به گزارش اصفهان زیبا؛ چند روزی است بزرگترین و پرطرفدارترین رویداد فوتبالی جهان در حال برگزاری است؛ رویدادی که در آن، نبرد توپ و دروازه سرنوشت بازندگان و صعودکنندگان را رقم میزند.
جام جهانی فوتبال رویدادی است که در فضایی دوستانه و مسالمتآمیز، کشورها را با یکدیگر رودررو میکنند تا یکی ببازد و دیگری ببرد؛ اما قرعه برگزاری این رویداد، امسال در کشوری افتاده که در کل دنیا به جنگطلبی و جنگافروزی مشهور است و به گفته اسپوتنیک، از سال 1945 تا سال 2023، 201 جنگ مسلحانه را به شیوههای مختلف در کشورهای دنیا به راه انداخته است.
آخرین شاهکار این کشور صلحطلب(!) نیز حمله وحشیانه به خاک کشورمان بود که هنوز هم بهطور رسمی پایان نیافته است. در این اوضاع، گرافیستهای شهر بیکار ننشسته و برگزاری جام جهانی را در آمریکا دستمایه خلق آثار هنری قرار دادهاند.
آنها در این پویش با زبان بینالملل و با شعار «جام جهانی 2026 را در تاریخ ثبت میکنیم، اما نه بهخاطر فوتبال!» همه افراد دنیا را مخاطب خود قرار داده و کوشیدهاند در آثارشان توجهات را به بطن جام جهانی و جنایات آمریکا جلب کنند. در این شماره پنج گرافیست اصفهانی درباره ملازمت جنگ و فوتبال و ضرورت طراحی پوستر با این محوریت گفتهاند و درباره آثارشان توضیح دادهاند.

فوتبال
زیر سایه نفت!
فاطمه خلیفهقلی
برای من مسئله فقط کنار هم قرار گرفتن جنگ و فوتبال نیست؛ مسئله این است که پشت این جنگ، یک حرص و طمع بزرگ برای نفت و قدرت وجود دارد. فوتبال ذاتاً باید نماد صلح، شادی و کنار هم بودن ملتها باشد؛ اما وقتی کشوری که سیاستهایش بر پایه جنگ، سلطه و تصاحب منابع دیگران شکل گرفته میزبان جام جهانی میشود، این معنا تغییر میکند.
در نگاه من، چنین میزبانیای دیگر فقط یک رویداد ورزشی نیست و به تلاشی برای پوشاندن واقعیتهای تلخ، پشت چهرهای زیبا و جهانی تبدیل میشود.
من این ملازمت جنگ و فوتبال را از مسیر همین تضاد میبینم: از یک طرف جام جهانی، هیجان، مردم و ورزش قرار دارد؛ از طرف دیگر نفت، طمع، جنگ و جنایت. کشوری که برای بهدستآوردن نفت و منافع اقتصادی حاضر است دست به هر کاری بزند، نمیتواند تصویر پاکی از فوتبال ارائه کند. به همین دلیل، برای من فوتبال در این موقعیت زیر سایه نفت و جنگ قرار گرفته است.
هنرمند باید دغدغه اتفاقات مهم زمانهاش را داشته باشد. وقتی یک رویداد بزرگ جهانی مثل جام جهانی با سیاست، جنگ، نفت و منافع قدرتها گره میخورد، تصویرسازی و پوستر میتواند یک زبان اعتراضی باشد؛ زبانی که شاید مستقیم حرف نزند، اما مخاطب را وادار به فکر کردن کند. ضرورت این کار برای من این بود که پشت ظاهر پرزرقوبرق یک رویداد ورزشی، واقعیتهای تلختری هم دیده شود. این نوع پوسترها برای یادآوریاند؛ برای اینکه بگویند فوتبال نباید تبدیل به پوششی برای جنگ، جنایت یا منافع سیاسی شود.
