حمیدرضا قانونی، استادیار زبان و ادبیات فارسی، از شعر صغیر می‌گوید؛ شاعری اصفهانی که خود را جهانی می‌داند

شعر صغیر اصفهانی؛ فراتر از شعر آیینی

صغیر، در کنار قصاید و مثنوی‌های آیینی، غزل‌هایی فراوان سروده و در عرصه ادبیات غنایی نیز حضوری جدی دارد. زبان ساده و روان، پیوند با زبان مردم، پرهیز از مدح صاحبان قدرت و پادشاهان زمانه و برخورداری از مناعت طبع نیز از ویژگی‌هایی است که در بررسی شعر اهمیت دارد.

تاریخ انتشار: ۰۹:۰۰ - چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
شعر صغیر اصفهانی؛ فراتر از شعر آیینی

به گزارش اصفهان زیبا؛ صغیر اصفهانی را شاید بیش از هر چیز با شعر آیینی، مدح و منقبت اهل‌بیت(ع) و سروده‌های عاشورایی بشناسیم؛ شاعری که بخش مهمی از میراث ادبی خود را به بازتاب اندیشه‌های دینی و ولایت‌مدارانه اختصاص داد؛ بااین‌حال، محدود کردن شعر او به همین وجه، تصویری کامل از جایگاهش در شعر فارسی به دست نمی‌دهد.

صغیر، در کنار قصاید و مثنوی‌های آیینی، غزل‌هایی فراوان سروده و در عرصه ادبیات غنایی نیز حضوری جدی دارد. زبان ساده و روان، پیوند با زبان مردم، پرهیز از مدح صاحبان قدرت و پادشاهان زمانه و برخورداری از مناعت طبع نیز از ویژگی‌هایی است که در بررسی شعر اهمیت دارد.

از سوی دیگر، زیست صغیر در اصفهان و دلبستگی او به فرهنگ و هویت این شهر، در برخی سروده‌هایش بازتاب یافته است.

برای بررسی این وجوه و شناخت دقیق‌تر جایگاه صغیر در جریان شعر دوره بازگشت ادبی، در آستانه روز شعر و ادب فارسی، با حمیدرضا قانونی، استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور اصفهان، گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از ویژگی‌های زبانی و ادبی شعر صغیر، شعر آیینی و غنایی و پیوند او با فرهنگ اصفهان می‌گوید.

مهم‌ترین امتیاز شعر صغیر اصفهانی در تاریخ ادبیات فارسی چیست؟

به نظر من نکته‌های فراوانی در امتیاز شعر ایشان وجود دارد؛ ولی شعر صغیر سه ویژگی عمده دارد:

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های او، اخلاق‌مداری و توجه به پیشینه‌هایی مانند مدح و منقبت ائمه و تاریخ‌ شیعه است. بخش اعظم اشعار صغیر اصفهانی را همین موضوع تشکیل می‌دهد؛ یعنی منقبت، مدح و مباحثی که مربوط به ائمه اطهار(ع).

نکته دوم، سادگی زبان است. زبان او زبان مردم است. در عصری که شاید توجه به ساختارها و مکاتب ادبی اروپا به‌ویژه در شعر نو، مثل شعر نیما یا شعر هوشنگ ابتهاج یا دیگران مشاهده می‌شود، زبان صغیر زبانی ساده و بی‌آلایش است.

نکته بعدی آن است که صغیر از آنجا که بافنده بوده و از راه بافندگی امرار معاش می‌کرده، مدح و منقبت پادشاهان زمانه‌اش را نمی‌گفته. به همین دلیل، به مناعت طبع رسیده و کلامش به دور از هرگونه آلایش مادی است.

حتی در جاهای مختلفی به این موضوع اشاره می‌کند که من از هیچ‌کس نه صله‌ای دریافت می‌کنم و نه پاداشی می‌گیرم؛ مانند آنچه ناصرخسرو می‌گوید که «من آنم که در پای خوکان نریزم، مر این قیمتی درّ لفظ دری را». صغیر نیز حاضر نیست شعرش را برای خاندان‌ها، پادشاهان یا صاحبان سلطنت و حکومت عصر خویش فدا کند.

