دوران کرونا چه طور سپری میشود؟
فعلا که با این ویروس مبارزه میکنیم، کتاب تاریخ فوتبال اصفهان را در دست نگارش دارم، با دوستان به صورت تلفنی صحبت میکنم و با هیئت فوتبال هم دورادور در ارتباط هستم. فوتبال اصفهان تاریخچه صد ساله دارد، گنجینه فوتبال در دوره ریاست مسعود هراتیان افتتاح شد، ما تیمی داشتهایم که سال 1303 قهرمان ایران شده و به پاکستان رفته است. 16 رئیس هیئت قوی از ابتدا تاکنون مسئولیت داشتهاند،36تیم فوتبال داشتهایم که بیشتر آنها باشگاه بودهاند و در رشتههای دیگر نیز فعالیت دارند. در استان ششهزار مربی کلاس دیده و دوره داریم که 85 درصد آنها مشغول کار هستند.
شروع دوران فوتبالی حسن آقاجان از کجا بود؟
از 13سالگی و دبیرستان قدسیه. آقای اسدالله شبانگیز دبیر ورزش ما بودند و در ورزشگاه تختی تمرین میکردیم. دروازههای ورزشگاه چوبی بود، مسابقات با مشکلات زیادی دنبال میشد، مثلا در جریان بازی، تماشاگران دنبال توپ داخل زمین میدویدند. در 16سالگی بازیکن تیم منتخب اصفهان شدم و زمانی که تیم آلاستار نیویورک به اصفهان آمد، مقابل این تیم بازی کردم. حدود 18 سال برای تیم منتخب اصفهان بازی میکردم و حدود دو هزار بازی در رده نوجوانان تا بزرگسالان داشتم، همیشه تلاش داشتم بازیکن مؤثری باشم. سهچهار بار قهرمان ایران شدیم، سال 41 قهرمان ایران شدیم که با محمود یاوری همبازی بودیم و محمود حریری مربی ما بود.
سابقه بازی در لیگ تخت جمشید را دارید؟
من برای لیگ تختجمشید مربی شده بودم و کمک یاوری و رایکوف بودم، اول دارایی بودیم و بعد سپاهان را تشکیل دادیم که در جام تخت جمشید درخشش داشت. بعدها در جام قدس هم مقام آوردیم.
از تشکیل تیم سپاهان برایمان بگویید.
شادروان حریری و اصغر موزون از بنیانگذاران باشگاه شاهین در اصفهان بودند که هر دو جزو دبیران تربیت معلم تهران بودند و از دکتر اکرامی، امتیاز تیم شاهین اصفهان را گرفتند. البته قبل از شاهین، طوفان و دارایی را هم در اصفهان داشتیم اما شاهین شکل دیگری داشت. همه ورزشکاران این تیم تحصیلکرده بودند. زمانی که تیمسار خسروانی، باشگاههای شاهین، دارایی و تهران جوان را منحل کرد، آقای حریری ناچار شد اسم باشگاه را سپاهان بگذارد.
اسم این تیم را چه کسی انتخاب کرد؟
اسم سپاهان را آقای حریری انتخاب کرد. سپاهان کمکم جز آثار باستانی اصفهان شده و اگر بیشتر به این تیم برسند، میتواند موفقتر از این باشد. سپاهان باشگاه خوشنامی در آسیا و جهان است و امکانات بسیار عالی دارد، البته سختیها کشیده شد تا سپاهان به فولاد سپاهان تبدیل شد. زمانی آه در بساط نداشتیم، یادم هست، زمانی آخرین بازی با تیم تاج بود، زیر پلههای ورزشگاه امجدیه صبحانه تخم مرغ خوردیم و بعد هم تاج را در تهران بردیم.