در این پوستر من سعی کردم نماد جام جهانی و عدد سال را از حالت یک نشانه ورزشی و جشنگونه خارج و آن را به بشکههای تیره و فشردهشده و آغشته به نفت تبدیل کنم. نفتی که روی فرم اصلی ریخته و از آن چکه میکند، برای من فقط یک ماده نیست؛ نماد طمع، حرص و سیاستهایی است که برای غارت منابع دیگران، حتی از جنگ و خشونت هم عبور میکنند.
پیام اصلی من این بود که این کشور میزبان واقعی جام جهانی نیست؛ بلکه میزبان نفت است. یعنی پشت ظاهر فوتبال، استادیوم، شادی و تبلیغات جهانی، چیزی که پررنگتر دیده میشود، حرص برای نفت، قدرت و منافع سیاسی است.
میخواستم مخاطب با دیدن این پوستر احساس کند که این جام، جامی پاک و بیطرف نیست؛ انگار قبل از شروع مسابقات، با نفت و تصمیمات جنگطلبانه آلوده شده است. برای همین فرم را سیاه، لهشده و زخمی طراحی کردم؛ چون میخواستم نشان بدهم وقتی فوتبال در اختیار چنین سیاستهایی قرار میگیرد، دیگر فقط یک بازی نیست و تبدیل میشود به ابزاری برای پنهان کردن طمع، غارت منابع و جنایتهای پشت صحنه.

جام صلح
در دست کشوری جنگافروز
سعید زمانی
پوسترهای این پویش نگاهی کلیتر از تأثیرات آمریکا بر جام جهانی داشته و پیام کلی همه پوسترها یک حرف است. این طرحها به زبان فوتبال که زبان مشترک دنیاست، مردم دنیا را انذار داده درباره اینکه جام جهانی بهعنوان یک اتفاق بینالمللی و بزرگ که پیامآور صلح و دوستی است، در کشوری برگزار میشود که خودش عامل جنگ است.
آن هم نه در سالهای گذشته؛ بلکه همین امروز. این لایه اول و پنهان همه این پوسترهاست و قرار است به مخاطب تلنگری بزند. امروز یک سهضلعی داریم: جام جهانی که پیامآور صلح و دوستی است؛ جنگ که پیامها و اثراتی در مقابل جام جهانی دارد؛ آمریکا بهعنوان باعث و بانی این قضیه.
از میان این سه ضلع، قرارگیری آمریکا در کنار جنگ و قرارگیری آمریکا با جامجهانی منطقی است؛ اما این سه در کنار هم قرار نمیگیرند. امروز بخشی از دنیا آمریکا را کشوری درگیر جنگ میبیند و جام جهانی برایش اهمیت ندارد. بخش دیگر این کشور را درگیر فوتبال میبیند و حواسش به جنگافروزی آمریکا نیست. هدف ما این است که بگوییم جنگ و جام جهانی و آمریکا در کنار هم قرار گرفتهاند و این منطقی ندارد.
هرکس رسالتی دارد و بسیاری از افراد در حال انجام رسالتشان در موقعیت جنگ هستند. این طراحیها نشان آزادیخواهی است. میخواهیم بگوییم ما طراحان دربند نیستیم و آزادیم و دربرابر اتفاقات بینالمللی دغدغهمندیم. این رسالت وقتی پررنگتر میشود که رهبر انقلاب درباره جایگاه و رسالت هنرمندان تأکید کنند.
نگاهمان در این پویش به جام جهانی صرفاً نگاهی فوتبالی نیست و اصل جام جهانی برایمان جایگاهی ندارد. ما فوتبال و جام جهانی را بهعنوان یک ابزار در نظر گرفتیم؛ چون داغترین و پرمخاطبترین موضوع جهان است.
اینکه جام جهانی در کشوری جنگافروز برگزار میشود، جذابیت مضاعفی برای این موضوع ایجاد کرده و دست طراحان را بازتر میکند. اگر جام جهانی در کشور دیگری هم برگزار میشد، ما میتوانستیم طرحهای دیگری بزنیم؛ اما شاید پوسترهایمان تا این اندازه حرف و پیام منتقل نمیکردند.
