چه اتفاقاتی در شهر اصفهان در دهه 70 و مدیریت شهری آن دوران رخ داد؟

دیکتاتوری در سازندگی

به گفته بسیاری از کارشناسان، دهه 60 نقطه عطفی در نظام مدیریت شهری اصفهان تلقی می‌شود؛ زمانی که نهاد شهرداری قوام بیشتری پیدا کرد و به سمت درآمدزایی رفت، سازمان‌ها و شرکت‌های زیادی در مدیریت شهری تعریف و کلید بسیاری از پروژه‌های مهم شهری زده شد.

تاریخ انتشار: ۱۵:۵۰ - سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 10 دقیقه
دیکتاتوری در سازندگی

به گزارش اصفهان زیبا؛ به گفته بسیاری از کارشناسان، دهه 60 نقطه عطفی در نظام مدیریت شهری اصفهان تلقی می‌شود؛ زمانی که نهاد شهرداری قوام بیشتری پیدا کرد و به سمت درآمدزایی رفت، سازمان‌ها و شرکت‌های زیادی در مدیریت شهری تعریف و کلید بسیاری از پروژه‌های مهم شهری زده شد؛ پروژه‌هایی که بسیاری از آن‌ها در همان دهه یا دهه بعد به اتمام رسید و هنوز هم شهر اصفهان از مزایای آن‌ها بهره می‌برد. اما این روند در ادامه با فراز و فرودهایی همراه شد. در دهه 70، شهرداری اصفهان تغییراتی را تجربه کرد که مهمترین آن‌ها، تغییر در رأس مدیریت شهری بود. حمیدرضا عظیمیان از ابتدای دهه 70 تا میانه آن و محمدعلی جوادی بعد از آن تا آخر دهه 70 مسئولیت شهرداری اصفهان را برعهده داشتند. در این گفت‌وگو که «اصفهان‌زیبا» با محمد طاهری و هوشنگ پوریای ولی داشته است و در ادامه سلسله گفت‌وگوهای تاریخ شفاهی شهر اصفهان است، به دهه هفتاد و مدیریت شهری اصفهان در زمان مدیریت حمیدرضا عظیمیان می‌پردازیم. آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگو با محمد طاهری و هوشنگ پوریای ولی است.

طاهری به ابتدای دهه 70 و شروع مسئولیت عظیمیان در شهرداری اصفهان اشاره می‌کند و می‌گوید: «آقای عظیمیان در سال 70 زمانی که مسئولیت شهرداری اصفهان را قبول کرد، شهرداری در وضعیت بسیار بحرانی و بدی قرار داشت. وقتی او شهردار اصفهان شد، کارهایی وجود داشت که از زمان آقای ملک‌مدنی شروع، اما نیمه‌کاره رها شده بود. چون آقای نیک‌کار، شهردار قبلی، تمایلی به اتمام پروژه‌های دوره آقای ملک‌مدنی نداشت و به همین دلیل پروژه‌های نیمه‌کاره رهاشده در شهر بسیار زیاد بود. بنابراین عظیمیان تلاش کرد تا این پروژه‌ها را تا حد زیادی به اتمام برساند و توانست این کار را انجام دهد.»

طاهری می‌گوید: «او نه‌تنها اقدام به اتمام پروژه‌های نیمه‌کاره کرد، بلکه پروژه‌های جدید زیادی نیز برای اصفهان تعریف کرد. مهم‌ترین پروژه‌ای که در این دوره برای اصفهان تعریف شد، پروژه “اصفهان به اضافه 22” بود. یعنی 22 پروژه جدید را در حوزه‌های مختلف فرهنگ، حمل‌ونقل‌ و ترافیک، عمران و غیره برای اصفهان تعریف و اجرا کرد.»

