به گزارش اصفهان زیبا؛ در دنیایی که فناوری با سرعتی سرسامآور پیش میرود، گاهی یک جرقه کوچک در ذهن یک نوجوان میتواند به آتشی فروزان برای کشف ناشناختهها تبدیل شود.
امیرحسین شمگانی، دانشآموز ۱۷ ساله اهل اصفهان، یکی از همان نوجوانانی است که جرقه را در دل یک لامپ سوخته یافت و امروز، پس از سالها تلاش، پشتسر خود کارنامهای درخشان از افتخارات ملی و بینالمللی، اختراعات ثبتشده و پروژههای صنعتی دارد.
او که از ۹سالگی پا به دنیای الکترونیک گذاشت، اکنون در آستانۀ جوانی، نهتنها بهعنوان یک دانشآموز نمونه، بلکه در کسوت یک مخترع خلاق و عضو بنیاد ملی نخبگان شناخته میشود.
آنچه در این گفتوگو میخوانید، روایت تلاش، پشتکار، حمایت خانواده و معلمان، و نگاهی مسئولانه به آینده است؛ روایتی که نشان میدهد نسلی از جوانان ایرانی، فارغ از هر محدودیتی، در حال ساختن فردایی روشنتر برای خود و کشورشان هستند. «اصفهانزیبا» در این مصاحبه تفصیلی، پای صحبتهای این نوجوان نخبه نشسته است تا از انگیزهها، چالشها، دستاوردها و آرزوهایش برایمان بگوید.
لطفا خودتان را برای مخاطبان ما کامل معرفی کنید.
امیرحسین شمگانی هستم، ۱۷ساله، دانشآموز پایه یازدهم در رشته برق صنعتی و ساکن استان اصفهان. از اینکه این فرصت را به من دادید تا تجربهها و دیدگاههایم را با شما و خوانندگان محترم «اصفهانزیبا» در میان بگذارم، صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم آنچه از مسیر پرپیچوخم تا امروز آموختهام، بتواند برای دیگر دانشآموزان و علاقهمندان به حوزههای پژوهش و فناوری، یک نقشه راه روشن و انگیزشبخش باشد. همواره تلاش کردهام تا میان درس، تحقیق و کار عملی تعادل برقرار کنم و هرروز قدمی هرچند کوچک بهسوی هدفهای بزرگتر بردارم.
چه عاملی سبب شد بهسمت رباتیک و الکترونیک جذب شوید و این علاقه چگونه در شما شکل گرفت؟
علاقه من به الکترونیک به دوران کودکی بازمیگردد. همیشه کنجکاو بودم بدانم وسایل الکتریکی چگونه کار میکنند و راز پشت روشنشدن یک لامپ یا حرکت یک موتور چیست. این کنجکاوی در ۹سالگی به نقطهای جدی تبدیل شد. روزی یک لامپ سوخته را بازکرده و سعی کردم علت خرابی آن را پیدا کنم؛ همان جرقهای بود که مسیر زندگیام را تغییر داد. از همان روز تصمیم گرفتم الکترونیک را جدی بگیرم و با خواندن کتابهای ساده و تماشای ویدئوهای آموزشی، گامهای نخستین را برداشتم. بعد از مدتی، تعمیر وسایل کوچک خانگی را آغاز کردم و یک سال بعد، یعنی در ۱۰سالگی، به بازار کار وارد شدم و تعمیر وسایل برقی و خانگی را حرفهای دنبال کردم. اولین مدار الکتریکیام را که ساختم و چراغی را روشن کرد، احساسی وصفناپذیر داشتم؛ گویی به دنیای جدیدی پا گذاشته بودم که در آن هر چیزی ممکن بود. کمکم پروژهها پیچیدهتر شدند و من به جای تعمیر، به فکر ساختن افتادم. در ۱۲سالگی بود که پایم به دنیای رباتیک باز شد و از آن زمان تاکنون، هرروز چیز تازهای یاد گرفتهام. برای من رباتیک تنها یک رشته نیست؛ تلفیقی از خلاقیت، دانش و آیندهنگری است. در این مسیر، انسان تنها مصرفکننده فناوری نیست؛ بلکه خودش خالق ابزارهایی میشود که زندگی را دگرگون میکنند. این حس خلقکردن، بزرگترین انگیزهای است که من را تا امروز پای کار نگه داشته.