من سعی کردم در پوسترم از زاویهای کمتردیدهشده به این موضوع نگاه کنم: زاویه اقتصادی. خواستم به دنیا بگویم ممکن است بعد از این جنگ خبری از دلار نباشد و بهزودی با یوان جایگزین شود. این را با زبان فوتبال بیان کردم و در پوستر با یک نگاه دریافت میشود.

بازی رسانهای به نفع جبهه مقاومت
مهدی جهانبخش
همزمانی برگزاری بزرگترین رویداد فوتبالی جهان با جنایات جنگی آمریکا و حضور تیم ملی ایران در این رویداد، درحالیکه همه رسانههای جهان متوجه این رویدادند، ظرفیتی برای رسانهای به نام پوستر ایجاد کرده است.
ما نیز از این ظرفیت بهره جستیم تا در این میدان خودمان را نشان بدهیم. قصدمان این بود در این میدان، جنگ هوشمندانهای را در فضای رسانه شروع کنیم. این جنگ که ما سربازش هستیم، اتفاقی برونمرزی است و اهدافی را همراه خود دارد.
مخاطبان خارج کشور هدف اصلی ما هستند و با زبان رسانههای فرامرزی حرفمان را میزنیم؛ به همین دلیل، باید از نمادهای تصویری استفاده کنیم که مخاطب جهانی با آن آشنا بوده و دارای صراحت بیان باشد.
هدف ما در این نمایش عظیم رسانهای این است که به آن بهنحوی جهتدهی کنیم که به نفع جبهه مقاومت باشد. اینجا میشود بازیهای رسانهای را آغاز کرد و بحثهای سیاسی پنهان در جام جهانی را، بهخصوص الان که در بطن آمریکا در حال برگزاری است، مطرح کنیم.
درحالیکه اتفاقات جام جهانی در رسانهها ثبت میشود و بر جنایاتی مثل جنگ و کودککشی و پرونده اپستین سایه میاندازد، خواستیم فضای رسانهای را برای مردم دنیا باز کنیم و توجهات را به آن سمت ببریم.
برای این پویش چهار پوستر طراحی کردم که از میانشان این اثر بسیار دیده و بازنشر شد؛ تاجاییکه یکی از سفارتهای ایران در فضای مجازیاش از این طرح استفاده کرد. در این پوستر از نمادهای شناختهشده بین مردم دنیا استفاده کردم: شمعدانی منورا را که یکی از نمادهای یهودیت است، در دست نماد آزادی آمریکا قرار دادم و در کنارش، توپ جام جهانی دیده میشود.
این طرح نشاندهنده پسزمینه اتفاقاتی است که در آمریکا میافتد؛ یعنی سلطه یهودیت بر بافت فرهنگ و تاریخ آمریکا که بر جام جهانی نیز تأثیرگذار است. شعار «رویای آمریکایی» نیز یکی از شعارهای قدیمی و اساسی است که براساس آن، بر این باورند که آمریکا فرصتهای جدیدی برای زندگی ایجاد میکند. میخواستم این دروغ را برملا کرده و ثابت کنم دست یهودیت و صهیونیسم با آمریکا در یک کاسه است.

بیا فراموشش کنیم!
محمدهادی مهدویکیا
آمریکا کشوری است که شکلگیریاش با جنایت و غارت و غصب بوده و این روند تا همین امروز با جسارت به خاک میهن ما ادامه داشته و این مسئله بر هیچکس پوشیده نیست؛ اما این کشور برای ادامه حیاتش و جنایتهای بیشتر، نیاز به سفیدشویی گاهوبیگاه و ایجاد جذابیت و معصومیت در نگاه مخاطب دارد.
یکی از بهترین فرصتها برای پوشاندن و ازیادبردن جنایتهای دیروز و شکستهای امروز، جامجهانی فوتبال است.