شعر صغیر اصفهانی را باید در امتداد کدام جریان یا سبک شعری بررسی کرد؟

صغیر اصفهانی در حقیقت ادامه غزل و قصیده‌ای است که در دوره بازگشت ادبی رایج است. دوره بازگشت ادبی دوره‌ای است که در آن زبان ساده‌تر می‌شود نسبت به سبک هندی یا اصفهانی، و غزل از شیوه و روش سبک عراقی و قصیده از ساختارهای سبک خراسانی پیروی می‌کند.

در حقیقت، باید شخصیت صغیر را ادامه همین روندی دانست که در دوره قاجار، به‌ویژه اواخر قاجار رایج شده و به آن واژه سبک را اطلاق نمی‌کنیم؛ بلکه ساختار دوره بازگشت ادبی مدنظر است.

بنابراین، جمع‌بندی‌تان از مهم‌ترین ویژگی‌های شعر او از لحاظ ساختار زبانی و ادبی چیست؟

صغیر از آنجا که از قشر ستم‌دیده و کارگر و قشر پایین و ضعیف جامعه است، زبانش زبان مردم کوچه و بازار است. آنچه باعث موفقیت شعر صغیر شده، نکته‌ای است که استاد جلال‌الدین همایی می‌گوید: «صغیر به‌سبب استعداد ذاتی و پشتکار و تمرین و ممارست متمادی، جزو استادان اصفهان شده است.»

یعنی علاوه بر این‌که او از طبقات محروم جامعه است، به سبب استعداد ذاتی و پشتکار و تمرینی که در زبان به کار می‌برد و به زبان مردم سخن می‌گوید، و چاشنی عرفان و اخلاق و مهم‌تر از همه، ولایت‌مداری و توجه به ارزش‌های دینی جامعه را مدنظر قرار داده، سبب شده است که زبان او روان باشد.

اصفهان و زیست فرهنگی این شهر چه تأثیری بر شعر صغیر گذاشته است؟ آیا می‌توان مؤلفه‌هایی مشخص از فرهنگ، آیین‌ها و فضای اجتماعی اصفهان را در شعر او شناسایی کرد؟

بله، در جاهای مختلف دیده می‌شود. بسیار جالب است که ایشان خود را اصفهانی می‌داند و در حقیقت می‌کوشد تا به اندیشه‌ها و تمایلات مردم اصفهان، به‌ویژه در محورهای مذهبی اشاره کند. حتی شعری دارد که می‌گوید: «در خواب گشت صائب، ظاهر به چشم جانم.» بحثی وجود دارد درباره اینکه آیا صائب اصفهانی است یا تبریزی.

صغیر می‌گوید من در خواب صائب را دیدم و از او پرسیدم: «اهل تبریزی یا اهل اصفهانی؟ خود حل این معما فرما تا بدانم.» سپس می‌گوید صائب به من گفت که زادگاه من اصفهان است و مدفنم نیز اصفهان است؛ اما دیگر برای من مهم نیست، چون «من نیستم زمینی، خورشید آسمانم.»

به نظر من همین قضیه درباره صغیر هم صادق است؛ یعنی اگرچه صغیر اصفهانی در اصفهان زندگی می‌کند و با زبان، آب‌وخاک، بناهای اصفهان، تمدن و فرهنگ اصفهان آشناست، اما این‌که بگوییم اصفهان واقعاً چه جایگاهی در شعر وی دارد، اولاً مقداری دشوار است و باید تحقیق و بررسی کنیم.

به نظرم می‌رسد که اصفهان را یکی از برترین شهرهای جهان می‌داند؛ از این جهت که حتی درباره صائب می‌گوید او را در خواب دیدم و گفتم اهل کجایی؟ صائب هم گفت اصفهان. یعنی حتی اگر نقل‌هایی هم داشته باشیم که صائب در تبریز به دنیا آمده، به‌خاطر همان عرق وطن‌دوستی و به عبارتی اصفهان‌دوستی، شاهدیم که او چنین پاسخی را درباره اصفهان می‌دهد.