پروژه پارکینگ طالقانی

او با اشاره به این که یکی از این طرح‌ها، طرح پل غدیر بود که در دوره عظیمیان شروع شد و در دوره جوادی به اتمام رسید، به پروژه پارکینگ طالقانی هم اشاره کرده و می‌گوید: «پارکینگ طالقانی هم جزو پروژه‌هایی بود که در زمان ملک‌مدنی شروع، اما در زمان نیک‌کار تعطیل شده بود. با این حال عظیمیان دوباره این پروژه را در دستورکار قرار داد.» به گفته طاهری، قبل از اینکه این محل به پارکینگ تبدیل شود، زمین و ساختمان آن به اداره ثبت اسناد و املاک تعلق داشت.

در ادامه هوشنگ پوریای ولی به تاریخ این زمین و اینکه قبلاً متعلق به چه کسی بوده، اشاره می‌کند و می‌گوید: «مرحوم حاج محمدحسین کازرونی آن زمانی که یکی از بازرگانان بزرگ اصفهان بود، املاک خالصه دو طرف چهارباغ از دروازه دولت تا سی‌وسه‌پل را خریداری کرد. کازرونی به خاطر اینکه بتواند اسناد زمین‌های خالصه یا بدون سند را به نام خود صادر کند، خانه بزرگی را در جوار خیابان طالقانی (پارکینگ طالقانی فعلی) می‌سازد و در اختیار اداره ثبت قرار می‌دهد و اداره ثبت اسناد و املاک اصفهان در این جا دایر می‌شود. این محل تا سال 1354 در اختیار اداره ثبت اسناد می‌ماند. اما بعد از انقلاب زمانی که محل اداره ثبت در خیابان چهارباغ بالا آماده شد و این اداره به آنجا منتقل شد، ساختمان متعلق به این اداره را در خیابان طالقانی تخریب کردند. یکی از دامادهای میرزا محمود کازرونی، ورثه حاج محمدحسین، زمانی که میرزا محمود فوت کرده بود، به شهرداری اصفهان مراجعه می‌کند تا در محل این زمین‌ها پروانه ساخت‌وساز بگیرد. این مصادف بود با زمانی که آقای ملک‌مدنی شهردار بود. از طرف دیگر در زمان ملک‌مدنی قرار بر این بود که خیابان چهارباغ را ببندند. به همین دلیل بنا شد که قبل از بسته شدن چهارباغ، یک پارکینگ در سمت دروازه دولت و یک پارکینگ دیگر هم در سمت میدان انقلاب ایجاد کنند. بر همین اساس بود که طرح ایجاد پارکینگ طالقانی در کنار دروازه دولت ریخته شد.»

باغ گل‌ها

طاهری در ادامه به پروژه مهم دیگری اشاره می‌کند که جزو برنامه «اصفهان + 22» بود؛ یعنی باغ گل‌ها. او می‌گوید: «یکی دیگر از پروژه‌های شاخصی که در زمان آقای عظیمیان اجرا شد، باغ گل‌ها بود. اما محل فعلی باغ گل‌ها قبل از اینکه تبدیل به این مجموعه تفریحی‌گردشگری شود، محل سنگ‌تراشی‌های اصفهان و مکانی برای تخلیه سنگ و نخاله‌های آن‌ بود. اما این وضعیت با شهر و زیبایی منظر شهری در تضاد بود. به همین دلیل قبل از شروع طرح باغ گل‌ها و در زمان ملک‌مدنی طرحی ریخته شد که بر اساس آن تمام سنگ‌فروشی‌ها و سنگ‌تراشی‌ها به محله پینارت منتقل شوند. بعد از این بود که در زمان عظیمیان توانستند در این قسمت، طرح باغ گل‌ها را اجرایی کنند.»

