسی جز «خواجه تاج سلمانی اصفهانی» نیست که در قرن نهم هجری‌قمری تعلیق را در نتیجه ترکیب دو خط توقیع و رقاع ایجاد می‌کند. مراسلات دولتی یا دیوانی نیز به تعلیق نوشته می‌شود و نام دیگرش تَرَسُل است. خط تعلیق پُر از پیچش و نرمش است؛ چنان‌که قاآنی، شاعر دوره قاجار، می‌گوید «ای زلف تو پیچیده‌تر از خط تَرَسُل، بر دامن زلف تو مرا دست توسل».

خط نستعلیق که به عروس خطوط اسلامی و ظریف‌ترین و دقیق‌ترین هنر ایرانی مشهور است، بنا به‌قول استاد گرانقدرم زنده‌یاد حبیب‌الله فضائلی، پس از حدود صد سال نوآوری و تطور در دنیای خط متولد می‌شود. نستعلیق هم حاصل پیوند همین خط تعلیق با خط نسخ است.

در واقع، تعلیق به‌مرور ساده‌تر می‌شود و به شکل‌های شکسته‌تعلیق، نستعلیق و بعدها شکسته‌نستعلیق درمی‌آید. با وجود چنین تحولات دامنه‌داری، گذشتگان ما ابداع نستعلیق را به «میرعلی تبریزی» منسوب می‌کنند. او کسی است که به نستعلیق قاعده‌ می‌بخشد. بنابراین، باید بگوییم که زمینه‌های آفرینش و استحکام خط نستعلیق بین مردم اصفهان، همچون دیگر نقاط ایرانمان، اندک‌اندک و در دوره جانشینان تیمور گورکانی به‌بعد رخ می‌دهد.

گفتنی است، تمامی خطوط یادشده برگرفته از خط کوفی‌اند؛ اما از ابداعات خاص ایرانیان به‌شمار می‌آیند؛ یعنی با سلیقه، نبوغ و الهامات ذوقی‌ آنان سرشته است. همین خطوط که اصفهانی‌ها نیز در پیدایش آن‌ها اثرگذارند، در نقاطی چون هندوستان و عثمانی و مصر هم موردتوجه مسلمین قرار می‌گیرد؛ اما هرگز به درجه شیوایی و کمال هنر مردم اصفهان یا دیگر ایرانیان دست نمی‌یابند. تاریخ ما مملو از شرح هنرنمایی خوش‌نویسانی است که نظیرش را در دیگر ممالک دنیا سراغ نداریم.

به‌طور مشخص، دیار افسانه‌گون اصفهان چگونه به بستری برای تجلی خوش‌نویسان نامور بدل می‌شود؟

همواره، خوش‌نویسان زبده‌ای در اصفهان ظهور می‌کنند که اصلاً زاده همین دیارند یا به حکم جاذبه‌های فراوانش آن را برای مهاجرت برگزیده‌اند. حتی در بلندای تاریخ، کم نیستند افرادی که اصفهان را فقط به قصد سیر و سیاحت انتخاب می‌کنند، اما پس از دیدارش، دیگر توان دل بریدن از آن را ندارند و مقیم می‌شوند.

یکی از علل و عوامل مؤثر در رشد و توسعه خوش‌نویسی اصفهان، بی‌تردید تأثیرات جغرافیایی و اقلیمی و بومی این خطه است که در اعتلای دیگر هنرهای آن نیز اثر می‌گذارد. مرکزیت اصفهان در نقشه ایران، چهارفصل‌بودنش و زاینده‌رودی که قلب تپنده شهر بوده است، همگی بر اوج‌گیری صنایع و علوم و فنون و پیشه‌های گوناگون سهمی مهم دارد که یکی از آن‌ها هنر زیبنده و مؤثر خوش‌نویسی به‌حساب می‌آید.