پس مهم‌ترین رویکرد رایج در اصفهانِ زمان صغیر، مباحث مذهبی و اندیشه‌های ولایت‌مداری و توجه به اهل‌بیت(ع) است که در شعر او و در قصاید و غزلیات و مثنوی‌هایش موج می‌زند. در حقیقت، او در اشعارش رویکرد اصفهان‌دوستی را با ولایت‌مداری و منقبت اهل‌بیت(ع) ترکیب کرده است.

همان‌طور که گفتید، یکی از وجوه شناخته‌شده او توجهش به اهل‌بیت، به‌خصوص واقعه کربلاست. بین شعر آیینی صغیر با اشعار آیینی سایر شاعران چه تفاوت‌ها و تمایزهایی وجود دارد؟

نکته‌ای هست که برای خود من جالب است؛ صغیر هر جا که از ولایت‌مداری سخن می‌گوید، به‌ویژه درباره امام حسین (ع) یا واقعه کربلا، یا حتی غدیر خم که مثنوی‌هایی هم در این زمینه دارد، برخاسته از دل است.

امروزه شعر آیینی خیلی پیشرفت کرده است. بسیاری از گویندگان و سرایندگان، شعرهای آیینی فراوانی دارند؛ اما بخشی از این اندیشه‌ها و اشعار آیینی کوششی است و کششی نیست و جنبش شعر در لایه‌های دل صورت نگرفته است. اما جالب است که در شعر صغیر، پشتوانه پشتکار، ملازمت و تمرین، و در کنار آن، برخاستگیِ محض از دلِ شاعر بزرگ‌ترین مشخصه و تفاوت شعر آیینی صغیر با دیگر شاعران است.

در کنار آن‌ها می‌توانیم به شخصیت خود صغیر هم توجه کنیم؛ یعنی در درجه اول، در شخصیت او زبان و اعتقادات ملاک است؛ در درجه دوم، او شخصیتی است بسیار فروتن و بسیار متواضع، و البته از طرفی هم با سلسله‌هایی مثل نعمت‌اللهیه آشنایی داشته و همه این‌ها سبب شده که شعر وی شعری برخاسته از دل باشد و شعر آیینی در شعر او نمودی شخصی پیدا کند؛ یعنی شعری که برآمده از دل شاعر است.

درباره ادبیات غنایی صغیر اصفهانی بگویید.

برخی وقتی نام صغیر می‌آید، شعر او را فقط به مباحث اعتقادی، مباحث آیینی و مطالب از این قبیل منحصر می‌کنند؛ در صورتی که من می‌خواهم بگویم خیر. بخش اعظم شعر صغیر اصفهانی مباحث آیینی، اندیشه‌های دینی و برآیند منقبت امامان و پیامبر اکرم (ص) است؛ اما قوی‌ترین لایه کلام صغیر اصفهانی، بخش ادبیات غنایی اوست.

ایشان ۷۲ قصیده، دو ترکیب‌بند و ۱۱۷ مثنوی دارد؛ اما جالب است که غزلیات او چیزی حدود ۴۲0 غزل است. یعنی نشان می‌دهد صغیر اصفهانی در قالب غزل از بقیه قالب‌ها سرآمد است. این غزل‌ها هم اگرچه غزل‌هایی است که گاهی مباحث آیینی در آن‌ها مطرح می‌شود، به‌طور کلی مباحث غنایی دارند و غزل‌های بسیار زیبایی سروده است؛ و حتی به پیروی از شاعران بزرگ مثل مولوی و حافظ و سعدی دست به سرودن غزل زده.

مثلاً غزلی دارد که می‌گوید: «چون خضر ره به چشمه حیوانم آرزوست/ یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست» دو نکته را روشن می‌کند: اولاً این‌که او پیرو سبک عراقی در غزل است؛ ثانیاً زبانش زبان غناست.

یعنی اگرچه به نظر می‌رسد در غزل‌هایش شعر آیینی جایگاهی ندارد، نشان می‌دهد که او بسیار توانا در سرودن ادبیات غنایی و مقوله‌هایی مثل عشق و نهایتاً عرفان است.