می‌شود اصفهان، وینِ صنایع‌دستی باشد

اگر همین الان تصمیم بگیرید فردا در «شهر جهانی صنایع‌دستی» پنج کارگاه را ببینید، با تاریخ پنج رسته صنایع‌دستی از میان 198 رسته ثبت‌شده به نام اصفهان، آشنا شوید و نحوه خلق اثر را از استادکار یا مدرس یاد بگیرید، می‌توانید؟ کار آسانی است یا باید آشنا باشید و با سازوکاری، مهمان ویژه کارگاه شوید؟ چقدر دسترسی عام به کارگاه‌های صنایع‌دستی ممکن است و چقــدر تــوانستــه‌ایم تسهیــلات موردنیاز «شهر خلاق صنایع‌دستی» را فراهم کنیم؟ در رویداد قلمکاری که جمعه این هفته در عمارت سعدی حوزه هنری برگزار شد، به این فکر کردم که کاش همان‌طور که در وین گردشگران به انواع رویدادهای موسیقایی  و فــرهنگی دسترسی دارند، در اصفهــان هــم آن‌قــدر کمیـت و کیـفیـت رویدادهای صنایع‌دستی زیاد بود که شهروندان و گردشگران هر زمان که اراده می‌کردند، می‌توانستند در سطوح مختلف از «تجربه صنایع‌دستی» بهره‌مند شوند.
 
تاریخ انتشار: ۰۲:۰۱ - سه شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۱
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
می‌شود اصفهان، وینِ صنایع‌دستی باشد
ســاعــت 10 صبــح 225 هفتــه پیــش، روی پلــه‌برقــی‌های ایستــگاه متروی اشتفـــن پـــلاتـــز (Stephansplatz) در قلب وین، پایتخــت اتــریــش، ایستــاده بودم و به‌محض آنکه از فضای نسبتا تاریک و زیــرزمیــن ایستگــاه متـــرو به فضای آفتــابی وســط مــیدان رسیـــدم، چند تصویر مرا مبهوت کرد؛ تصویر کلیسای تقریبا نهصدساله که سایه انداخته بود روی پله‌برقی‌های مترو و تصویر مردان و زنانی که با لباس‌های مبــدلِ بــانمک، تبلیغات رویـدادهــای موسیقایی را به دست عابران می‌دادند و با لبخند و شوخی و خنده دعوت می‌کردند که همان شب مهمان اپرای فلان و اپراتئاتر بهمان و ارکستر بیسار باشند!
هوا آفتابی بود و چهره‌ها خندان و وین پر از توریست‌هایی از ملیت‌های مختلف که در جای‌جای میدان و بافت قدیمی روی نیمکت‌ها لم داده بودند، کتاب می‌خواندند، باهم گل می‌گفتند و گل می‌شنیدند و برای دیدن موزه‌ها و شرکت در رویدادهای فرهنگی پرشمار «قابل‌زندگی‌ترین شهر دنیا» (به روایت اکونومیست) سر و دست می‌شکستند.
این تجربه یکی از ماندگارترین تصاویر ذهنی من از وین است که وقتی صبح جمعه، چهارم شهریورماه 1401 وارد حوزه هنری اصفهان شدم برای حضور در رویداد قلمکار، ناگهان به یادش افتادم و به یاد «اصفهــانی» کــه می‌تــوانــد همــان‌قــدر شورانگیز و پررویداد باشد و در هر قدم شهروندان و گردشگرانش را هیجان‌زده کند؛ اما… قلمکاری، یکی از رسته‌های پرطرفدار صنایع‌دستی اصفهان است که برای دیدن و شناختنش کافی است به میدان نقش‌جهان سر بزنید، کنار مسجد جامع عباسی، در سرای اسپادانا و داخل بازار قیصریه چندین فروشگاه-کارگاه قلمکار هست که توریست‌ها و گردشگران می‌توانند دقایقی چاپ مهری را مشاهده کنند و در قفسه‌ها سراغ قلمکار نقاشی یا قلمکار چاپ مهری یا چیت‌سازی را بگیرند؛ اما اگر بخواهید درباره تاریخ قلمکاری بشنوید، اصولش را بدانید واصلا بفهمید که دوست دارید در این عرصه به‌طورجدی فعالیت کنید یا خیر، انتخاب‌های زیادی ندارید؛ چون تعداد رویدادهای آموزشی (با هر سطح کیفی) در حوزه قلمکار و کلا در حوزه صنایع‌دستی در شهری که دو لقب جهانی در این حوزه دارد، بسیار اندک است.جمعه صبح، چهارم شهریورماه، یکی از این اندک رویدادها برگزار شد به میزبانی مرکز آموزش حوزه هنری اصفهان (سوره)و دوبته. رضا قدیریان، طراح و مدرس حوزه مد و پوشاک، به تدریس مباحث تئوری مرتبط با تاریخ قلمکار و تکنیک‌ها پرداخت و هنرجوها توانستند با اندوخته‌ای از «تجربه قلمکار» در یک نیمروز کارگاه را ترک کنند. نشست تخصصی قلمکار اصفهان از سه بخش تشکیل شده بود.  در بخش اول هنرجوها صحبت‌های مدرس را درباره تاریخ قلمکار و تکنیک‌ها شنیدند. در بخش دوم همه به دیدار نمایشگاه پرده‌های قلمکار نقاشی استاد عباس گیاهی رفتند تا بخشی از بهترین آثار تولید شده در این زمینه را در گالری‌های حوزه هنری ببینند.
