این رویداد فوران همبستگی اجتماعی در عالی‌ترین سطح تمدنی آن است

آخرین دیدار با آقای شهید ایران

در تحلیل پدیده‌های کلان، همواره لحظاتی فرامی‌رسند که نظم روزمره و ساختارهای عرفی زمان و مکان دچار یک گسست بنیادین شده و جامعه در یک وضعیت گذار نمادین به بازتولید هویت و بازخوانی آرمان‌های خویش می‌پردازد.

تاریخ انتشار: 11:49 - سه‌شنبه 16 تیر 1405
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
آخرین دیدار با آقای شهید ایران

به گزارش اصفهان زیبا؛ در تحلیل پدیده‌های کلان، همواره لحظاتی فرامی‌رسند که نظم روزمره و ساختارهای عرفی زمان و مکان دچار یک گسست بنیادین شده و جامعه در یک وضعیت گذار نمادین به بازتولید هویت و بازخوانی آرمان‌های خویش می‌پردازد؛ پدیده‌ای که اکنون در قالب مناسک وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید با شکوهی بی‌نظیر در حال تکوین است و نمی‌توان آن را تنها یک سوگواری در نظر گرفت؛ بلکه این رویداد تجلی تام وجدان جمعی و فوران همبستگی اجتماعی در عالی‌ترین سطح تمدنی آن است.

وقتی به آن سحرگاه ملتهب دهم اسفندماه می‌اندیشیم، لحظه‌ای که جامعه در یک اضطرار وجودی عمیق فرورفت و در فقدان پدر معنوی خویش دست نیاز و استمداد به‌سوی آسمان دراز کرد، درمی‌یابیم که این اضطرار نه نشانه‌ای از فروپاشی بلکه نقطه عزیمت یک مبعوث شدن بود.

در آن سحرگاه ما مضطر بودیم و از خداوند خواستیم تا رهبر عزیزتر از جانمان را برای ما نگه دارد و سنت الهی و دینامیسم تاریخی این مکتب، او را نگه داشت؛ هم نام پرشکوهش را و هم تبار نورانی‌اش را که اکنون در چهره‌ای جوان‌تر و در قامت خامنه‌ای جوان متجلی شده است تا زنجیره کاریزمای نهادینه‌شده و ولایت استمراریافته بدون هیچ‌گونه انقطاعی، مسیر تکامل جامعه اسلامی را تضمین کند.

در جهان مدرن که عقلانیت ابزاری همه ساحت‌های حیات را تسخیر کرده است، گریستن دسته‌جمعی برای یک آرمان مجسم، کارکردی به‌شدت ترمیم‌کننده دارد؛ شاید خدا از این طریق ما را پاک کند، توبه‌های اجتماعی‌مان را بپذیرد و قلب‌های از هم دور افتاده در کشاکش روزمرگی‌ها را دگربار به هم نزدیک‌تر سازد.

این اشک‌ها نماد ضعف نیستند، بلکه چسب نامرئی انسجام اجتماعی‌اند که در سایه تشییع پیکر یک پدر، مفهوم فراموش‌شده برادری را به ما یادآوری می‌کنند و روح بلند او که اکنون بر فراز ایران و در گستره ابدیت ناظر بر ماست، از دیدن این با هم بودن و تسلای خاطر هم شدن، شاد و راضی خواهد بود.

ما در این مناسک بی‌بدیل در حال به خاک سپردن یک تن نیستیم؛ ما بزرگ‌ترین دارایی هویتی خود و در یک‌کلام روح جامعه‌مان را بدرقه می‌کنیم تا در بستر این فقر ظاهری و درک اضطرارمان در فقدان او به یک غنای درونی و خیزش تمدنی دست یابیم.

برای درک ژرفای این پدیده باید به حافظه جمعی این امت در نماز جمعه نصر رجوع کنیم؛ چقدر شوروشوق در آن روزهای حماسی نهفته بود، یادش به خیر روزهایی که در خطبه‌های نمازجمعه نصر پس از شهادت جانسوز سید حسن نصرالله عزیز درحالی‌که دشمن با وقاحت تمام رهبرمان را تهدید کرده بود، شجاعت و صلابت بی‌نظیری در قامت آن نماز تاریخی جلوه‌گر شد و به جهان نشان داد که رهبری دینی در شیعه نه در پناهگاه‌ها که در خط مقدم رویارویی با هژمونی استکبار ایستاده است.

ما در آن روزها که هنوز در سایه سار آن سرو بلند و استوار بودیم، با تمام وجود می‌خواستیم نشان دهیم که جان‌فدای اوییم؛ اما امروز تاریخ ما را به نقطه‌ای رسانده است که باید در تشییع آن پیکر مطهر شرکت کنیم. این بار دل‌های ما چاک‌چاک از مصیبتی است که بر ما و جبهه مقاومت رفته است؛ مصیبتی که سنگینی آن با ثقل یک تاریخ برابری می‌کند.

در این بازهٔ زمانی چه رنج‌های طاقت‌فرسایی که نبردیم، چه داغ‌های سنگینی که بر سینه‌هایمان ننشست. بااین‌وجود این تشییع باشکوه مکانیزمی برای غلبه بر این ترومای جمعی است.

