به گزارش اصفهان زیبا؛ محرم امسال هم شروع شد و این بار چیزی متفاوت از آیین هرساله عزاداری امام حسین(ع) است. ما در حالی به محرم امسال رسیدیم که رهبر بزرگ شیعیان به همراه جمعی از فرماندهان کشورمان به شهادت رسیدهاند، چند ماهی است که در میانه جنگ و آتشبس هستیم و افزون بر همه اینها، مردم ما شبهای زیادی است که در خیابانها میدانداری کردهاند.
با این اوصاف محرم امسال هم حال و هوای دیگری دارد و هم انتظار میرود که چیزی ورای گذشتهاش به ما بدهد. این تحولات باعث شده بود در مدت اخیر، هیئتها با یک پرسش مهم مواجه شوند: چه نسبتی میان آنها و تحولات عظیم رخداده در کشور وجود دارد؟ چطور باید خودشان را به جامعه وصل کنند؟ چطور باید با مردمی که تحولی معرفتی را پشت سر گذاشتهاند، مواجه شوند؟ آیا رسالت هیئت این است که به خیابان بیاید و با برگزاری مراسم عزاداری در خیابانها وظیفهاش را انجام دهد؟ یا اگر در همان حسینیه و مسجد سابق بماند و با جلوگیری از ایجاد برخی هزینهها، معارفش را متناسب با جنگ و ایده مقاومت تنظیم کند، کار خودش را انجام داده است؟
برخی معتقدند این برانگیختگی ملی که در صد روز اخیر شاهد بودیم، بر هیئتها تأثیر گذاشته و باعث پویایی آنها شده است. برخی هم میگویند نباید به دنبال تغییرات خاصی باشیم؛ هیئت با همان هدفی که از ابتدا شروع به کار کرده، الان هم حیات دارد و اصالتش فراتر از سیاست و حتی وطن است.القصه، داستان هیئتها و عزاداریهای محرم موضوعی است که از هر سو به آن نگاه میکنیم، مسائل و چالشهای زیادی دارد. دغدغه ما در این گفتوگو، صحبت از هیئتهایی است که برای ماه محرم امسال و عزاداریشان تصمیم گرفتهاند حضوری خیابانی داشته باشند.
در گفتوگو با «سیدحمیدرضا همراه»، از اعضای مجموعه فرهنگی و هیئت عاشورائیان، و «احمد رجبی»، از اعضای مجموعه فرهنگی و هیئت مسجد نورباران و «حجت الاسلام فرشاد توسلی» فعال فرهنگی شهر، درباره چگونگی برگزاری هیئتهایشان در خیابان صحبت کردهایم؛ از اینکه عزاداری ماه محرم را چطور برای خودشان تعریف کردهاند که به حضوری خیابانی ختم شده است؟
لازم به ذکر است که در سالهای گذشته، مجموعه فرهنگی عاشورائیان مراسم عزاداری را در دهه اول محرم در فضایی سربسته و وسیع، همراه با اجراهای هنری، سخنرانی و مداحی برگزار میکرده و مسجد نورباران در دهه سوم، بخشی از مراسم عزاداری را در مسجد و بخشی دیگر را به صورت حرکت قافله در خیابانها و محلهها برگزار میکرده است..