تلاش ما این است که به مخاطب یادآوری کنیم این رویداد پرحاشیه صرفاً یک پوشش سانسورکننده برای دستهای آلوده و شکستهای آمریکاست، نه صرفاً یک رویداد ورزشی بیطرف.
غرب صاحب بزرگترین رسانههاست و همیشه در چشم امثال ما یک غول وحشتناک و شکستناپذیر به نظر میرسد؛ هیولایی که طوری جسم و جان انسانها را احاطه کرده که ما حتی از تلاش برای مقابله با آن هم ناامیدیم.
اما این جنگ که بسیاری از معادلات دنیایی را دگرگون کرد، این هیولای پوشالی را هم بینصیب نگذاشت؛ تیم جوان، قدرتمند و ناشناسی که در میان این جنگ دست به تولید انیمیشنهای لگویی زد و صدای حقیقت را به گوش تمام مردم دنیا رساند، سلبریتیهای مجازی که اعتقادشان را فریاد زدند و تمامقد از ایران دفاع کردند، طهرانیمقدمها و آوینیها، رهبر شهید و… به ما یاد دادند که ما با هر ابزاری که داریم، اگر خالصانه و مصمم و با ایمان جلوی این غولهای جنایتکار بایستیم، با عنایت خدا توان شکست و رسوایی هر شیطانی را داریم. یعنی گرافیک و پوستر، یکی از ابزارهای کاربردی برای چنین نبردهایی است.
همانطور که نهتنها هنرمندان ایرانی، بلکه بسیاری از هنرمندان سراسر دنیا تلاش کردند با همین ابزار چهره واقعی این جنایتکاران را به دنیا نشان بدهند و اجازه ندهند که چهره معصوم و شاد و مدرنی از آنها در ذهن مردم دنیا بماند.
این پوستر عضوی از مجموعه سیزدهتایی با عنوان (lets move on) به معنی «بیا فراموشش کنیم» است.
این مجموعه که برای مخاطب بینالملل طراحی شده، تلاش کرده با سبک تصویرسازی جوانان آمریکایی، ضعفهای اجتماعی، جنایتها، شکستها و دروغهای آمریکا را نشان بدهد. در این پوستر، گویی یک فرد مضطرب تلاش کرده با لوگوی جامجهانی که با چسبهای نامنظم تشکیل شده، بهطور ناشیانه و ناموفقی این شکستها و دروغها را بپوشاند و به مخاطب بگوید بیا فراموشش کنیم!

این پوسترها سیاسی نیستند!
نعیمه فاضلی
جام جهانی صرفاً یک رویداد ورزشی نیست؛ یکی از بزرگترین رخدادهای فرهنگی و اجتماعی جهان است که میلیونها نفر آن را دنبال میکنند. هنر پوستر میتواند از این فرصت برای طرح مسائل انسانی و اخلاقی استفاده کند. هدف از طراحی چنین پوسترهایی ورود به مباحث سیاسی نیست؛ بلکه یادآوری این نکته است که در کنار جشنها و رقابتهای ورزشی، نباید رنج انسانها و قربانیان جنگ فراموش شوند.
در این پوستر تلاش کردم پیوند ناخواسته و تلخ میان جنگ و فوتبال را به زبان استعاره و تصویری نشان دهم. فرم اصلی جام جهانی بهگونهای طراحی شده که یادآور یک پرنده صلح است. در بخش پایین نیز جام جهانی به یک کولهپشتی مدرسه تبدیل شده که عدد «۱۶۸» روی آن نوشته شده است؛ اشارهای به کودکانی که در جنگ جان خود را از دست دادهاند. این نوع طراحی نشان میدهد در سایه جنگ، شور و هیجان فوتبال جای خود را به اندوه ازدسترفتن آینده نسلها میدهد. پیام اصلی پوستر دفاع از صلح و یادآوری ارزش زندگی انسانها، بهویژه کودکان است. پوستر دعوتی است به صلح، مسئولیتپذیری و فراموش نکردن قربانیانی که صدایی برای دفاع از خود ندارند.