مدرسه و معلمان تا چه اندازه در شکلگیری استعداد و پیشرفت شما نقش داشتند؟ آیا فضای آموزشی توانست از شما حمایت کند؟
نقش مدرسه و معلمان در مسیر من غیرقابلانکار است. معلمانی که به دانشآموز به چشم یک شماره یا نمره نگاه نمیکنند، بلکه استعدادها و علایق او را میبینند، میتوانند مسیر زندگی را متحول کنند. خوشبختانه معلمانی داشتم که نهتنها من را در پروژههایم تشویق میکردند، بلکه گاهی ایدههایم را به چالش میکشیدند تا عمیقتر فکر کنم. آنها به من آموختند که آموزش فقط در کتابها خلاصه نمیشود و کار عملی و پژوهش، جان تازهای به یادگیری میدهد. اگر فضای آموزشی مدارس ما بهسمت کارهای آزمایشگاهی، پروژههای گروهی و پژوهشهای کاربردی حرکت کند، بدون تردید استعدادهای پنهان بسیاری شکوفا خواهند شد. دانشآموزان زیادی توانمندی فراوانی دارند؛ اما گاهی فرصت بروز نمییابند. یک معلم خوب، با یک جمله امیدبخش یا یک تشویق بهموقع، میتواند چراغ مسیر یک نوجوان را روشن کند. از نظر من، تحول نظام آموزشی درگرو آن است که به جای تأکید بر حفظیات، بر مهارتآموزی و خلاقیت پافشاری شود؛ آنگاه خواهیم دید که نسل فردا، نسلی توانمند، نوآور و مسئولیتپذیر خواهد بود.
عادت مطالعاتی شما چگونه است؟ آیا بیشتر مقالات داخلی میخوانید یا خارجی؟ این مطالعه چقدر در پیشرفت شما مؤثر بوده است؟
در حوزهای مثل فناوری که هر روز با تحولات جدیدی روبهروست، توقف به معنای عقبماندگی است. من بهطور منظم مقالات و مطالب تخصصی در زمینههای رباتیک، الکترونیک، اتوماسیون، هوش مصنوعی و حتی علوم شناختی را دنبال میکنم. بیشترین منابع من، مقالهها و مجلههای خارجی هستند؛ چون معمولا بهروزتر، دقیقتر و مبتنی بر آخرین یافتههای پژوهشیاند. البته از منابع فارسی خوب هم غافل نمیشوم و همیشه سعی دارم مطالب را با زبان سادهتر برای دوستان و همکلاسیها بازنویسی کنم. مطالعه مقاله، ذهن را از سطحینگری خارج میکند و انسان را با افقهای جدید آشنا میسازد. جالب این است که بسیاری از فناوریهایی که امروزه به کار میگیریم، چند سال پیش فقط در قالب یک مقاله یا تحقیق آکادمیک بودند. پس مطالعه نهتنها اطلاعات را بهروز میکند، بلکه قدرت پیشبینی و طراحی آینده را نیز به انسان میدهد.
شما در المپیادها و مسابقات متعدد شرکت کردهاید. از افتخارات خود بگویید و بفرمایید آیا در عرصه بینالمللی نیز حضور داشتهاید؟
بله؛ طی این سالها در زمینههای گوناگون از رباتیک و الکترونیک گرفته تا برنامهنویسی، هوافضا، صنعت، کشاورزی و پزشکی فعالیت داشتهام. ازجمله افتخارهایی که کسب کردهام، شرکت در مسابقات خوارزمی با سه رتبه اول استانی و دو رتبه اول کشوری، مدال نقره مسابقات ملی مهارت، پنج رتبه برتر استانی و دو رتبه برتر کشوری در مسابقات علمیپژوهشی، مدال نقره استانی و مدال طلای کشوری در مسابقات کیدکد و قهرمانی استان در این مسابقه است که به راهیابی به مسابقات جهانی انجامید؛ همچنین در مسابقات جهانی ربوکاپ و روبوگان کشور حضور داشتم و هماکنون برای اعزام به مسابقات جهانی WSI در حال آمادهسازی هستم؛ درضمن عضو بنیاد ملی نخبگان هستم. اما برای من، مهمتر از هر مدال و عنوانی، تجربهای بود که از کار تیمی، حل مسئله پیچیده، مدیریت زمان و فشار روانی مسابقات بهدست آوردم. این رویدادها به من آموختند چگونه یک ایده را از ذهن به عرصه عمل برسانم و در شرایط بحرانی، بهترین تصمیم را بگیرم.