رجبزاده: دغدغه اصلی ما در این گفتوگو ، صحبت از تفاوتهای محرم امسال است. این تفاوت، هم فرصتی برای ارتقای کنشگری هیئتها است و هم میتواند با برخی سوءتفاهمها یا اختلافنظرهای درونگفتمانی، به تهدیدی برای انسجام هیئتی بدل شود. چالش اصلی، اتصال هیئت به کف خیابان و متن جامعه است؛ بدون اینکه این پیوند، منجر به انشقاق شود. با توجه به تجربه شما در برگزاری هیئتها، تدبیرتان برای مواجهه با این فضا چیست؟ و فارغ از هیئت خودتان، برای سطح شهر چه تحولی پیشنهاد میدهید؟
همراه: ما چند سالی است این موضوع را طرح میکنیم که هیئت امروز، «هیئت اجتماعی» است. اگر هیئتها در زمانه امروز بخواهند همچنان نهادی اثرگذار باقی بمانند، گریزی از این ندارند که به این سمت حرکت کنند؛ یعنی هیئتهایی باشند که نسبت به مسائل پیشآمده واکنش نشان دهند، برایش برنامه داشته باشند و فعالیتهایشان همه ابعاد را در بر بگیرد. قاعدتا همین اتفاقی که در این بیش از صد شب افتاده، مؤید همین بحث است. یعنی آن هیئتهایی که حواسشان جمع بود، زودتر به میدان آمدند و قبل از محرم هیئت خود را به کف خیابان آوردند و برنامهریزی کردند. من حتی تصور میکنم که هیئتها در این زمینه از دیگران جلو افتادند؛ چرا که مواجهه آنها با مردم، بسیار دقیقتر و نزدیکتر شد. آنها حتی مخاطبهایی را پیدا کردند که پیشتر نداشتند. بنابراین حسبِ مخاطب، حسبِ میدان و حسبِ اقتضا، برنامههایشان را بازطراحی کردند. البته بعضیها خطا هم کردند؛ مثلا سخنرانیهای ۴۵ دقیقهای یا مداحیهای طولانی در فضای باز گذاشتند. خب این اشکالی ندارد، اما قاعدتا باید فهمیده باشند که این غلط بوده و طراحیشان را عوض کرده و بهروز کردهباشند. میخواهم بگویم همین که در این صد شب، هیئتها برای میدان برنامهریزی کردند و به کف میدان آمدند، در راستای همان «هیئت اجتماعی» است.
رجبزاده: پس ما یک چالش بینشی داریم؛ بعضی هیئتها با آن مواجهاند که هیئت را یک نهاد اجتماعی ندیدهاند و به خاطر همین با تحولات هم نسبت پیدا نمیکنند. حالا سوال این است که آیا خروجی هیئت اجتماعی این است که حضورش در خیابان باشد یا میتواند چیزی متفاوت و حتی ورای از این باشد؟
همراه: من فراتر از این را گفتم. گفتم هیئتها باید بروند به سمت اجتماعی شدن یا به تعبیری دیگر هیئتها باید تبدیل به «ابرهیئت» بشوند. یعنی آن هیئتی که تمام فعالیتهایش را خلاصه میکند به سخنرانی و مداحی، نمیتواند با مخاطب امروز ارتباط بگیرد. این نهاد در آینده، نهاد اثرگذاری نیست. اگر بخواهد اثرگذار باشد، باید در حوزهی هنر و رسانه ورود کند. باید در حوزه کارآفرینی ورود کند. حتما باید حوزه بانوانش فعال باشد. اصلا معنی ندارد هیئت برای بانوان تشکیلات نداشته باشد.
توسلی: به نکته مهمی اشاره کردید؛ انتقال دین و معارف امروز به یک «بحران» تبدیل شده است. ما با نسلی مواجهیم که مواجههی جدی با دین نداشته؛ نه آموزش و پرورش و نه رسانه، نتوانستهاند این خلأ را پر کنند. حالا اگر بگوییم هیئت بنا را بر این بگذارد که باید آن را پُر کند، آنوقت دیگر نمیتوانید بگویید من برای مخاطب مشخص، در یک مکان مشخص، در یک زمان محدود، با یک ادبیات محدود و با یک قالب محدود کار کنم. آن «هیئت اجتماعی» یا همان «ابرهیئتی» که میگویید، یعنی قبول عهدهداری انتقال معارف و تبلیغ دین. این جزو ماهیت هیئت است. این اتفاق هم در طول تاریخ افتاده است؛ حتی در زمان نزدیک به خود ما، مثلا اواخر دهه ۷۰ که رشد مجموعههای فرهنگی ما اصفهانیها شکل گرفت. رشد مجموعههای فرهنگی و کانونهای فرهنگی با یک نگاه متفاوتتر از آن هیئتهای سنتی، برای چه بود؟ اینها همان جوانههای هیئتهای سنتی بودند. یعنی در اواخر دهه ۷۰، آن هیئتها به آن شکلی که بودند، پاسخگوی ماجرای جوان دهه ۷۰ نبودند. بنابراین مجموعههای اینشکلی به وجود آمدند، رشد کردند و ساخته شدند. قاعدتا الان بعد از یکی دو دهه، حتماً این بازطراحی دوباره باید شکل بگیرد که به نظرم دیر هم شده است.