سپس از هنرجوها با کلمپه‌هایی پذیرایی شدند که نقش‌های رویشان با مهرهای قلمکار خلق شده بود و نوبت رسید به ماجرای «دست‌پیچ» و چاپ مهری که توسط حسین قاسمی به هنرجوها آموزش داده شد. بخش آخر کارگاه هم برمدار تجربه می‌چرخید. روی میز پتوهایی انداختند، مهرها و رنگ‌ها و کاغذها و رومیزی‌های سفید کوچک را در دسترس هنرجوها قرار دادند تا هر هنرجو مطابق میل و سلیقه‌‌اش پارچه‌ها را مهر کند. قدم اول مهر سیاه بود و قدم دوم آبی. رنگ‌های بعدی و رنگ‌کردن و نقش‌اندازی با قلم‌مو هم ماند برای تجربه‌های بعدی و این بخش آخر، تعاملی‌ترین و پرشورترین بخش کارگاه بود.از هاجر اقدامی که برگزاری این کارگاه را برعهده داشت، درباره ایده برگزاری رویداد پرسیدم و او از گذاری که از صداپیشگی به قلمکاری داشته برایم گفت: «کارهای موردعلاقه‌ام زیاد بودند؛ اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یک روزی قرار است قلم‌مو به دست بگیرم و رنگ بپاشم به دنیای خاکستری که خودمان می‌سازیم. جرقه‌اش از صفحه اینستاگرامی دوستم خورد و خودش هم الفبایش را به من آموخت؛ قلمکاری را می‌گویم؛ این هنر زیبا و اصیل.
چیزی نگذشته بود که دوست مجازی‌ام که الان از رفقای خوب من است، پیشنهاد داد به دیگران هم یاد بده و حامی‌ام شد. فکر اینکه به آدم‌های اطرافم و بیشتر بتوانم قلم‌موی جادویی بدهم که دنیای خاکستری‌شان را رنگی کنند، مرا به وجد آورد و همچنان هم وقتی شادی و شور هنرجوها و هنردوست‌های علاقه‌مند به قلمکاری را می‌بینم، خوشحال‌ترینم.»او از نام هنری «دوبته» که برای فعالیت‌هایش در حوزه قلمکاری انتخاب کرده گفت و اینکه برگزاری کارگاه‌های قلمکاری در شهرهای مختلف و توزیع محصولات قلمکاری اعم از قالب، پارچه و رنگ را در افق کاری‌اش دارد و باقدرت دنبال می‌کند.لبخند می‌زنم و به یاد ایده‌ای که چندهفته پیش همین‌جا، در این صفحه مطرح کردم می‌افتم؛ ایده تأسیس «اکسپوی دائمی صنایع‌دستی اصفهان» برای خلق بیشترین، بهترین و خلاقانه‌ترین فضای دسترسی شهروندان و گردشگران اصفهان به رسته‌های مختلف صنایع‌دستی. می‌شود اصفهان به «کانون رویدادهای صنایع‌دستی» تبدیل شود؛ نمی‌شود؟!