به گزارش اصفهان زیبا؛ تهیه طرح جامع شهری، آنهم در زمانِ نهچندان طولانی و با افقی روشن، برای شهری مانند اصفهان، حکم نان شب را دارد؛ ضرورتی روزمره و نه یک تجمل دستنیافتنی.
تعلل در این مهم، با توجه بهشتاب تحولات شهری، میتواند در آیندهای نزدیک هزینههای سنگینی بههمراه آورد. آنچه این بار اما اصفهان را از دیگر کلانشهرها متمایز میکند، اتکا به «نگرش و روش نوین» در تهیه طرح جامع است (مصوبه ۱۴۰۰ شورای عالی شهرسازی و معماری)؛ رویکردی که برای نخستینبار در این شهر تاریخی در حال اجراست.
دکتر علی هنردان، رئیس اداره طرحهای توسعه شهری و معماری ادارهکل راه و شهرسازی استان اصفهان که این روزها در خطمقدم یک تحول روششناختی در برنامهریزی شهری کشور قرار دارد، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» از جزئیات این مسیر تازه، گفت. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح این گفتوگوست.
شما در مصاحبهای گفتهاید طرحهای توسعه شهری اصفهان از ۱۳۳۷ به دلایل متعدد نتوانستهاند به شناخت واقعی و همهجانبه از مسائل اصلی شهر دست یابند و اهداف توسعه پایدار شهری را محقق سازند؛ ازاینرو شهر اصفهان به پشتوانه ظرفیتهای تاریخی، اقتصادی و اجتماعی بر اساس مصوبه سال ۱۳۹۷ شورای عالی شهرسازی و معماری کشور با عنوان «اتخاذ رویکرد نوین در تهیه طرحهای جامع شهری» از طرف شورای عالی شهرسازی و معماری بهعنوان یکی از پنج شهر آزمونه(پایلوت) کشور برای تهیه برنامه توسعه شهری با رویکرد نو انتخاب شد. کمی در خصوص این برنامه توسعه شهری با رویکردی نو که از سال ۹۷ شروع شد و هماکنون در مرحله دوم است، بفرمایید.
بسیار خرسندم که این پرسش را مطرح کردید؛ زیرا دقیقا به تحول بنیادین در نظام برنامهریزی شهری کشور اشاره دارد. ابتدا باید تأکید کنم که طرحهای جامع با نگرش و روش نوین، بهرغم نامشان، دیگر آن طرحهای کالبدی و از پیش تعیینشدهٔ گذشته نیستند. بر اساس مصوبه شورای عالی شهرسازی (مصوبه ۱۴۰۰ که چهارچوب نهایی این رویکرد را تثبیت کرد)، این طرحها در دو کلان مرحله تعریف میشود: مرحله اول، شناخت و تشخیص (Diagnosis) و مرحله دوم، تهیه طرح و برنامه (Action Plan) است.
داستان اصفهان از ۱۳۹۷ آغاز شد؛ اما در آن هنگام زیرساختهای حقوقی و روششناختی این رویکرد، هنوز به بلوغ نرسیده بود؛ بنابراین تنها «مرحله شناخت» یا به عبارت دقیقتر «تشخیص وضعیت» را آغاز کردیم. در این مرحله، بهجای کلینگری مرسوم، تن شهر را بهدقت معاینه کردیم تا مسائل و مشکلات بنیادین از دل لایههای مختلف زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی بیرون کشیده شود. این مرحله از ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ به طول انجامید. پس از دو سال وقفه، از ۱۴۰۲ وارد مرحله دوم شدیم؛ اما لازم به توضیح است که خود مرحله اول به دو بخش تفکیک میشود: «تشخیص وضعیت» و «تهیه دستورکار».
امروز باافتخار اعلام میکنم که هر دو بخش مرحله اول به پایان رسیده است. اسناد تشخیص وضعیت به تأیید شورای راهبری رسیده و «دستور کار» که همان نسخه راهبردی شهر بوده، مصوبه شورای برنامهریزی استان را گرفته و برای تأیید نهایی به شورای عالی معماری و شهرسازی ارسالشده است. ما در انتظار ابلاغ رسمی، بیکار ننشسته و پیشنویسهای مرحله دوم را در کارگروههای تخصصی دنبال میکنیم.