گویا آن زمان بازیکنان ذوبآهن قرارداد مالی داشتند اما سپاهانیها نه؟
سپاهان چیزی نداشت که بخواهد قرارداد ببندد. اما بازیکنان ذوب آهن 200 و 300 تومان قرارداد داشتند اما سپاهان را با سلام و صلوات به زمین میفرستادیم. زمانی تیم سپاهان وابسته به سیمان سپاهان شد، اما دیدیم این اسپانسر فایده ندارد و همان زمان نیز برای تأمین هزینهها، برخی تماشاگران کمک میکردند. زمانی من سرمربی تیم بودم، آخرین بازی با ابومسلم پول نداشتیم که به مشهد برویم و مقداری پول برای هزینه سفر جمع کردیم. وقتی برگشتیم اصفهان در راه هم چیزی برای خوردن نداشتیم، در حد یک صبحانه و ناهار معمولی جور کردیم. برای اینکه سپاهان تحت پوشش فولاد مبارکه قرار بگیرد، آقایان تاج، اسلامیان و دکتر خلیلیان و آیتالله طاهری، امام جمعه وقت هم خیلی پیگیری کردند. با این امکانات که فولاد مبارکه فراهم کرده، سپاهان همواره تیم سرزندهای است و علاوه بر تیم بزرگسالان، در همه ردههای سنی تیم دارد که همه تیمهایش هم مدعی هستند.
پس شما به دوران پولداری سپاهان نرسیدید؟
نه زمانی که سپاهان تحت پوشش فولاد مبارکه رفت، من در هیئت فوتبال بودم، البته باز هم سپاهان را داری میکردیم، البته برای ما سپاهان و ذوبآهن با هم تفاوتی نداشتند. من آرزو دارم سپاهان و ذوبآهن به بازیکنان بومی بیشتر بها بدهند، البته نمیگوییم فقط همه تیمها بومیگری کنند، چون در لیگ حرفهای، نمیتوان تیم مدعی با بازیکنان بومی بست. فوتبال امروز پولی است و اگر مربی نتیجه نگیرد، عذر او را میخواهند.
ورود به دوران مربیگری چگونه میسر شد؟
با توجه به علاقهای که به مربیگری داشتم، دوره D فوتبال را در کرمان به مدت یک ماه گذراندم. هوای کرمان بسیار گرم بود. مدرس دوره یک انگلیسی به نام اسکینر بود، محل خواب ما زیر راه پله بود و از ترس مارمولک وبزمجههایی که روی دیوار بودند، خوابمان نمیبرد. بعد در زمین هم اول تا آخر فعالیت بدنی زیادی در هوای گرم داشتیم. بعد از گذراندن این دوره به طور رسمی وارد جرگه مربیگری شدم. در حدود پنج شش سال با تیم دارایی اصفهان قهرمان شدم، بعدها تیم منتخب اصفهان در ردههای سنی مختلف در اختیارم بود که در دزفول و مشهد به عناوین مختلفی رسیدیم، سال 42 قهرمان اول ایران شدیم. در جام گندم طلایی دو دوره متوالی قهرمان شدیم.
دستیاری رایکوف چه زمانی بود؟
آن زمان محمود یاوری، سرمربی تیم سپاهان بود و تیم تحتپوشش هتل کورش رفته بود. آقای محتشمی، مدیر هتل درگیریهایی با مربی پیدا کرده بود و گفت میخواهم مربی را عوض کنم. گفتیم چرا میخواهی این کار را بکنی، گفت چون نمیتوانم با او کنار بیایم، بعد هم آقای محتشمی سه چک سفیدامضا به من داد، آقای رایکوف هم سرمربی تیم دیهیم بود و عبدالعلی چنگیز که از شاگردان خود من بود، در تیم دیهیم بازی میکرد و مرا پیش رایکوف برد و بالاخره رایکوف را راهی اصفهان کردیم و خودم هم دستیار او شدم. میتوانم بگویم رایکوف بهترین مربی جهان بود و همیشه بهترین تیمها را آماده میکرد. صبحهای جمعه با هم به زمینهای خاکی میرفتیم و از آنجا بازیکنان موردنظرش را انتخاب میکرد و میگفت مثلاً شما فردا به تمرین تیم بیایید. رایکوف پایهگذاری خوبی برای تیم سپاهان داشت.