خانه جوانان

طاهری با بیان اینکه یکی دیگر از پروژه‌هایی که در زمان عظیمیان انجام شد، احداث خانه جوانان بود، توضیح می‌دهد: «یکی از باغ‌های معروف اصفهان در دوران سلطنت شاه عباس، باغ قوشخانه در شمال شهر اصفهان بود که در آن عقاب‌ها (قوش) را که به هنگام شکار مورد احتیاج شاه و صاحب‌منصبان صفوی بوده، تربیت و برای شکار آماده می‌کردند. در اواخر دوره قاجار این باغ که از اموال خالصه دولتی محسوب می‌شد، توسط میرزا احمدخان مشیرفاطمی، که از معتمدان نائینی مقیم اصفهان به شمار می‌رفت، خریداری و به محل سکونت تبدیل شد. این خانه تاریخی در اوایل انقلاب اسلامی، توسط اولین شهردار بعد از انقلاب اسلامی یعنی مهندس حسین علوی‌نیا، به مبلغ 4 میلیون تومان و به صورت توافقی خریداری و به بوستان خیابان زینبیه تغییر وضعیت پیدا کرد. در مدخل این باغ، ساختمان مجزایی واقع است که پس از طرح بوستان باغ قوشخانه به بخش خدمات شهری منطقه 3 اختصاص یافت و مدتی پس از آن هم شهرداری جدید‌التاسیس منطقه 7 در آن مستقر شد. در دهه 70، خانه مزبور را برای اختصاص به امور فرهنگی و هنری به خانه جوانان تغییر نام دادند که در حال حاضر همچنان به همین فعالیت ادامه می‌دهد.»

طاهری در ادامه به چرایی احداث خانه جوانان می‌پردازد و می‌گوید: «قصه ساخت خانه جوانان در اینجا این بود که در اول انقلاب که شهرداری اصفهان به مناطق محروم بیشتر توجه می‌کرد، قسمتی از شهرداری منطقه 3 یعنی بخش خدمات شهری و فضای سبز آن که محدوده فعلی شهرداری منطقه 7 است، از شهرداری منطقه 3 جدا شد و به صورت شهرداری منطقه 7 در مکان فعلی خانه جوانان به کار خود ادامه داد. زمانی که من از مسئولیت شهرداری منطقه یک به این منطقه منتقل شدم، دیدم که این مکان برای اداره شهرداری مناسب نیست. به همین دلیل ساختمان فعلی شهرداری فعلی منطقه 7 را که در ابتدای اتوبان چمران با مساحتی بیش از 12 هزار مترمربع و بالغ بر 2 هزار متر زیربنا بود، ساختیم. ما در حال تجهیز این ساختمان بودیم، اما هنوز سیستم گرمایشی و سرمایشی آن به اتمام نرسیده بود که آقای عظیمیان گفت من به آقای حبیبی، معاون رئیس جمهور قول داده‌ام اولین خانه جوان را در اصفهان تأسیس کنم. بر همین اساس او خانه جوان در اینجا احداث کرد. هدف از ایجاد خانه جوان برنامه‌ریزی برای جوانان و برگزاری رویدادهای تربیتی و آموزشی برای آن‌ها بود.»

تکمیل باغ غدیر

طاهری پروژه باغ غدیر را به عنوان یکی از کارهای برزمین‌مانده دوره ملک‌مدنی بیان کرده و ادامه می‌دهد: «باغ غدیر که در زمان ملک‌مدنی شروع شده، ولی به اتمام نرسیده بود، در زمان نیک‌کار کاملاً متوقف شد. محوطه‌سازی‌های باغ غدیر هنوز تکمیل و کتابخانه باغ غدیر به درستی تمام نشده بود. اما عظیمیان درصدد بود این پروژه را به اتمام برساند. به همین خاطر چندماهی دفتر کار خود را به قسمت اداری مجموعه ورزشی باغ غدیر منتقل کرد تا از نزدیک بر اتمام آن نظارت کند. همچنین او در باغ غدیر طرح دیگر هم داشت به این صورت که قرینه اینجایی که الان مجموعه ورزشی باغ غدیر است، یک مجموعه علوم قرآنی و نهج‌البلاغه هم ایجاد کند. اما این اتفاق در آن زمان رخ نداد و بعد از آن هم دنبال نشد. طرح توسعه باغ غدیر تا خیابان کردآباد ادامه و حدود 52 هکتار مساحت داشت. اما متاسفانه قسمتی از آن که هم‌اکنون در جنب کنارگذر بزرگراه و خیابان علامه امینی واقع شده است، به یکی از ارگان‌ها و قسمت دیگر به مساحت حدود 20 هکتار آن از خیابان فردوس کنونی تا جاده کردآباد، در زمان مهندس جوادی به بهانه آزادسازی اتوبان صیادشیرازی از باغ غدیر جدا و به غیر واگذار شد.»

