به گزارش اصفهان زیبا؛ جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان که با عنوان جشنواره فیلم کودک نیز شناخته میشود، امسال سیوپنجمین حضور خود را در تاریخ جشنوارههای بعد از انقلاب کشور با شعار «بچهها، به سمت قله» ثبت میکند.
داستان برپایی جشنواره فیلم کودک و نوجوان به بیش از چهلسال پیش بازمیگردد؛ آن روزهایی که انقلاب مردمی سال 57 به ثمر مینشیند و دگرگونیهای فرهنگی و هنری کشور نیز آغاز میشود. نگاه و نگرشهای تازهای به میدان میآید و آنچه مردم و مسئولان بالاتفاق خواستار رسیدن به آن هستند، رونق ارزشهای اخلاقی و الهی در جامعه است.
سینمای ایران که فعالیت خودش را پیش از انقلاب و با رویکردی سطحیگرایانه آغاز کرده بود، حال باارزشهای متعالی و هدفمندی همراه میشود. سالنهایی که پیشازاین هدفی جز سرگرمی مخاطبانشان نداشتند، با نگاهی تعالییافته، فیلم را همچون ابزاری آموزشی و راهبردی برای فرهنگسازی ایرانیاسلامی شناختند و در این راستا «کودک» و «نوجوان» را بهعنوان آیندهسازان این سرزمین قلمداد میکنند؛ آیندهسازانی که سرمایهگذاری بر تربیت و پرورش امروز آنها همچون نهالی است که در سالهایی نهچندان دور بهبار مینشیند؛ به همین منظور بهعنوان یکی از اولین اقدامات فرهنگی در این حوزه، سال 1361 نخستین دوره جشنواره «فیلم کودک و نوجوان» برگزار میشود.
در این سالها آنچه بهعنوان تحولی شگرف به چشم میآید، توجه ویژه هنرمندان به ادبیات و سینمای کودک است؛ از رونق بیسابقه فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و خردهمؤسساتی همچون «همگام»، تا ساخت فیلمها و سریالهای هدفمندی که درنهایت باعث رونق جشنواره فیلم کودک و نوجوان میشود.
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یکی از نخستین سازمانهایی بود که فعالیت خود را در فاصلهای کوتاه پس از انقلاب از سر گرفت و اقدام به ساخت نخستین فیلمهای سینمای کودک ایران در شرایطی نوین کرد؛ بهطوریکه تا پایان سال ۱۳۷۱ مرکز سینمایی کانون حدود ۲۵عنوان فیلم تولید کرد و بیشتر آنها فیلمهای کوتاه آموزشی بود.
در زمینه تولیدات پویانمایی نیز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان توانسته بود انیمیشنهای موفقی همچون «درخت سیب» ساخته پرویز نادری و «چشم تنگ دنیادار» اثر نورالدین زرینکلک را تولید کند و به این وسیله در جشنوارههای معتبری همچون چهاردهمین دوره آنی و سیزدهمین دوره جیفونی ایتالیا شرکت کند.
کودکان، مخاطب حقیقی جشنواره
جشنواره فیلم کودک و نوجوان نیز در تعامل با سریالهای تلویزیونی، برخاسته از زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم ایران بود؛ جشنوارهای که در نخستین سالهای حضورش با حال و هوای جنگ و دفاع مقدس عجین میشود و با همه فرازوفرودهایی که سینما ایران تجربه میکند، موفق به ثبت حضوری پرافتخار در تاریخ سینمای کودک ایران میشود.
از فیلم «حصار» به کارگردانی حسن محمدزاده که بازنمایی زندگی در روزهای جنگ است، تا فیلم عروسکی «شهر موشها» ساخته محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال 1364 که با فروش بیسابقهای مواجه میشود.
بااینحال هرچه از آن سالهای ابتدایی جشنواره میگذرد، انتظاری که از این گردهمایی هنری با عنوان جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان میرود، بلوغ و رشد هرساله آن است؛ رشد و پیشرفتی که تنها به ابعاد فنی تولیدات محدود نشده و با توجه به تأثیری که تماشای هر تولید بصری بر نگرش کودکان و نوجوانان میگذارد، باید به نیازسنجی متناسب با نیازهای حقیقی کودک و نوجوان توجهی بیشازگذشته شود.
آنچه در دهه 60 بهعنوان ضرورتی برای برپایی جشنوارهای سینمایی بیان شد، کودکان و نوجوانانی بودند که بخشی از فرآیند جامعهپذیری و رشد شخصیتی آنها بهواسطه فیلم و سریال صورت میگرفت؛ به همین خاطر با تمرکز بر این قشر از جامعه، بنا شد جشنوارهای بر مبنای فیلم مختص به این گروه برگزار شود تا بتوانیم با سرمایهگذاری در این حوزه به تولیداتی مخصوص به کودکان و نوجوانان دست پیدا کنیم؛ جشنوارهای که اگرچه در ابتدا با چنین هدفی پا به میدان گذاشت؛ اما با گذر زمان با چالشهای جدیدی مواجه شد.
پرسشهای جدیدی نسبت به هدف جشنواره به میان آمد و با انتقاد برخی از صاحبنظران این حوزه همراه شد؛ منتقدانی که با اشاره به برخی از تولیدات سینمایی، نیازهای کودکان و نوجوانان را وجه گمشده جشنواره میدانستند و با استناد به کمرنگشدن حضور کودک و نوجوان در سالنهای سینما، ادعایی بر ناکارآمدی جشنواره داشتند.