با محمود یاوری هم همکاری داشتید؟
با زندهیاد یاوری در رشته ادبی همشاگردی بودیم و در تیم منتخب آموزشگاهها با هم بازی میکردیم و بعدها به تیم منتخب استان رفتیم. سال 42 قهرمان ایران شدیم. من و محمود همه جا با هم بودیم، او از مخلصان بود و واقعا اسطوره بود. محمود وقتی از 30، 35 متری شوت میزد، توپهایش گل میشد. آن زمانها واقعاً تیم اصفهان از قدرت بالایی برخوردار بود و هر بازی به میدان میرفتیم، انگار از قبل دوسه گل زده بودیم و هیچ دلهرهای نداشتیم. برای من ورزشگاه تختی کوچک بود، از بس در این ورزشگاه تمرین کرده و دویده بودم.
رفیق قدیمی هم که از میان ما رفت!
دلم واقعا برای محمود تنگ شده، وقتی خبر فوت او را شنیدم، با اینکه بعد از تصادفم بود و عمل جراحی کرده بودم، اما برای تشییع جنازهاش رفتم. ما مربیان خوبی در اصفهان داشتیم، مثل محمود یاوری، رسول کربکندی، منصور ابراهیم زاده و ناصر پورمهدی، اما تهرانیها به مربیان شهرستانی بها نمیدهند.
اگر نویدکیای در لیگ بیستم را در نظر بگیرید، سالهاست مربیان اصفهانی از چرخه خارج شدهاند. دلیلش فنی است یا دلایل دیگری دارد؟
متأسفانه دچار مدیران نااهل شدهایم. ما بهترین باشگاهها یعنی ذوب آهن و سپاهان را داشتیم، اما این باشگاهها در مقاطعی نگاه مثبتی به مربیان بومی نداشتند. وقتی اعلام کردند محرم نویدکیا مربی شده، خیلی خوشحال شدم. محرم جوان است، اما فکرش خیلی باز و روشن است. زمانی کلاس A آسیا را اینجا با مدرسی مستر فابیش برگزار کردیم، نمیخواهم کسی را زیر سؤال ببرم اما برخی مربیانی که از سراسر ایران در دوره اصفهان شرکت کرده بودند، راه رفتن را هم بلد نبودند، در صورتی که مربیان اصفهان بسیار مستعد هستند. اشاره کردم که حدود ششهزار مربی پرورشیافته داریم که نزدیک به 60 نفر مدرک A دارند. تعداد زیادی مدرس داریم، در صورتی که قبلا میخواستیم دوره مربیگری برگزار کنیم، باید از شهرهای دیگر مدرس میآوردیم؛ اما حالا در بخش بانوان و آقایان، مدرس به شهرهای دیگر صادر میکنیم. در زمان ریاست تاج، برخی میگفتند به نفع اصفهانیها عمل میکنند، در صورتی که به حضرت عباس اینطور نبود و حتی در زمان آقای تاج، در تیم ملی کم مربی داشتیم، آن هم در حالی که حق مسلم مربیان ماست که در تیمهای ملی نفرات بیشتری داشته باشیم. متأسفانه این آقایان به جز ضربههایی که زدند، مشکلاتی راهم برای باشگاههای ما به وجود آوردند.
درباره ماجرای استعدادیابی محرم نویدکیا چند روایت مختلف وجود دارد. میخواهیم از شما روایت اصلی را بشنوم.
در زمان ریاست آقای ساکت در هیئت فوتبال، من مسئول پایه و جوانان بودم و فراخوانی برای استعدادیابی در ورزشگاه تختی منتشر کردیم. حدود 200 بچه در فراخوان شرکت کردند و بهترین مربیان از جمله محمد یاوری، یزدخواستی و توتونچی را بالای سر اینها گذاشتیم. یادم است، من آن گوشه ورزشگاه نشسته بودم (با دست نقطهای را در ضلع غربی ورزشگاه تختی نشان میدهد) آقای ساکت و تابش و حسام هم کنار من نشسته بودند، یکهو دیدیم یک پسر بچه لاغر اندام ما را هم دریبل کرد! آن موقع که نمیشناختیم اما او محرم بود. آقای قدرتی پور فردی بود که کنار ورزشگاه، لوازم ورزشی می فروخت و به او گفتیم یک دست لباس و کفش ورزشی به محرم و رفقیش که با هم در تمرین استعدادیابی شرکت کرده بودند، بدهند. بیدلیل نیست برخی افراد در ورزش اسطوره میشوند، از همان اول شرایطش را دارند. سپاهان تا وقتی محرم نویدکیا را وسط زمین داشت، تیم بسیار با ارزشی بود.مثل محرم بازیکنی نداریم، البته پیشتر بازیکنانی مثل علی پروین و قلیچخانی را داشتیم که وسط زمین را اداره میکردند، اما مثل محرم در فوتبال ایران کم داشتهایم و از فوتبال او لذت میبردیم.