رجبزاده: آیا میتوان این بلوغ و تغییر فرم را صرفا منحصر به دوران جنگ دانست؟ یا این یک رویکرد مستمر بوده است؟
همراه: جنگ تنها به این فرایند «سرعت» بخشید. هیئتهایی که همچنان درگیر قالبهای صلب گذشته هستند، باید عمیقتر فکر کنند. بههرحال ما یک تاریخی را گذراندهایم و ماجراهایی برایمان اتفاق افتاده است. اینکه به تعبیر رهبر شهید، «برانگیختگی» اتفاق افتاده، عللی داشته است. تصور من این است که بر حسب همین علل، طلب مردم هم این است که محرم ما، محرم متفاوتی باشد و این را به عنوان یک فرصت بزرگ میبینم.
رجبزاده: به نظر میرسد بسیاری از هیئتها و مردم نمیتوانند بهراحتی از آن شکل و شمایل قبلی عزاداری که شما از آن عبور کردهاید، بگذرند؛ چون فرم سنتی روضه و مناجات برایشان مقدس است. از طرفی برخی هیئتها لزوماً برنامههای عزاداریشان شبها نبوده است، با این حساب سوال این است که ما چون تداخل زمانی داریم هیئت را به خیابان میآوریم یا رسالت هیئت را این میدانید که به خیابان بیاید؟
رجبی: در ذهن مجموعه ما اینطور شکل گرفته که این خیابان و میدان، بستری است که باید آن شور و شعور محرم در آن اجرا شود. اگر هیئتی راجع به چنین موضوعی همچنان دچار پرسش است، باید دید چرا هنوز درگیر چنین پرسشی هست.
همراه: بهنظرم اگر هیئت آن تعریف اجتماعی بودن را برای خودش داشته باشد، حضور در خیابان برایش جدی است و بههرحال این یک هزینهای است که امسال هیئتها مواجهاند که انجام بدهند یا ندهند.
توسلی: من صحبت آقایان را اینطور میفهمم که اگر شما خودتان را «هیئت اجتماعی» دیده باشید و ذیل عنوان «ابرهیئت» تعریف شده باشید، این سؤال برایتان خیلی مسئله نیست؛ چون از قبل آماده شدهاید که قالبها متنوع باشند.
رجبزاده: برویم سراغ مصادیق. هیئتهایی که وارد میدان شدند، عزاداریهای خیابانی چطور برگزار میشود؟
همراه: مجموعه ما با تجربهای که از برپایی برنامه در شبهای قبل داشت، برنامهریزی برای محرم را به این صورت پیش برد: در ابتدای برنامه مثل سالهای قبل قرآنخوانی مفهومی داریم؛ بعد هم یک سخنرانی کوتاه ۲۰ دقیقهای. چون زمانه، زمانهی حرفهای یکدقیقهای است و سخنرانیهای طولانی دیگر کارکرد خود را از دست دادهاند. مداحی را هم به دو بخش «حماسهخوانی» و «شعر و روضه» تقسیم کردیم. در بخش حماسه، مردم همراهی جدیتری دارند و به سمت استفاده از «دودمهها» میرویم که کنشگری مستقیم مخاطب را در پی دارد. همینطور سعی کردیم با مولتیمدیا و تصویر، فضا را برای میدان خیابان بازطراحی کنیم.
رجبی: مسجد نورباران هم هیچوقت برنامهاش به شکل سایر هیئتهای شهر نبوده و از این جهت تغییر چندانی نداشتهایم. امسال سعی کردیم مراسم دهه اول را با هیئتهای سنتی یکی کنیم. البته هیئتهای سنتی که به مسجد میآیند، چندان حاضر نشدند با مدل پیشنهادی ما همراه شوند؛ یعنی وقتی دستهجات به مسجد میآیند، ترجیح میدهند وارد فضای داخلی مسجد شوند، در حالی که پیشنهاد ما این بود که با آن پیادهرو و فضای بیرونی هماهنگ باشند. برای بیرون از مسجد هم قرار شد فضای پیادهروی جلوی مسجد را با استیج و تلویزیون آماده کنیم؛ خود مداح در آن فضای بیرونی برنامه داشته باشد، مردم به داخل مسجد بروند و دستهجات هم در محوطهی بیرونی دور بزنند و عزاداری کنند.