آغاز پروژه باغ فدک

او با بیان اینکه طرح باغ فدک در زمان عظیمیان کلید خورد، خاطرنشان می‌کند: «در محل باغ فدک فعلی تعدادی زمین اوقافی وجود داشت که ما به عنوان نماینده شهرداری با کسانی که روی این زمین‌ها کار زراعی و کشاورزی انجام می‌دادند، یعنی رعیت‌ها و کشاورزان، توافق و آزادسازی این زمین‌ها را شروع کردیم. هدف از اینکه در شمال شهر اصفهان باغ فدک به این بزرگی و گستردگی ایجاد شود این بود که بتوانند دور شهر اصفهان یک کمربند سبز ایجاد کنند. اما هیچگاه این کمربند سبز تکمیل نشد. با این حال به صورت پراکنده، کاربری‌های فضای سبز در راستای این کمربند در قسمت‌های مختلف شهر ایجاد شد، مثل باغ فدک در شمال و ناژوان در غرب؛ اما این بخش‌ها هیچگاه به هم نرسید تا کمربند سبز به عنوان یک طرح کامل دورتادور اصفهان را در بر بگیرد.»

ایجاد خانه هنرمندان در حاشیه زاینده‌رود

طاهری به خانه هنرمندان و به احداث آن در دهه 70 اشاره می‌کند و می‌گوید: «خانه هنرمندان به فردی به اسم آقای محتشمی، که مالک هتل کوروش (هتل کوثر فعلی) بود، تعلق داشت. این خانه بعد از انقلاب مصادر شد. بعد از مصادره، آن را در اختیار آموزش‌و‌پرورش قرار دادند. اما شهرداری در دهه 70 این خانه را از آموزش‌و‌پرورش خریداری کرد تا بتواند آزادسازی حاشیه زاینده‌رود را از پل شهرستان تا نیروگاه اسلام‌آباد درچه به منظور تبدیل این باریکه همجوار رودخانه به فضای سبز انجام دهد. اما زمانی که این خانه را تملک کردند، متوجه بافت متفاوت و معماری زیبا و ارزشمند آن شدند. به همین دلیل آن را تخریب نکردند و در سال 73 آنجا را در اختیار حوزه هنری اصفهان قرار دادند تا آن را تبدیل به خانه هنرمندان کند. این خانه همان مکانی است که فیلم گنج قارون در سال 43 و 44 در آن فیلمبرداری و ساخته شد.»

ماجرای حمام خسروآقا چه بود؟

طاهری به یکی از بحث‌برانگیزترین اتفاقات دهه 70 در شهر اصفهان یعنی تخریب حمام خسروآقا اشاره و بیان می‌کند: «در زمان ملک‌مدنی قرار بود خیابان استانداری تا خیابان عبدالرزاق ادامه پیدا کند؛ اما نه به این صورت که حمام تاریخی خسروآقا برای امتداد این خیابان تخریب شود. بنا بر این بود خیابان استانداری را چند متری منحرف کنند و بعد از انحراف به سمت عبدالرزاق ادامه دهند تا این بنای تاریخی نگه داشته شود. اما در زمان عظیمیان این کار را انجام ندادند و خود حمام را تخریب کردند. چون کارهای دفعی و فوری و گتره‌ای در آن دوران مرسوم بود»

