به گزارش اصفهان زیبا؛ در تقویم جمهوری اسلامی ایران، اولین روز ماه شریف ذیالحجه به بهانه ازدواج پربرکت حضرت امام علی (علیهالسلام) و حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) به نام روز ازدواج به ثبت رسیده است.
ازدواج و تشکیل خانواده، پیمانى مقدس و الهى است که بین زن و شوهر و بر اساس فطرت و امر خداوند متعال صورت میگیرد. هر چند در امر ازدواج و تشکیل خانواده، پاسخگویی به نیازهاى جنسى، عاطفى و روانى نیز دخالت دارد؛ اما ازدواج نوعى تکامل و رسیدن به تمامیت شخصیت را نیز با خود به همراه دارد. در محیط خانه و خانواده است که زن و مرد میتوانند بسیاری از فضایل انسانی را کسب کنند و رذایل اخلاقی را از خود بزدایند.
در روایات اهلبیت عصمت و طهارت (ع) درباره ضرورت و اهمیت ازدواج، آثار و ثمرات آن و پیامدهای بی توجهی نسبت به این موضوع مهم و حیاتی، روایات فراوانی نقل شده که حکایت از توجه ویژه آن بزرگواران نسبت به امر ازدواج دارد. امامان معصوم ما با برشمردن فضایل و اثرات ازدواج و تبیین ضرورت آن، در تلاش بودند تا از کمرنگ شدن این فریضه و سنت الهی جلوگیری کند و امت اسلام را از ثمرات آن بهرهمند سازند.
به عنوان نمونه پیامبر مهربانیها، حضرت محمد (ص) در روایتی تأكید میکند كه ثواب نماز مؤمن با ازدواج كردن افزایش مىیابد:
«رَكْعَتَانِ یصَلِّیهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِینَ رَكْعَةً یصَلِّیها غیرُ مُتَزَوِّجٍ».
دو رکعت نمازی که فرد متأهل میخواند، برتر است از هفتاد رکعت نمازی که فرد مجرد به جا میآورد.
ایشان در حدیثی دیگر چنین میفرماید که حتى خواب انسان متأهل بر عمل شخص روزهدار و شبزندهدار مجرد برترى دارد: «الْمُتَزَوِّجُ النَّائِمُ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْعَزَبِ».
این روایات نشاندهنده نقش ازدواج در تكامل معنوى و ایمانى انسان است.
اما امروزه و در عصر حاضر با توجه به گسترش ابزارهای تحریک جنسی شاید بتوان ادعا کرد که ازدواج برای افراد مجرد، بیش از آن که مستحب باشد، واجب است. به همین نسبت وظیفه حکومت، جامعه، والدین و واسطهگران ازدواج در زمانه کنونی بسیار سنگینتر و حساستر از زمانهای گذشته است. این موضوع با استناد به آیه ۳۲ سوره نور بیشتر تبیین میشود.
آنجا که قرآن مجید تعبیر «انكحوا» (آنها را همسر دهید) را به کار برده است. با این كه ازدواج امری اختیارى و بسته به میل طرفین بوده، اما خداوند فرمان به همسر دادن مجردان داده است؛ لذا میتوان نتیجه گرفت که مفهوم این فرمان الهی، فراهم آوردن مقدمات ازدواج از طریق كمکهاى مالى، پیدا كردن همسر مناسب، تشویق به مسئله ازدواج و بالاخره پادرمیانی براى حل مشكلات است. خلاصه آنکه مفهوم آیه به قدرى وسیع است كه هر گونه قدم، سخن و عملی در تحقق امر ازدواج را شامل میشود.
وساطت در ازدواج
محمد تقی سبحانی نیا، استادیار دانشگاه قرآن و حدیث در پژوهشی به بررسی اهمیت و فضیلت وساطت در ازدواج از منظر آیات و روایات پرداخته و واسطهگری در ازدواج را از مؤثرترین راههای رونقبخشی به روند ازدواج و بهبود سطح کیفی آن در جامعه دانسته است. او معتقد است توجه و احیای دوباره این سنت حسنه، نیازمند شناخت اهمیت و ارزش وساطت در ازدواج است.