رجبزاده: با توجه به وضعیت جنگ و صلح فعلی و پرسشهایی که برای حضور مردم مطرح شده، الان حضور در خیابان برای شما چه معنایی دارد؟ آیا نمیشد همان برنامه حسینیهای را داشته باشید و با جلوگیری از ایجاد برخی هزینهها، معارف خود را متناسب با بحث جنگ، دفاع از هویت ملی و انقلاب تنظیم کنید؟
همراه: ببینید، الان اقتضای زمانه عوض شده است. ما ترجیحمان این است که از اول محرم در خیابان باشیم؛ چون محرم یعنی شور و ولولهی شهری. امام فرمودند که اسلام با همین هیاهوها سرِ پا مانده است. من عرضم این است که ما در دوران غیبت، شهیدی به اندازهی شهادت رهبری نداشتهایم؛ ایشان به یک معنا سیدالشهدای دوران غیبت هستند. اگر سالی که این شهادت رقم خورده است، هیاهو به پا نشود، ما یک شکست وجودی خوردهایم. اگر شهر هیاهو نشود، انگار ضربهی وجودی خوردهایم.
توسلی: صحبت شما لزوما به تجمع در خیابان منجر نمیشود؛ ما در محرمها همیشه دستهروی و قافلهگردانی داشتهایم.
همراه: بله، خیابان به معنای تجمع در یک نقطهی صرف نیست، بلکه شور و ولوله در سطح شهر هدف است. یک پاسخ دیگر هم هست؛ فرض میگیریم با توجه به بحث آتشبس و غیره، تجمعات تعطیل شده باشد. پاسخ من این است که بار مسئله را روی دوش هیئتها نیندازید؛ این مسئلهای نیست که هیئتها برنامهریزی کرده باشند و الان هیئتها پاسخگوی این مسئله باشند. هیئتها دارند میدانداری میکنند و کار مضاف بر آن وظیفهی اصلی خود را انجام میدهند.
توسلی: تا الان ما راجع به مختصات زمانی و مکانی عزاداری محرم صحبت کردیم، ولی هنوز به آن هستهی مرکزی مسئله نپرداختهایم. صحبت من این است که ما شاید بیش از هر زمان دیگری به آیندهی تشیع در این ۱۰۰ روز فکر کردهایم. غیر از انقلاب اسلامی، کمتر پیش آمده که آینده برایمان اینقدر مسئلهساز و قابل دسترس بوده باشد. ما در این ۱۰۰ روز توانستیم به آینده فکر کنیم؛ چه از حیث وطن و چه از حیث اسلام و تشیع. الان باید از هیئتها پرسید که آیا در مورد آینده حرفی دارند؟ آیا محتوا متناسب با اتفاقات رخداده تنظیم شده است؟ ما الان با مسئله برانگیختگی و نقش مردم مواجهیم. به نظرم مسئله، فقط مسئلهی رهبر نیست؛ مسئلهی مردم و مسئلهی آینده است. اگر در مجموعههایتان در مورد این مباحث محتوایی صحبتی شده، بازتاب دهید.
رجبی: محور مجموعه نورباران که همیشه انقلاب بوده است و بعضا از همین جهت نقد شدهایم، پس از این جهت از صحبت شما دور نیستیم. اما اینکه چقدر راجع به این مسئله فکر شده، باید گفت عموما هیئتها چنین دغدغههایی را با اعتماد به سخنران حل میکنند. شاید پشیمان هم بشوند، اما بههرحال اصل، انتخاب سخنران است.
همراه: مجموعه عاشورائیان هم پنج موضوع اساسی را انتخاب کرده که شامل صرفهجویی در مصرف انرژی، فرهنگ کار و تولید، زبان و ادبیات فارسی، کتابخوانی و فرزندآوری است. ما این پنج موضوع را در یازده شهر تقسیم میکنیم و به آنها میپردازیم. بخشی از این برنامه به سخنرانی و تبیین ضرورت این موضوعات اختصاص دارد و بخش دیگر شامل کارهای عملی است؛ مثل دفترچههایی که ایدهی آن را دادهایم تا به مردم بگوییم چه گامهایی بردارند و در پایان شب با هم آنها را چک کنیم. علاوه بر این، در فاز بعد قصد داریم مطالبات مردمی را از مسئولان مطرح کنیم؛ یعنی در کنار وظیفهی مردم، مشخص کنیم که از دستگاههایی مثل قوهی قضاییه چه انتظاری داریم تا ناترازیها برطرف شود. این یعنی ما مردم، ناترازی را فهمیدهایم و آمادگی خود را برای حل مسئله اعلام کردهایم، حالا مسئولان هم باید وظیفهی خود را در این نقشه ایفا کنند. این همان نقشآفرینی مردم برای رسیدن به افق تمدنی است که ما به دنبالش هستیم.