لطفا بفرمایید مرحله دوم دقیقا چه موضوعهایی را دنبال میکند؟
مرحله دوم، تجلی عینی «راهبردهای تنظیمی» است که در دستورکار مرحله اول تدوینشدهاند. در اینجا باید بر یک تمایز اساسی تأکید کنم: در روش سنتی، «جامعنگری» به معنای تجویز یک نسخه واحد و کالبدی سفتوسخت برای تمام شهر بود؛ اما در روش نوین (مصوب 1400) «جامعیت» به معنای درهم تنیدگی ابعاد انسانی، زیستمحیطی و اقتصادی است؛ نه ارائه یک نقشه جامعِ ایستا.
در این روش، ابتدا شهر را معاینه میکنیم؛ سپس «دستور کار» را بهصورت نسخه درمان مینویسیم و درنهایت، وارد مرحله دوم میشویم. در این مرحله، ما بهدنبال استخراج الگوهای دستیابی به طرح نهایی هستیم: الگوهای نظام سکونت، الگوهای اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و طراحی شهری. این الگوها هستند که با تلفیق با یکدیگر، دستمایه اصلی طرح نهایی را شکل میدهند. طرح نهایی تصویر روشنی از شهر در افق آینده ارائه میدهد؛ از جمعیت و نظام اسکان گرفته تا محدوده، حریم و پروژههای کلان.
در مرحله اول که شناخت بیماریها و مشکلات شهر بود مشکلات شاخصی که برای شهر اصفهان استخراج شد، در چه حوزههایی بود؟
حاصل این «تشخیص وضعیت» که درواقع یک مقطعنگاری دقیق و علمی است، فهرست بلندی از مسائل مزمن بود. ما مسائل متعددی در حوزههای محیطزیست و آب، اقتصاد، اجتماع و بهویژه بافت فرسوده و کالبد ناکارآمد شهری شناسایی کردیم؛ اما مهمتر از فهرست مسائل، فرایند پالایش آنها برای رسیدن به «کلانمسائل» است. در اصفهان، کلانمسائل محوری عبارتاند از: بحران آب و پدیده فرونشست زمین بهعنوان یک تهدید جدی، پدیده سالمندی جمعیت، مسئله بدمسکنی و بافتهای ناکارآمد که عدالت فضایی را نشانه رفته است. راهبردهای مقابله با این کلانمسائل تعریف شده و اکنون در مرحله دوم، در حال ترسیم نقشه عملیاتی برای رفع آنها هستیم.
به نتیجه رسیدن مرحله دوم و اجرایی شدن طرح، چقدر طول میکشد؟
با توجه به اینکه «دستور کار» مصوبه شورای عالی برنامهریزی را گرفته و اکنون در انتظار رأی شورای عالی معماری و شهرسازی است، پیشبینیهای کارشناسی ما حاکی از آن است که حداقل شش ماه برای ابلاغ رسمی زمان نیاز است. ابلاغ دستورکار به منزله دریافت چراغسبز برای تهیه «طرح و الگوها» بوده و بلافاصله فاز نهایی مرحله دوم آغاز خواهد شد.
مشخص شده است که این برنامه نسبت به برنامههای دیگر چقدر کاربردیتر و مؤثرتر است؟
تفاوت این برنامه با طرحهای جامع پیشین، تفاوت «تشریح» با «درمان» است. طرحهای قبلی اغلب فاقد پیوند با بودجه و واقعیتهای تأمین مالی بودند؛ اما در روش نوین، ما نه بهدنبال برنامهریزی برای تمام ابعاد یک شهر، بلکه درپی برنامهای چابک، راهبردی و مسئلهمحور هستیم. این طرح سازوکار نهادی تحقق را مشخص میکند و بودجه را بهعنوان رکن اصلی میبیند. علاوهبراین، ماهیت مشارکتی این روش (بر اساس مصوبه شورای عالی بر «شورای راهبری» حقیقی تأکید دارد) باعث میشود تعهد برای تحقق افزایش یابد، منافع گروههای مختلف دیده شود و درنتیجه مقبولیت و مشروعیت طرح بهمراتب بیش از طرحهای خشک و از بالا به پایین گذشته باشد؛ بنابراین، قاطعانه میگویم تحققپذیری این طرح بهمراتب بیشتر است.