بی‌دلیل نیست که اصفهان نظر پادشاهان سه دودمان آل‌بویه (۳۲۰ـ ۴۴۸ هجری) و سلجوقی (۴۴۷ـ۵۹۰ هجری‌) و صفویه (۹۰۵ـ۱۱۳۵ هجری‌) را برای پایتختی جلب می‌کند. بنابراین، اصفهان مشخصاً در این سه دوره، میعادگاهی می‌شود برای ظهور، بالندگی و تعالی خوش‌نویسانی که متأثر از ویژگی‌های طبیعی نصف‌جهان، هنرمندانی نکته‌سنج، متعادل و موشکاف‌اند؛ به‌طوری که نه‌فقط شهره شهر، که نام‌آشنای جهانیان‌ می‌شوند.

تا به اینجای گفت‌وگو، تاریخچه ظهور و کاربرد خطوط گوناگون را در اصفهان که جدا از ایران نیست، مرور کردیم. می‌خواهیم از این پس به‌طور جزئی‌تر و مصداقی‌تر هم درباره خط و خوش‌نویسی اصفهانیان صحبت کنیم. ظاهراً خطی وجود دارد که در تواریخ به «اصفهانی» معروف است. منابع چه روایتی از آن دارند؟

«ابوالفرج محمدبن اسحاق» یا «ابن‌ندیم» در کتاب معروفش، موسوم به «الفهرست»، ضمن برشمردن انواع خط کوفی، به خطی منسوب به شهر اصفهان، یعنی «اصفهانی» هم اشاره می‌کند. او در دنباله همین بحث، یادآور می‌شود که در هر شهری نامه‌ها و قرآن و کتاب‌های دیگر را به خط کوفی، اما به‌شیوه خاص خود می‌نوشتند. نکته یادشده نشان از اهمیت خط و خوش‌نویسی در بین مردم اصفهان است. ابن‌ندیم متوفای حدود ۳۸۰ هجری‌قمری است و ازاین‌رو، این داده نیز به حدود اواخر قرن چهارم هجری‌قمری مربوط می‌شود.

در حال حاضر،‌ کتاب قرآنی هم از همان سده سوم یا چهام هجری‌قمری موجود است که ماحصل خوش‌نویسی در اصفهان و نماینده خط این دیار باشد؟

بله. قرآنی به خط کوفی موجود و اتفاقاً قدیمی‌ترین قرآن وقفی تاریخ‌دار در آستان «قدس رضوی» است. این قرآن به اسم واقفش، یعنی «کشواد بن ‌املاس» شهرت دارد. تاریخش به‌طور دقیق، ۳۲۷ هجری‌قمری و محل کتابتش اصفهان است. چنین اثری می‌تواند برای مطالعه سبک‌ خوش‌نویسی رایج در اصفهان یاری‌رسان و راهگشای پژوهشگران باشد.

جایی نوشته بود «نجم‌الدین راوندی» از معروف‌ترین خوش‌نویسان عهد سلجوقی و منسوب به دیار کاشان است. او چنان در این هنر ملی است و بین عوام و خواص شهرت دارد که مردم زمانه‌اش هرکجا خطی خوش می‌بینند، آن را به شاگردان او یا به خوش‌نویسان کاشان نسبت می‌دهند. درباره این شخصیت چه اطلاعات دیگری در دست است؟

نام راوندی به یادمان می‌آورد که موقع واکاوی خوش‌نویسی در اصفهان، نباید از ذکر هنرمندان شهرستانی غفلت کرد. ما خوش‌نویسان بسیاری در تاریخ اصفهان می‌شناسیم که نسبشان به یکی از شهرستان‌ها می‌رسد، نه به خود شهر اصفهان. راوندی، متوفای اوایل قرن هفتم هجری‌قمری نیز از خوش‌نویسان و تاریخ‌نگاران معروف راوند از توابع کاشان است که اواخر دوره سلجوقی و در دربار طغرل سوم زندگی می‌کند. او خوش‌نویسی زبده است که گویا رساله‌ای مستقل هم درباره خوش‌نویسی تألیف می‌کند، اما به یادگار نمی‌ماند.