برادران و خواهران مؤمنی که در این مناسک عظیم شرکت می‌کنند، حتی اگر به دلیل ازدحام میلیونی جمعیت به پیکر مطهر نرسند، باز هم در مقام یک زائر تعریف می‌شوند، چرا که در این مراسم آنچه اصالت و اهمیت راهبردی دارد، نفس حضور است؛ حضوری که کارکرد آن، تجدید بیعت با آرمان‌های بلند آن یار سفرکرده و اعلام وفاداری قاطع و جان‌فشانی برای استمرار مسیر در پرتو هدایت خامنه‌ای جوان است.

ما با او و مکتب او پیمان بستیم، همان پیمانی که ریشه در عهد خمینی کبیر (ره) دارد. در این قیام جمعی و فردی، جامعه به این آگاهی دیالکتیکی رسیده است که باید برخاست. این قوم به‌پاخاسته با اتکا به نیروی الهی، امواج فتنه‌ها را می‌شکافد.

در میان تمام سختی‌ها و رنج‌ها، ایرانیان یک رؤیای رهایی‌بخش دارند؛ رؤیایی که از جنس فانتزی‌های خام جهان سرمایه‌داری نیست، بلکه یک آرمان‌شهر محقق‌الوقوع است. رؤیای هر یک از ما طلوع خورشیدی از تبار امام حسین (ع) است که در کنار او و دوشادوش او برای استقرار عدالت جهانی بجنگیم و زمین را که از ظلمت کفر منحرف شده است، دوباره بر مدار حسین (ع) بازگردانیم.

این همان تجلی عهد ماست: «انا علی العهد، لبیک یا مهدی.» آن رهبر شهید، پناه این مردم در کوران بلاها و بحران‌ها بود؛ شخصیتی که تمام اقتدار و مشروعیت خویش را نه از ساختارهای صلب قدرت بلکه از چشمه جوشان روضه فاطمه زهرا (س) می‌گرفت.

ما با مکتب او پیمان بسته‌ایم که تا فتح آخرین قله‌ها با او بمانیم. در این مسیر یاران بسیاری بی‌سر و با پیکرهای خونین رفتند؛ اما ما بازماندگان در پرتو این همبستگی اجتماعی با یکدیگر می‌مانیم و تا زمانی که این ملت مسلح به سلاح ایمان است، هیچ امکان تسلیم و تحمیلی از سوی قدرت‌های جهانی متصور نیست؛ چرا که ایران ما رهبر دارد و رهبر ما ایرانی چنین استوار در پشت سر خویش دارد.

ایران در این گفتمان تنها یک جغرافیای سیاسی نیست، بلکه دیار علی و قرارگاه تمامی یاران بی‌قرار اوست که یقین دارند عدالت علوی دوباره به این پهنه بازخواهد گشت.

هر چه به موعد تدفین پیکر این رهبر شهید نزدیک‌تر می‌شویم، بر سنگینی بغض فردی و جمعی ما افزوده می‌شود. ظاهرا آن خبر هولناک سحرگاه دهم اسفندماه تلخ‌ترین حقیقت ممکن بود و باید این مرحله از سوگ را بپذیریم.

حقیقتا این یک فقدان عظیم و یک خلأ ژئوپلیتیک و معنوی در سطح جهانی است. ما در این برههٔ زمانی افتخار معاصرت با انسان عالی‌قدری را داشتیم که هیچ وصف آکادمیک ظرفیت و ارزش قرارگرفتن در کنار نام او را ندارد. کلمات در برابر عظمت این بزرگ‌مرد تاریخ جهان حقیرند؛ لذا تلاش بیهوده برای توصیف کامل ایشان در قالب کلمات را باید کنار گذاشت، چرا که شکوه بدرقهٔ میلیونی ایشان، خود رساترین رسانه‌ای است که به جهانیان فهماند قائد شهید که بود و چه پایگاه عمیقی در بطن جامعه داشت. ایشان جلوهٔ تام ایمان در زمانه‌ای بود که نسبی‌گرایی اخلاقی در جهان جولان می‌داد و تمام ساختارهای هنجاری را تهدید می‌کرد.

در این راستا ما باید از آخرین فرصت‌های دیدار و حضور در مناسک تشییع، توشه برداریم؛ توشه‌ای که هم ساحت فردی ما را در برمی‌گیرد و هم برای انقلاب و آینده کشورمان حیاتی است.

توشه فردی ما از این وداع باشکوه کسب معنویت و تقویت اراده برای گام برداشتن در مسیر قائد شهید است؛ اما توشهٔ سیاسی و تمدنی ما از این رویداد، رقم‌زدن تصویری باعظمت و رعب‌آور برای دشمنان از مفهوم قیام است. این بدرقه و تشییع به‌هیچ‌وجه یک آیین بزرگداشت تکراری نبود که تنها به تخلیه هیجانی توده‌ها بینجامد؛ بلکه نقطه تبلور یک عزم ملی و یک نهضت اصیل اسلامی برای تحقق آرمان‌های قائد شهید است.