این تعامل حاشیهدار به خصوصی بودن یا نبودن خطوط اتوبوس همبستگی دارد. همه ما بارها دیدهایم رانندههای اتوبوس در اعتراض به مسافرانی كه از پرداخت هزینه با كارت شانه خالی کردهاند، تأکیددارند كه «این اتوبوس خصوصی است و اگر كارت نزنید مدیون میشوید» یا «هزینههای تعمیر این اتوبوس را خودمان میدهیم چون اتوبوس خصوصی است.» بعضی از آنها هم روی یکتکه كاغذ نوشتهاند «اتوبوس خصوصی است و نزدن كارت برابر است با حقالناس».
اینكه چرا بعضی از مسافران از پرداخت هزینه اتوبوس كه شاید در مقایسه با هزینه دیگر وسایل نقلیه مانند اتومبیل شخصی، تاکسیتلفنی، اسنپ و… در حال حاضر مبلغ زیادی هم نباشد، سر باز میزنند و چنانكه بارها به چشم دیده و به گوش شنیدهایم هزار و یك بهانه هم برای آن دارند، یك معضل فرهنگی است و در جای خود نیازمند بررسی و تحلیل. گویی كه در پسِ ذهن بعضی از شهروندان این تصور وجود دارد كه شهرداری موظف به ارائه خدمات است و اگر هم گاهی برای استفاده از این خدمات هزینهای از سوی مردم پرداخت نشود، اشكالی ندارد! این را خانم میانسالی میگوید كه سوار اتوبوس شده و در جواب اعتراض راننده كه از او خواسته كارت بزند، با صدای بلند میگوید: «این دو قِران بهجای آن همه عوارضی كه از مردم میگیرید!» اما بخش دیگری از واكنش برخی از شهروندان به زمانی اختصاص دارد كه ماموران بازرسی بلیطهای اتوبوس در میانه راه بین مسافرها می آیند و از تکتک آنها میخواهند كه كارت هوشمند اتوبوسشان را برای وارسی به آنها بدهند. آنوقت مدل دیگری از اعتراضها از گوشه و كنار اتوبوس به گوش میرسد: «همهچیز رو انقدر دقیق چك میکنید یا فقط وقتی به مردم میرسید دقیق میشید؟»، «كارتم رو زدم خانم، دستگاه شما خرابه!»، «برای بچه كه دیگه نباید كارت بزنم، روی پام نشسته»، «كارتم شارژ نداره پول خرد هم ندارم، اگه میخوای پیاده بشم!» و… بعضیها هم گویی وارسی كارت اتوبوسشان توسط مأموران را نوعی رفتار اهانتآمیز و ناشی از بیاعتمادی مسئولان شهری به مردم تلقی میکنند.
معضل فرهنگی یا اقتصادی؟
اگرچه بسیاری از رفتارها و تعاملات نادرست فرهنگی و اجتماعی میان مردم ریشه در وضعیت اقتصادی آنها دارد و در چند سال اخیر نیز كه بحرانها و نوسانات شدید اقتصادی، كمر بسیاری از اقشار مختلف مردم را خم كرده چنین رفتارهایی بیشتر به چشم میآیند، اما در بعضی موارد نیز این ناهنجاریها ناشی از تصورات نادرست مردم درباره رتقوفتق امور شهر توسط مسئولان شهری است. اینكه باید بسیاری از خدمات شهری بهصورت رایگان ارائه شوند، اینكه دریافت هزینه در بعضی بخشها مجوزی برای عدم پرداخت هزینه در بخشهای دیگر است و… از ناآشنایی بسیاری از مردم با نحوه اداره شهر توسط مدیران آن ناشی میشود. همچنین اینكه برخی از اتوبوسهای شهری از سوی بخش خصوصی درصحنه حاضر هستند و عدم پرداخت بلیط به معنای نادیده گرفتن درآمد آنهاست، موضوع دیگری است كه بسیاری از شهروندان از آن بیاطلاع هستند. مسائلی كه پاشنه آشیل همهشان را باید در ضعفهای فرهنگی جستجو كرد.
فرهنگسازی به کمک مدیریت شهری بیاید
«ارائه خدمت درازای دریافت هزینه» این جمله مصداق بخشی از خدماتی است که مدیریت شهری در اغلب شهرهای جهان به شهروندانش ارائه میکند. حالا اینکه میزان هزینههای دریافتی در هر شهری چقدر باشد، بیشک به قدرت مالی شهر و شهرداریاش بازمیگردد؛ اما در اینکه درازای برخی خدمات باید هزینه دریافت کرد، شکی وجود ندارد. هرچند باید بدانیم که برخی از خدمات عمومی همچون قطار شهری هزینههایی بسیار گزاف برای مدیریت شهری دارد و آنچه در قبال پول بلیط از مردم دریافت میشود در برابر این هزینهها ناچیز است.
در این میان لازم است تصورات نادرست برخی شهروندان نسبت به بده بستانهای خدماتی و پولی با مدیریت شهری اصلاح شود که این نیز چنانکه گفتیم نیازمند فرهنگسازی درست است. مثلاً مسئولان ناوگان اتوبوسرانی میتوانند با نصب پوستر و بروشور در اتوبوسها، روند تأمین هزینههای گزاف وسایل نقلیه عمومی را شرح داده و شهروندان را از این مسئله آگاه کنند که پولی که برای بلیت اتوبوسشان پرداخت میکنند، بخش ناچیزی از بودجهای است که هرماه برای بازسازی و نوسازی ناوگان اتوبوسرانی هزینه میشود.
از سوی دیگر باید اعتماد مردم در خصوص اینکه مدیران شهری در تدوین و اجرای تمامی برنامهها عزمشان را برای کاهش پرداختیها از سوی شهروندان جزم کردهاند، جلب شود. اگر مردم بدانند که مثلاً خرید صد دستگاه اتوبوس شهری از سوی شهرداری اصفهان آنهم در شرایطی که نوسانات شدید بازار دلار و تحریمهای شدید علیه کشور امکان انجام چنین معاملات سنگینی را تا چه حد دشوار کرده، بیتردید خود را در اداره شهر شریک میدانند و دیگر پرداخت هزینه بلیط اتوبوس را باری بر شانهشان احساس نمیکنند.