البته کتابی دیگر با عنوان «راحة‌ الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق» از این خطاط در دسترس و منبعی ارزشمند برای آشنایی با فرهنگ و هنر روزگار خود است. قسمت‌هایی از این کتاب را هم به شناخت قواعد خطوط ایرانی اختصاص می‌دهد. راوندی در همین اثر، عصر سلجوقی را یکی از دوره‌های مهم در اعتلای خوش‌نویسی ایران می‌داند. او می‌نویسد برخی پادشاهان سلجوقی ازجمله «طغرل‌بن ارسلان شاه» خودشان خوش‌نویس بودند. زنده‌یاد منوچهر قدسی، از استادان خوش‌نام من نیز در کتابش موسوم به «خوش‌نویسی در کتیبه‌های اصفهان» به راوندی و برخی فعالیت‌هایش اشاره می‌کند.

از کتیبه‌ها یاد کردید. کهن‌ترین کتیبه‌ای که از پیشینیان ما و در اصفهان پُرتاریخ به جای می‌ماند، به کدام سده‌ها مربوط می‌شود؟

کهن‌ترین کتیبه به‌جای‌مانده از نیاکانمان به خط کوفی و مربوط به سال‌های ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری‌قمری است که در گنبد «نظام‌الملک»، قسمت جنوبی مسجد «جامع»، «جمعه» یا «عتیق» اصفهان قرار دارد. در کنار نام نظام‌الملک، اسم پادشاه وقت، «ملکشاه سلجوقی» نیز به چشم می‌آید. اصلاً خود این مسجد از کهن‌ترین بناهای تاریخی شهر است.

آیا کتیبه‌های دیگری در مسجد «جامع» اصفهان می‌توان یافت که به دوره پیش از عصر زرین خوش‌نویسی شهر اصفهان، یعنی قبل از صفویه منسوب باشند؟

بله. چندین کتیبه و اثر خوش‌نویسی دیگر هم می‌توان نام برد که قدمتشان به قبل از دودمان صفویه بازمی‌گردد. یکی از آن‌ها شمال مسجد «جامع» و در قرینه گنبد «نظام‌الملک» سربرافرشته است. این گنبد نیز به خط کوفی است و به نام «تاج‌الملک» از دیگر وزیران دوره سلجوقی شناخته می‌شود. تاریخ گنبد نیز ۴۸۱ هجری‌قمری را نشان می‌دهد.

شاید معروف‌ترین اثری که بتوان از روزگار پیش از صفویان نه‌فقط در مسجد «جامع» که در سراسر اصفهان، به‌عنوان اثری بی‌نظیر یاد کرد، محراب «اولجایتو» باشد. این محراب که زیبا‌ترین محراب گچ‌بری در هنر ایران‌زمین به‌شمار می‌آید،‌ کاری از «استاد حیدر اصفهانی» است و نام «سلطان محمد خدابنده اولجایتو»، یکی از پادشاهان ایلخانان مغول (۶۵۷ـ۷۵۶ هجری‌) و وزیرش «خواجه سعدالدین محمد ساوی» در آن به چشم می‌خورد. کتیبه نیز تاریخ ۷۱۰ هجری‌ را بر خود دارد. این محراب به خط ثلث و قدیمی‌ترین کتیبه شهر به این خط محسوب می‌شود.

کتیبه‌هایی نیز پیرامون محراب «صفه عمر» در مسجد «جامع» اصفهان به خط ثلث وجود دارد. همچنین در امامزاده «جعفر» واقع در خیابان هاتف کنونی و چند نقطه دیگر می‌توان آثاری به خط ثلث و مربوط به سده هشتم هجری‌قمری یافت؛ بااین‌حال، قدمت محراب «اولجایتو» بیشتر است.

پروفسور آرتور پوپ، ایران‌شناس نامور، درباره مسجد «جامع» می‌گوید: «این بنا با عظمت خاموش و جدی و اسرارآمیزش یکی از زیباترین آثار معماری جهان است.» پوپ در این گزاره، مشخصاً به خوش‌نویسی‌های مسجد اشاره نمی‌کند؛ اما هرگز نباید از یاد برد که بخشی از زیبایی این بنا مرهون هنر خوش‌نویسان اصفهان است.