آن فراخوان چه نتیجهای برای فوتبال اصفهان داشت؟
از آن جمع 200 نفره، حدود 60 نفری انتخاب شدند که 30 بازیکن را به سپاهان و 30 بازیکن را به ذوب آهن دادیم. این بازیکنان اصطلاحا سوزن بودند و جوالدوز شدند. همانها بازیکنان مطرحی شدند و بعدها در دوره مربیگری هم شرکت کردند.
پروسههای استعدادیابی فعلی را چطور ارزیابی میکنید؟
استعدادیابیها در این زمان کمتر نتیجه میدهد؛ چون رابطهای شده است. میدانید که در تابستانها حدود ده هزار فوتبالآموز داریم که اگر هر سال خروجی آن هم ده نفر باشد، رضایتبخش است؛ اما چرا اینطور نمیشود، چون مدارس فوتبال بیشتر دکان شدهاند و خود ما هم این را می دانیم. مدارس فوتبال حالا بیشتر کارکرد اوقات فراغتی دارند، در صورتی که بارها گفتهایم مدرسه فوتبال جایی برای پر کردن اوقات فراغت نیست. خانوادهها انتظار دارند، فرزندانشان در این مدارس فوتبال را به صورت اصولی آموزش ببینند. هیئت فوتبال تلاش کرده مدارس فوتبال را سازماندهی کند و مدارسی که مجوز نداشتهاند را مجبور به دریافت مجوز کردیم. خوشبختانه بیشتر افرادی که برای دریافت مجوز مدرسه فوتبال مراجعه میکنند، افرادی با تحصیلات عالیه هستند.
نمیشود از فوتبال اصفهان گفت و خاطرات ورزشگاه تختی به میان نیاید؟
ورزشگاه پیر تختی سابقه صد ساله دارد، اوایل اینجا را به باغ حاجی میشناختند و بعدها باغ همایون شد. بعد از اینکه تختی به شهادت رسید، این ورزشگاه را به نام او نامگذاری کردند، البته ورزشگاهی که امروزه مرتب و منظم میبینید نبود و دروازهها چوبی و زمین هم خاکی بود. دور تادور نردههای کوچکی بود، ورزشگاه چون در قلب شهر واقع شده بود، برای بازیهای مهم، مملو از جمعیت میشد، بهخصوص در بازیهای لیگ تختجمشید. یادم هست برای بازی سپاهان و تاج، چنان ورزشگاه پر از جمعیت شده بود که دیگر روی سکوها جا نبود و تماشاگران روی دکلهای برق نشسته بودند که خیلی خطرناک بود. زمانی که سپاهان بازی داشت، آن روز شهر فلج میشد؛ زیرا بیشتر راننده تاکسیها طرفدار سپاهان بودند و برای تماشای بازی به ورزشگاه میآمدند. این ورزشگاه به مرور به شکل امروزی رسید. زمان سردار ترکان، پایهریزی 30 زمین شد؛ اما حالا همین یک زمین را داریم. از آقای مدیرکل ورزش و جوانان استان اصفهان درخواست داریم بحث نور ورزشگاه تختی را ساماندهی کنند تا این ورزشگاه همچنان قابلاستفاده باشد. اگر برخی ارگانها کمک نمیکردند، واقعا از لحاظ زمین در مضایقه بودیم.