در این زمان بود که هوشنگ پوریای ولی به میان صحبت‌های طاهری آمد و با اشاره به مخالفت برخی از افراد سرشناس با این طرح، ادامه می‌دهد: «برای امتداد دادن خیابان استانداری به سمت خیابان عبدالرزاق عده‌ای مخالفت کردند؛ از جمله عباس بهشتیان به این دلیل که امتداد دادن این خیابان موجب می‌شود بافت تاریخی و تجاری بازار اصفهان از بین برود. اما از آنجایی که شهرداری پیش از این قسمت‌های مختلف این خیابان را خریداری و آزادسازی کرده بود و به همین دلیل نمی‌توانستند پروژه را نیمه‌کاره رها کنند و فقط آزادسازی این بخش باقی مانده بود، تصمیم گرفتند علیرغم مخالفت‌ها این پروژه را به سرانجام برسانند. اما کسانی که آن زمان دست‌اندرکار بودند، مثل جهانگیری، استاندار وقت و حتی خود عظیمیان، با اثر تاریخی حمام خسرو آقا آشنایی نداشتند و اهمیت آن را نمی‌دانستند. به مرور زمان که این قسمت از شهر از بافت مسکونی به بافت تجاری و به کاربری انبار کالا و اجناس تغییر شکل داد، بسیاری از مردم تمایل پیدا کردند که اینجا هم مسیر عبور و مرور پیدا کند. به همین دلیل شهرداری مصر بود که پروژه ادامه خیابان استانداری به عبدالرزاق را به اتمام برساند. با وجود تمام این موارد، باز هم این امکان وجود داشت که با پیچ دادن خیابان استانداری، از کنار حمام خسرو آقا رد شوند تا این اثر تاریخی تخریب نشود. اما همین کار را هم نکردند؛ مثل گنبد سبز در مشهد.»

چرا طرح اولیه جهان‌نما تغییر پیدا کرد؟

در ادامه این گفت‌وگو طاهری به پروژه بحث‌برانگیز دیگری هم اشاره می‌کند که هنوز شهر اصفهان با آن درگیر است. یعنی پروژه جهان‌نما.

او با اشاره به این طرح می‌گوید: «آقای عظیمیان باعث شد که طرح جهان‌نما تغییر کاربری پیدا کند. او به یکی از دوستان ما گفته بود هرچه من می‌گویم باید اجرا شود. بر همین اساس طرح را تغییر کاربری داد.»

اما هوشنگ پوریای ولی تغییر کاربری جهان‌نما را با سفر هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور اسبق به اصفهان مرتبط می‌داند و می‌گوید: «آقای رفسنجانی در سفری که به اصفهان داشت به مسئولان وقت گفته بود که باید طرح‌هایی ارائه بدهید که پول‌های پراکنده‌ای که در دست مردم وجود دارد جمع و سرمایه‌گذاری شوند. بر اساس همین گفته، در شهرداری تصمیم گرفتند طرح فضای سبز جهان‌نما را ملغی و آن را به مجموعه تجاری تغییر کاربری دهند؛ با این هدف که تجاری‌های چهارباغ را به آنجا انتقال دهند تا یکجا جمع شوند. اما نتوانستند این کار را انجام دهند.»

دو تصمیم مشکل‌آفرین در زمان عظیمیان

طاهری در ادامه به کارهای اشتباه دوره عظیمیان هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی دیگر از کارهایی که در زمان او انجام شد و نباید انجام می‌شد، تخریب کارخانه زاینده‌رود بود. در صحبتی که با مهندس آزمایش داشتم او گفت که من این زمین را از آقای کازرونی خریدم. قضیه از این قرار بود کازرونی‌ها آنجا را در رهن بانک ملی گذاشته بودند. مهندس آزمایش گفت که من توانستم با آبدارچی بانک ملی رفاقتی به هم بزنم. بعد از این به او گفتم از اصفهان هرکسی که می‌آید به اینجا به من اطلاع دهید. چند وقت بعد به من اطلاع داد که کازرونی‌ها آمده‌اند اینجا برای حل‌و‌فصل مشکل زمین کارخانه. مهندس آزمایش وقتی فهمید که اینجا را می‌خواهند از بانک ملی بازخرید کنند، به صاحبان کارخانه یعنی کازرونی‌ها گفت شهرداری قرار است طرح حاشیه زاینده‌رود را اینجا اجرا کند. در نتیجه با قیمتی که با بانک ملی به توافق رسیدید، شهرداری از شما این زمین را می‌‎خرد.» (شرح کامل این موضوع از زبان مهندس آزمایش در کتاب «تجربه شهر» آمده است)