وساطت در ازدواج از گذشته به عنوان یکی از روشهای مهم و مؤثر در ترویج و تحقق پیوند زناشویی بین دختران و پسران مطرح بوده است. بیشک انتخاب همسر مناسب، نیازمند معرفی اولیه و شناخت کفویت در طرفین ازدواج است. واسطهگری در ازدواج از نگاه شریعت اسلام نیز مورد تأکید، ترغیب و تشویق بسیار قرار گرفته و رجوع به آیات الهی و واکاوی در مجامع روایی بهخوبی بیانگر این موضوع است.
مفهوم وساطت و اهمیت آن
مقصود از وساطت در ازدواج واسطه بودن فردی بین زن و مرد و ساماندهی به پیوند ازدواج آنهاست. به این ترتیب وساطت در ازدواج به معنای هرگونه سخن یا عملی است که از سوی واسطهگر با هدف ازدواج و پیوند دو طرف واسطه صورت گیرد.
افزایش نرخ طلاق، کاهش چشمگیر آمار ازدواج و بالا رفتن طراز سنی آن به همراه گسترش زندگی مجردی یکی از مشکلات اجتماعی عصر جدید است. چالشی که منشأ بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی محسوب میشود؛ اما عوامل مؤثر در پیدایش این معضل اجتماعی همیشه عوامل مادی و مالی نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، پیدا نکردن گزینه مناسب برای ازدواج، اصلیترین عامل تأخیر در آن محسوب میشود. یافتن همسر همکفو از حساسترین، مهمترین و در عین حال پیچیدهترین مراحل ازدواج است.
روی آوردن به روشهای غیر قابل اعتماد و آسیبزای انتخاب همسر در دنیای امروزی را میتوان از پیامدهای فقدان وجود وساطت و معرفهای مفید و مؤثر در ازدواج دانست. افزایش سایتهای غیر مجاز همسریابی و استقبال جوانان از آنها، دوستیهای قبل از ازدواج و ارتباطات نادرست در فضای مجازی و … از جمله این پیامدهاست که باعث ایجاد تبعاتی همچون غلبه انتخابهای احساسی بر گزینشهای منطقی، زوال پنهانی حیا و عفاف، تقویت حس تنوعطلبی، کنار گذاشتن رأی و تجربه والدین و بزرگترها و… در امر ازدواج میشود.
جایگاه و منزلت وساطت در قرآن
از گذشته تا امروز، رجوع به واسطههای ازدواج، یکی از مناسبترین و مطمئنترین طرق برای پیدا کردن همسر مطلوب محسوب میشده است. واسطهگری در ازدواج نه تنها مورد تأکید دین اسلام بوده، بلکه در قالب دستورالعمل الهی و به عنوان وظیفه انسانی اخلاقی از آن یاد شده است.
رهبر معظم انقلاب در بیان ضرورت و اهمیت وساطت در ازدواج چنین بیان کردهاند: «یکی از مسائل مهم این است که رسم خواستگاری رفتن و وساطت کردن برای ازدواج دخترها متأسفانه کمرنگ شده. این چیزی لازم است. افرادی هستند که پسرهایی را میشناسند؛ به خانواده دختر معرفی میکنند. دخترهایی را میشناسند؛ به خانواده پسر معرفی میکنند. ازدواج را تسهیل میکنند و آمادهسازی میکنند …».
خداوند در قرآن کریم در پنج آیه دستور بهوساطت در ازدواج جوانان داده و آن را تکلیف آحاد امت اسلامی دانسته است. به عنوان نمونه در آیه ۳۲ سوره نور میفرماید:
«وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ، إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ، وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ».
مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بینیاز میسازد؛ خداوند گشایشدهنده و آگاه است.
