آیا زندگی جز این موارد است؟ علاقه به تنوع و هیجان در وجود عموم انسانها قرار دارد و کمتر انسانی است که از این دو مورد برایش مطلوب نباشد. پس از همان کودکی و نوجوانی، علاقه و تمایل به فوتبال که سرشار از این دو حس است شروع میشود. گاهی هنرنمایی بازیکنی خاص، وفاداری آن بازیکنی و اخلاقش یا گاهی جذبه فوق العاده او باعث دلبستن ما به آن بازیکن یا آن تیم میشود.
هر شخصی به نحوی عاشق بازیکن و بعد از آن تیمی میشود. یکی از بزرگان دنیای فوتبال میگفت: ممکن است بتوانید هر شخصی را در زندگی خود عوض کنید اما، تیم محبوب خود را هرگز نمیتوانید عوض کنید. داستانهای جذاب زیادی درباره دلبستن افراد به تیم مورد علاقهشان است؛ به عنوان مثال شخصی به دلیل اینکه اولین هدیه دوران کودکیاش پیراهن آن تیم بود تا انتهای عمرش دلبسته به آن تیم ماند.
خیلی از ما با هنرنماییهای روبرتو باجو، مالدینی، رونالدینیهو، رونالدو، مسی و… عاشـــــق این عالم سبــــــــز هیجانانگیز شدیم. در هر زمانی بی توجه به حال و وضعمان، مشتاقانه بیننده بازی تیم یا بازیکن مورد علاقهمان میشویم.
طی نود یا صد و بیست دقیقه مسابقه گویا اصلا روی زمین نیستیم؛ ضربان قلب، احساس و فکرمان کاملا متمرکز فوتبال است. شاید خیلی از ما لحظاتی را که با فوتبال میگذرانیم بیشتر از لحظاتی باشد که در کنار دوستان و حتی خانواده خود هستیم.
با شروع ویروس کرونا جهان متحول شد و همه چیز تحت تأثیر قرار گرفت. فوتبال تنها پدیدهای بود که باز هم هر قدر کم اما تداوم یافت. برخی به طنز میگفتند: نمیدانیم چند نفر با کرونا جان میدهند، اما تعداد افرادی که از نبود فوتبال خواهند مرد بسیار بیشتر است.
فوتبال حتی بدون تماشاگر در استادیوم نیز ادامه یافت. بازیکنان در زمین و طرفداران در خانه همدل و سرشار از انگیزه شدند. شاید هیچ علم و دانشی نتواند بفهمد در درون انسان زمانی که انتظار بازی تیم مورد علاقهاش را میکشد و یا آن را میبیند چه تحولاتی رخ میدهد.
بیل شنکلی اسطوره فقید لیورپول میگفت: خندهام میگیرد و عصبانی میشوم از اینکه میگویند فوتبال مرگ و زندگی است. فوتبال قطعا چیزی فراتر از مرگ و زندگی است.
همه ما بعد از دوران کرونا و بازگشت مسابقات باشگاهی بسیار خوشحال شدیم اما یک قطعه پازل همچنان گم شده بود. بازیهای ملی و تورنومنتی حساس یعنی یورو 2020. برگزاری یورو آن هم در کل اروپا با حضور تماشاگران واقعا گامی جدی برای دنیای بدون کرونا بود. طرفدارانی که کیلومترها برای تشویق و حمایت تیم کشورشان سفر میکردند. این یورو به دلایل کرونا و فاصلههایی که به وجود آمده بود باعث شده بود بوی زیبای فوتبال را بار دیگر حس کنیم. مسابقاتی جذاب، گلهای فوقالعاده، صحنههای دراماتیک و احساس بر انگیز همچون اتفاقی که برای کریستین اریکسن افتاد و همه ما، آری همه ما تفاوتی نداشت از کدام کشور باشیم، همه برای سلامتی و بازگشتش دعا میکردیم. همدلی بازیکنان دانمارک، همدلی همگان و صحنههای عجیب آن مسابقه که واقعا کلمات در توصیفش ناتواناند.
چه چیزی چنین حس همدلی و احوالی را جز فوتبال میتواند ایجاد کند؟ گلهایی که زده میشوند، خوشحالی یک ملت اما، ناگهان گل مردود میشود. تیمی دیگر در دقیقههای انتهایی مسابقه باز میگردد و گل میزند. تیمهای کوچکتر پیروز میشوند، توپها گل نمیشود و حسرت آنها، فوتبال فراتصور زیباست. لازم نیست داستانهای نویسندگان مطرح جهان را بخوانیم تا چنین اتفاقات عجیب و حماسی را ببینیم. تنها کافی است ما فوتبال را مشاهده کنیم.
از فوتبال چه چیزی به تو میرسد؟ حال میتوان در پاسخ به این جمله گفت: ما با فوتبال بزرگ میشویم، یاد میگیریم زندگی کنیم و تمام صفحات و ارزشهای زندگی را میآموزیم.
همه ما میخواهیم زندگی خوبی داشته باشیم. از همان ابتدا والدین میخواهند زندگی خوب را به کودکان بیاموزند، پس بهتر است فوتبال را بنگریم که همچون کتابی مختصر تجربیات سالها زندگی را به ما یاد میدهد. از فوتبال، تجربه، حس رها شدن در احساس خود و زندگی به ما میرسد. ما از فوتبال عشق ورزیدن را یاد میگیریم.
چه چیزی بیش از این نیاز است به ما برسد. این خود کافی است تا ما زندگیمان را وقف آن کنیم. فوتبال برای همه زمانها… .
فوتبال یعنی خود زندگی
حتما تا به حال با جمله (از فوتبال چه چیزی به تو میرسد؟) روبهرو شدهاید. به راستی چه چیزی از این مستطیل سبز، بیست و دو بازیکن و توپی که در آن میان قرار دارد به ما میرسد؟ فوتبال یکی از اجتماعیترین پدیدههای عصر حاضر که میلیونها آدم را از سرتاسر جهان به خود مجذوب کرده است، چه نیروی نهفتهای دارد؟ فوتبال، رسم زندگی، بروز احساسات، اتحاد و یکدلی و مهمتر از همه از دستندادن امید و حفظ آن حتی در بدترین شرایط را به ما میآموزد.
-
امیرعباس شریفی
خبرنگار گروه ورزش



