به گزارش اصفهان زیبا؛ روایت حمامهای تاریخی محله چرخاب صرفا داستانی از جنس آجر و ساروج و بخار آب نیست؛ مروری است بر تاریخ یک محله و گذر زمانی که سبک زندگیها را تغییر داد.
این حمامها نه تنها محلی برای نظافت بودند؛ بلکه خاطرات جمعی اهالی محل را نیز در خود نگهداشتهاند؛ هرچند که از آنها تنها همین خاطرات باقی مانده است. در محله چرخاب سه حمام قدیمی وجود داشته: حمام مجیری، حمام ستاری و حمام عافیت. حمام مجیری در خیابان چهارباغ خواجو همچنان فعالیت میکند؛ اما حمام عافیت در ابتدای خیابان عافیت با 90سال قدمت تبدیل به انباری شده و در کشاکش مسائل قانونی قرار دارد. حمام ستاری نیز دیگر حمام این محله است که داستانش شنیدنی است.
دلیل ساخت حمام
بنای این حمام به دهه 30 بازمیگردد؛ آنجا که حاج عباس نژادستاری، در صف دوساعته برای کیسهکشی حمام عافیت قرار میگیرد و با ناراحتی به فکر ساخت حمامی میافتد که در شأن مردم محله باشد؛ بنابراین در ابتدای خیابان فردوسی که در گذشته به ستاری معروف بوده، حمامی میسازد که شکل مدرنتری نسبت به حمامهای قدیمی داشته است. دو تن از معماران و کاشیکاران معروف آن زمان یعنی محمود ماهرالنقش و حیاتی در ساخت این حمام همکاری داشتهاند. با نوه ایشان، مسعود نژادستاری در ساختمان تغییرکاربرییافته حمام گفتوگو میکنیم و از روند ساخت تا شکل تازه آن جویا میشویم.
فضای قدیمی حمام
او درباره فضای کلی حمام میگوید: «بهطورکلی، این حمام دارای دو بخش مجزای زنانه و مردانه بوده است. فضایی که در حال حاضر ما در آن نشستهایم، طبقه پایین آن بخش زنانه حمام بوده و دقیقا شبیه همین، در کنارش بخش مردانه قرار داشته؛ یعنی کل این ساختمان در اصل حمام و طبقه بالا بخش انبار و تأسیسات بوده. جایی که الان نشستهایم بخش اصلی حمام بوده؛ از پلهها که بالا آمدید، ورودی بخش زنانه بود که در ابتدا یک قسمت «انتظار» داشت، بعد فضای «رختکن» قرار داشت و پشت آن نمرهها تعبیه شده بودند. همچنین یک خزینه قدیمی و یک مخزن بزرگ آب که با ساروج ساخته شده بود، پشت ساختمان قرار دارد. درست به صورت آینه و قرینه همه این مواردی که گفتم، تا سر کوچه پریوش که اول خیابان فردوسی میشود، بخش مردانه حمام امتداد داشته است.»
او از هدف احداث این حمام و مدیریت اولیه آن نیز صحبت میکند: «تا جایی که من اطلاع دارم، پدربزرگ من با هدف آبادی این محله این حمام را ساختند. حاج عباس ستاری در واقع پدرِ مادر من هستند. پدر من هم (آقای محمدنژاد) در ابتدای تأسیس، در راهاندازی حمام کمک کردند. البته مسجد ستاری هم بوده که جزئیات دقیقش را نمیدانم. آن زمانها که همه خانواده در یک خانه کنار هم زندگی میکردند، پدرم به خاطر سن بیشتری که نسبت به داییهای من داشتند، مثل فرزند ارشد پدربزرگم بودند و در کارها به ایشان کمک میکردند که راهاندازی و مدیریت این حمام هم یکی از آنها بود. بعدها با لولهکشی و آمدن حمام به داخل خانهها و افزایش سطح رفاه مردم، کارکرد حمامهای عمومی تمام و این مجموعه تقریبا تعطیل شد. دوره ساخت حمام هم به مربوط دوران پهلوی دوم است که حدود دهه 30 میشود.»
ابتکار در گرمایش
نژادستاری به یک ابتکار در حمام اشاره میکند: «حمام در قدیم گرمخانهای داشت که ابتدا با هیزم و بعد با نفت سیاه کار میکرد. دود حاصل از احتراق و فاضلاب آن از طریق کانالهای زیرزمینی از زیر کل حمام عبور داده میشد تا خارج شود و همین کار باعث گرمایش از کف کل حمام میشد. خروجی فاضلاب هم به کانال تازهتأسیس فاضلاب اصفهان وصل میشد. از نظر ظاهری، فضای داخلی حمام کاشیکاری یا نقشونگار خاصی نداشت و کاملا ساده بود. آن دوران هم دوش به شکل امروزی نبود؛ بلکه لگنهای آب و شیرآلات قدیمی همراه با سطل و طاس وجود داشت. هنگام بازسازی در دهه ۷۰، دیوارهای ۳۰، ۴۰ و ۵۰ سانتیمتری حمام به دلیل سالها جذب رطوبت، هنوز نم زیادی داشتند. ابتکار تیم معماری این بود که تمام آن دودکشها و مسیرهای دودِ زیرزمینی را احیا کردند، روی آنها کاشیهای مشبک و سوراخدار قرار دادند و آنها را به ناکِش تبدیل کردند. این کار باعث شد ظرف چهارپنج ماه، تمام نم و رطوبت انباشتهشده سازه به صورت یک تهویه و چرخش طبیعی کاملا تخلیه شود.»