با توجه به استخراج مشکلات و افق دید شهر، این افق چند سال دیدهشده است و آیا ضمانت اجرایی خواهد داشت؟
یک اشتباه رایج در این حوزه، تلقی ایستا از «افق طرح» است. ما معتقدیم طرح همواره در حال شدن است؛ اما بر اساس ضوابط قانونی، برنامهریزی ما بر مبنای یک افق ۲۰ ساله انجام میشود؛ درحالیکه مصوبه رسمی طرحهای توسعه شهری در کشور معمولا برای یک بازه ۱۰ تا ۱۵ساله اعتبار دارد. نکته کلیدی این است که طرح بههیچوجه پسازاین تاریخ کنار گذاشته نمیشود؛ بلکه «قابلیت بازنگری» دارد. خود مصوبات شورای عالی به این انعطاف تأکید دارد؛ اگر ضرورت ایجاب کند، بازنگری پیش از موعد انجام میشود؛ بنابراین نه زمان را تهدیدی برای طرح میبینیم و نه طرح را زندانی زمان.
طولانیشدن زمان تهیه طرحها و سرعت بالای تغییرات شهرها، چالش مهمی بوده و ممکن است طرح قبل از اجرا مجدد به بازنگری احتیاج داشته باشد؛ برای حل این مسئله فکری شده است؟
دقیقا به نقطه حساس موضوع اشاره کردید. یکی از وعدههای اصلی رویکرد «راهبردیساختاری» و «نوین»، تهیه در زمان کوتاه بود؛ اما باید صادقانه بگویم ما در این زمینه موفق نبودیم.
به چه دلیل؟
سه دلیل می توان مطرح کرد: اول، نداشتن تجربه قبلی مشاوران و کارفرمایان در این روششناسی جدید، شرح خدمات مصوب ۱۴۰۰ با روشهای قدیم تفاوت بنیادین دارد و ما همزمان با اجرا، در حال یادگیری بودیم؛ دوم، صرف زمان بسیار طولانی برای ایجاد «اشتراک ذهنی» میان تمام ذینفعان در شورای راهبری وسوم، فقدان زیرساختهای حقوقی و قانونی لازم در سال ۱۳۹۷، به همین دلیل فرایند کند پیش رفت.
یعنی سالهای آینده این روندها سریعتر رخ خواهد داد؟
بله؛ قاطعانه. این تجربه گرانبها برای اصفهان و کشور، یک آزمونوخطای مولد بود. دیگر از روش نوین، هراسی وجود ندارد. سرعت در شهرهای بعدی و حتی در بازنگریهای بعدی اصفهان، چندین برابر خواهد شد.
این طرح در جهان تجربهشده است؟
اصول این روششناسی، ریشه در تحول عمیق برنامهریزی شهری جهان از دهه ۱۹۷۰ میلادی دارد. طرحهای فضایی راهبردی (Strategic Spatial Planning) امروز حرف اول را در جهان میزنند. در این روشها، تأکید بر فرایندهای مشارکتی، تحققپذیری، سرعت تهیه و مسئله محوری است. این تجربههای جهانی، بهویژه در اروپا و جنوبشرق آسیا، الهامبخش مصوبه شورای عالی ایران بوده است.
در کشورهای دیگر هم همین زمان طی میشود؟
خیر. به دلیل وجود ساختار نظام برنامهریزی نهادینهشده و مدیریت واحد شهری در آن کشورها، سرعت تهیه بسیار بالاتر است. متأسفانه متوسط زمان تهیه طرح جامع در ایران، حدود پنج سال است که زمان مطلوبی نیست. این فاصله، نشاندهنده شکاف ساختاری ما با استانداردهای جهانی است.