ماجرای آن دیدار ناتمام در بحبوبه انقلاب چه بود؟
در روزهای منتهی به انقلاب که هنوز نیروهای قبلی سرکار بودند، به همراه علیرضا رحیمی که مسئول تربیت بدنی بود، از ناجی، فرماندار وقت اصفهان، اماننامه گرفتیم و گفتیم برای سرگرمی جوانها، میخواهیم یک مسابقه دوستانه بین دو تیم سپاهان و ذوب آهن برگزار کنیم، البته هدف چیز دیگری بود! خلاصه اینکه بازی برگزار شد و زنده یاد عبرنیرویی، داور این بازی بود؛ اما هنوز ده بیست دقیقه بیشتر از مسابقه سپری نشده بود که تماشاگران پردهها را کشیدند و با شعار مرگ بر شاه، وسط بازی ریختند و به خیابان رفتند. من هم حدود دو هفتهای، در یک باغ قایم شدم تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید و از مخفیگاه خارج شدم.
مربیگری با بازیکنی چه تفاوت مهمی داشت؟
روی صندلی مربیگری دنیایی است و جرئت زیادی میخواهد؛ بهویژه برای مسابقات مهم و معمولا مربیان برای تحمل استرس، سیگار میکشند. خاطرم هست یکبار روی نیمکت کنار رایکوف نشسته بودم و میدیدم از توی جیبش چیزی به دهانش میاندازد. تقریبا زبان فارسی را هم متوجه میشد و به من میگفت، مسترجان. تربچه نقلی در جیبش ریخته بود و میخورد. دلیلش را که پرسیدم، گفت وقتی بازیکنان خراب میکنند و کاری را که باید انجام نمیدهند، به جای سیگار کشیدن، تربچه نقلی میخورم. زمانی هم تیم ما با تیم مشهد مسابقه داشت و من سرمربی تیم بودم، یکهو نگاه کردم، دیدم بازیکنی روی نیمکت کنار من ننشسته است، زیرا من عادت داشتم وقتی تیم در زمین موقعیتی را از دست میداد، با دست روی زانوی بازیکنان روی نیمکت میزدم و چون بازیکنان دردشان میآمده، از کنار من بلند شده بودند، البته من عادت به سیگار کشیدن نداشتم و این طوری استرسم را خالی میکردم اما از آن به بعد دیگر این کار را نکردم. نشستن روی نیمکت مربیگری کار بسیار دشواری است و مربیان آخر و عاقبت سختی دارند و درگیر بیماریهای قلبی میشوند، ناراحتی روحی پیدا میکنند و رعشه میگیرند.
از گذشته تشکیلات هیئت فوتبال چگونه اداره میشد؟
هیئت فوتبال قبل از انقلاب توسط چهار نفر اداره میشد که جلیل فرهادی 14 سال رئیس هیئت بود و دفتر هیئت در طبقه پایین ساختمان اداره ورزش بود. بعد از انقلاب، سردار ترکان که ریاست هیئت فوتبال را قبول کرد، در خیابان جابر انصاری ساختمانی را اجاره کردند اما چون هزینه سنگین بود، بعد از رفتن سردار ترکان، مهندس یزدانی که معاون اداره صنعت و معدن بود، دفتر هیئت را به سالن پیروزی منتقل کرد. هیئت همانطور که از اسمش بر میآید، هیئتیوار اداره میشود. ایشان دو سال رئیس هیئت فوتبال بودند و بعد نیز دوره ریاست آقای ساکت آغاز شد.
ریاست سردار ترکان انتخابی بود یا انتصابی؟
در آن زمان، ریاست هیئتهای ورزشی انتصابی بود. جلیل فرهادی که قبل آن رئیس هیئت فوتبال استان بود، درگیری لفظی با علیرضا رحیمی مدیر کل وقت تربیت بدنی استان پیدا کرده بود و آقای رحیمی گفتند که میخواهیم فرد قویتری را برای ریاست هیئت فوتبال انتخاب کنیم و سردار ترکان را انتخاب کردند و آقای فرهادی نیز دبیر هیئت شد و آقای ساکت نیز برای نایب رئیسی انتخاب شد. میخواستند هیئت فوتبال جون و جریق* بیشتری بگیرد.
حضور شما در تشکیلات هیئت از زمان سردار ترکان آغاز شد؟
من کارشناس مسئول تربت بدنی آموزش و پرورش استان بودم و همکاریام از آن زمان با هیئت شروع شد. ششسال مسئول کمیته آموزش هیئت بودم و سپس ششهفت سالی برای دبیری هیئت انتخاب شدم و بعد از آن نایب رئیس هیئت بودم و این اواخر نیز مشاور عالی آقای هراتیان بودم.
