«قطار رؤیاها» زیستن در لحظه

تماشای «قطار رؤیاها» مثل نوشیدن چایی گرمی است که آدم را در بعدازظهر زمستانی دلگیر تسکین می‌دهد. «قطار رؤیاها» قطاری است بی‌شباهتی به قطارهای رنگارنگ کودکی.

تاریخ انتشار: ۱۳:۴۰ - چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
«قطار رؤیاها»  زیستن در لحظه

به گزارش اصفهان زیبا؛ تماشای «قطار رؤیاها» مثل نوشیدن چایی گرمی است که آدم را در بعدازظهر زمستانی دلگیر تسکین می‌دهد. «قطار رؤیاها» قطاری است بی‌شباهتی به قطارهای رنگارنگ کودکی. «رابرت» شخصیت اصلی داستان مرد جوان، آرام و سربه‌زیری است که پیشه‌اش چوب‌بری است. شغل وحشتناکی دارد.

گاهی درختان پانصدساله را مجبورند با عذاب‌وجدان دونیم کنند و به زمین بزنند. درختان خود عالمی دارند و شاید هرکدامشان داستان رنج و ازمیان‌رفتن یک انسان، یعنی یکی از خود ما باشد. حذف یک درخت به معنای حذف یک جان، یک روایت و گوشه‌ای از حافظه جمعی است. رابرت از روزی که چشم باز می‌کند، پدر و مادر یا خانواده‌ای دور و بر خود نمی‌بیند. به معنای امروزی‌اش کودک کار است.

بالیده که می‌شود خود را در جایگاه یک چوب‌بر می‌بیند که به‌تدریج فکرکردن به جان درختان دغدغه او و برخی اطرافیانش می‌شود. هرچند رابرت شخصیتی درونگرا دارد و باید بیشتر از سکوتش به احساسات او پی برد تا حرف‌های دلش که هیچ‌وقت همه‌شان را کامل نمی‌زند.

یکی از نقاط قوت فیلم همین بازتابش درون‌گرایی شخصیت اصلی است که در سکوت‌های بلند یا کم‌دیالوگی فیلم یافتنی است. همچنین در مکث‌ها و نماهای طولانی و کم‌حرفی شخصیت‌های دیگر نیز بازتاب یافته و کلید موفقیت کارگردان در زمینه شکل‌دهی به یک شخصیت درون‌گرا یا رابرت شده است. رابرت در اوج جوانی عاشق می‌شود و تشکیل خانواده می‌دهد، به ‌سادگی و بی‌سروصدایی دیگر کارهایش. زندگی رابرت بعد از ازدواج با گلدیس یا معشوقش چشم‌اندازی زیبا دارد.

اما سرنوشت نقشه‌های دیگری برایش می‌کشد تا مرد درشت‌هیکل و آرام داستان پنجره‌ای نو به روی چشمانش باز شود. یکی از موفقیت‌های فیلم که آن را از آثار معمول هالیوود جدا می‌کند عشق به گلدیس است؛ عشقی آرام که بخشی از روزمره زندگی است، نه عشقی پرآب‌وتاب یا به اصطلاح هالیوودی‌طور که تمام زندگی را دربرگیرد.

همین اغراق‌آمیز نبودن عشق در سایه درختان فیلم اثر را از فیلمی معمولی به کاری ماندگار بدل می‌کند که بعد از تماشا تا روزها در ذهن می‌ماند؛ فیلمی که بعد از تماشا احساساتی سرشته با اندوه، مکث، تفکر و آرامش از خود و در وجود ساکتمان به‌جای می‌گذارد. فیلم بیش از اینکه بخواهد در جست‌وجوی دادن پاسخی باشد، درصدد پرسشگری و تنها گذاشتن مخاطب با سؤالات ساده است: زندگی در گمنامی هم معنا می‌یابد یا در گرو داشتن اسم و رسم و کسی‌بودن است؟ زندگی خوردن آب و نان به‌تنهایی است یا خوردن آن‌ها در کنار دیگری؟ زندگی یعنی وقتی که با عشقمان غرق در گریه و خنده‌ایم یا وقتی تنهایی در سکوت فرو می‌رویم؟ و در یک کلام، اگر میراثی از خودم به یادگار نگذاریم، باز هم زندگی کرده‌ایم؟

«قطار رؤیاها» یکی از بهترین آثار سال ۲۰۲۵ میلادی است که به کارگردانی کلینت بنتلی بازخوردهای خوبی را دریافت کرده است. براساس یک نظرسنجی (متاکریتیک) این فیلم دارای امتیاز ۸۴ از ۱۰۰ است که نشان از تحسین جهانی دارد. به‌نظر می‌رسد «قطار رؤیاها» اثری جاودانه خواهد ماند تا به یادمان آرود گاهی زندگی یعنی همان لحظاتی که در قطار به سر می‌بریم، نه بیرون از آن، نه وقتی که می‌رویم و نه وقتی که بازمی‌گردیم.