به گزارش اصفهان زیبا؛ امسال هشتمین سالی است که بهفرموده رهبر شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، درخت تنومند انقلاب اسلامی، گام دوم خود را آغاز کرده است، گامی که قرار است جامعه اسلامی را در عرصه جدیدی از کنشگری برای رسیدن به تمدن اسلامی وارد کند.
اکنون که در میانه جنگ تحمیلی سوم، پدیده اجتماعی خیابان به این عرصه سرعت شگفتآوری بخشیده، با گذراندن برخی مناسبتهای ملی و مذهبی در خیابان طی 90 روز گذشته، یک پرسش جدی پیش روی ماست: آیا خیابان، بهمثابه فصل جدیدی از حضور و کنش مردم، نباید معنای مناسبتها را دگرگون کند؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مناسبتهای پرظرفیتی همچون غدیر و محرم در پیش است. پاسخ این پرسش، صرفا یک ایده نظری نیست؛ بلکه یک ضرورت تمدنی است.
رهبر شهید، در بیانیه گام دوم، تمدنسازی اسلامی را هدف نهایی انقلاب دانستهاند؛ ازاینرو ضروری است هر پدیده اجتماعی نسبت خود را با این هدف بسنجد؛ خیابان نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ لذا مناسبتهای مذهبی خیابان، چه در قالب سوگ و چه در قالب جشن، اگر در سطح تکرارهای آیینی باقی بمانند، بهتدریج اثر اجتماعی خود را از دست میدهند.
آنچه امروز از خیابان انتظار میرود، فقط برگزاری مراسم نیست؛ بلکه تبدیلشدن به میدان کنش اجتماعی و همدلی و تولید معنای تازه است.
خیابان امروز فقط محل عبور کاروانهای خودرویی یا تجمع بدنه انقلابی جامعه نیست؛ صحنهای است که در آن مردم دیده میشوند، واکنش نشان میدهند، همافزایی میکنند و نسبت خود را با مسائل روز تعریف میکنند. در چنین شرایطی، مناسبت مذهبی اگر همان شکل پیشین را تکرار کند، ممکن است به یک آیین کماثر تبدیل شود، آیینی که برگزار میشود، اما آن اثر پیشبرنده را نمیگذارد. پیوستن مناسبتها به نیازهای امروز جامعه، آنها را از مراسمی صرف به عامل امید و انسجام تبدیل میکند.
به نظر میرسد آنچه در برگزاری مناسبتها نیاز به تغییر دارد، نه اصل سنت است و نه هویت آیینی آن؛ بلکه آنچه باید تغییر کند، نحوه برگزاری مناسبت در خیابان و نوع روایت و نسبتش با زندگی واقعی مردم است. بهعبارت دیگر، مناسبت نباید فقط به برگزاری شکلی مراسم محدود شود. وقتی مراسمی همچون محرم و غدیر در خیابان معنای جدیدی پیدا میکنند که از دل خود، پیام اجتماعی هم تولید کنند: پیام مواسات، مسئولیتپذیری، امید، عزت ملی، مشارکت عمومی و… .
طرحهایی همچون «سنگر مدرسه در خیابان» برای کمک به وضعیت تحصیلی دانشآموزان و «میزهای خدمت» در راستای کمک به وضعیت اقتصادی و حل مسائل اجتماعی مردم، نمونههای ارزشمندی از پیوند خیابان با معنای جدید خود است که نیاز به تکرار و فزایندگی دارد؛ مناسبتها هم نیاز است چنین ظرفیتی از خود بروز دهند؛ بهطور مثال، یک موکب خیابانی در محرم صرفا نباید محل تبیینگری عاشورایی باشد؛ بلکه میتواند مکان حل مسئله محله نیز باشد.
جشن غدیر در موکب نباید فقط با آذینبندی و برنامه نمایشی تعریف شود؛ بلکه میتواند مردم را به مشارکت واقعی در کار جمعی بکشاند و با تأسی به سیره علوی، نمونهای عینی از یک زندگی مقاومتی را نشان دهد.
برای دستیابی به بازتعریف معنا در درجهاول، نخبگان فرهنگی و اجتماعی مسئولاند. این نخبگان هستند که باید روایت جدیدی از خیابان و مناسبت ارائه دهند. کار نخبگان این نیست که صرفا برای مناسبتها برنامه تولید کنند؛ بلکه باید نسبت مناسبت با شرایط امروز را طراحی کنند. آنها باید کمک کنند تا مردم در مواجهه با یک مراسم خیابانی، احساس کنند در یک پروژه بزرگ اجتماعی و تمدنی سهیماند؛نه اینکه فقط تماشاگر یک آیین تکراری باشند. در کنار نخبگان، متولیان فرهنگی، هیئتها، کنشگران اجتماعی و حتی خود مردم نیز در این تغییر نقش دارند. به این دلیل که اگر مناسبت قرار است از سطح تکرار عبور کند، این اتفاق فقط یک تصمیم ابلاغی نیست؛ بلکه باید در متن جامعه جا باز کند.
در پایان لازم به تأکید است آنچه در این 90 روز از ظرفیت خیابان آشکار شده، نشان میدهد این پدیده اجتماعی توان احیای مناسبتها را دارد؛ اما این ظرفیت، بدون میدانداری فکری و فرهنگی، به فعلیت نمیرسد. مناسبت مطلوب، مناسبتی است که بتواند اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را با وضعیت روز جامعه پیوند بزند؛ نه مناسبتی که صرفا یادآور باورهای مذهبی و اعتقادهای اسلامی ما باشد.
خیابان امروز، خطمقدم نبرد ما برای ساختن تمدن است.
اگر قرار است این تمدن ساخته شود، باید از ظرفیت مناسبتها بیشترین بهره را برد؛ لذا مراسمی همچون غدیر و محرم باید با معنایی تازه وارد خیابان شوند؛ نه با حذف سنت، نه با انکار آیین، بلکه با گشودن آن بهسوی زندگی واقعی مردم و تبدیل آن به صحنهای برای کنشگری مؤمنانه و همدلی اجتماعی.