توسلی: اگر در مورد شهر صحبت کنید، فکر میکنید واقعا شهر از پسِ آن اتفاقی که لازمه بعد از شهادت آقا، بعد از بعثت مردم و بعد از گشوده شدن افق است، برمیآید؟
رجبی: به نظرم این حرکت اجتماعی یا باید یکدفعه به اوج میرسید و شوری ایجاد میکرد، یا باید صبر بلندمدت داشته باشیم. به نظر میرسد ما در حال تجربهی جنس دوم هستیم؛ یعنی باید در یک صبر بلندمدت، حرکت جدیدی انجام دهیم که تغییری در تاریخ ایجاد کند. البته این محل سؤال است که این صبر چقدر ادامه دارد و آیا شدنی است یا نه؟ ما فعلاً حقیقتش خیلی امیدی به اتفاق دفعتاً نداریم. الان آنچه میبینم شکلگیری یک سبک است که افراد زندگی خود، کار خود و همهچیز خود را با این برنامهی خیابان تنظیم میکنند و نوبتی میآیند. این نشان میدهد که اتفاق قرار است بلندمدت باشد.
رجبزاده: یعنی چون نتوانستیم آن قشر خاکستری را به آن صورت همراه کنیم، مجبوریم در این مدل صبر بلندمدت باشیم؟
رجبی: بله، در این صبر هم آدمها، هم نهادها و هم خود هیئت باید به یک بازآفرینی بلندمدت فکر کنند و انتظار یکباره از محرم نداشته باشند؛ چون شرایط هم همین را نشان میدهد. ما اگر سه ضلع خیابان، میدان نظامی و دیپلماسی را داشته باشیم، تنها ضلعی که همه با آن موافقاند، خیابان است. این حضور اجتماعی باید امتداد پیدا کند و لازمهاش این است که بار آن را بهجای اینکه یکباره وسط بیاورد و انجام دهد، توزیع کند. مثلا شخصی میگوید چون میخواهم بلندمدت حضور پیدا کنم، تصمیم میگیرم دو شب هفته بیایم و با زندگیام سازگار کنم؛ هیئت هم باید به نحو سازگاری با شرایط فکر کند.
توسلی: شما صرفا راجع به حضور در خیابان صحبت کردید، اما اگر مسئله را ببریم روی حضور اجتماعی، هیئت باید نسبت به حضور اجتماعی بازتعریف شود؛ این کار هم یکدفعهای ممکن نیست.
همراه: اتفاقا در همین راستا یک بحث جدی راجع به شعاری که انتخاب کردیم داشتیم: «فصل جدید انقلاب اسلامی مردم ایران با قدرت آغاز شد». برخی میگفتند چطور وقتی رهبر جامعه را شهید کردهاند از فصل جدید صحبت میکنید؟ و تازه پس از پیام اخیر آیتالله سید مجتبی خامنهای درباره فصل نوین، خیلیها تازه متوجه شدند که ماجرا چقدر جدی است. تصور ما این است که ۱۱۰ شب حضور مردم، ادامهی همان محرم است. حرف ما به بچهها این بوده که این ده یا یازده شب، ادامه آن ۱۱۰ شب حضور مردم است. ما باید در محرم با مردم جدیتر صحبت کنیم و از این فرصت برای تبیین جایگاه مردم در انقلاب استفاده کنیم. تفاوت انقلاب ما با دیگر انقلابها، همان جمهوریت و اسلامیتی است که در نگاه امام و شهدا پررنگ بوده است. حرف ما این است که محرم امسال، فرصتی است تا مردم را متوجه نقش خودشان در راستای رسیدن به آن تمدن نوین اسلامی و افق آیندهی ایران کنیم و اگر برای مردم نقش تعریف نکنیم، این حضور خیابانی تمام میشود و این دردناک است. اگر برای رسیدن به آن افق تمدنی برنامهریزی نکنیم، این برانگیختگی به سرخوردگی تبدیل خواهد شد. ما باید با مردم حرف بزنیم و بگوییم چه اتفاقی را باید رقم بزنند و وظیفه آنها چیست.