چرا در کشور ما طرحهای جامع با تأخیر تهیه میشود؟
ریشه این تأخیر در فقدان مدیریت واحد شهری و تفرق نهادی است. تغییرات مکرر شهرداران، حضور دستگاههای متعدد و بعضا متعارض در حوزه مدیریتشهری و عدم اختیارات راهبردی مؤثر برای شوراهای شهر، فرایند را دچار فرسایش میکند. تا زمانی که شورای شهر و شهرداری در تراز یک «نهاد راهبردی یکپارچه» تقویت نشوند، تهیه و اجرای هر طرحی با چالش سرعت مواجه خواهد بود.
فکر میکنید وقتی طرح اجرا شود، چقدر زمان نیاز است تامشکلات کلانشهر اصفهان اصلاح شود؟
با اجازه، میخواهم نگاهی فراتر از کارکرد صرفا کالبدی طرح داشته باشم. طرح جامع در نگاه نوین، بیش از آنکه یک «نقشه ساختمانی» باشد، یک «نهاد آگاهیبخش» است. اثر اصلی آن، اثر ثانویه و پنهان است. وقتی طرح با مشارکت مردم تهیه شود و آنها ریشه مشکلاتشان را (مثلا بحران آب یا آلودگی هوا) فراتر از مرزهای استان ببینند، سطح مطالبهگری آنها بهشدت افزایش مییابد. این افزایش آگاهی منجر به نهادسازی و فشار بر منابع و قوانین خواهد شد؛ بنابراین، هرچند خود طرح فینفسه معجزه نمیکند، بهعنوان یک فرایند یادگیری جمعی، وضعیت آینده را بهطور بنیادین بهبود میبخشد.
در طرح جامع شهر اصفهان، وجه تاریخی بودن و اهمیت شهر اصفهان در مقابله با طرحهای توسعهای چقدر دیده شده است؟
اصفهان شهری با هویت تاریخی و فرهنگی است و باید با رویکردی محافظهکارانه و محتاطانه با آن رفتار کرد. رویکرد ما در این طرح، توسعهٔ کیفی بهجای توسعه کمی افقی یا عمودی است. ما بهدنبال دخلوتصرفات شتابزده در ساختار کهن شهر نیستیم. محدوده شهر افزایش چشمگیری نخواهد داشت و رشدآن طبیعی و درونزاست. تأکید بر «کیفیت» محوریترین رکن این طرح برای اصفهان است.
در سالهای گذشته عدول از طرح جامع اتفاق افتاده است؟ چقدر این طرح جدید الزامآور است؟
ضمانت اجرایی این طرحها، برخلاف تصور رایج، صرفا در پلیس ساختمانی خلاصه نمیشود. ضمانت اجرا در خود سازوکار تهیه و محتوای طرح نهفته است. اگر طرح خوب تهیهشده باشد، کلیاتش منسجم باشد، به تقاضاهای واقعی بازار پاسخ داده باشد و جهات توسعه و محدودهها را شفاف تعریف کرده باشد، انحراف از آن ذاتا کاهش مییابد.
با این توضیح ممکن است انحراف از طرح رخ بدهد؟
انحراف همواره یک احتمال واقعی است؛ اما در طرح خوب انحراف، هزینههای سنگین قانونی و اجتماعی دارد. در اصفهان به لطف فرهنگ شهروندی نهادینهشده و مطالبهگری تاریخی، قانونمداری ضمانت اجرایی بالاتری نسبت به بسیاری از شهرهای کشور دارد.
به عنوان پرسش آخر،شما چه نمرهای به طرح به لحاظ ضمانت اجرایی و دقت تهیه آن میدهید؟
ترجیح میدهم از نمره کمی پرهیز کنم. ما در آغاز راهی امیدبخش هستیم. مهمترین دستاورد این فرایند، گذار از ضمانت اجرایی صرفا قانونی به ضمانت اجرایی وجدانی و آگاهیبخش است. این طرح با ایجاد اجماع میان ذینفعان و تبدیلشدن به «داستان مشترک آینده اصفهان»، تحققپذیری بیسابقهای را نوید میدهد. این اتفاق مبارکی است که شاید ارزش آن از خود نقشههای طرح نیز فراتر رود.