هرچند این آیه شریفه در بین مردم به آیه ازدواج شهرت یافته، اما در حقیقت این آیه، مختص امر وساطت در ازدواج است؛ نه توصیه به امر ازدواج. در کتاب تفسیر نمونه ذیل این آیه به این نکته اشاره شده که با اینکه ازدواج امری اختیاری و بستگی به میل طرفین دارد، اما استفاده از فعل امر «انکحوا» نشان از آن دارد که باید شرایط تحقق ازدواج از طریق کمکهای مالی و پیدا کردن همسر مناسب منظور شود.
با بررسی آیات دیگری که در آن موضوع ازدواج و نکاح مطرح شده، چنین برمیآید که در هیچ کدام از آنها بر ترغیب خود فرد به ازدواج تأکید نشده است. بلکه منطق قرآن همواره بر این اساس شکل گرفته که تشکیل بنیاد خانواده و شکلگیری ازدواج، منوط به ورود واسطهگران و کمک اطرافیان در تحقق امر ازدواج است. به عبارت دیگر در قرآن دستور به ازدواج نداریم؛ اما دستوراتی برای وساطت در ازدواج و کمک در تشکیل پیوند میان دختران و پسران قابل مشاهده است.
قرآن کریم در آیه سوم سوره نسا چنین میفرماید:
«وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ، فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ، ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا»
و اگر میترسید که (هنگام ازدواج با دختران یتیم) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان چشمپوشی کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج کنید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر میترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیریدیا از زنانی که مالک آنهایید استفاده کنید؛ این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری میکند.
نکته قابل تأمل این است که هرچند در این آیه فقر و مشکلات مادی را از دید برخی به عنوان مانع ازدواج بیان میکند، اما هرگز اجازه نمیدهد که این منطق ناصواب، دستاویزی برای مجرد ماندن افراد شود و میانجیگری در ازدواج را مشروط به مساعد بودن شرایط مالی نمیداند. قرآن مشکلات اقتصادی را نه تنها مانعی برای ترک اصل ازدواج برنمیشمارد، بلکه مردم را از دستاویز قرار دادن آن برای ترک واسطهگری ازدواج هم پرهیز میدهد.
خداوند در آیه ۳۷ سوره احزاب نیز وساطت در ازدواج را به مثابه الگوگیری از فعل الهی دانسته و میفرماید:
«وَ إِذْ تَقُولُ لِلّذِي أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَقِ اللّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللّهُ أَحَقُ أَنْ تَخْشَاهُ، فَلَمّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنّ وَطَرًا، وَكَانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولًا»
( به خاطر بیاور) زمانی را که به آنکس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزندخواندهات «زید»] میگفتی: «همسرت را نگاهدار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار میکردی)؛ و در دل چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میکند؛ و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندههایشان (هنگامی که طلاق گیرند) نباشد؛ و فرمان خدا انجامشدنی است (و سنت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).
در این آیه خداوند متعال خود به عنوان واسطه ازدواج بین پیامبر و همسر قبلی زید، زینب معرفی شده است و این امر در عبارت «زوجناکها» (ما او را به تو تزویج کردیم)، کاملا مشهود است. این تعبیر نشاندهنده جایگاه و ارزش واسطهگری برای ازدواج در نزد خداوند است. مقامی که پروردگار خود را به آن متصف کرده و از افعال خود برشمرده است.
آیه دیگری که در بیان اهمیت و جایگاه وساطت در ازدواج میتوان به آن استناد کرد، آیه ۲۷ سوره قصص است. این آیه شریفه به داستان ازدواج یکی از دختران حضرت شعیب (ع) با حضرت موسی (ع) اشاره دارد.
«قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ، فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ، وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ، سَتَجِدُنِي إِنْشَاءَاللّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ»
شعیب گفت: «میخواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی؛ و اگر آن را تا ده سال افزایش دهی، محبتی از ناحیه توست؛ من نمیخواهم کار سنگینی بر دوش تو بگذارم؛ و انشاءالله مرا از صالحان خواهی یافت.»