لطفا درباره چند پروژه شاخص خود توضیح دهید؛ کدامیک از آنها به تولید انبوه
یا ثبت اختراع رسیده است؟
تا امروز در حوزههای مختلف ازجمله الکترونیک، برنامهنویسی، مکاترونیک، رباتیک، هوافضا، کشاورزی و صنعت، طرحهایی داشتهام که برخی از آنها به ثبت اختراع انجامیده است. ازجمله این دستاوردها میتوان به گاوصندوق ضدسرقت هوشمند، سیستم دزدگیر لیزری اماکن، ربات آتشنشان، آداپتور شارژی برای کارتخوانهای ثابت در زمان قطع برق، کوادکوپتر مینی برای فیلمبرداری، پهپاد ناجیپر برای امدادرسانی و هواپیمای مدل در ابعاد سه متر برای نقشهبرداری و سمپاشی اشاره کرد؛ همچنین بیسیم ارتباطی نانویی طراحی کردهام که با وجود ابعاد بسیار کوچک (به اندازه یک بند انگشت)، برد ارتباطی حدود ۱۰ کیلومتر دارد. بیشتر این طرحها قابلیت تولید صنعتی و فروش دارند.اجازه دهید پروژه آبیاری زیرسطحی هوشمند را برایتان شرح دهم. این دستگاه، راهکاری نوین برای کاهش چشمگیر مصرف آب در کشاورزی است. در روشهای سنتی، حجم زیادی از آب هدر میرود و علفهای هرز نیز رشد میکنند؛ اما در این روش، آب دقیقا در عمق ریشه تزریق میشود و مصرف آب تا ۶۰درصد نسبت به آبیاری قطرهای کاهش مییابد؛ همچنین رشد علفهای هرز کنترل میشود و محصولات کیفیت بالاتری پیدا میکنند. این سیستم کاملا خودکار و بدون نیاز به دخالت انسان عمل میکند و حتی در مناطق دور از شبکه برق نیز قابل نصب است. این پروژه ثبت اختراع شده و پس از دریافت مجوزهای لازم، آماده تولید و فروش انبوه است.
خانواده شما چه حمایتهایی در این مسیر داشتند؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، هیچ موفقیتی بدون حمایت خانواده به این شکل پایدار نمیماند. خانواده من نهتنها از نظر مالی و تدارکاتی، بلکه از لحاظ روحی و روانی همواره پشتیبان من بودند؛ بهویژه در روزهایی که شکست میخوردم یا نتیجه دلخواه را نمیگرفتم. آنها هیچگاه از من نخواستند که دست از تلاش بردارم و همیشه به من اعتماد داشتند؛ حتی زمانی که مسیر برای خودم نیز مبهم بود. این اعتماد و آرامش، انرژی مضاعفی به من میداد تا دوباره بلند شوم و ادامه دهم. پدر و مادرم با وجود اینکه در جزئیات فنی کارم تخصص نداشتند، با درک و احترامی که به علاقهام میگذاشتند، بزرگترین سرمایه من بودند. به نظرم خانوادهای موفق است که فرزندش را در انتخاب مسیرش آزاد بگذارد و حتی اگر مسیر سخت و ناشناخته است، او را تنها نگذارد. همین حس امنیت، کلید بسیاری از موفقیتهای من بوده است.
به نظر شما یادگیری برای المپیاد
چه فرقی با درسخواندن برای امتحانات مدرسه دارد؟
تفاوت را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: یکی، برای «عبور» است و دیگری، برای «ساختن». در مدرسه، اغلب هدف، بازتولید اطلاعات در یک بازه زمانی مشخص است؛ اما در مسابقات و پژوهشهای علمی، ماجرا فرق میکند. در آنجا شما با مسئلهای روبهرو میشوید که ممکن است پاسخ آمادهای نداشته باشد و باید خودتان راهحلی بیابید. اینجا دیگر حفظکردن مفید نیست؛ باید تحلیل کنید، ترکیب کنید، آزمایش کنید و اشتباه کنید تا به پاسخ برسید. این نوع یادگیری، عمیقتر و ماندگارتر است و بهمرور زمان، قدرت حل مسئله را در شما تقویت میکند. در این مسیر، شما نه یک نمره، بلکه یک مهارت بهدست میآورید که تا پایان عمر همراهتان خواهد بود.
