پارکینگ عجیبِ چهارباغ در دهه چهل

تاریخ چهارباغ قسمت‌های تلخ و شیرین زیادی دارد؛ به‌خصوص وقتی چهارباغ وارد دنیای مدرن شد، با مشکلاتی مواجه شد که در موقع احداث درباره آن‌ها فکری نشده و پیش‌بینی‌نشده بودند. یکی از این مسائل، ورود اتومبیل به این خیابان و سپس معضل پارک‌کردن آن‌ها در این خیابان بود. با مراجعه به روزنامه‌های دهه چهل متوجه می‌شویم که چهارباغ چگونه با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

تاریخ انتشار: 00:33 - یکشنبه 4 اردیبهشت 1401
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
پارکینگ عجیبِ چهارباغ در دهه چهل
خیابان چهارباغ هم با ورود اتومبیل رنگ و بویش عوض شد؛ از حالت باغ‌گونه خارج و گذرهای مخصوص اتومبیل در آن مشخص شد که بعدها جدول‌بندی و آسفالت شدند؛ اما این‌ها مربوط به زمانی بود که شهر تازه با اتومبیل آشنا می‌شد. وقتی در دهه چهل خورشیدی، عده زیادی صاحب اتومبیل شدند و از سوی دیگر، اتومبیل گردشگران هم به این خیابان پا نهاد، مشکل ترافیک و پارکینگ پیش آمد که اوضاع دیگری را طلب می‌کرد. اداره راهنمایی و رانندگی اصفهان با کمک شهرداری این شهر طرح‌هایی را برای مشکل پارکینگ اتومبیل‌ها در چهارباغ پیاده کردند. یکی از این طرح‌ها عجیب بود و با واکنش‌های مطبوعاتی روبه‌رو شد.

 تصمیم عجیب نوروزی برای چهارباغ

در 1344 مشکل پارکینگ در چهارباغ تا این اندازه بود که در روزنامه خبرهای روز اصفهان به تاریخ 18 بهمن 1344 نوشتند: «… مسلم است روزی که خیابان چهارباغ را احداث نموده‌اند، تصور اینکه پس از سه قرن رفت‌وآمد در آن به چه صورت و با چه وسایلی خواهد بود، امکان‌پذیر نبوده است؛ کما اینکه حالا هم نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که در صد یا دویست یا سیصد سال آینده، وسایلی که برای عبور و مرور از آن استفاده خواهد شد، از چه نوع و چه وضع و صورتی خواهد بود. امروز چهارباغ اصفهان باوجود داشتن دو خیابان برای رفت‌وآمد وسایل نقلیه و سه پیاده‌رو بزرگ و کوچک، با مشکل پارکینگ روبه‌رو شده و حتی دیده‌شده است در موقعی که تصادفی روی می‌دهد، برای مدت‌ها اتومبیل‌هایی که از این خیابان عبور می‌کنند، ناچار به توقف هستند که این خود نیز برای رانندگان و مسافران مشکل دیگری را فراهم می‌سازد.»
در ادامه مقاله آمده است: «سال گذشته در ایام عید برای چند روزی پیاده‌رو وسط این خیابان به پارکینگ اتومبیل‌های سواری اختصاص داده‌شده بود و با این اقدام تا اندازه‌ای گشایش موقت برای رفع این مشکل حاصل شد؛ ولی این اقدام ازیک‌طرف به زیبایی و قشنگی خیابان لطمه وارد ساخته بود و از طرف دیگر، مسافرانی که برای گذراندن ایام عید و تفریح به اصفهان آمده بودند، نمی‌توانستند از پیاده‌رو وسط برای گردش خود و خانواده‌شان استفاده کنند و ناچار بودند از دو پیاده‌رو کوچک و پرجمعیت به‌زحمت عبورومرور کنند و به گردش بپردازند. تاکنون برای رفع این اشکال نظرها و پیشنهاد‌هایی داده شده است؛ ازجمله یکی اینکه، اساسا عبورومرور و پیاده‌روهای آن در اختیار افراد پیاده گذارده شود که در صورت انجام این پیشنهاد، دیگر نیازی به پارکینگ و تعیین محلی برای این کار نخواهد بود. نظر دیگری که در این مورد می‌دهند اینکه برای پارکینگ اتومبیل‌ها از خیابان‌ها و کوی‌هایی که به این خیابان ارتباط و راه دارند، استفاده شود. پیشنهاد دیگر آنکه، داخل خیابان چهارباغ یا خیابان‌ها و کوی‌های نزدیک این خیابان، تعدادی پارکینگ دیگر درست کنند تا با ایجاد آن‌ها در راه رفع این مشکل قدمی برداشته شود.»
موضوع پارکینگ در وسط چهارباغ در 1345 جدی‌تر شد و اداره راهنمایی و رانندگی به کمک شهرداری تصمیم گرفتند مسیر وسط چهارباغ را به محل پارک اتومبیل‌های سبک اختصاص دهند. این راه‌حل از ابتدا با مخالفت‌هایی روبه‌رو بود؛ به‌خصوص کسانی که به موضوع گردشگری و آراستگی شهر اهمیت می‌دادند، با آن مخالف بودند. یکی از کانون‌های مخالفت «روزنامه اصفهان» بود که مدیر آن در تاریخ 8 شهریورماه 1345 طی مقاله‌ای نوشت: «گردشگاه عمومی را نمی‌توان پارکینگ کرد… ما معتقدیم دایره راهنمایی باید در این عمل خود تجدیدنظر کند.»