حمام متمولین
حمام ستاری بیش از ۳۰ سال (از دهه ۳۰ تا سالهای حدود ۶۰ تا ۶۴ خورشیدی) به فعالیت خود ادامه داده. این حمام به گفته نوه حاج عباس و برخی از اهالی قدیم محله، بهعنوان «حمام متمولین» شناخته میشده؛ چرا که برخلاف بسیاری از گرمابههای عمومی سنتی، مجهز به بخش «نمره» (اتاقهای اختصاصی) بوده است. کارمندان اداری، تجار و طبقات مرفه برای حفظ آرامش و اطمینان بیشتر به این نمرهها میآمدند. این فضا حتی به محلی برای قرارهای کاری و معاملات تبدیل شده بود؛ چنانکه بازاریان به هم میگفتند: «میروم حمام ستاری، آنجا قرارمان را میگذاریم» و عملا فضایی شبیه به لابی امروزی را در دل حمام تجربه میکردند.
شروع تغییرات و ایجاد نخستینها
میپرسم پس از تعطیلی حمام، اولین تغییر کاربریها از چه زمانی شروع شد: «بین سالهای 60 تا 64 که حمام به مرور تعطیل شد، دو نفر از داییهای من دو کار را شروع کردند؛ بخش مردانه حمام تبدیل شد به “لابراتوار ستاری” که نخستین لابراتوار چاپ عکس رنگی در اصفهان بود. حتی تابلوی آن هنوز بالای پلهها هست. آنها اولین مجموعهای بودند که تکنولوژی چاپ عکس رنگی را وارد اصفهان کردند. طبقه پایین همینجا هم تبدیل شد به شرکتی که در حوزه تجهیزات خنککننده فعالیت میکردند.»
در کنار لابراتوار عکس رنگی، کتابفروشی قرار دارد که سالهاست فعالیت نمیکند و خاک میخورد. نژادستاری درباره این کتابفروشی هم توضیحات جالبی میدهد: «بعد از مدتی فعالیت این دو مجموعه به پایان رسید تا اینکه در دهه ۷۰ اینجا دستخوش بازسازی و به کتابفروشی تبدیل شد. در آن سالها کتابفروشیهای اصفهان عموما متمرکز بر کتابهای درسی و کنکوری بودند؛ اما ما اینجا را با الگوبرداری از کتابفروشیهای بزرگ دنیا مانند فروشگاه «چپترز» مدلسازی کردیم؛ همان ایدهای که امروزه شهرکتابها اجرا میکنند. هدف این بود که فضای بزرگی باشد همراه با یک کافیشاپ، تا مخاطب بتواند کتاب بخواند و قهوهای بنوشد. حتی بخشی برای گوشدادن به نوار کاست و CD موسیقی گذاشته بودیم تا افراد اول قطعات را بشنوند و بعد خرید کنند. به دلیل وسعت فضا و برای جلوگیری از سرقت، از هر کتاب یک جلد دم دست بود و نسخه دوم در انبار نگهداری میشد که در صورت درخواست مشتری برایشان میآوردند.»
به گفته او، تمرکز این کتابفروشی عموما بر کتابهای فلسفی، اجتماعی و کتابهای نفیس بود و به هیچ عنوان کتاب درسی فروخته نمیشد. کتابهای فرهنگی و فکری جدید با تنوع دیدگاههای بسیار بالا عرضه میشد: «این مجموعه با مدیریت مادرم و داییام، آقای مصطفی نژادستاری، بازسازی و راهاندازی شد. در روز افتتاحیه و رویدادهای آن نیز چهرههای بسیار شاخص و خاص فرهنگی شرکت داشتند که عکسهای آن موجود است.»
او در پاسخ به این پرسش که شیوه بازسازی حمام در آن مقطع به چه صورتی بود و چه جزئیات فنی منحصربهفردی داشت، بیان میکند: «بخش زنانه حمام به طور کامل بازسازی شد. این بازسازی به سبک قدیمی، بدون تغییر در نقشه و فضا و با حفظ المانهای تاریخی، توسط تیم مهندس مزیّن (از معماران برجسته اصفهان) صورت گرفت.»
نژادستاری ماجرای استقرار نخستین شرکت اینترنتی اصفهان در این بنا را هم برایمان شرح میدهد: «پس از پایان بازسازی طبقه پایین، ما طبقه بالا را شروع کردیم. حدود ۲۸ سال پیش، شرکت “چاووش” را در اینجا تأسیس و راهاندازی کردیم. ما نخستین ارائهدهنده سرویس اینترنت در اصفهان بودیم و دیتای دانشگاهها و صنایع بزرگ استان را تأمین میکردیم. این بنا چند ویژگی “اولین” دارد: اولین لابراتوار عکس رنگی، اولین کافهکتاب به سبک مدرن و اولین اینترنت اصفهان. حتی بخشی از کتابفروشی طبقه پایین را به کافینت تبدیل کرده بودیم و پنجشنبه صبحها کلاسهای رایگان آموزش اینترنت، جستوجوی یاهو و کار با ایمیل برای تجار و بازرگانان برگزار میکردیم که بسیار مورد استقبال قرار میگرفت.»
وضعیت فعلی بنا
به گفته نوه حاج عباس ستاری، متأسفانه به دلیل شرایط بازار نشر و کاهش خرید کتابهای نفیس و فرهنگی، کتابفروشی از چند سال پیش تعطیل شد و اکنون طبقه پایین بیشتر حالت انبار پیدا کرده و وسایل سالها در آن جمع شده است. در قسمت کوچک باقیمانده از حمام نیز اتاقهای نمره و اسکلت اصلی وجود دارند؛ اما دوش یا تأسیسات قدیمی نمانده است. البته در بخش پشتی ساختمان، هنوز ساختار خزینه قدیمی و مخزن ساروجی آب وجود دارد؛ اما وضعیت آن نابسامان است.