هیئت فوتبال چقدر از باشگاههای اصفهانی حمایت میکرد؟
جو استقلال و پرسپولیس به گونهای است که در هر استانی هوادار دارند و به خاطر قدرت و نفوذی که داشتند، مقابله با اینها کار بشیار سختی بود. تلاش هیئت کمک به تیمهای سپاهان و ذوبآهن بود و نمیخواستیم این تیمها کم وکسری داشته باشند و پشتیبان آنها بودیم و هیچگاه رودروی تیم اصفهانی نایستادیم.
در سالهایی که سکان فدراسیون در اختیار اصفهانیها بود، آیا اقدامی هم به سود تیمهای اصفهانی انجام میدادند؟
ابدا، ابدا! به نفع دیگران بودند اما به نفع اصفهانیها نه. کمکی هم نمیکردند و تهرانیها مدعی بودند به تیمهای اصفهانی کمک میکنند. در ماجرای قرارداد عماد رضا با تیم سپاهان که پرسپولیسیها معترض آن بودند و ادعای تقلب میکردند اما تمام مدارک و اسناد موردنظر از عقد قرارداد عمادرضا با تیم سپاهان را به فدراسیون ارائه کردیم، آن زمان اگر هیئت پشت کار را نگرفته بود، سفره سپاهان برچیده شده بود، از این رو این حمایت برای ما ارزشمند بود.
واقعا عمادرضا قراردادش را حضوری در هیئت ثبت کرده بود. آن زمان بحثهایی بود که هیئت فوتبال اصفهان برای قانونی جلوه دادن کار، اسناد و مدارکی جور کرده است؟
(میخندد) بگذارید این ماجرا مسکوت بماند. عمادرضا واقعا آمده بود. شما دست روی نقطههای حساس میگذارید. عمادرضا آمده بود و البته هیئت هم در این ماجرا حمایت کرد، اما تقلبی در کار نبود.
به عنوان یک فوتبالی که سالها با رؤسای زیادی کار کردهاید، با حضور سیاسیون در فوتبال موافقید؟
خود فوتبال سیاسی است، یک مربی نیز باید سَیّاس باشد تا بتواند تیمش را اداره کند. در هیئتها نیز سیاست باید حاکم باشد. سیاسیونی که جُربزه دارند، باید در رأس کار قرار بگیرند و افراد فوتبالی مثل ما در کنار آنها کار کنند.
چرا هراتیان رأی نیاورد. با توجه به اینکه انتخاب رئیس سرکار اتفاق محتملتری است. جامعه فوتبال او را نمیخواستند یا اتفاق دیگری افتاد؟
جامعه فوتبال او را میخواست و دو سه شب مانده به انتخابات، هراتیان حدود سی رأی داشت، اما بعد با مسائل خاصی که واقعا قشنگ نبود، انتخابات به نفع فرد دیگری شد که بیشتر درباره آن نمیگویم. ایشان هم که آمده ورزشی است. زمانی که برای ریاست هیئت انتخاب شد، به او پیام دادم که هیئت فوتبال، هیئتی نودساله است، حواست را جمع کن و مراقب باش. آقای طاهری ورزشی است و در فوتسال خدمات خاصی ارائه کرده که یکی از آنها استخدام تعدادی از بازیکنان فوتسال در شرکت پست بود.
در همه ادواری که در فوتبال حضور داشتهاید، کدام رئیس هیات را بهتر می دانید؟
هیئت ابرقویی نژاد خیلی خوب بود. خاطرم هست در مراسمی، آقای حسام، معاون دادستانی به دکتر خلیلیان، مدیر کل وقت تربیت بدنی به شوخی گفت: برای هیئت فوتبال چه هدیهای آوردهای که او در جواب گفت: هدیه من افرادی است که در هیئت فوتبال اطراف آقای ابرقویینژاد هستند، این آستر است که کت را نگه داشته است. در این دوره صمیمیت زیادی در هیئت حاکم بود و چندین بار هیئت برتر کشوری شدیم.
*واژه صدمه در لهجه اصفهانی، ستمه تلفظ میشود.
*جون و جریق در زبان محلی به معنای توان آورده میشود.