گزارش میدانی‌مردمی طنازانه از چهارباغ!

 در تاریخ 25 شهریور 1345 نوروز جمشاد در ستون طنز روزنامه اصفهان بدین‌گونه تصمیم فوق را موردانتقاد طنزآمیز قرارداد: «… یک نفر مکانیک اتومبیل می‌گفت: “از روزی که دست به این اقدام مشعشعانه زده‌شده است، نان ما توی روغن است. برای اینکه مرتب فنرهای ماشین‌ها بر اثر افتادن از پله‌های پیاده‌روهای وسط چهارباغ می‌شکند و ما با گرفتن اجرت گزافی، آن‌ها را تعمیر می‌کنیم.” استاد صافکاری نیز همین عقیده را داشت و می‌گفت: “خداوند تبارک‌وتعالی پدر آن‌کسی را که این پیشنهاد را به اداره راهنمایی و رانندگی کرده است، بیامرزد!” چون رانندگان اتومبیل‌ها بر اثر تنگی جا و نداشتن راه صحیح، برای عبور و مرور و همچنین وجود پیاده‌ها و مخصوصا دوچرخه‌سواران، که جاده مخصوص آن‌ها گرفته شده است، مرتب به هم می‌مالند و خش به جان هم می‌اندازند و روزی نیست که یکی دو تا تصادف نکند. از صدقه‌سر این ابتکار بسیار جالب، سبیل ما مرتب چرب و برای صاف‌کردن، یک چنین مقدار زیادی پول عایدمان می‌شود.» راننده یک اتومبیل شخصی عقیده داشت: “… من که آدم محتاط و محافظه‌کاری هستم، هرگاه در چهارباغ کاری داشته باشم، مجبورم اتومبیل خودم را در میدان مجسمه یا در یکی از خیابان‌های فرعی بگذارم و مسافتی پیاده راه بروم؛ درنتیجه از کار و زندگی‌ام عقب می‌مانم؛ چون یکی‌دو بار که مجبور به پارک‌کردن در وسط چهارباغ شدم،
آن‌قدر از عابران و دوچرخه‌سواران بدوبیراه شنیدم و آن‌قدر در چهارباغ، پایین و بالا رفتم که خسته و نالان از انجام کار خود منصرف شدم.” دوچرخه‌سواری می‌گفت:”دو طرف پیاده‌رو وسط چهارباغ مدت‌هاست به ملکیت ما درآمده است؛ ولی وقتی اتومبیل‌ها وسط چهارباغ پارک می‌کنند، اکثر صندوق‌عقب یا کاپوت جلوی آن‌ها راه عبورومرور ما را می‌بندد و ما هم در راه رضای خدا در موقع عبور، مشت و لگدی به آن‌ها نثار می‌کنیم.”»
در ادامه این گزارش میدانی طنز آمده است: «یکی از پیاده‌روندگان عقیده داشت: “وضع فعلی چهارباغ برای ما پیاده‌ها بسیار جالب و تماشایی است… مردم ریخته‌اند در پیاده‌روهای تنگ کنار خیابان. از طرف دیگر، وقتی اتومبیل‌ها می‌خواهند به خیابان وسط وارد یا خارج شوند، راه سایر اتومبیل‌ها را بند می‌آورند و وسایط نقلیه پشت سر هم جمع می‌شوند؛ بعضی‌ها بوق می‌زنند، پاره‌ای دشنام می‌دهند، عده‌ای ناراحت و عصبانی می‌شوند و خلاصه، منظره‌ای به وجود می‌آید تماشایی و جالب و از همه بهتر، قیافه عرق‌کرده و ناتوان و بیچاره‌ای است که نمی‌تواند ماشین را از پارک خارج یا داخل کند و بالاخره هم از عقب یا جلو در جوی می‌افتد و تازه اول جمع‌شدن مردم و تماشاکردن آن‌هاست.” اما از همه مهم‌تر و شنیدنی‌تر، عقیده یک نفر خارجی بود… او می‌گفت: “ابتکار جالبی است… چه‌بهتر که سواره‌ها وقتی وسیله نقلیه خود را در وسط آن پارک می‌کنند، دیگر از آن پیاده نشوند و همان‌طور سواره در داخل اتومبیل مواد غذایی بخورند و به تماشا و تفرج بپردازند؛ چون ما هم در کشور خودمان سینماهایی داریم که مردم با اتومبیل‌های خود بدان‌ها وارد می‌شوند و سواره فیلم را تماشا می‌کنند. مرد خارجی می‌گفت تنها چهارباغ برای این کار کافی نیست؛ بهتر است هرکجا چمن هست و گل‌کاری شده یا حوض و فواره‌ای به وجود آمده، اتومبیل‌ها در اطراف آن پارک کنند. به‌علاوه وقتی من به مملکت خود مراجعت کردم، این نظر را به دولت می‌دهم تا دستور دهد رانندگان اتومبیل کنار خیابان‌ها را رها کرده و در گردشگاه‌ها و باغ‌های ملی و مجامع شلوغ و در پیاده‌روهای گشاد پارک کنند تا بهتر و بیشتر بتوانند تفریح و تماشا کنند.” از این حرف او بسیار متعجب شدم و به‌صورت او نگاه کردم. دیدم یک چشمش را بسته و دارد لبخند می‌زند.»