این گروه از منتقدان با شناختی که نسبت به اهمیت پویایی کودک و نوجوان در جامعه داشتند، فیلمهای تولیدشده را عاری از بررسیهای کارشناسانه میخواندند و معتقد بودند آنچه تولید میشود، بیش از اینکه دغدغه کودک داشته باشد، بهدنبال ساختن پروندهای قطور از تولیداتی به اسم کودک و نوجوان است؛ چراکه فیلمهای مختص به کودکان باید آینهای از زندگی آنها باشد و کودک و نوجوانی که مشغول به تماشای فیلم میشود، آن را بخشی از زندگی حقیقی خودش بداند؛ با همان شیرینی و تلخیهایی که تجربه زیسته هر فرد است.
در چنین شرایطی پس از همذاتپنداری با فیلم، آنچه در خانواده و جامعه بهعنوان ارزش و هنجارهایی صحیح شناخته میشود، با زبانی غیرمستقیم به کودک و نوجوان منتقلشده و باعث تأثیر صحیح فیلم بر مخاطب میشود؛ انتقاداتی که نمونههایی از آن را در لیست اکران هرساله جشنواره میتوان دید.
همانطور که امسال هم برخی فیلمهای اکرانشده متعلق به جشنواره فیلم فجر است و به تعبیری فیلمهایی هستند که درباره کودکان است. در چنین فیلمهایی اگرچه کودکان حضوری پررنگ در فیلم دارند و اگرچه حضور آنها در سرنوشت داستان مؤثر است؛ اما آنچه کودک بهعنوان یک مخاطب با آن مواجه میشود مسائلی است که ارتباطی با دنیای کودکانه او ندارد؛ فیلمهایی که اگرچه در لحظه باعث آسیب به کودکان نمیشود؛ اما میتوان بهعنوان دلیلی بر بلوغ زودرس آنها در سالهایی نهچندان دور شناخته شود.
کودکان؛ فاتحان قلهها
فارغ از رد یا تأیید چنین انتقاداتی، آنچه انکارناپذیر است، اهمیت پرورش کودکان و نوجوانان است؛ فرزندانی که زمان طلایی رشد و پرورششان در این برهه کودکی و نوجوانی است و اگر نگاهمان به حوزه فیلم کودک و نوجوان تنها ابزاری برای سرگرمی آنها باشد، درواقع فرصت پرورش کودکان سرزمینمان را از دست دادهایم.
از طرفی اعتقاد صرف به تأثیرگذاری تولیدات بصری در پرورش کودکان هم لزوما همراه با نتیجه مثبت نیست. فرآیند پرورش انسان، فرآیندی پیچیده است که نیازمند بررسی، برنامهریزی و تخصص است.
در این راستا آنچه بهعنوان اولین راهکار پیشنهاد میشود، تبیین چگونگی تأثیرگذاری فیلم و انیمیشنهای موفق دنیاست که اگرچه بررسی فیلمهای جهان بینالملل میتواند راهگشا باشد؛ اما این
به معنای گرتهبرداری همهجانبه از فیلمها نیست.
تقلیدی صرف که بدون توجه به ابعاد تاریخی و فرهنگی کشور صورت گیرد، باعث زیانهایی بیش از فقدان تولید آثار کودک است و بهطبع چنین اقدام غیرحرفهای نمیتواند نقشی راهگشا برای مسائل کودک و نوجوان داشته باشد.
فعالیت در این حوزه نیازمند متخصصانی آشنا با فضای فرهنگی کشور و واقف بر ابعاد مختلف علوم انسانی است تا بتوان با همکاری میان آنها و فیلمسازان به رشد این بستر هنری و پرورشی دست یافت.
علاوه بر اهمیت روزافزونی که باید نسبت به محتوای تولیدات داشته باشیم، حمایت مسئولان و نهادهای اثرگذار نیز در این زمینه بسیار مؤثر است؛ ازجمله آموزشوپرورش که مخاطبان اصلی او همین کودکان و نوجوانان هستند؛ مگرنه اینکه نگاه ما به عنصر فیلم، ابزاری تأثیرگذار برای رشد و پرورش مخاطبان است؟ مگرنه اینکه جشنواره و رونقی که بهدنبال دارد، بستر مناسبی برای استفاده از این فرصت برای رسیدن به مهمترین هدف نظام آموزشی، یعنی «آموزشوپرورش» است؟
در کنار این نهاد دولتی، کانونهای فرهنگی نیز بهعنوان یکی از گروههای مردمنهاد که دغدغه تربیتی و فرهنگی نسبت به کودک و نوجوان این آبوخاک دارند، میتوانند از فرصت پیشآمده بهعنوان تولیداتی فرهنگی و آموزشی استفاده کرده و زمینه حضور مخاطبان خود در جشنواره را فراهم کنند.
البته این حمایتها به معنی تأیید همهجانبه جشنواره و تولیدات آن نیست؛ اما بر همگان روشن است که ارتباط بین مخاطب و عرضهکننده، رابطهای است متقابل. شرکت در جشنواره و استقبال از آن در کنار حمایتهای اقتصادی که برای تولیدکنندگان به دنبال دارد، درصورتیکه با انتقاداتی سازنده و هدفمند همراه باشد، باعث پیشرفت کیفیت تولیدات جشنواره خواهد شد.
به این ترتیب اگرچه به دنبال زیرسؤالبردن تولیدات و مخاطبان جشنواره در سالهای گذشته نیستیم؛ اما باید به انتقادات موجود در این حوزه نیز توجه کرد و با نگرشی پرورشیافته نسبت کودک و نوجوان، نحوه تولیدات جشنواره موردبازنگری واقع شود.