حوزه رباتیک را چگونه ارزیابی میکنید و ایران در این عرصه چه جایگاهی دارد؟
رباتیک، قلب تپنده آینده فناوری است. از کارخانجات هوشمند تا جراحیهای دقیق، از کشاورزی مدرن تا خانههای هوشمند، همهجا ردپای رباتیک دیده میشود. ورود به این حوزه، یعنی ورود به یکی از مهمترین جریانهای تحولآفرین جهان. درباره ایران، باید گفت که از حیث نیروی انسانی و استعداد، کمبودی نداریم و جوانان ما بارها در مسابقات جهانی درخشیدهاند؛ اما آنچه نیاز داریم، بسترهای مناسبتر، تجهیزات پیشرفتهتر و حمایت جدیتر از پژوهشهای کاربردی است. اگر این شرایط فراهم شود، شک ندارم که ایران میتواند یکی از بازیگران اصلی حوزه رباتیک در جهان باشد.
آینده شغلی و تحصیلی خود را چگونه میبینید؟
برای من، آینده فقط یک شغل نیست؛ بلکه یک مسیر است، مسیری برای رشد، یادگیری و اثرگذاری. برنامه دارم در رشتههای مهندسی برق، رباتیک یا مکاترونیک در یکی از دانشگاههای برتر کشور ادامه تحصیل داده و تواناییهایم را در سطحی تخصصیتر گسترش دهم؛ اما تأکید من بر مهارتآموزی و کار عملی است؛ نه صرفا مدرکگرایی. هدف نهاییام، طراحی سیستمهای هوشمندی است که در زندگی واقعی کاربرد داشته باشند و بتوانند نیازهای صنعتی و اجتماعی را پاسخ دهند. در بلندمدت دوست دارم به جایگاهی برسم که ایدههایم را به محصولات بینالمللی تبدیل کنم و در سطح جهانی نیز مؤثر باشم.
توصیه شما به دانشآموزانی که میخواهند وارد حوزه پژوهش شوند، چیست؟
توصیه من این است که منتظر نمانند تا همه شرایط ایدئال شود؛ چرا که هیچوقت چنین شرایطی فراهم نمیشود. از همان امکاناتی که در دسترس دارید، شروع کنید. امروزه منابع آموزشی آنقدر فراوان است که با یک گوشی هوشمند و اینترنت میتوانید مسیر یادگیری را آغاز کنید. مهم، استمرار است؛ نه سرعت. همچنین، تجربه عملی را دست کم نگیرید. بسازید، خراب کنید، دوباره بسازید و از اشتباهاتتان درس بگیرید. یادگیری واقعی در دل همین فرازونشیبها شکل میگیرد.
به نظر شما چه چیزی یک دانشآموز را از دیگران متمایز میکند؟
تفاوت اصلی در هوش ذاتی یا امکانات نیست؛ بلکه در «نگاه» و «استمرار» است. بسیاری توانایی دارند؛ اما هدف مشخصی ندارند یا پس از اولینشکست، دست از فعالیت میکشند. یک دانشآموز موفق، کسی است که با وجود سختیها، مسیر خود را ادامه میدهد، زمان خود را مدیریت کرده و بین تلاش، استراحت و تفریح تعادل برقرار میکند.
اهداف کوتاهمدت و بلندمدت شما چیست؟
در کوتاهمدت، تمرکزم را بر تقویت مهارتهای فنی، یادگیری عمیقتر مکاترونیک و اتمام پروژههای نیمهتمام با کیفیت بالاتر معطوف کردهام. هر پروژه باید قدمی رو به جلو باشد؛ نه تکرار گذشته. در بلندمدت، آرزو دارم به یک متخصص برجسته در حوزه سیستمهای هوشمند تبدیل شوم و بتوانم برای جامعهام ارزش ماندگاری خلق کنم. دوست دارم روزی برسد که نام ایران در حوزه فناوریهای پیشرفته با افتخار بیشتری برده شود و من هم سهمی در آن داشته باشم.