طاهری ادامه می‌دهد: «آن زمان، شهرداری در نظر داشت این زمین را برای کارهای فرهنگی و احداث سالن اجتماعات بزرگ شهر مورد استفاده قرار دهد. اشتباه عظیمیان این بود که مالکیت این زمین را که در اختیار شهرداری اصفهان بود به تولیت آستان شاه عبدالعظیم در تهران واگذار کرد، اما نتوانست پولی در قبال آن بگیرد. بعد از این واگذاری، تولیت آستان شاه عبدالعظیم هم زمین کارخانه زاینده‌رود را به شرکت‌های ساخت‌وساز بخش خصوصی داد تا تبدیل به منطقه مسکونی شود و نهایتاً درآمد حاصل از آن را به تهران انتقال دادند. اضافه بر این، اشتباه دیگری هم رخ داد و آن اینکه به ساختمان‌هایی که در اینجا ساخته شد تراکم مازاد اختصاص دادند. یعنی در صدور پروانه ساخت، حریم خط آسمان کنار زاینده‌رود را رعایت نکردند و بعد از این قضیه بود که عملاً خط آسمان کنار زاینده‌رود دچار آشفتگی شد. چون قبل از انقلاب مصوب کرده بودند که بیشتر از سه طبقه یا 9 متر ارتفاع، در کنار زاینده‌رود ساخته نشود؛ به جز هتل کوثر فعلی که با مجوز شاه بیش از ارتفاع مصوب ساخته شد. اما در زمان عظیمیان این محدودیت تراکم 9 متری برداشته شد و این مازاد تراکم در زمان او در حاشیه زاینده‌رود باب شد و از حالت طرح تفصیلی که برای حاشیه زاینده‌رود تعریف شده بود، خارج شد.»

یک اشتباه دیگر تفکیک کارخانه‌ صنایع پشم در جنوب سی‌وسه‌پل بود. قبل از انقلاب بحث بر سر این بود که در حد فاصل سی‌وسه‌پل تا چهارراه نظر یک میدان بزرگ به عنوان نماد برای اصفهان ساخته شود. اما اتفاقی که افتاد این نبود. بلکه کارخانه را تفکیک کردند و در پی آن بافت آن منطقه را به هم زدند و علیرغم اینکه آنجا متعلق به خیریه همدانیان بود و قصد داشتند کار فرهنگی انجام دهند، زمین‌های تفکیک‌شده را به بخش خصوصی جهت ساخت‌و‌ساز فروختند که این اقدام نه با امور خیرات و مبرات مطابقت داشت نه با نیت خیریه فعالیت‌های فرهنگی جامعه»

ارزیابی دوره عظیمیان

همانطور که از سخنان محمد طاهری و هوشنگ پوریای ولی می‌توان استنباط کرد، در دوره عظیمیان در ابتدای دهه 70، کارهای مهمی در شهرداری اصفهان انجام شد که به نوعی ادامه راهی بود که ملک‌مدنی در دهه 60 آن را ریل‌گذاری کرده بود، اما این را نیز باید در نظر داشت غلبه نگاه کالبدی و مهندسی بر نگاه شهری و هویتی موجب شد در کنار پروژه‌های مفید و دارای ارزش بلندمدت، پروژه‌های دیگری نیز انجام شوند که ضررهای بلندمدتی به شهر اصفهان وارد کند و بخشی از هویت شهری اصفهان را از بین ببرد.

از بین بردن سرای تحدید و ایجاد برج جهان‌نما با هدف جمع کردن سرمایه‌های سرگردان و همچنین تخریب یکباره حمام خسروآقا، فروش و تفکیک زمین‌های جنوب زاینده‌رود و شروع روند صدور تراکم مازاد برای درآمدزایی برای شهرداری از مواردی است که هنوز شهر و مردم اصفهان از یک سو و مدیریت شهری از سوی دیگر با آسیب‌های آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.