سردر خانقاه «شیخ ابومسعود رازی» نیز ازجمله اثرهای ناب قبل از صفوی است که به اواخر قرن نهم هجری‌قمری بازمی‌گردد. کتیبه آن یکی از باشکوه‌ترین آثار خوش‌نویسی اصفهان به خط ثلث و به تاریخ ۸۹۵ هجری‌قمری است. این کتیبه، اندکی پیش از صفویان، در دوره «سلطان یعقوب» از پادشاهان آق‌قویونلو (۷۹۲ـ۹۱۴ هجری‌قمری) و به همت خوش‌نویسی موسوم به «کمال‌بن شهاب الکاتب یزدی» آفرینش می‌شود. این خانقاه که سمت چهارباغ در خیابان جامی امروز واقع است، طی اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۴ هجری‌شمسی، به‌دست گروهی ناآگاه به آتش کشیده می‌شود.

آیا می‌توان از جهان خوش‌نویسی اصفهان که گوشه‌هایی از آن را مرور کردیم، با عنوان «مکتب» هم یاد کرد؟

کاربرد «مکتب خوش‌نویسی اصفهان» به‌نظرم صحیح نیست؛ هرچند می‌دانم این نظر مخالفانی دارد. برخی گویا قصد دارند که با کاربرد واژه مکتب، خوش‌نویسی اصفهان را در نگاه عموم و خصوص ارتقا دهند. خوش‌نویسی این خطه، بدون استفاده از واژه مکتب نیز جهانی بسیار غنی و کم‌نظیر و تأثیرگذار است. در هر علمی مراتب و مدارج خاصی وجود دارد که هرکدام به‌جای خود مطلوب و به عدالت محسوب می‌شود. بهتر است به تناسب بحث، به‌جای مکتب از واژگانی چون سبک یا شیوه اصفهانی بهره بگیریم و ارزش آن‌ها را بشناسیم.

گاهی نیاز است به‌جای استفاده از سبک یا شیوه از واژگانی دیگر استفاده کنیم و بگوییم اثر فلانی به آثار استادی مشخص گرایش دارد یا رنگ‌وبوی آن را می‌دهد. یا مثلاً بگوییم خط فلان شاگرد به استاد می‌رود یا متمایل و شبیه است.

در واقع، باید عنوان مکتب را در جای خود استعمال کنیم تا شأن آن از میان نرود. همان‌طور که گفته شد، «ابن‌مُقْله» را صاحب مکتب خوش‌نویسی می‌دانیم؛ اما خوش‌نویسی چون «میرعماد قزوینی» که در دوره صفویه می‌زیست، صاحب شیوه است. نه‌فقط کلمه مکتب، واژه‌ای چون استاد هم نباید برای هر خوش‌نویسی به‌کار برد. یک زمانی زنده‌یاد استاد حسن کسایی می‌گفتند دیگر به من یکی «استاد» نگویید، وقتی برای هرکسی این عنوان را استفاده می‌کنید.

تا به اینجای گفت‌وگو که مربوط به دوره‌های قبل از صفوی است، خوش‌نویسی اصفهان در مقایسه با دیگر نقاط ایرانمان چه وجوه تمایزی دارد؟

نکته نخست آنکه خطوط گوناگون ایرانی در اصفهان به تعالی و بالندگی و ماندگاری دست می‌یابند. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که خوش‌نویسانِ نه‌فقط ایران که سراسر جهان، متأثر از خطاطان اصفهان‌ بوده‌اند. این تمایزات حتی به ادوار پس از صفوی نیز مربوط می‌شود.

اگر در خاتمه صحبتی دارید، در خدمتیم.

می‌خواهم صحبت‌هایم را با این اشعار به پایان برسانم؛ «جان‌فزا همچون نگارین رخ دوست، دلبرا همچون خط دلبر ماست، پروراننده افکار لطیف پاسدارنده شعرِ تر ماست، تا خط فارسی ما زنده است، این کتب زنده در محضر ماست.»