در این آیه حضرت شعیب با حفظ موقعیت پدری در نقش واسطهگری ازدواج برای دختران خود نیز معرفی شده است؛ زیرا مسئله وساطت در منطق اسلام، اگرچه برای عموم افراد جامعه وظیفهای اخلاقی و انسانی است، جزو تکالیف لازم الاجرای والدین در قبال فرزندان است.
در این خصوص این آیه شامل نکاتی درباره این وظیفه خطیر والدین به این شرح است:
بررسی کفویت زوج قبل از هر اقدامی که با عبارت «القوی الأمین» در آیه ۲۶ این سوره بیان شده، از مهمترین وظایف عملی واسطهگران است. نکته دیگر اینکه تأخیر نینداختن در واسطهگری برای ازدواج دختران بعد از احراز کفویت به بهانه موانع غیرمعقولی چون عدم اشتغال، تأمین مسکن و… امری واجب است. حضرت شعیب در این آیات به عدم تمکن مالی حضرت موسی توجه ندارد، بلکه شخصیت و حسن تربیتی او را سرمایه اصلی برای تشکیل خانواده قرار میدهد. نکته دیگری که از این آیه میتوان استقصا کرد، مطلع شدن واسطه از نظر قطعی مرد درباره ازدواج، قبل از باخبر کردن دختران است که این مسئله از جمله ظرایف واسطهگری از جانب بانوان است و دلیل آن نیز به روحیه لطیف، عاطفی و آسیبپذیر بانوان برمیگردد.
در این آیات نکات دیگری همچون پیشقدمشدن حضرت شعیب در پیشنهاد ازدواج به جای صبر کردن و چشم انتظار خواستگار ماندن نیز قابل تأمل است.
ضرورت وساطت در روایات
حضرات معصومین (ع) در مجامع روایی از حقیقت وساطت در ازدواج سخنها گفته و نتایج دنیوی و اخروی وافری برای آن ذکر فرمودهاند. پیامبر مهربانیها و اهلبیت همواره خود واسطه ازدواج برخی افراد میشدند یا به دیگران سفارش میکردند که در امر ازدواج، واسطهگری کنند.
در روایتی از پیامبر اکرم از واسطهگری برای ازدواج به عنوان حق شرعی و قانونی فرزند مجرد یاد شده است. ایشان میفرماید: «از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است؛ اینکه بر او نام نیکو نهد؛ به او نوشتن بیاموزد و وقتی به سن ازدواج میرسد، برایش همسر اختیار کند».
در روایتی دیگر پیامبر اکرم (ص) دستور داده که «پسران و دخترانتان را همسر دهید. گفتند: ای پیامبر خدا! پسرانمان را همسر میدهیم. اما دخترانمان را چطور؟ فرمود: آنها را به طلا و نقره بیارایید؛ جامه نیکو بر تن آنها بپوشانید و جهیزیه خوب به آنها بدهید تا خواستگار پیدا کنند».
در تعداد دیگری از روایات، حضرات معصومین (ع) به ثوابهای دنیوی و اخروی امر وساطت در ازدواج اشاره کردهاند؛ مثلا حضرت محمد (ص) فرمودند: «هر کسی که در ازدواج دو مؤمن بکوشد تا آن دو سر و سامان یابند، خداوند هزاران حورالعین را به ازدواج او در میآورد و در ازای هر گامی که در آن راه برمیدارد یا کلمهای که بر زبان میآورد، پاداش یک سال کسی را به او میدهند که شبها را به عبادت و روزها را به روزه گذرانده است.
ایشان در حدیث دیگری فرمودهاند: «هرکه بندهای را زن دهد، خداوند تاج پادشاهی بر سرش قرار میدهد». امام کاظم (علیهالسلام) نیز واسطهگران ازدواج را سایهنشینان عرش الهی دانسته و میفرماید: «سه کس در روزی که سایهای جز سایه عرش خدا نیست، در سایه عرش او هستند. مردی که برادر مسلمان خود را زن دهد یا به او خدمت کند یا رازش را بپوشاند».