آیا تاکنون به مهاجرت
فکر کردهاید؟
بله؛ این فکر برایم پیش آمده است؛ همانطور که برای بسیاری از همنسلانم پیش میآید. واقعیت این است که برخی کشورها امکانات پژوهشی و صنعتی بیشتری دارند و این موضوع برای هر کسی که به پیشرفت فکر میکند، جذاب است. اما برای من مسئله صرفا «رفتن» یا «ماندن» نیست؛ بلکه این است که در کدام مسیر میتوانم بیشترین تأثیر را بگذارم و رشد کنم. اگر فرصتی واقعی برای یادگیری و کار در سطح جهانی پیش آید، آن را بررسی خواهم کرد؛ اما همزمان این دغدغه را دارم که بتوانم دانش و تجربهام را در خدمت کشور خودم نیز بهکار گیرم. به نظرم تصمیم مهاجرت باید آگاهانه، هدفمند و متناسب با مسیر شخصی هر فرد باشد؛ نه از روی احساس یا تقلید.
اگر بخواهید ایران را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
ایران سرزمین استعدادهایی است که اگر به آنها فرصت داده شود، میتوانند آیندهای بزرگتر از هر محدودیتی بسازند.
شنیدن خبر مدرسه میناب چه احساسی در شما برانگیخت؟
این خبر واقعا ناراحتکننده و تأملبرانگیز بود. مدرسه باید امنترین و مطمئنترین مکان برای رشد دانشآموزان باشد؛ اما وقتی چنین اتفاقهایی رخ میدهد، نشان میدهد که هنوز فاصله زیادی تا عدالت آموزشی داریم. این رویدادها نباید فقط یک خبر زودگذر باشند؛ بلکه باید ما را به فکر بهبود زیرساختهای آموزشی، به ویژه در مناطق محروم، وادارند. این مسئولیت هم بر دوش مسئولان است و هم بر دوش ما نسل جوان که باید برای تغییر، قدم برداریم.
آیا بحرانهای اخیر، نگاه شما را به جهان تغییر داده است؟
قطعا این اتفاقها باعث شده است نگاهم واقعبینانهتر شود. پیش از این، بیشتر بر اهداف شخصی متمرکز بودم؛ اما اکنون میدانم که شرایط بیرونی چقدر میتواند مسیر زندگی را تحتتأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، این تجربهها به من آموختند که قدر آرامش و فرصتهای موجود را بیشتر بدانیم. وقتی میبینیم در برخی نقاط دنیا حتی آموزش در خطر است، میفهمیم که همین امکانات ساده ما چقدر ارزشمندند. این نگاه، مرا مسئولانهتر و متعهدتر کرده است.
اگر یک نکته پایانی داشته باشید، چه خواهد بود؟
مسیر پیشرفت، هموار و سریع نیست؛ پر از چالش، ابهام و گاه شکست است؛ اما مهم، ماندن در این مسیر است. نسل امروز، بیشتر از هر نسلی به دانش و تکنولوژی دسترسی دارد. اگر هوشمندانه از این فرصت استفاده کنیم، میتوانیم آیندهای متفاوت بسازیم. باور دارم که هر کسی، حتی از همین سن، اگر هدف داشته باشد و دست از تلاش نکشد، میتواند تأثیرگذار باشد؛ پس شروع کنید، ادامه دهید و هرگز یادگیری را متوقف نکنید.امیرحسین شمگانی، با وجود سن اندک، چهرهای از نسل جوان ایران است که نمیخواهد تنها مصرفکننده فناوری باشد؛ بلکه در پی خلق آن است. او با پشتکار مثالزدنی، حمایت خانواده و معلمان و مطالعات گسترده، از یک کنجکاوی ساده به طراحی محصولات صنعتی و ثبت اختراعات دست یافته و افتخارهایی در سطح ملی و بینالمللی کسب کرده است. دغدغههای او در خصوص نظام آموزشی، نگاه واقعبینانه به مهاجرت و قدرشناسی از فرصتهای موجود، نشان از بلوغ فکری و اجتماعی بالای او دارد. بیگمان روایت این نوجوان اصفهانی میتواند الهامبخش بسیاری از همسالانش باشد تا باور کنند که محدودیتها، هرچند بزرگ، در برابر اراده و تلاش رنگ میبازند. اصفهان امروز به چنین جوانانی میبالد و چشم به راه درخشش بیشتر آنان در عرصههای جهانی دارد؛ چراکه آینده از آن کسانی است که امروز برای ساختنش دستبهکار میشوند.



